اخبار آرشیوی
آیتالله مظاهری: پدر و مادری که بسیاری از اوقات خود را پای ماهواره و فیلمهای شهوتانگیز و غیراخلاقی سپری میکنند، نمیتوانند انتظار برخورداری از فرزندان سالم، مؤمن و خوش اخلاق داشته باشند/ اگر صبر در خانه وجود نداشته باشد، خانه ویرانهای بیش نیست
به گزارش «نسیم»، این مرجع تقلید در ادامه سلسله مباحث اخلاقی خود با اشاره به نقش صبر در تحکیم نظام خانواده اظهارداشت: راجع به مسئلۀ صبر در خانه و اهمیّت آن، گفته شد که اگر صبر در خانه وجود نداشته باشد، خانه ویرانهای بیش نیست و زندگی در این خانه، یک مرگ تدریجی برای اهل آن است. همانطور که در جلسۀ قبل بیان شد، آرامش خانه و گرمی محیط خانوانده به طرز شگفت آوری محتاج محبّت است. ایجاد و ازدیاد محبّت هم جز با ایثار، گذشت و فداکاری میسّر نخواهد شد. از سوی دیگر، عفو و گذشت و ندیده گرفتن بدیها و به طور کلی ایثار در خانه، صبر میخواهد و بدون صبر و شکیبایی کسی نمیتواند از اشتباه همسر یا فرزند خود بگذرد یا بنابر دستور قرآن کریم، در برابر ناملایمات و رفتارهای ناپسند طرف مقابل، به او نیکی و محبّت کند. بنابراین قاطعانه میتوان گفت: در پرتو صبر، زندگی برای افراد خانه لذّتبخش و سرشار از مهر و محبّت خواهد بود. اگر زن و شوهر، با شکیبایی و صبوری، نسبت به همدیگر محبّت داشته باشند و هنگام نگاه به صورت یکدیگر متبسّم باشند، بهشت دنیایی را برای خود فراهم کردهاند. رسول خدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرمایند: براى یک مرد پس از
قبول اسلام، هیچ فضیلتی بهتر و برتر از پیوند با یک زن مسلمان درستکار نیست، زنى که مرد را با دیدن و با نگاه محبّت آمیز خود شاد سازد، از دستورش اطاعت نماید و در غیاب شوهرش حافظ عفّت خویش و اموال وى باشد.[1] اما اگر در خانه، صبر و ایثار و فداکاری وجود نداشته باشد، زندگی سخت و مشکل خواهد بود. ناسازگاری و اختلاف در خانه و بین افراد خانواده، خصوصاً زن و شوهر، بسیار خطرناک است و به مرور یک مرگ تدریجی را برای اهل خانه رقم خواهد زد. اگر هم زن و شوهر از سر اجبار و اکراه با هم بسازند و کنار یکدیگر زندگی کنند، از درد ناعلاجی است. خانوادۀ بینشاط نمیتواند فرزندان موفّقی تحویل اجتماع دهد زندگی وقتی شادی بخش و لذّتآفرین میشود که در آن، محبّت حکمفرما باشد. وقتی خانوادهای موفق میشود فرزندان سالم و صالح تربیت کند که پدر و مادر در خانه، سالم و با نشاط باشند. خانوادۀ بینشاط و سرد، نمیتواند فرزندان موفّقی تحویل اجتماع دهد. خانم یا آقایی که کمبود محبت داشته باشد و یا خود، آدم بی محبّتی باشد، نمیتواند پسر و دختر خوب تحویل جامعه دهد. تربیت اولاد صالح و شایسته، در پرتو ایثار و فداکاری و محبت بین زن و شوهر امکانپذیر میشود؛
لذا اوّلین قانونی که باید در خانواده حکمفرما باشد، عفو و گذشت و فداکاری است. البته چنانکه بیان شد، قرآن کریم مراتب بالاتر را میخواهد و به اعضای خانواده توصیه میکند که علاوه بر گذشت و ایثار و فداکاری، بدیهای همدیگر را نبینند و از یکدیگر دلگیر نشوند تا عفو خداوند شامل آنان گردد: «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُواأَلاتُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَاللَّهُ لَکُمْ»[2] و مهمتر از آن، میفرماید: باید در مقابل بدی دیگری، به او خوبی و نیکی کنید: «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ»[3] تربیت فرزند صالح، مرهون صبر و استقامت نکتۀ حائز اهمیّت در مبحث خانواده آن است که تربیت اولاد صالح و شایسته، مخصوصاً در زمان حاضر، امر دشواری است. امّا باید دانست که همین امر مشکل نیز با مهربانی و محبّتی که از صبر و استقامت سرچشمه میگیرد، قابل انجام است. به عبارت دیگر، اگر پدر و مادر در خانه نسبت به همدیگر محبّت حقیقی داشته باشند و هریک از آنها صبورانه همه چیز را برای دیگری بخواهند و هر دو، تربیت صحیح فرزندان را به تمایلات شخصی ترجیح دهند، در امر تربیت فرزند موفق خواهند شد. در مقابل، پدر و مادر ناشکیبا، که مکرراً در خانه به قهر و
پرخاشگری میپردازند و رفتاری توأم با اهانت و سخنان تند و رکیک در خانه دارند، برای فرزندان خود زندگی ناآرامی که بیشتر شبیه به جهنّم است، فراهم میسازند. این جهنّم خودساخته، حاصلی جز فرزندان بداخلاق و عقدهای نخواهد داشت؛ گرچه ممکن است خانوادهها، چنین مشکلی را در ظاهر فرزندان خود احساس نکنند. وجود فرزندان عقدهای در اجتماع، مصائب بزرگی را در پی دارد. بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی در جامعه، از همینجا ناشی میشود. بسیاری از دزدیها، جنایات، اعتیاد به مواد مخدّر و معضلات اجتماعی ریشه در عقدههای خانوادگی دارد. رفاقت و صمیمیّت زن و شوهر با یکدیگر، زمینهساز تربیت فرزندان شایسته است، همچنانکه فرزندان ناصالح، در اثر سردی محیط خانه و کمبود محبّت پدید میآیند. ثبت گناه و ثواب فرزند، در پروندۀ اعمال پدر و مادر نکتۀ دیگری که شایان توجه است، اینکه اگر فرزند خانواده در اثر تربیت غلط، خطاکار یا گناهکار شد، گناه و لغزش او، علاوه بر خودش، گریبان پدر و مادر را نیز خواهد گرفت و آن گناه، در نامۀ اعمال پدر و مادر نیز ثبت خواهد شد، حتی اگر آن پدر و مادر از دنیا رفته باشند. در مقابل، اگر پدر و مادری برای تربیت فرزندان خود
تلاش کنند و با گرم نگه داشتن محیط خانواده، زمینهساز تربیت سالم آنان شوند، در حقیقت برای خود باقیات الصّالحاتی فراهم کردهاند و حتّی پس از مرگ آنان، اگر فرزندان کار نیکی انجام دهند، علاوه بر پاداش فرزندان، پدر و مادر نیز در آن شریک خواهند بود و به همان اندازه والدین هم پاداش دارند. پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» بارها میفرمودند: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة»[4] اگر کسی کار نیکی انجام دهد و یک باقیات الصّالحات برای خود قرار دهد، مثلاً مسجد، مدرسه یا پلى بسازد، یک کار عمرانى بکند و بهتر از همۀ اینها این است که یک اولاد صالحى تحویل جامعه بدهد، آنگاه این بچۀ سالم هرکاری که بکند، به همان اندازه خداوند به پدر و مادرش نیز ثواب میدهد. در مقابل، اگر پسر یا دختر در خانواده، لاابالی و ناصالح شدند، علاوه بر اینکه برای آنها گناه نوشته میشود، به همان اندازه هم برای پدر و مادری که مواظبت نکردهاند و به تربیت صحیح فرزند خود
اهمیّت ندادهاند، حتّی اگر از دنیا رفته باشند، گناه نوشته میشود. مسألۀ تربیت، بسیار مهم و حائز اهمیّت است. آنچه زمینهساز این تربیت صحیح میشود، محبّت ناشی از صبر بین والدین است. زن و شوهر در رفتار با یکدیگر، خصوصاً در مقابل فرزندان، باید محبت، گذشت، ایثار و فداکاری را سرلوحۀ اعمال و رفتار خود قرار دهند و نسبت به یکدیگر، وفاداری و رفاقت و مودّت داشته باشند. در این صورت خواهند توانست فرزندان سالمی تحویل جامعه دهند. اهمیّت تربیت صحیح فرزندان در باب اهمیّت تربیت صحیح، توجّه به یکی از آیات نورانی قرآن کریم بسیار ضرورت دارد. قرآن کریم میفرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً»[5] این آیۀ شریفه، یک معنای ظاهری و یک معنای باطنی دارد: معنای ظاهری آیه آن است که قرآن کریم، برای همۀ انسانها، شخصیت فراوان قائل شده است. دنیای روز و جهان استکباری برای انسانها اهمیّتی قائل نیست و ناگهان با یک بمب، صدها نفر و بلکه هزاران نفر را نابود میکند. امّا اسلام عزیز و قرآن کریم به اندازهای برای شخصیّت
