اخبار آرشیوی

کدخبر: 533411

رجبی دوانی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: یک سریال خوب، از چندین منبر موثرتر و فراگیرتر است/ ائمه یارانی مثل مردم کنونی ایران می‌خواستند اما نداشتند/ شیعه هر جا به حکومت رسیده، تمدن‌ساز بوده است/ نباید بخاطر بی‌بصیرتی برخی مسلمین دست از آرمان فلسطین برداریم

در ادامه مشروح گفتگوی تفصیلی این کارشناس تاریخ اسلام با «نسیم» تقدیم می شود. * اگر تاریخ به زبان ساده بیان شود گستره وسیع تری را در برمی گیرد - اگر مباحث کارشناسی در عرصه های گوناگون به ویژه در حوزه تاریخ و توسط اهل فن با زبان ساده، شیوا و همه فهم مخصوصا در صداوسما با توجه به برد بسیار وسیع ارائه شود می تواند نقش چندین مجلس وعظ و خطابه را ایفا کند؛ در مسجد و یا مراسم مذهبی عده ای محدود حضور پیدا می کنند اما از رسانه ملی عده ای بیشتری استفاده می کنند و اگراین بحث باب میل مردم باشد و با زبان خودشان این مسئله بیان شود گستره وسیع تری را در برمی گیرد. من خیلی زیاد دیدم که برخی از کارشناسان مذهبی که مباحثی مورد پسند مردم داستند و از طریق سیما به گوش مردم رسیده است توانسته اثرات عمیقی را داشته باشد. * موسیقی سریال ها، مهمتر از مباحث کارشناسی! بنده از سال 75 به عنوان کارشناس تاریخ در تلویزیون حضور دارم، سال 83 برنامه ای داشتم به عنوان شبستان در سیزده شب محرم که مردم خیلی استقبال کردند اما برنامه هنگام درنگ که بعد از سریال مختارنامه پخش می شد به شدت مردم استقبال قرار گرفت. خیلی وقت بود که به مسئولان صداوسیما می گفتم که مثلا برنامه شبستان را با توجه به استقبال مخاطبان به صورت وی اچ اس آماده کنید و در اختیار مردم قرار دهید ولی این همت در مسئولان صداوسیما دیده نمی شد؛ اما آهنگ یک سریال که پخش می شد سریع از طریق سروش سیما به دست مردم می رسید. حتی بحث های هنگام درنگ که به گفته رئیس شبکه یک از موفق ترین برنامه های گفت و گو محور بوده است قرار بود تکثیر شود و در اختیار مردم قرار بگیرد اما الان بیش از دو سال است که از این موضوع می گذرد وانجام نشده است. اگر برنامه ای موفق است بخشی از آن مربوط به کارشناس است که بیشتر به نیاز جامعه بر می گردد و لذا باید یک ارداه قوی در حوزه رسانه ای ما باشد که با احساس مسئولیت سراغ کارشناسان فن بروند. * مختارنامه 70 درصد با واقعیت مطابقت داشت مختارنامه واقعا از نظر محتوا و پرداخت سطح بالایی از انتظارات را توانست برآورده کند و نیازهای مردم را پاسخ دهد هر چند که ای کاش آغاز این بحث ها که بعد از ساخت سریال بود؛ از قبل و در حین نوشتن فیلم نامه هم انجام می شد که این کار ارزشمند و فاخر به حداکثر مطلوبیت می رسید 70 درصد با واقعیت مطابقت داشت و جا داشت همان اندک هم انجام می شد تا وقتی مردم این کار را می‌دیدند دقیقا یک تاریخ مسلم از نظر اهل فن را دیده باشند نه بعضی صحنه هایی که فقط ظاهر داشت و با تاریخ مطابقت نداشت. * متعصبین عامه به شدت به مختارنامه و سازندگانش اهانت کردند مجموعه امام علی(ع) مجموعه بعدی بود که البته در ساخت این سریال شاید معذوراتی هم داشتند برای اینکه مخالفین شیعه بر ضد ما چیزی را علم نکنند نتوانستند خیلی از واقعیت ها را بگویند و فقط 20 درصد سریال با واقعیت مطابقت داشت. با این اوصاف یادم هست زمانی که این فیلم پخش می شد مورد حمله مخالفان قرار گرفت؛ حتی مجموعه مختارنامه هم خیلی مورد نقد قرار گرفت در داخل کشور من دیدم کتابی توسط متعصبین عامه نوشته شده است و این سریال را یک سریال موهن تلقی کردند و به شدت هم به شخصیت مختار جسارت کردند و سازندگان این فیلم را مورد اهانت قرار دادند. * اگر فیلم های تاریخی با نظر کارشناسی ساخته شود در بصیرت افزایی مردم تاثیر دارد وقتی فیلمی به نام ائمه مزین می شود و بعد این تصویر از سیما پخش می شود تصور این است که با واقعیت یکی است اما به گفته خود سازندگان فیلم این طور نبوده است؛ اگر این فیلم ها روی اصول و با حساب و کتاب و نظر کارشناسی ساخته شود بسیار در بصیرت افزایی مردم وبرداشت صحیحشان از زمان به تاریخ اسلام به ویژه اگر در مورد ائمه باشد کمک می کند. * سریال هایی که عرب ها می سازند عکس العمل منفعلانه و ناشیانه در برابر قدرت نرم شیعه است در مورد فیلم هایی که عرب ها در برابر فیلم های تاریخی ما می سازند باید بگویم من قسمت هایی از سریال های الاسباط و فاروق را دیدم و به کرات گفته ام اینها یک عکس العمل منفعلانه و ناشیانه در برابر قدرت نرم شیعه و جمهوری اسلامی است. ما به سبب برخوردار بودن از حقیقت اهل بیت(ع) و مظلومیت آن بزرگواران و داشتن توان هنری بالا توسط هنرمندان متعهد توانسته ایم این موارد را در قالب مجموعه هایی بسیار جذاب حتی برای غیر شیعه عرضه کنیم و همین باعث عکس العمل مخالفان ما شده است. آنها آمده اند به زعم خودشان کارهایی صورت دادند و از منظر خودشان به حوادث نگاه کردند و دراین نگاه ناشیانه خبط ها و گاف های بزرگی دادند که کاملا کارشان را بی ارزش کرده است؛ گذشته از آن اینکه به نقل های دروغین غلط استناد کرده اند مضاف بر اینکه فاقد هنر هنرمندان ما هم هستند؛ لذا یک کار بی ارزش نتیجه این فعالیتشان بوده است و به نظر من درهمان ممالک سنی نشین هم نتوانسته است تاثیر گذار باشد چه برسد به شیعیان؛ مثلا در سریال الاسباط نقل دروغین و بی ارزش عبدالله ابن سبأ را اصل قرار دادند که یک یهودی تازه مسلمان شده است و او عالم اسلام را بهم می ریزد و محرک امثال مالک اشتر و بقیه می شود. عبدالله ابن سبأ با تحقیقات علامه عسگری یک موجود خیالی است و متفکران منصف اهل تسنن هم بر این نظریه اثبات شده علامه عسکری مهر اثبات زدند اما این شخصیت دروغین شخصیت اصلی فیلم آنها شده است. * حضور یک مشاور تاریخی باعث می شود فیلم های تاریخی به بیراهه نرود فیلم نامه نویس اگر بخواهد در حوزه تاریخی کار کند هر چقدر هم که مطالعات تاریخی داشته باشه اما مورخ نیست چون ممکن است نتواند تشخیص دهد کدام منبع قابل اعتماد است کدام راوی را می شود پذیرفت، از چه منابعی می شود استفاده کرد این مشکل ایجاد می کند اگر یک مشاور تاریخی موثر در کنار او نباشد این مسئله به بیراهه خواهد رفت. در سریال "تنهاترین سردار"، یک غلام ایرانی شخصیت فیلم است و محور خیلی از قضایا است؛ من خودم تصور نمی کردم تا این حد در مسائل تاریخی دست برده باشند اما بعدا سازندگان فیلم گفتند این شخصیت سندیت تاریخی ندارد و فقط می خواستیم توجه امام علی(ع) و امام حسن(ع) را به یک ایرانی نشان دهیم در حالی که این اطلاعات غلط دادن به بیننده می شود. مردم که نمی دانند شما از نظر هنری این را جذاب میکنید یا به قول خودتان نمی توانید عین تاریخ بسازید که البته من این را قبول ندارم و می دانم که می شود مثل تاریخ ساخت و جذاب ساخت. مردم این فیلم ها را به نام ارزش های دینی نگاه می کنند اسم برخی از علما و کارشناسان هم در آخر فیلم می آید و یقین حاصل می کنند چیزی که دارند می بینند عین واقعیت است منتها وقتی متوجه شوند که این واقعی نیست اعتمادشان را به رسانه از دست می دهند و این صحیح نیست باید کارشناسان در کنار فیلم سازان باشند تا عین واقعیت ساخته شود. به عنوان مثال در مجموعه مختارنامه زمانی که مختار و میثم تمار در زندان هستند سخنانی از جانب میثم خطاب به مختار پخش می شود این برای خیلی از مردم سوال شد در حالی که در واقعیت ما فقط یک بیان خطاب میثم به مختار داریم و جزاین هیچ سند دیگری نداریم. من معتقدم باید در این مسائل که حقایق و وقایعی را دارید ترسیم می کند مراقب بود هر چیزی را وارد نکرد. * علمای لبنانی و عراقی پیشگام بحث تاریخ اسلام بودند متاسفانه تا قبل از انقلاب اسلامی بحث تاریخ اسلام در حوزه های ما مطرح نبود و برخی از بزرگان خود روی احساس وظیفه و نیاز جامعه علمی شیعه وارد شده بودند؛ خیلی از کارهایی که در حوزه تاریخ اسلام انجام شده برای اهل تسنن بوده است و بعد هم که می بینیم علمای شیعه وارد شدند پیشگامی با علمای لبنانی و عراقی است چون اینها با علمای اهل تسنن مواجه بوند و برخی از متعصبان اهل تسنن را می دیدند که چطور به شیعه حمله می کنند و احساس مسئولیت کردند و وارد عرصه شدند. متاسفانه علمای شیعه ایرانی دیر وارد صحنه شدند؛ علامه عسگری در عراق بوده است و یا علامه امین عاملی یا علامه جعفر مرتضی عاملی که از بزرگان ما هستند هشم معروف حسنی و شیخ راضی آل یاسین اینها احساس مسئولیت کردند چون در برخورد با اهل تسنن بودند و لازم می دانستند در مقابل هجمه آنها به شیعه وارد شوند. در ایران و در حوزه های ما به ندرت کسی وارد شده بود چون در برخورد با اهل تسنن نبودند و تاریخ به عنوان یک امر حاشیه ای مطرح می شد، مرحوم پدرم، آقای رسولی محلاتی و آیت الله سبحانی به مرور وارد شدند و کارهایی را در عرصه تاریخ اسلام صورت دادند و الگویی شد که امروزه در حوزه های ما گروهی از روحانیون توانمند پیدا شدند که در عرصه تاریخ اسلام صاحب نظر هستند و می توانند حرف های ارزشمند و بدیعی را ارائه کنند. * مرحوم پدرم معتقد بودند دانستن تاریخ اسلام برای علما و مجتهدان ما جز فریضه ها است مرحوم پدرم معتقد بودند دانستن تاریخ اسلام برای علما و مجتهدان ما جز فریضه ها است چون وقتی دارند بر مبنای سیره اهل بیت فتوا می دهند اگر نسبت به تاریخ آن امام معصوم و تاریخ زمان آنها علم و آگاهی نداشته باشند و اینکه امام این قول را در چه زمانی و براساس چه حکمتی تقریر کردند؛ نمی نوانند حکمت اصلی آن قول را دریابند. در اسلام برخلاف غرب گستره تاریخ خیلی وسیع است و تحولات اجتماعی، سیاسی، مذهبی و .. در بر می گیرد اگر علمای ما بر تاریخ تسلط داشته باشند در حکم دادن هایشان تاثیر گذار و کارگشا است. غیر از علما همه مردم به خصوص قشر تحصیلکرده باید از تاریخ بدانند؛ مثلا پزشکان باید در مورد فراز و فرودهای طب در اسلام بدانند؛ الحمدالله این مجموعه های تاریخی که در چند سال اخیر در سیما نشان داده شده است یک موج بزرگی را در بین فرهیختگان و همچنین مردم عادی پدید اورده است. لذا دانستن تاریخ به خصوص تاریخ صدر اسلام و آن هم با دید تحلیل و بررسی علل و وقوع حوادث و دانستن وضع سابقون اسلام بسیار لازم است مثلا طلحه و زبیر با سابق درخشانی که داشتند نخستین جنگ داخلی در اسلام را پدید می آورند و حاضرند در جبهه ای قرار بگیرند که دشمنان اسلام در آن گروه قرارگرفتند، چیزی که ما در فتنه سال 88 دیدیم. * اسلام بیشترین ضربه را از خواص بی بصیرت خورده است بیشتر ضربه هایی که اسلام خورده است از خواص بی بصیرت است که در عصر امروز ما این خواص فرهیختگان و تحصیل کردنگان هستند که به سبب علم و جایگاهی که دارند به خودشان غره می شوند و احتمال خطا وخرابی آنها بالا می رود. منتها اگر همین افراد تاریخ را درست خوانده بودند دچار این فتنه ها نمی شدند؛ اگر این روشنگری های درست اتفاق افتاده بود ما اتفاق های سال 88 مثل راهپیمایی 25 خرداد را نداشتیم که خیلی از مومنین ما هم در این راهپیمایی بودند. همین بی بصیرتی ها باعث شد که کشورضربات جبران ناپذیری بخورد. * سال ها پیش به ما گفتند اگر دست از فلسطین بردارید مشکلاتتان حل می شود در مورد ترسیدن صداوسیما از تاریخ و سانسور بعضی مسائل باید بگویم این مسئله ابعاد گوناگون وعلل مختلف دارد؛ نظام ما یک نظام دینی بر مبنای ولایت است و شعار اصلی مان هم همان شعار اهل بیت یعنی وحدت مسلمین است. من افتخار میکنم و با سربلندی جلوی اهل تسنن داد می زنم که شیعه هستم؛ چرا؟ چون در کشوری زندگی می کنیم که نظام ولایت حاکم است و ولایت فقیه در عین اینکه حق را بر پیغمبر و اهل بیت می داند و خیانت برجسته اصحاب پیغمبر را مسلم می داند اما چون بیشتر اهل اسلام را اهل تسنن تشکیل می دهند می گویند اهانت به خلفا و عایشه که همسر پیغمر بوده است حرام است چون باعث تفرقه می شود. و باز هم افتخار می کنیم به عنوان شیعه که حامی فلسطین هستیم درحالی که آنها سنی هستند؛ سال ها پیش به ما گفتند اگر دست از فلسطین بردارید خیلی از مشکلاتی که دارید حل می شود، اما ما دست از آرمان مان برنداشتیمم. در حالی که آنها که به دروغ مدعی پیروی از سنت پیغمبر هستند با امریکا و اسرائیل یک دست شدند و فجایع را به پا می کنند بسیار از شیعیان در سوریه و عراق جاهای دیگر را می کشند وعلمای آنها خفقان گرفتند، اما این ها به صراحت اعلام می کنند که ما با یهودی و مسیحی کنار می آییم اما با شیعیان به هیچ وجه و این درست برعکس نظر اسلام است که به "واعتصموا بحبل الله" دعوت می‌کند و می گوید یهود و نصارا را به دوستی نگیرید. * ما نمی توانیم به خاطر بی بصیرتی بعضی از مسلمانان دست از آرمان مان برداریم البته اینجا یک نقدی به دولت و صداوسیما باید داشته باشم که کار بسیار اشتباهی کردند در خصوص حمایت بی جا از جریان حاکم در مصر. ما از اینکه مردم مسلمان علیه جهان خواران بیدار شوند استقبال می کنیم؛ اما اگر بر اثر بی بصیرتی کاری انجام دهند که به ضرر جامعه اسلامی و به نفع جهان خواران باشد ما چرا ما باید ازجریان حاکم بر مصر حمایت کنیم. مرسی به ایران می آید و در سخنرانی اش اسم سه خلیفه را می آورد که بعداز اینکه به کشورش برگشت بگوید به کشور شیعه رفتم و در حضور خودشان به آنها دهن کجی کردم، این به ظاهر اسلام‌گرا دو سال و اندی است که از سقوط مبارک می گذرد اما با ایران اسلامی هیچ ارتباطی نگرفته است چون ایران شیعه است ولی با اسرائیل رابطه خودشان را دارند. * نقد من به دولت این است که می خواهد گردشگر به مصر بفرستد نقد من به دولت در این جاست که در این موقعیت می خواهد گردشگر به مصر بفرستد مصری ها میگویند که گردشگران ایرانی حق رفتن به زینیبیه و راس الحسین را ندارند و به نظر من این توهین است یعنی نشان می دهد چقدر از تشییع نفرت دارند. اگر این طور که من شنیدم درست باشد این برخلاف فرمایشات رهبری است که فرمودند: "سیاست های ما باید براساس عزت حکمت و مصلحت باشد" از طرفی ما را برای پول خواستند این صحبتی است که وزیر گردشگری مصر کرده است و در مقابل سلفی هایی که پرسیده بودند چرا اجازه دادید ایرانی ها به مصر بیایند گفته است: "برای اینکه اروپایی ها روزی 72 دلار اینجا هزینه می کنند ایرانی های 183 دلار"! مسئله دیگر این جاست که افرادی که معتقد هستند وقتی نتوانند به زیارت زینیبه بروند پس نمی روند و کسانی می روند که فقط برای گردشگری، تفریح وعیاشی می روند و لذا عکس هایی دیدیم که گردشگران زن بی حجاب هستند و بعضا حتی شنیدم که به دیدار گور شاه معدوم می روند. این همه اصرار که بخواهیم با دولت کنونی مصر این طور ارتباط برقرار کنیم کار غلطی است به ویژه این که در اثر سیاست های نسنجیده ای که دارند در مصر چند دستگی وجود دارد و چه بسا چند وقت دیگر این دولت ساقط شود و مخالفین آنها سرکار بیایند پس حمایت بی جای ما از اینها که چشم دیدن ما را ندارند کار حکیمانه ای نیست. حتی همین حماس که اگر حمایت های ایران نبود در برابر اسرائیل نابود شده بود حاضر نیست از ایران اعلام حمایت کند اما اردوغان با آن روش منافقانه خودش که یک جا یک درشتی به نخست وزیر اسرائیل کرد او را روی سر گرفتند ولی یک بار با ایران همین کار نکردند. اسماعیل هنیه در حمایت از امیر قصاب بحرین به آنجا می رود در حالی که آنجا دارند شیعیان را می کشند اما آنها از سرکوب گر سنی حمایت می کنند برای اینکه شیعه به قدرت نرسد ولی آنها امیر قطری که دستش در دست صهیونیست هاست و بویی از آزادگی نبرده است را مدافع آزادی می دانند. ما هم ملاحظاتی داریم و نمی توانیم به خاطر جهل و بی بصیرتی عده ای دست از آرمان‌هایمان برداریم مثلا نمی توانیم وقتی هنیه به بحرین می رود بگوییم به خاطر این موضوع دست از حمابت فلسطین می کشیم، ما دستمان از این بابت بسته است، ما مثل امیرالمونین(ع) در زمان خلافتشان هستیم در مقابل معاویه. اینها مثل معاویه هستند برای رسیدن به اهداف شان به هر نیرنگ و دروغی دست می زنند اما ما این گونه نیستیم. * باید برای حفظ وحدت، با ملاحظه حرف هایمان را بزنیم نمی‌توانیم راجع به "سقیفه" فیلم بسازیم و راحت در تلویزیون درمورد آن بحث کنیم، نمی توانیم نقل ابن قتیبه را که می گوید: "عمر با آتشی در دست به سمت خانه حضرت زهرا(س) می رفت و می گفت من این خانه را با اهلش آتش می زنم به او گفتند دختر پیغمبر در این خانه است اما باز گفت مهم نیست آتش می زنم"؛ به راحتی بیان کنیم باید در لفافه بگوییم چون برای نظام هزینه دارد. در برنامه های تلویزیونی چند بار معاویه و عمرو عاص را لعنت کردم و بعد از طرف عده ای در داخل کشور مورد تهدید قرار گرفتم پیامک ها شدیدالحن از مناطق سنی نشین آمد که چرا شما به معاویه توهین کردید. * ماجرای فتوای امام برای وحدت مسلمانان در مکه ما واقعا به خاطر مصالح اسلام جاهایی کوتاه آمدیم اما آنها ظرفیت پذیرش این را ندارند یادم می آید امام (ره) فتوایی دادند که زائرین وقتی مکه می روند برای حفظ وحدت به همان امام جماعت وهابی اقتدا کنند مهر هم نگذارند ولی شیخ خبیث وهابی این را دلیل بر حق بودن خودشان می دانست. ما با چنین تفکر منجمدی درگیر هستیم؛ انقدر درک ندارند که امروز سقوط سوریه یعنی پیروزی امریکا و اسرائیل مگر در مصر و لیبی و تونس بر ضد عوامل امریکا قیام نکردند الان سوریه سقوط کند به دست چه کسی می افتد؟ به دست عوامل امریکا ولی خب در همین تونس انقلاب کرده محفل دوستان سوریه به سرکردگی امریکا برگزار می شود این جهالت ها و بی بصیرتی ها عالم اسلام را بیچاره می کند و نمی دانند ممکن است یک روز گریبان خودشان را بگیرد، این بدبخت هایی که از مصر تونس و لیبی می روند به سوریه نمی دانند که به محض سرکوب دولت سوریه همه این ها کشته می شوند چون تاریخ اسلام پراست از این موارد که دشمنان با تفرقه این کارها را انجام دادند. ما با یک چنین معضلی مواجه هستیم و باید احتیاط کنیم باید مظلومیت اهل بیت را کماکان شاهد باشید تا امام زمان ظهور کنند و داد مظلومین را بگیرند و تا ان زمان مجبوریم برای وحدت و جلوگیری از تفرقه دشمن همچنان این روند را ادامه دهیم. امیرالمونین(ع) پشت قاتل حضرت زهرا(س) اقتدا می کرد و لذا موقعیت ما مثل امیرالمونین(ع) است و همان تاریخ دارد تکرار می شود. * در تاریخ طبری واقعه غدیر خم به هیچ وجه مطرح نشده است در مورد انتقال تاریخ به نسل جوان تحقیقات برجستگانی که نام بردم می تواند برای جویندگان حقیقت راهگشا باشد و بدانند که فاتحان و یا افرادی که گرایش های فکری مذهبی و کلامی خودشان را در تاریخ تاثیر دارد و آن طور که می خواهند تاریخ را نوشتند مثلا شما بینید که تاریخ طبری واقعه غدیر خم را اصلا مطرح نکرده است. اگر با تحقیقات محققین برجسته معاصر پیش برویم جوانان می توانند با این حقایق آشنا بشوند، اما در تاریخ معاصر دوره حاکمیت نظام ولایی با نظام های پیشین ایران متفاوت بود و در نقطه مقابل آنها قرار داشت در آن نظام ها خوبی ها را بد جلوه دادن و بدی ها را خوب جلوه دادن عادی بوده است اما نظام ما نظام علوی است دراین نظام دروغ شانتاژ و کتمان نباید باشد؛ نکته ای که اینجا ضروری است و باید بگویم این است که درست است که رژیم پهلوی بسیار سفاک بودند و کارهای دهشناک انجام می دادند اما نباید اگر کار خوبی هم صورت گرفته نادیده بگیریم و نگوییم. پهلوی انقدر مفاسد و رذایل داشته است که اگر چند کار خوب آنها گفته شود اتفاقی نمی افتد، رضاخان که عامل مستقیم انگلستان بود ظلم و جور فراوان هم کرده است اما کارهای خوبی هم داشته است مثل تاسیس دانشگاه و کشیدن راه آهن چرا باید نادیده بگیریم. انقدر نظام ولایت محکم و قوی است که اگر چند کار خوب نظام طاغوت را هم بگوییم از نظام ما چیزی کم نمی شود و بر آنها هم افزوده نمی شود. * باید درست نقد کنیم تا بهانه دست غرض ورزان ندهیم ما باید کارهای خودمان را هم نقد کنیم، چند سال است رهبر انقلاب سیاست های اقتصادی را نقد می کنند اگر همه کارهایمان درست بود که آن فساد بزرگ اقتصادی اتفاق نمی افتاد ما باید منصفانه بنویسم و نگاه کنیم و بهانه ندهیم دست یک عده غرض ور که با دیدن یک سری مشکلات، دوران طاغوت را برای جوانانی که ندیدند به نوعی مطرح کنند که آن دوران چه خوب بوده است الان چه دورانی است! پس یک بعدی نگاه کردن و مسائل را سیاه دیدن باعث می شود که غرض ورزان سوء استفاده بکنند، در کتاب های درسی سخنرانی ها باید منصفانه موارد را نوشت و مطرح کرد؛ آن وقت می توانیم بگویی نسل جدید را منصفانه به خواندن تاریخ واداشتیم. * دوره قاجار و پهلوی باعث شد ما دیگر تاریخ قبل از انقلاب اسلامی را نبینیم باید بگویم که قاجار و پهلوی از دوران سیاه تاریخ ماست و متاسفانه این مسئله باعث شده است که ما همه تاریخ قبل از انقلابمان را هم سیاه ببینیم در حالی که من با این مسئله موافق نیستم؛ دوران آل بویه، صفویه وکریم خان زند همچنین نادرشاه به غیر از جنایت هایی که انجام داد عملکرد خوبی داشتند. در دوره قاجار که فقط آغا محمدخان تنها مرد قاجار بود اما بقیه پادشاه های قاجار افراد بی وجودی بودند و رژیم پهلوی هم به گونه ای بود که ایران وابسته بود و استقلالی نداشت با این وجود نباید دوران های خوب و ارزشمند را نادیده بگیریم و چون اسم عده ای از حکام پیشین شاه بوده همه را با یک چوب برانیم مثلا زحماتی که شاه طهماسب در گسترش تشیع و آثار علمی شیعه کشید قابل تحسین است علامه مجلسی و ملا محسن فیض کاشانی کتاب هایی که نوشتند بدون حمایت دولت صفویه امکان پذیر نبود. از نظر اعتقادی ما بر این باور هستیم که حکومت به نیابت از خدا از آن امام معصوم است و با بودن امام معصوم هر کس حکومت کند کارش جرم محسوب می شود حتی اگر عادلانه باشد، مثل عمرابن عبدالعزیز که کارهای بسیار ازشمندی انجام داد ولی حکومتش، حکومت طاغوت و غاصب بود. در عصر غیبت هم شئون امام به نائب بر حقش منتقل می شود در این عصر هم اگر حکومت شیعی تشکیل شود ولی در راس حکومت ولی فقیه نباشد، آن هم جور است یعنی تنها در صورتی حکومت از نظر شرعی قبول است که در راسش نائب امام زمان باشد اما علمای ما این جرات را در خودشان نمی دیدند و به این عرصه نمی آمدند. * اوج تمدن اسلامی برای آل بویه است اوج تمدن اسلامی برای دوران آل بویه است، ابن خلدون که خودش سنی و طرفدار بنی امیه است بسیار گفته که مسلمانان به دوران ال بویه افتخار می کنند . * حکومت شیعه حتی اگر ناقص هم باشد تمدن ساز است شیعه حتی ناقص هم تمدن ساز است، دوره فاطمیان دوره درخشانی در تمدن اسلامی است بالخصوص در مصر و شام اوج تمدن شمال آفریقا و شامات است.اما صلاح الدین ایوبی اینها را از بین برد، صلاح الدین یک آدم سنی متعصب بود که به شدت ضد شیعه است؛ یهودی و مسیحی را در دستگاه حکومتش می آورد و شیعیان را نابود می کند. الازهر مصر که الان بسیار به آن افتخار می کنند فاطمیان به نام حضرت زهرا(س) بنا کردند و بعد از صلاح الدین مرکز علمی اهل تسنن شد. حمدانی ها هم که در شام حکومت داشتند دوران درخشانی داشتند، دولت شیعی کوچک که زمانی که خلافت در برابر امپراطوری روم مقابل رومی ها ایستادند و دربارشان دربار فضل و علم بود. یک دوره هم دوره "سربداران خراسان" است که دولتی تشکیل دادند و قائل به ولایت فقیه بودند و می خواستند شهید اول را از جبل عامل به آنجا بیاورند ولی او برایش مقدور نبود و کتاب لمعه را نوشت و برایشان فرستاد و این کتاب دستور قانونی آنها شد اما حکومتشان 60 یا 70 سال بیشتر نکشید و با حمله تیمور از بین رفت. در دوره امامت امام عسکری(ع) علویان در مازندران قدرت گرفتند ولی زیدی مذهب بودند و در مقابل سامانیان که عمال خلیفه بغداد بودند ایستادند ولی آن حکومت هم توسط آدم بی عقلی مثل یعقوب لیس صفاری از بین رفت. زمان موسی الهادی پیش از هارون در مغرب القصی یعنی مراکش امروزی "ادریس ابن عبدالله ابن حسن ابن حسن ابن علی ابن ابی طالب"، نواده امام حسن مجتبی(ع) حکومت ادریسی ها را تشکیل داد. این حکومت حدود 200 سال طول کشید مردم از آنها راضی بودند. البته هارون ادریس را مسموم کرد و ازبین برد اما حکومتشان ادامه پیدا کرد ولی چیزی که آنها را ازبین برد دشمنی های میان آنها و اندلس از شمال و توسعه طلبی های فاطمیان از شرق بود که باعث نابودی این حکومت شد. - بیشتر تلاش علمای ما برای حفظ میراث اهل بیت صرف شد این طور نیست که شیعه اصلا حکومت نداشته باشد ولی یک جاهایی حکومت 12 امامی است مثل آل بویه و صفویه و یک جاهایی زیدی است مثل ادریسیان و علویان طبرستان. البته اسماعیلیه هم حکومت دیگری بود ولی خیلی نتوانست موفق باشد آنها هر چند در آغاز با شور جلو آمدند اما در ادامه دچار فساد و انحراف و عیاشی شدند. با این حال تمدن ساز بودند و آثارشان در شمال افریقا به خصوص مصر و شام موجود است. بیشتر تلاش علمای ما برای حفظ میراث اهل بیت صرف شد که اینها را از گزند دشمنان حفظ کنند؛ شیعه 12 امامی خیلی جاها در تقیه، فشار و اقلیت محض بود شیعه بودن درخیلی موارد جرم بود. زیدی ها چون قائل به قیام به سیف بودند خیلی انقلابی و تند عمل می کردند و به عاقبتش هم فکر نمی کردند و این باعث شد که پشت سر هم قیام کنند و در چند مورد به قدرت رسیدند و در بعضی موارد هم به شدت سرکوب شدند و البته برای شیعه 12 امامی هم مشکل درست می کردند؛ مثلا حسین ابن علی شهید فخ که زیدی بود زمان امام کاظم(ع) قیام کرد در حالی که امام هفتم هم موافق قیام نبودند، حدود 200 نفر از اولاد پیغمبر شهید شدند به شکلی که گفته شده است بعد از واقعه کربلا حادثه ای تلخ تر از فخ نیست. طبعات این واقعه برای امام کاظم(ع) ماند و خلیفه آن زمان ایشان را عامل اصلی جریان می دانست. علمای شیعه به دنبال این بودند که میراث ائمه(ع) را حفظ کنند و تشیع را گسترش دهند منتها در جاهایی هم که گسترش پیدا کرده علما به این نرسیدند که قیام کنند و حکومت کنند و در خودشان نمی دیدند، و البته شاید مردم هم این آمادگی را نداشتند. شاید در آن زمان مردم درک درستی از ولایت اهل بیت و نائب امام را نداشتند اینکه بگویند ایشان حجت خداست و کسانی که بخواهند این تفکر را داشته باشند خیلی کم بودند که از جانشان برای امام مایه بگذارند چه برسد به نائب امام. لذا شما ببینید شهید اول را اعدام می کنند اتفاقی نمی افتد؛ شهید ثانی را می کشند قیامی نمی شود. انقلابی صورت نمی گیرد اما اینجا سال 42 امام خمینی(ره) را دستگیر کردند تهران، قم، ورامین ، مشهد و شیراز همه به پا خواستند و شاه جا زد. فردوست در خاطراتش می گوید که شاه همان زمان هم به فرار فکر می کرد؛ اویسی هم که فرماندار نظامی تهران بود کنترل از دستش در رفته بود چون مردم آمده بودند رادیو تهران را بگیرند. اگر امام فتوا می داد مقابل گلوله می رفتند؛ امامان ما مردم را این گونه می خواستند و نداشتند این مردم بی نظیر و بی سابقه هستند و آن وقت الان در این دعواهای سیاسی باید فشار به مردم بیاید و مسئولان عین خیالشان نباشد.
ارسال نظر: