اخبار آرشیوی
یوسفعلی میرشکاک: امروز دو چشمانداز درباره آوینی وجود دارد، یکی همراهی، همزبانی و همدلی با اوست و دیگری او را یک ماده برای تبلیغات سیاسی میبیند/ بعضیها شهید آوینی را مانند یک "چک" خرج میکنند
به گزارش «نسیم»، عصر روز گذشته هشتمین جلسه از سلسله کلاسهای "هنر از منظر شهید آوینی" در بیستمین سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی با حضور یوسفعلی میرشکاک در کافه نخلستان اوج برگزار شد. بعضی دیدگاههای میرشکاک به شرح زیر است: - یادتان نرود امروز دو چشم انداز درباره شهید آوینی وجود دارد، اولین آن در مورد همراهی، هم زبانی و همدلی با شهداست و چشم انداز دیگر اینکه شهید را یک ماده برای تبلیغات سیاسی می بینند. افرادی 20 فروردین که می شود، شهید آوینی را مانند یک «چک» خرج می کنند؛ از روزی که آوینی به شهادت رسیده تا به الان این دو راه همیشه وجود داشته است. - یادتان نرود انقلاب اسلامی واقعه ای نیست که پشت سر باشد. بخشی از انقلاب مانند نهضت سال 57 و سایر نهضت ها یعنی نهضت مشروطه، نهضت صفویه، نهضت سربداران تا خلافت حضرت آدم پشت سر قرار دارند ولی بقیه افق یعنی ظهور امام زمان (عج) پیش روی ما قرار دارد و هر کس نگاهش غیر از این باشد، سیاست زده است و دین درست ندارد. هر کس بخواهد شهدا را خرج قدرت سیاسی کند، دین در دست ندارد و چنین افرادی مانع راه جوانان ما هستند. - ما نیامده ایم که دنیا را آباد کنیم، سعی کنید با هر اندیشه ای که
دارید، هرگاه دیدید چشم انداز از آخرت عطف به دنیا می شود، بدانید در اندیشه انحراف به وجود آمده و یقین بدانید شهدا و به طور مثال شهید آوینی اگر مماشات می کرد، شاید وزیر می شد ولی برای شیعه عمارت بر کل جهان به اندازه یک برگ گل مصنوعی نیز اعتبار ندارد. - کن به شهید آوینی تاکید می کردم که من را با خودش به سفر ببرد و آوینی چهارشنبه آخرین روز حیاتش گفت که ولایت من را قبول دارید؟ و منظورش از ولایت تفکر و اندیشه اش نبود، کسانی که با آوینی می رفتند، هر چه آوینی می گفتند گوش می دادند و زمانی که متوجه شدیم آوینی روی مین رفته، به اطرافیانش گفته بود که به من دست نزنید و آنها هم فقط نگاه می کردند در حالی که اگر ما بودیم آوینی را به بیمارستان منتقل کردیم. - راه شهید آوینی این نبود که اندیشه دینی و هنر دینی را از مرتبه ای که هست ارتقا بدهد، همین مسئله که بسیجی حجت داشته باشد که اگر در ساحت اولیه مرگ آگاهی قرار دارد و آماده کشته شدن است، این رفتن به شهادت است و لزوما کسی که دارای اندیشه است، این توفیق را پیدا نمی کند که مرگ آگاهی مثبت پیدا کند. راه آوینی، اندیشه وی است و به صورت کلی تقید به شریعت، طریقت و حقیقت پیامبر اکرم
است که اگر این تقید در وجودتان باشد، آرا و آثار آوینی کمکتان خواهد کرد اما اگر این تقید نباشد، آثار آوینی به یک منبع درآمد تبدیل می شود. - عرصه مبارزه با دشمن تنگ تر از آن می شود که فکر کنیم با تظاهرات بتوانیم از آن خلاصی یابیم. خیلی در بین ما بنده دنیا شده اند و دنیا هم چیزی نیست که انسان سیر شود و دنیا سربی بیش نیست. - در این فرصتی که بعد از قطعنامه به ما داده شده و تا زمانی که دوباره این فرصت به وجود بیاید که قطعا هم این فرصت پیش می آید، این دفعه اوضاع به حدی نابسامان است که باید به نور حکمت از آن عبور کنیم. - باز کردن درهای حکمت به روی خود با خودنگاری محقق می شود یعنی قلم را بردار و بنویس، فکر نکن بعد بنویس، بلکه بنویس تا اندیشه خود آشکار شود. به این بیاندیشید که چرا پیغمبران درس نخواندند، چون نیازی نبوده است. - یاد بگیرید که بنویسید، البته نه برای مدرک گرفتن؛ کشور ما پر از آدم هایی است که مدرک دارند ولی معاف از تفکر هستند! اغلب آثار شهید آوینی هیچ ارجاعی ندارد؛ اندیشه ما از جان ما بر آمده و به حق می رسد اگر جان از طرف خدا برانگیخته شود، همه اندیشه ها باز می گردند. - شهید آوینی با نام مستعار در مجله خودش
