اخبار آرشیوی
صیاد از نمایی نزدیک/۳- دیسیپلین نظامی پدر، علی را مجذوب خود کرده بود با رتبه بالا در دانشکده افسری قبول شد و به تهران آمد؛ آن وقتها نظامیانی که مذهبی باشند و همراهی با خانواده را به مهمانیهای باشگاه افسران ترجیح بدهند، زیاد نبودند
به گزارش «نسیم»، در ادامه مرور زندگی شهید صیاد شیرازی آمده است: - پدرش نظامی بود؛ به قول قدیمی ها امنیه بود. دیسیپلین نظامی پدر، علی را مجذوب خود کرده بود. به شوق افسر شدن سخت و جدی درس می خواند. بالاخره هم با رتبه ی بالا در دانشکده ی افسری قبول شد و به تهران آمد. آن وقتها دیگر پدرش بازنشسته شده بود. همین هم بود که تا علی درجه ی سروانی اش را بگیرد، وقتی از این شهر به آن شهر منتقل می شد، زود خانه اجاره می کرد و خانواده را همراهش می برد... آن وقتها نظامیانی که مذهبی باشند و همراهی با خانواده را به مهمانیهای باشگاه افسران ترجیح بدهند زیاد نبود. - یک دفعه یک سرگردی جلوی او [فرمانده لشگر] آمد و گفت:"تیمسار! این ستوان یکی از درسهای جنگ سرنیزه را اشتباه درس داده است." گفتم: "کجا؟!" و گفت:"این سُخمه بلند یا ضربه ی عمودی یا افقی را به جای پنج شماره با سه شماره انجام می دهد!" می گویم اگر خدا بخواهد خود همه چیز درست می کند. یک هفته قبل بود که کتاب جنگ سرنیزه را باز کرده بودم، در آنجا نوشته بود که اگر افسران ورزیده باشند، این پنج شماره را می شود در سه شماره تمرین داد. صفحه ی آن هم هنوز یادم هست، صفحه ی 17 بود. بعد
یکباره[تیمسار] به من گفت:"چه می گویی ستوان؟! جوابش چیست؟!" گفتم": "ایشان آیین نامه را مطالعه نکرده است؛ در صفحه ی 17 جنگ سرنیزه[چنین] نوشته شده"... فرمانده گفت: "بگویید آیین نامه را بیاورند". اشکال کننده خودش رفت آیین نامه را آورد. در راه که آیین نامه را می آورد، خوانده بود و دیده بود که همان است که ستوان می گوید... این موضوع در کل لشگر همه جا پیچیده بود. همه جا احترام، همه جا عزت، یک چیز عجیبی بود.