اخبار آرشیوی
رضا برجی، مستندساز: "آوینی" تحولی خلاقانه و جهش عظیمی در سینمای مستند ایران ایجاد کرد/ وی به این دلیل توانست با فیلمهایش بر دلها تاثیر ولایی بگذارد که خود ولایی بود و این همان چیزی است که سینمای ما امروز کم دارد
خبرگزاری ایکنا نوشت: رضا برجی، عکاس جانباز و مستندساز جنگ با بیان این مطلب اظهار داشت: - در زمان جنگ حجم تبلیغات ضد جنگ بسیار زیاد بود، ولی آوینی توانست ذائقه مردم را در سینمای مستند عوض کند و توانست مردم را برای دیدن «روایت فتح» پای تلویزیون بنشاند که آن را با لذت تماشا کنند. - یکی از موضوعاتی که متاسفانه در انقلاب به آن کم توجهی شد و به جای حل مسئله صورت مسئله آن را پاک کردیم هنر انقلابی است. مقام معظم رهبری توصیههای خوبی در زمینه هنر انقلابی داشتهاند که باید توجه بیشتری به آنها کنیم، باید به حرفهای آقا توجه کنیم تا حرف آقا روی زمین نماند. - سینما در دوران بعد از انقلاب نه تنها جهش نداشت بلکه پسرفت عجیبی در برخی آثار دیده میشود و در بسیاری موارد به فیلمهای قبل از انقلاب نزدیک شده است. - البته در همین سینما مرتضی آوینی ظهور کرد و تحول عظیمی در آن به وجود آورد، یکی از کارهای او این بود که در سینمای مستند انقلابی بوجود آورد. او با بردن دوربین به صحنه جنگ و مناطقی که دوربین در آنجا غریبه بود این تحول را بوجود آورد. - آوینی با ساخت مستندهایی چون «شش روز در ترکمن صحرا»، «سیل خوزستان»، «خان گزیدهها»، «مرد
جهاد و شهادت»، «خون بهای بیداری؛ فتح خون»، «حقیقت» و «هفت قصه از بلوچستان» تحولی خلاقانه و جهش عظیمی را در سینمای مستند ایران ایجاد کرد. - آوینی دارای اندیشهای ژرف بود، در وجود او جمعی از شخصیتهای متفاوت حضور داشت، او عارف بود، اندیشمند بود، فلسفه غرب و شرق را خیلی خوب میدانست و بر آن مسلط بود، تجربه زندگی در غرب را داشت و از آنجا که فلسفه اسلامی را خیلی خوب میشناخت و علاقهمند به فلسفه ملاصدرا بود، روند جدیدی از تولید فیلم مستند ایجاد کرد که خود آن را سینمای مستند اشراق نامید. -آوینی از پنجره سینمای اشراق نگاه جدیدی به سینما آورد و ثابت کرد که سینمای اشراق جوابگوی تبلیغات منفی در مورد دفاع مقدس در آن دوران است. با بررسی فیلمهای آن دوران براحتی به تاثیر مجموعه فیلمهای مستند روایت فتح پی برده میشود. - آوینی در روایت فتح هم نویسنده بود، هم تدوینگر و هم آن را کارگردانی میکرد و به قولی بیش از 70 درصد از بار روایت فتح بر دوش او بود. این بدان معنی نیست که تلاش دیگران را کمرنگ جلوه دهیم، بلکه تلاش مرتضی بیش از اندازه پررنگ بود و دیده میشد؛ این به این خاطر بود که مرتضی با اندیشهای خاص وارد شده بود. -آثار
