اخبار آرشیوی

کدخبر: 446742

آیت‌الله جوادی آملی: هر جای عالم سخن از مبارزه حق علیه باطل باشد، نام امام حسین(ع) جلوه‌گری می‌کند/ جهاد اکبر این است که انسان در حد علامه بحر العلوم بشود و ببیند

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی امروز یکشنبه در جمع علما و روحانیان حوزه علمیه در مسجد اعظم قم با بیان این مطلب اظهار داشت: - انسان خیال نکند رها است، «درباره خصوص مؤمنان هم می فرماید به ایمان اکتفا نشده و آزمون های زیادی در راه است، هم گذشته ها امتحان شده اند و هم آینده ها امتحان می شوند. برخی با فقر و برخی با ثروت امتحان می شوند، برخی مبتلا به مرض و برخی مبتلا به سلامتند، ‌مبتلا یعنی مُمتَحَن و مورد امتحان قرار گرفتن،‌ انسان در هر لحظه در امتحان است و گاهی امتحان ها هم مربوط به مسائل عمومی جامعه است. - مسأله لقاءالله در سوره انعام،‌ اعراف، یونس،‌ رعد، کهف و مؤمنون کاملا مطرح شد،‌ لقاءالله از رهاوردهای با برکت قرآن کریم است، ‌در کتابهای عقلی پیشینیان ادراک خدا به معنی تصور مفهومی خدا و برهان های مطرح در کتب عقلی ذکر می شد، اما شهود خدا معمولا در کتاب های عقلی نبود که انسان خدا را مشاهده کند، - مسأله لقاءالله برای هر کسی در حد خاص خودش مطرح است، هیچ کس نیست که به لقای الهی نرود، یا ملاقات اسمای رحمت و عنایت است و یا قهر و جلال منتهی مهلت می خواهد که فرمود «مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّـهِ» باید مدتی صبر کنی «فَإِنَّ أَجَلَ اللَّـهِ لَآتٍ» این مدت که به سر رسید،‌ وقتی این نشئه را رها کردید لقاءالله نصیب شما می شود، آنهایی که به موت ارادی مرده اند اجلشان آمده است، کسانی که این مدت را گذرانده اند در دنیا نظیر حارثة بن مالک که گفت «کأنی أنظر إلی عرش الرحمان بارزا»، اینها در حد خودشان در دنیا به لقای الهی رسیده اند یعنی چیزی مانع از شهود الهی نیست، این لقاء یقینی برای برخی مثل انسانهای کامل هم در دنیا و هم در آخرت است و برای دیگران بعد از رسیدن مدت و اجلشان. وی افزود: شأن نزول هایی که برای این آیات ذکر کرده اند هر کدام بر فرض صحت سند، ‌در جای خود معتبر است، اما هیچ کدام مخصص عموم یا مقید اطلاق نیست، آیه می تواند به عموم اطلاق خود باقی باشد، آن فشارهایی که در مکه بر سمیه و عمار و امثال شان وارد آمد به عنوان مصداق روشن و شفاف است و اختصاصی به آن سرزمین و آن افراد ندارد و البته این روایات می تواند معتبر باشد. جهاد اصغر و اوسط و اکبر عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به آیه شریفه «وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّـهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ» بیان داشت: درباره مسأله جهاد خدای متعال فرمود شما در سرزمین مکه که مبتلا به صنادید قریش هستید اگر جهاد کردید برای خودتان است و خدا از هر دو عالم بی نیاز است، اگر کسی جهاد کرد به سود خود جهاد کرده است البته نفعش به مملکت و امت و امثال ذلک می رسد ولی بهره اساسی را خود مجاهد و مدافع می برد چون خدا از هر دو عالم بی نیاز است، جهاد اقسامی دارد، آنچه که در مکه اتفاق افتاد و می تواند شأن نزول باشد همین جهاد اصغر است،‌ جهاد را به سه قسم اصغر و اوسط و اکبر تقسیم کرده اند، چون غالبا به جهاد اکبر دسترسی نداریم همین جهاد اوسط را به نام جهاد اکبر برای ما معرفی می کنند، مثل آنهایی که به علم تجریدی راه نداشتند مسأله ریاضی را قله می پنداشتند و خیال می کردند ریاضیات ملکه علوم است در حالی که ریاضیات قریب هم کف است، در آن روایت معروف هم که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود «علیکم بالجهاد الاکبر» این جهاد اکبر نسبی است. - جهاد اصغر همین است که انسان با دشمن بیرون با آهن می جنگد، جهاد اوسط این است که با دشمن ترین دشمن می جنگد «أعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک»، در روایات هم آمده که «جاهدوا أهوائکم کما تجاهدون أعدائکم»، همان طور که با دشمن بیرون می جنگید با دشمن درون هم که هوس است بجنگید، این جهاد اوسط است که انسان سعی می کند آدم عادلِ با تقوای خوبی باشد همین، جهاد اوسط در حد تأمین ره توشه و زاد است که فرمود «تزوّدوا فإن خیر الزاد التقوی»؛ زاد و توشه تهیه کنید، تقوا و عدالت و عبادت توشه است، توشه برای راه است که انسان را به مقصد برساند، اگر زاد تهیه کردید این سؤال از آن به بعد مطرح است که ما زاد و توشه تهیه کردیم که کجا برویم؟ پس یک مقصدی هست و حال که به مقصد رسیدیم مقصود ما در آن مقصد چیست؟ این جهاد اکبر است، جهاد اکبر این نیست که انسان تلاش و کوشش کند و در حد شیخ انصاری آدم خوب بشود، جهاد اکبر این است که در حد علامه بحر العلوم بشود و ببیند، یک وقت انسان تلاش و کوشش می کند و می شود منتظر ولی عصر علیه السلام، این جهاد اوسط است اما یک وقت هر گاه خواست خدمت حضرت برسد می رسد این جهاد اکبر است، - جهاد اکبر تلاش و کوشش بین عقل و قلب است نه عقل و نفس،‌ بین حکمت و عرفان است نه اینکه بخواهد آدم خوبی باشد که این شرط و کف جهاد اکبر است، ‌نمی خواهد بفهمد می خواهد ببیند، در قرآن آمده «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»، اگر آن راه را طی کرده باشید هم اکنون جهنم را می بینید نه بعد از مرگ، چون بعد از مرگ کافر هم می بیند و می گوید «رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا». - جهاد اکبر انتقال از مفهوم به مشهود است، خیلی از بزرگان ما که به قله رسیدند جامع منقول و معقول شدند اما اوحدی از اهل معنی هستند که جامع معقول و منقول و مشهودند یعنی واقعا بهشت و جهنم را می بینند،‌ بیان نورانی حضرت امیر علیه السلام در خطبه همام را متأسفانه سید رضی تقطیع کرده و گوشه ای از آن را نقل کرده است، این خطبه 222 که دارد مردان الهی کسانی هستند که «قد أحیی قلب و أمات نفسه» رفتند و رفتند تا به باب السلام رسیدند گوشه ای از همین خطبه همام است، اگر کسی مجموعه خطبه را یکجا ببیند می فهمد که چرا شنونده صیحه ای زد،‌ بیهوش شد،‌ افتاد و مرد، - جهاد اوسط مجاهده با نفس است که انسان خوب و با تقوا و عادلی بشود و ره توشه تهیه کند،‌ از این که فرموده اند ره توشه تهیه کنید معلوم می شود که از این به بعد هم خبری هست، کسی که می خواهد به مشهد مشرف شود ره توشه ای می خواهد و ره توشه برای این است که او را به مقصد برساند اما از آن به بعد مقصد و مقصودی دارد که زیارت امام است، مشهد مقصد است و مقصود زیارت ثامن الحجج سلام الله علیه است،‌ تقوی و با تقوی شدن و عادل شدن راه است و بالاتر از راه هم هست که البته برای اوحدی است. - حال که ما دستمان به قله نمی رسد جهاد اصغر و اوسط را باید رعایت کنیم، دومی که وظیفه عمومی ما است و باید مواظب باشیم که حرف نفس را که اعدی عدو ما است گوش ندهیم و با او بجنگیم و مشکلی پیدا نکنیم، ‌شأن نزول این آیه مربوط به فشار هایی است که بر عمار و سمیه وارد شد که به عنوان شأن نزول آیه است، ‌الآن هم در محرم هستیم و جریان سید الشهدا علیه السلام مطرح است،‌ آنچه که مسأله روز ما است جهاد اصغر است البته اگر کسی در جهاد اوسط موفق شد و تا حدی توفیق پیدا کرد می تواند در جهاد اصغر موفق شود، شما رهبران شیعه هستید که باید به لطف الهی نهضت حسینی را بررسی کنید، حیف است که عزاداری پسر پیغمبر به همین مسائل عاطفی و گریه کردن و اینها ختم شود، دین مسأله جهاد را در ردیف بهترین عبادت ها قرار داده است، مثلا یکی از عبادت ها اعتکاف است، در کتاب الجهاد بحث مرابطه مطرح شده است، این حرف را عرض می کنم تا قدری این عزیزانی که در مرزهای کردستان یا شمال غربی مراقبت می کنند که پژاک و امثال آن مزاحم نشوند، تشویق بشوند، مرزداری نظیر اعتکاف یک عبادت رسمی است،‌ مهمترین عبادت ما که اعتکاف است ـ به قدری اعتکاف مهم است که روزه که از ارکان پنجگانه دین ما است شرط اعتکاف است مثل وضو که شرط نماز است ـ مشابه مرزداری و مرابطه است. - مسأله روضه خوانی این طور نیست که انسان مطالعه کند و منبر برود،‌ ما پذیرفتیم که وجود مبارک سیدالشهدا علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است «حسین مِنّی»،‌ پیغمبر فرمود نماز بخوانید، آمد نماز خواند و فرمود «صلّوا کما رأیتمونی اُصَلّی»، فرمود باید حج بروید، ‌خود حج بجا آورد و فرمود «خذوا عنی مناسککم»،‌ غزوه ها و امثال ذلک را بر حضرت تحمیل کردند و مردم از نزدیک دیدند اما این جهاد، استقلال، حریت، امنیت، عظمت و شهادت را باید یک کسی باشد که یاد مردم بدهد و بگوید مردم اینها را از من یاد بگیرید، این برای آن ذوات قدسی میسر نشد، سالار شهیدان صلوات الله و سلامه علیه با همه تشکیلات و جلال و شکوهش آمده و می فرماید «ایها الناس خذوا عنی استقلالکم و دفاعکم و جهادکم و حریتکم و شهادتکم، مردم، دین جهاد و شهادت و استقلال طلبی و آزادی خواهی آورده، ببینید چیست، حرفهای کتاب ها کافی نیست، اگر کافی بود پیغمبر مکه نمی رفت و نمی گفت «خذوا عنی مناسککم»،‌ شنیدید شهادتی هست اما نمی دانید شهادت یعنی چه، «خذوا عنی شهادتکم» استقلال مملکت را شنیدید اما نمی دانید چطور می شود دین را مستقل کرد، «خذوا عنی استقلالکم»،‌ شنیدید یک ملتی باید آزاد باشند اما آزادی را که نچشیدید «خذوا عنی حریتکم». - خواهر او سلام الله علیها هم همین طور است ـ عقیله بنی هاشم وصف هر دوی این خواهر و برادر است چون «ة» در عقیلة برای مبالغه است نه تأنیث مثل خلیفة که برای مبالغه است‌ ـ می گوید «خذوا عنی اسارتکم» این که می بینید عده ای 10ـ11 سال در اسارت بیگانگان و صدام بودند و خم به ابرویشان نیامد، برای این که از زینب کبری سلام الله علیها شنیدند که فرمود «خذوا عنی اسارتکم» اینها یک مکتب عمیق علمی است که باید در منبرها گفته شود، البته عزاداری و اشک و سینه زدن و ناله کردن فخر همه ما است اما حضرت آمده تا در همه شئون بگوید «خذوا عنی شهادتکم» وگرنه این همه انبیا را کشته اند که خبری از آنها نیست و کسی برایشان به سر و سینه نمی زند، بیش از هفتاد میلیون ـ برخی تا صد میلیون هم گفته اند ـ انسان در جنگ جهانی اول و دوم خاک شدند و خیلی ها حتی این رقم را هم نشنیده اند، با اشک و روضه و مداحی محض نمی شود، باید این مکتب باز شود که او چه آورده است که این 72 نفر از بیش از 1000 سال پیش مانده اند و کل عالم را تسخیر کرده اند اما این 70 میلیون با اینکه مظلومانه هم بوده، خاک شدند. - الآن در محرم هستیم، باید در منبرها به مردم بگویید که حسین بن علی سلام الله علیهما به مردم گفت همان طور که جدم به مکه رفت و گفت حج را از من یاد بگیرید، الآن شهادت را از من یاد بگیرید،‌ یکی از بر کات آن جریان غزه است که این روزها شنیده اید، او برای جهان پیام داد، اینکه در قتلگاه فرمود «إن لم یکن لکم دین فکونوا أحرارا فی دنیاکم» به شیعه و سنی و یهودی و مسیحی گفته است، هر جای عالم سخن از مبارزه حق علیه باطل باشد نام حسین بن علی علیهما السلام می درخشد./913/پ201/ج / پایان خبر /
ارسال نظر: