اخبار آرشیوی

کدخبر: 375013

حسین کچویان: نظریه‌پردازی و شکستن استبداد در علوم انسانی غربی مستلزم تجزیه و تحلیل جهان و روابط حاکم بر آن با نگاه خاص خودمان است/ نگاه دینی به پدیده‌ها از کسی برمی‌آید که حالات و افعالش دینی شده باشد، انسان سکولار نمی‌تواند وارد ساحت نگاه الهی به جهان شود

به گزارش «نسیم»، عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در بخش‌های دیگری از گفتگوی خود با خبرنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: - دانش‌ها تابع شرایط تاریخی، اجتماعی، محیطی و… هستند و می‌توان گفت که هر قوم و ملتی در برهه تاریخی دارای دانش‌ها یعنی به‌طور اعم نگاه خاصی به جهان پیرامونی خود هستند. - در مورد بحث ارتقاء و تحول علوم انسانی هم باید به این نکته توجه داشت که علوم انسانی متعارف و رایج در کشور تا حد زیادی تقلید و کپی‌برداری از علوم انسانی تولید شده در غرب چند قرن اخیر و در بردارنده تمام پیش‌فرض‌های معرفتی و غیرمعرفتی این علوم است. - با پذیرش تفاوت پیش‌فرض‌های علوم به‌ویژه علوم انسانی این علوم با یکدیگر متفاوت خواهد بود. علوم انسانی در غرب در بستر اجتماعی و تاریخی خاص، با مقاصد خاص شکل گرفت که این پیش‌فرض‌ها هیچگاه در مشرق زمین و به‌طور اخص در کشورها شکل نگرفت. - ارتقاء و تحول در علوم انسانی را هم اگر بخواهم در یک کلام تعریف کنم باید بگویم که تولید علوم انسانی در چارچوب پیش‌فرض‌های تمدنی خودمان باتوجه به الزامات آن برای پاسخگویی به نیازهای تمدنی خودمان را می‌توان شاکله اصلی ارتقاء و تحول در علوم انسانی دانست. - انقلاب اسلامی به‌عنوان حاصل حداقل صد سال مبارزات خونین مسلمانان بر علیه استبداد و استعمار برای آنکه بتواند از وابستگی و ریزه‌خوار بودن خارج شود باید در بحث علوم به‌ویژه علوم انسانی مستقل باشد. - برای آنکه بتوانیم در علوم انسانی نظریه‌پردازی کنیم و استبداد و تک‌صدایی علوم انسانی غربی را در محیط‌های علمی در هم بکشنیم، اولا باید جرات داشته باشیم تا مسائل را متفاوت ببینیم یعنی با نگاه خاص خودمان جهان پیرامونی و روابط حاکم بر آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. ثانیا طرح پرسش‌های عمیق و صریح از تفکر غربی در حوزه علوم انسانی طلب پاسخ از این دستگاه معرفتی را جدی بگیریم، ثالثا شناخت جریان‌های مؤثر در تاریخ اندیشة غرب و پیش‌فرض‌های معرفتی حاکم بر این جریانات مثلاً شناخت این موضوع که میشل فوکو یا ماکس وبر در چه شرایط معرفتی نظریات خود در رابطه با عقلانیت، قدرت و… را پردازش کرده‌اند. - برای آنکه بتوانیم در علوم انسانی نظریه‌پردازی کنیم و استبداد و تک‌صدایی علوم انسانی غربی را در محیط‌های علمی در هم بکشنیم، اولا باید جرات داشته باشیم تا مسائل را متفاوت ببینیم یعنی با نگاه خاص خودمان جهان پیرامونی و روابط حاکم بر آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. ثانیا طرح پرسش‌های عمیق و صریح از تفکر غربی در حوزه علوم انسانی طلب پاسخ از این دستگاه معرفتی را جدی بگیریم، ثالثا شناخت جریان‌های مؤثر در تاریخ اندیشة غرب و پیش‌فرض‌های معرفتی حاکم بر این جریانات مثلاً شناخت این موضوع که میشل فوکو یا ماکس وبر در چه شرایط معرفتی نظریات خود در رابطه با عقلانیت، قدرت و… را پردازش کرده‌اند. - علم تابع بخشنامه نیست و رشد علمی کار یک روز و چند روز نیست بلکه شما باید محیط علمی را با سؤالات نوین درگیر کنید و مقدمات اندیشیدن صحیح را هم فراهم کرده باشیم در این صورت است که دستگاه معرفتی مطلوب ما حاصل خواهد شد. - دانشگاه‌های ما تأخیر دارند و در این زمینه نه تنها کاری نکرده‌اند بلکه بعضاً مقاومت هم کرده‌اند. در این سال‌های اخیر هم هرکسی حرفی زده که با درک ناقص عده‌ای از علم در تضاد بوده با برچسب چند علم و… علیه او دعوا راه انداخته‌اند. - متأسفانه اخلاق نقد علمی و پذیرش منتقدین در محافل دانشگاهی کمرنگ است. چندی پیش من در یک گفت‌وگو به این نکته اشاره کردم و گفتم ای کاش مدافعین مدرنیته در ایران به اندازه خود مدرن‌ها از نظر رفتار با منتقدین مدرن بودند. تاریخ غرب مدرن آکنده از آمدن و رفتن‌ها، طلوع‌ها و افول‌های اندیشه‌ها و اندیشمندان بوده است؛ ولی خود بنده هنگامی که نظریه پایان جامعه‌شناسی و لزوم توجه بیشتر به مطالعات فرهنگی را مطرح کردم این جریان به ظاهر مدرن ولی در واقع مرتجع حملاتی را به بنده کردند که واقعاً شرم‌آور بود. - تحولی که مقام معظم رهبری در شورای عالی ایجاد کردند، مبارک است ولی به نظر من باید تحرک دبیرخانه برای پیگیری مصوبات و حضور در بعضی از عرصه‌ها بیشتر شود. -
ارسال نظر: