اخبار آرشیوی
حسن عباسی در برنامه "دیروز، امروز، فردا"/۲: تقابل بین دو ابرقدرت فکری دنیا در این چندسال، در قالب سینما از جایزه دادن به "جدایی..." تا "آرگو" ادامه یافته/ "آرگو" را باید در ادامه دیپلماسی آمریکاییها اما با موضع تکبر دید؛ سعی دارند با هنر، قلب و ذهن مقابل را تسخیر و مدیریت کنند
به گزارش خبرنگار «نسیم»، دکتر حسن عباسی گفت: - این نکته حائز اهمیت است که در فضای کلی سینما این اعتقاد وجود دارد که نباید طبق مستندات تاریخی عمل کرد و دست کارگردان باز است تا بر اساس درام کار کند. در سینما حتی این موضوع وجود دارد که شما وقتی می خواهید یک رمان را تبدیل به فیلم کنید، آن را دراماتیزه می کنید و در این صورت می توانید به اصل رمان هم پایبند نباشید. -در سه سال اخیر یک منازعه ای در فضای دیپلماسی سینما شکل گرفته که اگر به این دیپلماسی دقت نکنیم نمی توانیم هدف اسکاری شدن «آرگو»را روشن کنیم. ما در طول سه سال گذشته اسکار گرفتن جدایی نادر از سیمین را می بینیم و بعد با اسکار گرفتن آرگو را مواجه می شویم مساله سوم این است که سه سال است در تهران همایشی به نام نگاهی به فلسفه هالیوودیزم برگزار می شود و خیلی از اهالی سینمای غرب به این همایش می آیند و هالیوود را آسیب شناسی می کنند. -الان به نظرم یک نوع دیپلماسی بین نهادهای سینمایی دو طرف اتفاق افتاده است. این فضایی است که تنها می توان آن را با فضایی که بین چین و آمریکا به وجود آمد مقایسه کرد. در برهه ای از زمان این دو کشور از طریق پینگ پنگ روابط بین خود را اصلاح
کردند. در این چند وقت که آمریکایی ها ایران را به مذاکره مستقیم دعوت کرده است، اسکاری شدن فیلم آرگو نشان می دهد که جایگاه این فیلم در ادامه دیپلماسی سینما ، نقش پر رنگ و اساسی است و در تراز وزارت خارجه آمریکا و ایران است. - چرا سال گذشته اسکار به جدایی نادر از سیمین تعلق گرفت و چرا امسال آرگو اسکار را دریافت کرد؟ در مقابل ما قضیه مسلمان شدن شان استون، و برگزاری همایش هالیوودیزم را هم می بینیم که در واقع جوابی به دیپلماسی سینمای هالیوود است! این تقابل به نظر می آید که رقابت دو ابر قدرت دنیا است. چند روز پیش یکی از رسانه های آمریکایی گفته بود که رهبر ایران مشخص نمی کند که ما چگونه باید دلخوری که از آمریکا در دل ایشان وجود دارد را برطرف کنیم.! خب این یک برگ برنده برای کشور ما محسوب می شود که آن ها فکر می کنند ما به آن ها توجه نمی کنیم. این یعنی در دیپلماسی عمومی آمریکا و اروپا تلاش می کند که رابطه خود را با ایران تنظیم کند. - این روش دیپلماسی آمریکایی هاست. مثلاً در مذاکرات آلماتی آمدند سر میز مذاکره و از آن طرف تحریم های جدید را امضاء کردند. اگر شما می بینید که به جای دلجویی و تلطیف فضا،با آرگو دست به ملتهاب
کردن فضا را زده اند، دلیلش شیوه دیپلماسی آمریکایی هاست. - وقتی اوباما گفت ما برای مذاکره آماده هستیم، رهبری فرمودند ادبیات مذاکره با پیش شرط و از موضع بالا قبول نیست. این خوب است که ما بدانیم که آمریکا در همه مناسبات خود با تکبر و غرور برخورد می کنند. مثلاً می گویند تحریم ها را لغو می کنیم اما بلافاصله اعلام می کنند تحریم های جدیدی وضع خواهیم کرد. دیپلماسی علوی به تعامل صادقانه قائل است اما آن ها از موضع تکبر اسکار را به آرگو اهدا کردند. - در فضایی بین شوروی و آمریکا یک سری فیلم 007 ساخته شد تا رقابت بین شرق و غرب را نشان دهد. راکی و رامبو هم در همین مضمون ساخته شد. تقابلی که الان در سینمای ایران و آمریکا وجود دارد، پیش از این بین شوروی و آمریکا هم وجود داشته و چیز جدیدی نیست. - کتاب معروف «بر بال عقاب» در زمینه لانه جاسوسی منتشر شد و بعد از مدتی در ایران هم ترجمه شد. در این کتاب آمریکایی ها دو وجه را در مورد تسخیر سفارت بیان می کنند. اول اینکه چرا در عرف دیپلماسی این کار از سمت ایران انجام شده است؟ جواب این سوال خیلی ساده است، آیا عرف دیپلماسی اجازه می دهد کشوری طرح براندازی کشوری را در خاک خودش طراحی و
اجرا کند؟ وجه بعدی این است که می گویند دیپلمات های ما را به گروگان گرفته اند و از این طریق مظلوم نمایی می کنند.. -آمریکاه به طبس آمد و شکست خورد. بعد از شکست آمریکا در طبس سه فیلم ساخته شد که بگوید آمریکا پیروز طبس بود. واقعیت شکست آمریکا در طبس چیز دیگری بود که کمتر بیان شده است. آمریکایی ها از موجی که ما شروع کردیم و گفتیم طوفان شن باعث شکست آن ها شد، استفاده کردند و طوفان شن را عامل شکست خود معرفی کردند، این درحالی است که علت اصلی شکست آمریکا در طبس مساله دیگری بود. آمریکا با 8 هلی کوپتر وارد طبس شد و قرار بود این 52 گروگان را آزاد کنند و برگردند. آنطور که به نظر می آید نیروهای آمریکایی که قرار بوده به منظریه قم بروند و از آنجه به سمت ترکیه پرواز کنند. از طرفی این موضوع هم وجود داشته که آمریکایی ها تصمیم داشتند بعد از پیاده کردن نیروهای خود در طبس، این هشت هلی کوپتر را در طبس بگذارند و بروند. - تیمسار رازقی در بندرعباس به من گفت که سوال ما در همه این سال ها این بود که چطور می شود هلی کوپتر های آمریکا اینقدر فرسوده باشد؟!.آنچه که برای ما روشن شد این بود که فرمانده تفنگداران آمریکای می دانستن که قرار است
این هلی کوپتر ها در طبس باقی بماند و به همین دلیل هلی کوپتر های فرسوده را به طبس فرستاد. -دلیل اصلی شکست آمریکایی ها در طبس هم همین بود و این یک تحقیر برای آن ها محسوب می شود. امروز وقتی آرگو ساخته می شود، آمریکا روی تحقیری که در طبس اتفاق افتاد، سرپوش می گذارد و این درحالی است که ما می دانیم آمریکا به دلیل اشتباه فرمانده سپاه تفنگداران دریایی خود در طبس شکست خورده است. - خیلی از نگاه ها ناظر به این است که نباید فضا را امنیتی و جنگ دید. واقعیت این است که مساله مهمی که امروز وجود دارد، جنگ نرم است. این چیزی نیست که ایران اصراری بر روی آن داشته باشد و غرب خودش اذعان دارد که هدف اصلی امروز ذهن ها و دل هاست. - کاری که سینما در این دو حوزه انجام می دهد، بسیار مهم و اساسی است. در آرگو می بینیم که مسائل تاریخی جعل شده است، حتی با پذیرش دراماتیزه کرده تاریخ باز هم می بینیم یک پدیده شک برانیگز را تبدیل به یقین می کنند و یک موضوع یقینی را به شک تبدیل می کنند! - امروز جنگ اراده ها جنگی است که به طبع کیفیت کار رسانه در جهان، وجود دارد. این نبرد وجود دارد که چه کسی می تواند ذهن و قلب طرف مقابل را با حب و بغض و مدیریت شک
و یقین، تسخیر کند. این تقابل بین ایران و آمریکا، مساله بیداری اسلامی و موقعیت غرب در جهان اسلام است. این موضوع موجب شده که این تقابل از برخورد سخت نظامی به تقابل اراده ها، اندیشه ها و الگو ها تغییر چهره دهد. -غرب از انقلاب اسلامی سیلی خورده است و مردم ایران توانسته اند بدون کمک آن ها به موفقیت های بسیار زیادی در زمینه علم و فناوری برسد. انقلاب به موفقیت رسیده و این حس را در کشورهای دیگر هم به وجود آورده است که شما هم می توانید از زیر چتر استکبار خارج شوید. -ما قبل از آرگو اقداماتی انجام دادیم که آن ها آمدند و آرگو را ساختند و حالا باید ببینیم در آینده چه عملکردی باید داشته باشیم. جا دارد از سینماگرها و سریال سازهای خوبمان تشکر داشته باشم که برخی مراجعه کردند و خواستند به این مقوله بپردازند. من فکر می کنم ما باید به سراغ این مسائل ایجابی برویم. - اگر ما در زمین خودمان و زمین دشمن با قواعد او بازی کنیم، کار درستی نیست. روش امام و رهبری این است که همیشه با قواعد خود بازی کنیم. ما "شکارچی شنبه" داریم که نظام سلطه هیچ وقت تحمل دیدن آن را ندارد. اگر روش نا متقارن را بپذیریم باید به سمتی برویم که نه تنها پاسخ آن ها
را بدهیم بلکه میدان های جدیدی را ایجاد کنیم تا آن ها بیایند و پاسخ ما را بدهند. - ما در موضوع تسخیر لانه جاسوسی با احترام تمام زنان و سیاه پوستان لانه جاسوسی را آزاد کردیم. خب این یک پیام روشن برای غرب داشت که به آن خوب پرداخته نشده است. تاریخ انقلاب، دفاع مقدس، مساله فلسطین و مقوله مهم بیداری اسلامی چهار شاخه است که رهبری فرمودند که اگر در مورد این چهار شاخه درست عمل شود، یک نوع جهاد اتفاق افتاده است که امیدوارم سینمای متعد ما نگاه ویژه ای به این چهار مقوله داشته باشد.