انسانها احترام و اهمیّت قائل است که میفرماید:«کشتن یک انسان، نظیر کشتن همۀ آدمیان و نجات یک نفر از مرگ، مانند زنده کردن کلّ انسانها است" مسلمانان باید برای برخورداری از چنین دینی به خود ببالند و افتخار کنند و مهمتر آنکه در جهت عملی کردن این آیۀ شریفه اقدام کنند. مثلاً وقتی کسی در مضیقه و گرفتاری است و از زندگی خود که برای او مرگ تدریجی است، رنج میبرد یا قصد خودکشی دارد، اگر دیگری بتواند به او کمک کند و به فریاد او برسد و گرۀ کار او را باز کند، در این صورت نه یک نفر، بلکه همۀ مردم را نجات داده برعکس، اگر کسی دیگری را بکشد یا باعث مرگ او شود، مثل آن است که جهان را کشته باشد.[6] معنای باطنی آیۀ شریفه طبق فرمایش امام باقر«سلاماللهعلیه» این است که اگر کسی، شخص دیگری را از راه حق منحرف کند، یا یک پدر و مادر بچۀ دروغگو، بیحجاب و بیتربیت و بینماز تحویل جامعه دهند، نه تنها یک نفر، بلکه جهان را کشته اند؛ در مقابل، اگر تربیت فرزند صحیح باشد و خانواده بتواند فرزند صالحی را تحویل جامعه دهد و او را هدایت کند، مانند آن است که جهان را زنده کرده باشند. مسلّماً زنده کردن جهان ثواب فراوانی دارد. اگر خانمی بتواند دختر
مذهبی و محجّبهای تحویل جامعه دهد یا پدری بتواند پسر صالح و نیکوکاری را به جامعه بفرستد، ثوابی به اندازۀ ثواب زندهکردن همۀ جهان را دارد. دو صد گفته چون نیم کردار نیست! البته باید توجّه داشت که رفتار عملی پدر و مادر، مهمترین و مؤثرترین عامل در تربیت فرزند است. به عبارت دیگر، اگر پدر و مادر، خود مواظب اعمال و رفتار خود نباشند، خواه ناخواه فرزندان آنها بد اخلاق و بد رفتار خواهند شد. پدر و مادری که بسیاری از اوقات خود را پای ماهواره و فیلمهای شهوتانگیز و غیراخلاقی و ... سپری میکنند، نمیتوانند انتظار برخورداری از بچههای سالم، مؤمن و خوش اخلاق داشته باشند. به تجربه نیز اثبات شده است که گاهی کودکان دو سه ساله با الگوپذیری از والدین خود، به یک رقاص حسابی تبدیل شدهاند یا از دروغگویی و غیبت و ناسزاگویی پدر و مادر الگو میگیرند. کودکی که میبیند والدینش مدام غیبت میکنند، تهمت میزنند و شایعهپراکنی میکنند، اوقات خود را با فیلمها و تصاویر شهوتانگیز میگذرانند و ... به طور ناخودآگاه تأثیر میپذیرد. این نوع آلودگیها در فرزندان، تقصیر والدین است و آنها باید در این امور، بسیار مواظب رفتار و عملکرد خود باشند.
عکس آن نیز صادق است، مثلاً به تجربه اثبات شده است که والدین فداکار، راستگو و خوش اخلاق، فرزندانی شبیه به خود دارند. همچنین بسیار دیده میشود، کودک خردسال با مشاهدۀ نماز خواندن پدر و مادر خود، دنبال چادر یا سجاده میگردد و حرکات پدر و مادر در نماز را تکرار میکند. از همین جهت، در روایات سفارش شده است که فرزندان خود را به مسجد ببرید و نماز و صدقه و کمک به دیگران را به آنها یاد بدهید. خلاصه آنکه افعال و کردار انسان، تأثیر به سزایی بر روی روح و روان فرزندان دارد. همین تأثیرات است که ار بچۀ دو سه ساله، انسان نیکوکار یا بدکار میسازد. تقسیم دوران تربیت فرزند از نظر روایات یکی از روایتهای مهم در بحث تربیت فرزند، این روایت است: «الْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ»[7] این روایت از نظر روانشناسان بسیار عالی و پرمحتواست، لذا آن دسته از روانشناسها که دینگرا هستند، از این روایت در کتابهای خود فراوان استفاده کردهاند. روایت میفرماید: دوران زندگی فرزند از وقتی به دنیا میآید تا وقتی بزرگ میشود و زندگی مستقلی تشکیل میدهد، به سه قسمت تقسیم میشود. در هفت سال اول،
فرزند، بر پدر و مادر سیادت دارد؛ یعنی باید ناز او را بکشید و تا میتوانید به او خدمت کنید و از نظر خوراک و پوشاک و مسکن، او را در رفاه قرار دهید. در همین هفت سال، ناگهان مشاهده می شود که فرزند، اهل دین و تقیّد به ظواهر شرع شده یا خدای نکرده لاابالی در دین شده و حتّی از چادر میترسد و دوست دارد با وضعیّت زنندهای به خیابان برود. هفت سال اوّل زندگی، تأثیر و سازندگی عجیبی در فرزند دارد. احترام گذاشتن یا پرخاشگری، کتک زدن یا با محبّت برخورد کردن و به طور کلّی، هر نوع رفتار والدین با فرزند، تأثیرات همیشگی بر او میگذارد و میتواند باعث تحویل فرزند صالح و سالم به جامعه شود یا خدای ناکرده، فرزندی عقدهای برای جامعه پدید آورد. اگر انسان از ابتدا و از زیر بنا مواظب تربیت فرزند خود نباشد، نمیتواند فرزند شایستهای داشته باشد. گاهی در همان هفت سال اوّل، اخلاق و تربیت فرزند خراب میشود و جبران آن مشکل است. دربارۀ هفت سال دوّم روایت میفرماید: «عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ»؛ یعنی باید به اندازهای که فرزند تحمّل دارد، از او کار بکشید، البته نه با زور و تحمیل، بلکه با محبّت و تمنّا. بچّه باید در کارهای خانه کمک کند، در امور
مختلف کمککار والدین باشد و خلاصه پدر و مادر، بدون تحمیل و اجبار، فرزند را به انجام کارهای مختلف وادار کنند. افزون بر این، عشق و علاقه به درس و بحث و کتاب باید در این سنین، در فرزند ایجاد گردد تا در آینده درسخوان و فعّال شود. در هفت سال سوم، فرزند باید مانند مشاور خانواده باشد؛ یعنی به اندازهای به او شخصیّت بدهند که نظر او را در تصمیمگیریها مهم بدانند. پدر و مادر با محبّت نظر او را نیز در کارها بخواهد و با این کار مشورتی، روحیه و شخصیّت او را پرورش دهند. پس از دورۀ سوّم زندگی، وقتی فرزند ازدواج کرد و زندگی مستقلی تشکیل داد، امور زندگی او به خودش بستگی دارد. تأثیر مشورت با فرزند، در تکوین شخصیّت او اصل شور و مشورت، خصوصاً شورای عمومی، کار بسیار نیک و پسندیدهای است؛ مانند رأی دادن و تشکیل شوراهای اسلامی و... قرآن کریم بر شوراها تأکید فراوانی دارد و حتّی دستور میدهد که استبداد نداشته باشید و در کارها مشورت کنید: «وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ»[8] در آیۀ دیگر نیز خطاب به پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرماید: «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ»[9] پیامبر
اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» به فکر و مشورت دیگران نیازی ندارند، امّا این کار پیامبر، مایۀ پرورش شخصیّت دیگران است؛ لذا رسول خدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» در جنگها و برخی دیگر از مسائل، اصحاب را جمع کرده و با آنها مشورت میکردند. همانگونه که قرآن کریم بر مشورت تأکید دارد و پیامبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» را ملزم به مشورت میکند، پدر و مادر نیز باید با بچههای خود در هفت سالۀ سوّم زندگی، مشورت کنند. تربیت شخصیّت به این سبک، سخت و مشکل است، امّا پدر و مادر با این رفتار خود، باعث شخصیّتبخشی به فرزندان میشوند. فرزندی که برای خود شخصیّت قائل باشد، به دنیال رفیقبازی و هوی و هوس که ناشی از بیشخصیّتی است، نمیرود. پسر یا دختر نوجوان و جوان اگر صاحب شخصیّت باشد، به دنیال درس و عبادت و خدمت به خلق خداست، نه هوسرانی و شهوترانی که نشانۀ بیشخصیّتی و بیهویّتی است. از همین جهت، روانشناسان اصرار دارند که هفتهای یک جلسه بین اعضای خانواده برقرار کنید و حتّی در تنظیم خرج و مخارج زندگی، از نظر مشورتی فرزندان استفاده کنید. اگر وضع مالی خانوادهای مناسب نیست، باید به نوجوان خود بگویند که مجبورند زندگی
سادهای داشته باشند و آنها را در امور زندگی دخالت دهند. یک جلسۀ مشورتی با دختر و پسر، به اندازۀ یک سال تربیت، برای فرزند، شخصیّت آفرین است. پینوشتها =================== 1. الکافی، ج 5، ص 327 2. نور/ 22 3. رعد / 22 4. الفصول المختاره، ص 136 5. مائده / 32 6. نفسیر العیاشی،ج 1، ص 313 7. مکارم الأخلاق، ص 218 8. شوری / 38 9. آل عمران / 159