مطالب زیادی می نوشت در اوایل انقلاب چون تعدادمان کم بود و دشمنانمان زیاد، مجبور بودیم هر کدام مان با 15 اسم و شیوه مختلف مطلب بنویسیم و این توفیق خدا بود؛ همین که با قلم بنویسید و نترسید خدا کمک تان می کند. - قدم گذاشتن در راه شهید آوینی پرستش ثمثال شهید آوینی است یعنی قدم گذاشتن در این راه تحقق، ظهور و پدید آمدن باطنمان است و کسی که قرار است در 60 سالگی دین را رها کند، بهتر است این کار را در 20 سالگی انجام دهد که حداقل دنیایش را حفظ کرده باشد. - بسیاری از علما از هنر می ترسند و می گویند هنر تیغ دو دم است در حالی که فقه هم اینگونه است مگر خیلی از فقها و عالمان گمراه نشدند ولی چون هنر دعوت به مسئله خاصی نمی کند، از هنر واهمه دارند. ظاهرا لطمه هنر هم بیشتر است ولی در واقعیت اینگونه نیست. هنرمند اگر زمین بخورد فقط خودش از بین می رود ولی اگر عالمی به زمین بخورد و گمراه شود خیلی از مریدانش به خطا می روند. - یکی از مصیبت هایی که بعد از انقلاب داشتیم این بود که شهدا را پاستوریزه و خیلی پاک به مردم نشان دادیم؛ کروبی این رسم را در بنیاد شهید راه انداخت و اولین مسئله ای که انسان را از خداوند دور می کند دروغ گفتن است؛
یاد بگیرید که هیچ زمان به خودتان دروغ نگویید اگر این اتفاق بیفتد تلالو انسان اتفاق می افتد در حالی که اگر به خودتان دروغ بگویید خداوند 124 هزار پیامبر را هم برای راهنمایی یک نفر بفرستد فایده نخواهد داشت. - عقل شما همواره مغلوب نفس شماست. عقل مخلوق است، نفس صفت خالقی دارد، مانند نفس اماره نفس خودش است اماره همان صفت مطمئنه و این سخن شمس الدین محمد ملک الدین تبریزی است، نفس در مکان اماره ای سوار عقل است و عقل را مجبور می کند که کارهای خلاف انجام دهد. عقل خادم نفس است. نفس لوامه می گوید چنین کاری زشت و عقل قبول می کند نفس مطمئنه شود. عقل مطمئننه می شود و اگر نفس فریب بخورد عقل فریب می خورد. - انسان باید خودش را متحول کند آن وقت خواهید دید که هیچ اندیشه ای تازه نیست و هر آنچه را که باید بدانید در شما ذخیره شده. همه ائمه می گویند که انسان با خواندن و فراگرفتن در واقع به یاد می آورد نه اینکه بیاموزد؛ در کل تاریخ اسلام بالاتر از سلمان و ابوذر و مقداد کسی نیست و شما می بینید که آنها بی سواد بوده اند. میرزا اسماعیل دولابی اولین کسی بود که در عرفای شیعه گفت شیطان وجود ندارد و این کار خیلی شجاعت می خواهد. - برای رفتن
به بطن های هفت گانه باید به خودتان رجوع کنید چون بطن اول در وجود خودتان است؛ در اساطیر روم باستان داستانی است که خدایان زمانی که خواستند انسان را بسازند گفتند رمز وجودی انسان را کجا بیاندازیم که عده ای گفتند بیاندازیم داخل دریا، عده ای دیگر گفتند داخل کوه، عده ای دیگر هم گفتند بیناندازیم در آسمان که خدای بزرگ گفت باید بنیدازیم داخل وجود انسان؛ در هر ساحتی که انسان سیر کند کلید در وجودش نهفته است. - ما همه جای دنیا به دنبال اصل ماجرا می گردیم به جز در درون خود؛ ادبیات ما در کل 1400 سال قربانی های زیادی داده برای اینکه به ما بفهماند باید در درون خودت بگردیم و همه این حرف ها را در قالب شعرگذشتگان مان بیان کرده اند وی از صناعی به بعد هیچ شاعری مستقیم وارد این مسئله نمی شود. - حرف زدن در مورد موضوعات روز ساده است و حرف زدن در مورد عالم غیب از سخن گفتن در مورد موضوعات روز آسان تر است چون موضوعات روز در حال تغییرند ولی عالم غیب ثابت است تمام عالم از عالم فرشتگی، جان، جین همه در وجود انسان است. - التزام به اندیشه آوینی یعنی در افتادن با عادت و این یعنی در افتادن با خود هر آنچه را که باید امروز انجام و پیش از آنکه
کار به اجبار برسد شروع کنید. - جنگ ما مدام پیچیده تر و فرهنگی تر می شود آوینی 23 سال پیش اسم تهاجم فرهنگی را آورد؛ با هر هزار میلیارد نمی شود یک فرهنگ ایجاد کرد اما با یک حرکت خیلی ساده می شود این کار را انجام داد ولی نه در بیرون بلکه در دورن خود. - کسی را که نخواهند در بهشت راه دهند اگر ساعتی 100 رکعت نماز هم بخواند آخر می لغزد. شیطان یک نماز داشته که 70 هزار سال به طول می کشید و آخر هم به خدا می گوید که به گونه ای عبادتت را می کنم که هیچ موجودی در دنیا عبادت را نمی کند. رسول اکرم می گوید: شیطان هر دو رکعت نمازش 70 هزار سال بود. - جز مرتضی آوینی چه کسی متوجه شد که حرف عبدالکریم سروش از برکسون گرفته شده است آوینی به جایی رسیده بود که با جدش نسبت عینی حضوری داشت.