مربوط به جنگ معمولا مدتی بعد از جنگ تولید میشوند، رمان جنگ همیشه دو دهه بعد از جنگ شکل میگیرد و قصه و فیلم جنگ هم همین طور. به نظر من حضرت آقا از وضعیت کنونی قصهها و فیلمهای مربوط به جنگ راضی نیستند. ما اگر چه رمانهای خوبی در مورد دفاع مقدس نوشتهایم، اما هنوز رمان جامعی که راضی کننده باشد ننوشتهایم. شعر ما هم به همین صورت است و انتظاری که از خلق اثر با مضمون انقلاب اسلامی داریم هنوز برآورده نشده است. - تاثیر انقلاب بر روی همه گرایشهای هنری تاثیر مساوی نبوده است. بر روی برخی گرایشها این تاثیر بسیار زیاد و بر روی برخی کمرنگ بود. قالب و مظروف برخی هنرها مضمون انقلاب را به سرعت پذیرفت و برخی هنرها آمادگی لازم برای پذیرش آن را نداشتند؛ سینما از این نوع است، ابتدا باید قالب آن تغییر کند تا آمادگی پذیرش مضمون انقلاب در خود را پیدا کند. - تلویزیون یک ذائقه است، بخاطر همین هم امام(ره) میگوید دانشگاه است و آقا بر آن تأکید بسیار دارند، چون در تلویزیون در حال شکلدهی به ذائقه مردم هستیم و تغییر ذائقه زمان میبرد. مثلا تا ده پانزده سال پیش مردم از دیدن سینمای چارلی چاپلین لذت میبردند و آن را درک میکردند، اما
الان آن سینما از رونق افتاده است و سینمای سطحی جای آن را گرفته است؛ ذائقه مردم به تدریج عوض شده است. - ما در سینمای کمدی خود توانستیم بوسیله کارهای فاخری با جنگ شوخی بکنیم، «لیلی با من است» و یا «اخراجیها» که من بر هر دوی آنها نقد هم دارم، توانستند بخوبی با جنگ شوخی کنند و ذائقه مردم آن را بخوبی پذیرفت و آنها استقبال کردند. - در زمان جنگ حجم تبلیغات ضد جنگ بسیار زیاد بود، ولی آوینی توانست ذائقه مردم را در سینمای مستند عوض کند و توانست مردم را برای دیدن «روایت فتح» پای تلویزیون بنشاند که آن را با لذت تماشا کنند. در حالی که آوینی در «روایت فتح» حتی یک پلان هم جلوی دوربین حضور نداشت اما پس از شهادتش تصویر او به سرعت مشهور شد و خیل جمعیت مردم در مراسم تشییع او حضور داشتند. زیرا او توانست بر قلبها تاثیر بگذارد. - مرتضی عرفان عملی و نظری داشت، نماز شبی خالصانه میخواند، او میگفت که در «روایت فتح» هیچ وقت بدون وضو پای مونتاژ کار ننشستهام، بدون آنکه رو به قبله بنشینم، ننوشتهام؛ او در خلق اثرش خودش بود و ریا نمیکرد و چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند؛ سینمای مستند مرتضی سینمایی بود که از درون و روح خدایی او
میجوشید و بعد در روح پاک دیگران مینشست. یکی از تحولاتی که شهید آوینی در سینمای مستند به وجود آورد این بود که او نریشنهایی را در فیلم میآورد که هیچ ربطی به خود فیلم نداشت، بلکه به باطن موضوع فیلم مربوط میشد و از حال و هوای درونی رزمندهای که در گوشهای از تصویر دیده میشد حرف میزد. در حالیکه او از درونیات و خواستههای دل آدمهای فیلم حرف میزد تصویر چیز دیگری را نشان میداد. او پای صحبت آن آدمها نشسته بود و راه نفوذ در قلبهای الهی را نیز یافته بود. - دیگران نتوانستند آوینی شوند، زیرا خودشان الهی نبودند، دم از ولایت میزدند ولی ولایی نبودند، مرتضی دم از ولایت میزد و ولایی بود، به دلیل هم توانست با فیلمهایش بر دلها تاثیر ولایی بگذارد و این همان چیزی است که سینمای ما الان آن را کم دارد.