اخبار آرشیوی

کدخبر: 593702

وزیر سابق ارشاد در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»:‌ از عزل و نصب افراد تا برخی مسائل مثل خانه سینما و ممیزی کتاب با اطرافیان رئیس‌جمهور اختلاف‌نظر داشتیم/ روزنامه‌های اصلاح‌طلب، اخبار مثبت ما را پوشش نمی‌دادند/ فیلم "گشت ارشاد" و تئاتر "هدا گابلر" پرحاشیه‌ترین اتفاقات دوران مسئولیتم بودند

مقدمه: سید محمد حسینی را در یک هفته پس از پایان کار چهار ساله در مسند وزارت ارشاد در انتشارات علمی و فرهنگی ملاقات کردیم؛ ملاقاتی که حدود سه ساعت به طول انجامید. وزیر پرکار دولت دهم، این روزها در طبقه هفتم ساختمان انتشارات علمی و فرهنگی به دلمشغولی‌های سابق خود بازگشته است. حسینی ضمن مصاحبه درددل‌هایی را هم مطرح کرد که به گفته خودش برخی ممکن است روزی تبدیل به کتاب شود.متن ذیل صحبت های وزیر آرام دولت دهم با خبرگزاری «نسیم» است. « نسیم»: این چند روز بعد از 4 سال وزارت با گذشته چه تفاوتی داشته است؟ **همه به من می گویند چهره ام در این یک هفته بعد از وزارت شادمان‌تر است حسینی: دوستانی که این چند روز مرا می بینند می گویند خیلی سرحال تر و شادمان تر هستید؛ البته این مسئله در حالی است که همیشه سعی می کردم حتی در بحران ها هم خم به ابرو نیاورم ولی بالاخره رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون؛ این باری که از دوشم برداشته شده باعث شده که احساس بهتری داشته باشم. اگر چه هیچ وقت از انجام مسئولیت فرار نکردم و هر کار سختی را هم که لازم بوده انجام داده ام. به هر حال در حال حاضر دغدغه های دوران مسئولیت وجود ندارد. حوزه فرهنگ حوزه وسیعی است و هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد به طور مثال کتابی چاپ شود و عده ای معترض باشند، یا در روزنامه مطلبی منتشر شود و یا در تئاتر حرکتی صورت بگیرد که با وجود دیدگاه های مختلف در کشور همراه با واکنش باشد لذا هر لحظه امکان وقوع اتفاقات غیر قابل پیش بینی وجود دارد که وزیر باید پاسخگو باشد. **در حال حاضر می‌خواهم به کارهای مورد علاقه‌ام بپردازم گاهی اوقات هم بعضی رسانه ها مطالب را درست منتشر نمی کردند و متاسفانه در مواردی هم تعمد در کار بود و حاشیه هایی را درست می کردند که خود آنها فکر و ذهن را درگیر می کرد البته احتمالا تا مدتی درگیر پاره ای مسائل خواهیم بود ولی دیگر شدت گذشته را ندارد و لذا احساس آرامش بیشتری دارم و راحت تر می توانم به کارهای فکری و فرهنگی عمیق تر برسم؛ اگر چه در این مدت هم با کارهای فکری سر و کار داشتم ولی حجم کار اجرایی به گونه ای بود که عمده وقت را به خود اختصاص می داد. حالا فرصت و مجال بیشتری برای انجام کارهای مورد علاقه از جمله تحقیقات و مطالعه وجود دارد. لذا طبیعی است که سرزنده تر و با نشاط تر از دوران وزارت باشم. «نسیم»: 4 سال پیش وقتی برای اولین بار اسم سیدمحمدحسینی را به عنوان گزینه وزارت ارشاد شنیدیم یک سابقه ای از دانشگاه پیام نور در ذهن مان بود؛ حتی شما جزو گزینه های وزارت علوم هم مطرح شدید، چه شد که شما وارد عرصه فرهنگی شدید؟ **قبل از تشکیل دولت دهم برای 3 وزارت‌خانه ارشاد، علوم و آموزش و پرورش از بنده برنامه خواستند حسینی: از من برای 3 وزارتخانه علوم، ارشاد و آموزش و پرورش برنامه خواستند؛ البته وزارت آموزش و پرورش را مصلحت نمی دانستم چون سابقه کاری در این وزارتخانه نداشتم؛ اگر چه بسیار ارزشمند است که با طیف وسیعی از دانش آموزان و معلمان کار کنیم ولی تجربه کاری در این زمینه نداشتم به همین دلیل از این گزینه اجتناب می کردم. در وزارت علوم علاوه بر دو دهه تدریس در دانشگاه و عضویت هیئت علمی 4 سال تجربه مسئولیت داشتم ابتدا به عنوان معاون حقوقی،امور مجلس و پشتیبانی و بعد قائم مقام وزیر و نیز رئیس دانشگاه پیام نور که در این دوره تقریبا در تمام دانشگاه های کشور حضور یافتم. با نیروی انسانی دانشگاه ها آشنایی داشتم و با تشکل های دانشجویی و گروه های مختلف دانشجویی نشست داشتم؛ گاهی به خوابگاه های دانشجویی می رفتم و علاوه بر آن با نشریات دانشجویی هم ارتباط داشتیم لذا فکر میکردم در وزارت علوم بهتر از عهده کار بر می آیم. **بعضی‌ها معتقد بودند که فقط سه ماه در وزارت ارشاد دوام می‌آورم البته با وزارت فرهنگ هم سنخیت داشتیم؛ چون حدود 4 سال در صداوسیما مسئولیت داشتم و قبل از آن هم به کارهای فرهنگی اشتغال داشتم. قبل از انقلاب در اجرای نمایش های مذهبی فعال بودم. بعد از انقلاب مدتی در بخش فرهنگی جهاد سازندگی فعالیت می کردم؛ همچنین چند سال به عنوان رایزن فرهنگی مسئولیت داشتم؛ اگر چه در وزارت فرهنگ در آغاز همه ابعاد مسئله برایم روشن نبود ولی به یاری خداوند پس از اعتماد رئیس جمهور و مجلس محترم ماموریت خطیر خود را شروع کردم. البته برخی از افراد دلسوز به دلیل اختلاف نظرهایی که در عرصه فرهنگ و هنر وجود داشت می گفتند که 3 ماه بیشتر در این مسئولیت نمی توان دوام پیدا کرد. **در عرصه فرهنگی باید با اقشار گوناگون تعامل می‌کردیم و این مسئله گاهی کار را به شدت سخت می‌کرد در عرصه فرهنگ باید از مراجع تقلید ، علما و بزرگان حوزه تا اهالی هنر ، تئاتر و موسیقی با طیف های گوناگون تعامل برقرار می کردیم؛ مثلا یک فیلم سینمایی که ساخته می شود خیلی ها درباره آن اظهارنظر می کنند؛ ایجاد یک توازن و تعادل دیدگاه های متعارض کار بسیار سختی است؛ گاهی -اوقات فرد مسئول در این حوزه از هر دو سو مورد هجمه قرار می گیرد؛ علاوه بر آن در مواردی آقای رئیس جمهور و اطرافیان ایشان نیز نظراتی در عرصه فرهنگ و هنر داشتند که کار را پیچیده تر می کرد؛ به همین دلیل کار در این زمینه کار دشواری بود و به طور طبیعی در این دوره زمینه های چالش و تنش بیش از گذشته بود. **بعضی‌ها با دیدن یک فیلم یا خواندن یک کتاب وزارت ارشاد را به وزارت اضلال تعبیر کردند در این دوره اختلافات سیاسی بین اصولگرایان نیز مزید بر علت شده بود؛ مثلا زمانی که در مجلس پنجم نماینده بودیم ما دو فراکسیون چپ و راست بودیم و خیالمان راحت بود که از سوی اعضای فراکسیون خودمان و نیروهای هم فکر خارج از مجلس حمایت می شویم؛ ولی در این دوره گاهی از طرف دوستان و همفکران و از سوی کسانی که توقع حمایت داشتیم مورد هجمه قرار می گرفتیم؛ به طور مثال در بحث سینما و برخی از برنامه ها و جشنواره ها این اتفاق می افتد. برای نمونه در نمایشگاه کتابی که 450 هزار عنوان کتاب در آن ارائه می شود یک یا دو کتاب را خدمت یک بزرگواری بردند و ایشان نیز کل نمایشگاه را زیر سوال برد و وزارت ارشاد را وزارت اضلال نامید. ** فشارهایی که از سوی نیروهای متدین و ارزشی به ما وارد می‌شد بسیار بود عالم محترمی با رئیس جمهور به خاطر اینکه وزیر زن در کابینه به کار گرفته بود؛ اختلاف نظر داشت و این اختلاف نظر در بسیاری از مسائل تاثیر می گذاشت و در مواردی فشارهایی که از سوی نیروهای متدین و ارزشی که فکر می کردیم از ما حمایت می کنند قابل توجه بود. به طور مثال یک روز برای سخنرانی درهمایش علمی غدیر به دانشگاه مازندران (بابلسر) رفته بودم و عصر همان روز باید به مراسم افتتاحیه هفته فرهنگی تونس می رسیدم که در آن افتتاحیه وزیر فرهنگ تونس نیز حضور داشت؛ دلیل موجهی داشتیم که در مراسم دانشگاه شرکت نکنیم ولی چون از مدت ها قبل قول داده بودیم ساعت 5 صبح برای حضور در آن همایش به مازندران رفتیم و بعد از همایش زمانی که می خواستیم به تهران برگردیم؛ تعدادی از دانشجویان گفتند که باید در جلسه ما شرکت کنید با وجود کمبود وقت همان جا ایستاده به سوالات پاسخ دادم. بعد برای برگزاری نمایشگاه با سرعت به تهران آمدیم . شب دیر هنگام بعد از چند برنامه به منزل برگشتم متوجه شدم که در یکی از رسانه ها تیتری با عنوان "وزیر فرهنگ به خاطر سفر خارجی در جلسه دانشجویی شرکت نکرد." منتشر شده است و انتقاداتی صورت گرفته است؛ در حالی که اصلا سفر خارجی نداشتم بلکه میزبان هیئت تونسی بودم لذا مجبور شدم ماجرا را برای عده ای توضیح دهم؛ از این نمونه ها کم نبود که بر اساس توهمات یا توقعات اخبار و تحلیل هایی منتشر می شد و خستگی را به تن باقی می گذاشت. ما هرگز در ازای اقدامات توقع تقدیر و تحسین نداشتیم ولی بعضی از بی انصافی های دور از انتظار موجب تحیر، تعجب و تاسف بود. «نسیم»: گاهی اوقات خبرنگاران از شما عقب می ماندند و حتی خبرنگار برای پوشش برنامه های شما کم می آوردیم، این مسئله شما را اذیت نمی کرد؟ **برخی مدیران در گذشته در تهران می‌نشستند و قهوه می خوردند و فقط هوای افراد خاص را داشتند حسینی: آدم وقتی عشق و علاقه به کار داشته باشد و باور داشته باشد که کاری که انجام می دهد اثربخش است؛ طبیعتا حضور در یک شهر و استان و در بین فرهیختگان و هنرمندان که می تواند به آنها دلگرمی دهد و مشکلات شان را برطرف کند؛ برایش رضایت بخش خواهد بود، چون ایران فقط تهران و کلانشهرها نیست؛ البته برخی از مدیران در گذشته در تهران می نشستند و سفر استانی به ندرت انجام می دادند و هوای برخی افراد مطرح و شناخته شده را در کشور داشتند و تنها با عده ای خاص می نشستند و قهوه می خوردند ولی ما می گوییم این سفره ای که پهن شده فقط برای چند نفر نباشد و کل کشور از آن استفاده کنند. **چون نمی‌توانستیم وقت کافی برای افراد خاص بگذاریم علیه‌مان موضع می‌گرفتند مثلا صندوق حمایت فقط برای هنرمندان، نویسندگان و خبرنگاران تهران نیست بلکه برای کل کشور است؛ به همین دلیل در سال های اخیر تعداد اعضای صندوق 2 برابر شد و این کار هم به سادگی نبود؛ چرا که مقررات به گونه ای که بسیاری از هنرمندان شهرستانی نمی توانستند در آن عضو شوند، لذا مقررات را تغییر دادیم تا آنها هم بتوانند عضو شوند و از مزایا و تسهیلات آن استفاده کنند؛ با این حال چون نمی توانستیم مثل گذشته وقت برای برخی افراد خاص بگذاریم آنها هم گلایه می کردند و در مواردی موضع می گرفتند. « نسیم»: گاهی یک وزیر فقط وزارتخانه خود را در اختیار دارد؛ ولی گاهی یک حوزه کاری یک وزارتخانه حوزه فرابخشی است؛ من اعتقاد دارم وزارت ارشاد قرارگاه فرهنگی حاکمیت است و بسیاری از مشکلات فرهنگی ما چه در عرصه فرهنگ و هنر و چه در عرصه فرهنگ عمومی به دلیل این است که تنها وزارت ارشاد در آن دخیل نیست، به طور مثال در نامگذاری مکان ها فقط وزارت ارشاد دخیل نیست بلکه چند دستگاه در این زمینه فعالیت می کنند ولی هماهنگی بین آنها با وزارت ارشاد است، به نظر من حجم سفرهای استانی به گونه ای بود که کارهای این چنینی را تحت تاثیر قرار می داد. ** سفرهای استانی به هیچ وجه باعث نمی شد که ما از ستاد تهران غافل شویم حسینی: این وظیفه تا حدودی از طریق شورای فرهنگ عمومی کشور انجام می شد؛ یعنی به طور منظم هر 2 هفته یکبار جلسه شورای فرهنگ عمومی تشکیل می شد؛ که در غالب جلسات شرکت می کردم. سفرهای استانی به هیچ وجه باعث نمی شد که از ستاد در تهران غافل شویم . با برخی از نهادها در مورد یک موضوع جلسه می گذاشتیم و هماهنگی های لازم را انجام می دادیم ولی بعضی از همان نهادها درباره همان موضوع ساز مخالف می زدند؛ دلیلش هم اختلافات سیاسی و راقبت هایی بود که درون اصولگرایان وجود داشت. علاوه بر تهران در استان ها و شهرستان ها هم باید هماهنگی وجود داشته باشد. بررسی کنید وزرای سابق چقدر در جلسات شورای فرهنگ عمومی استان ها شرکت می کردند؛ و با این دوره مقایسه کنید. **برخی مسائل که در حوزه فرهنگ به وجود می‌آمد؛ ریشه در مسائل سیاسی داشت به طور مثال در سفر به یک استان از صبح تا شب چندین برنامه در نظر می گرفتیم از جمله شرکت در شورای فرهنگ عمومی و سعی می کردیم از زمان به بهترین وجه استفاده کنیم؛ علاوه بر آن معمولا یک جلسه برگزار می کردیم که اهالی فرهنگ و هنر در آن حضور داشتند و صحبت هایشان را بیان می کردند و این طور نبوده که اگر یک جا سرعت کار را افزایش داده ایم از بعضی موارد غافل شویم؛ بلکه برخی از مسائل ریشه سیاسی داشت و ما همیشه سعی می کردیم هماهنگی های لازم را انجام دهیم؛ در شورای فرهنگ عمومی کشور همه نهادها عضو هستند از حوزه علمیه گرفته تا آموزش و پرورش، دانشگاه، بنیاد شهید، بسیج، سپاه، شهرداری و ... . مثلا اگر مسئولان حوزه هنری ما را دعوت می کردند حتما در آن مراسم حاضر می شدیم تا تعامل ایجاد شود؛ مثلا نیروی انتظامی جلسه تشکیل می داد و معاونین اجتماعی کل کشور در آن حضور داشتند ما در آن جلسه حرف های کاری را مطرح می کردیم نه اینکه فقط به آنها خسته نباشید بگوییم؛ این جلسات را جزو جلسات کاری تلقی می کردیم و اگر این کارها را نمی کردیم شاید حرف دوستانی که میگفتند نمی توانیم بیشتر از 3 ماه کار کنیم، تحقق می یافت. «نسیم»: چرا در جلسه پنجشنبه تودیع و معارف در تالار وحدت حضور نداشتید؟ **جلسه پنجشنبه تالار وحدت از ابتدا جلسه تودیع و معارفه نبود حسینی: از روز اول که جلسه را هماهنگ کردند؛ گفته بودند که نشست صمیمانه وزیر فرهنگ وارشاد با هنرمندان است؛ روزهای آخر به ما گفتند که در این جلسه شرکت کنیم و اسم تودیع و معارفه آمد، زمانی که بنده را دعوت کردند گفتم شما همه جا گفتید معارفه و هیچ جا بحث تودیع مطرح نبوده اگر قرار است تودیع باشد که خب روال مرسوم باید رعایت شود و سخنران ها مشخص باشند نه اینکه مخاطبین و افراد دعوت شده و بعد ما در جلسه حضور داشته باشیم؛ من با آقای جنتی هم صحبت کردم و ایشان هم قبول کردند که اگر قرار است جلسه تودیع برگزار شود باید در جلسه ای دیگری انجام شود، معمولا جلسات تودیع جلساتی است که مسئول قبلی صحبت می کند مثلا در وزارت کشاورزی آقای خلیلیان یک ساعت صحبت کرده و بعد آقای حجتی 10 دقیقه صحبت کرده است.. من و آقای جنتی سابقه دوستی 20 ساله باهم داریم؛ به نظر می رسد به همان جلسه شورای معاونان و مشاوران که در وزارت ارشاد برگزار شد اکتفا شده است . «نسیم»: متن سخنرانی هایتان را خودتان تنظیم می کردید یا اینکه توسط تیمی انجام می شد؟ **متن های سخنرانی هایم در نهایت با نظر خودم تائید می‌شد/ سخنرانی های چهارساله ام را به صورت کتاب منتشر می‌کنم حسینی: در وزارت ارشاد پژوهشگاه فرهنگ و هنر را داریم و سعی می کردیم از قبل برنامه های ماه آینده را به آنها ارائه دهیم تا آنها در این مدت بتوانند اطلاعات و مطالبی را جمع آوری کنند؛ در اوایل آنها برای مناسبت ها متن می نوشتند که مورد استفاده قرار نمی گرفت لذا به آنها گفتیم که به جای نوشتن متن، مطلب جمع آوری کنند. این اواخر یکی ازاعضای حوزه را مسئول جمع آوری اطلاعات مربوط به برنامه ها و جشنواره گذاشته بودیم. به هر حال مطالب و یا متنی که نهایی می شد، مدنظر خودم بود. گاهی اوقات برای یک برنامه ای که اهمیت بیشتری داشت و زمان لازم را نیز داشتیم، متن تهیه می کردیم؛ من از اینکه کلا کار را به دیگران واگذار کنیم خاطره خوشی نداشتم؛ به طور مثال زمانی که در وزارت علوم بودیم در دانشگاه تهران المپیاد علمی برگزار شد که قرار بود دکتر زاهدی در آن سخنرانی کند؛ ما از مجلس که به سمت وزارتخانه حرکت کردیم دکتر زاهدی به من گفت که به خاطر شرکت در جلسه شورای انقلاب فرهنگی نمی تواند در آن المپیاد شرکت کند و قرار شد که من به جای ایشان شرکت کردم؛ در طول مسیر از روی متنی که سازمان سنجش آماده کرده بود چند بار خواندم و بعد از اینکه دیدم آن متن با ذوق من همخوانی ندارد، سخنانم را در چند محور یادداشت کردم وقتی که وارد برنامه شدم متوجه شدم متنی را که من داده اند را یکی از معاونین سازمان سنجش ارائه کرده است؛ به همین دلیل هیچ موقع نمی توانستم به متن هایی که دیگران تهیه می کنند صد درصد اعتماد کنم. ناچار بودم که برای هر برنامه وقت بگذارم و مطلب مناسب در نظر بگیرم؛ گاهی می دیدم متنی که به ما می دهند از اینترنت گرفته اند که مناسب آن جلسه نیست؛ این یکی از مشکلات است که سخت می توان تیمی را پیدا کرد که مطالب محتوایی مناسب را جمع آوری کنند.در این مدت در مورد بیش از 100 نفر از مشاهر صحبت کرده ام و قصد دارم سخنرانی ها و دیگر یادداشت ها را در قالب کتاب منتشر کنم. «نسیم»: به نظر شما پر حاشیه ترین اتفاقی که در طول این 4 سال وزارت برای شما رخ داد، کدام است؟ **پرحاشیه‌ترین اتفاق این 4 سال مربوط به فیلم "گشت ارشاد" و تئاتر "هدا گابلر" بود حسینی: پرحاشیه ترین اتفاق فیلم سینمایی گشت ارشاد بود که بسیار بازتاب داشت و حتی کار به تجمع عده ای در مقابل وزارت ارشاد کشید. اوایل کار تئاتر هدا گابلر نیز سر و صدایی زیادی به پا کرد. « نسیم»: نظر شخصی شما در مورد فیلم گشت ارشاد چیست؟ ** فیلم "گشت ارشاد" اگر اصلاحاتی در آن انجام می‌گرفت بهتر بود/بعد از مخالفت علما عده‌ای که قبل از این موافق بودند ساز مخالف زدند حسینی: این فیلم اشکالاتی داشت و اگر اصلاحاتی در آن انجام می شد، بهتر بود. به طور مثال برخی تعابیری که در فیلم به کار رفته شد باعث حساسیت برخی از نیروهای متدین شده بود. 3 و 4 نفری که محور فیلم بودند در واقع بدلی بودند و جزو نیروهای انتظامی واقعی نبودند؛ در واقع داشتند از این لباس سوءاستفاده می کردند و یا چون ظاهرشان حزب اللهی بود باعث ایجاد حساسیت می شد. ما در وزارت ارشاد دو شورای صدور پروانه و اکران داریم و این فیلم این موارد را پشت سر گذاشته بود. این فیلم، جزو آن دسته از فیلم های بود که بعضی از نهاد ها که با آن مخالفت می کردند در زمان اکران تمایل و اصرار داشتند که فیلم در سینماهای آنها اکران شود؛ می دانستند این فیلم چون فیلمی طنز است قطعا مخاطب زیادی خواهد داشت؛ ولی بعدها که بعضی علما نسبت به این فیلم واکنش نشان دادند همان افراد با اکران مخالفت کردند. **بارها اتفاق افتاد که مطلبی را یک خبرگزاری به اشتباه منتشر می کرد و این مسئله به سرعت در همه رسانه‌ها منعکس می شد در هر صورت این مسئله ای نیست، که فقط در دوره ما بوده باشد؛ بلکه ارشاد از اول همیشه محل بحث بوده است؛ الان شرایط با گذشته به دلیل گسترش اطلاع رسانی متفاوت شده است. گاهی اوقات در حال تماشای فیلمی در جشنواره فجر بودیم و زمانی که از سالن خارج می شدیم فردی سوال می کرد و و پاسخ می دادیم در حالی که گمان نمی کردیم خبرنگار باشد و بعد صحبت ها در رسانه ها منتشر می شد؛ گاهی اوقات هم صحبت ها تغییر می کرد ؛ به خصوص در استان ها ضعف خبرنگاران باعث می شد که مطلب را درست متوجه نشوند و اشتباه منتشر کنند؛ گاهی اوقات هم در انتشار اخبار نادرست تعمد صورت می گرفت و گاهی اوقات صحبت هایمان به گونه ای منتشر می شد که گویی ما طرفدار موضوعی هستیم. به طور مثال در مورد تئاتر هدی گابلر به گونه ای صحبت ها منتشر می شد که انگار طرفدار این تئاتر هستیم و همین مسئله حساسیت ها را افزایش می داد. بارها اتفاق افتاد که مطلبی را یک سایت و یا خبرگزاری به اشتباه منتشر می کرد و ما زمانی متوجه می شدیم که دیگر خبرگزاری ها و روزنامه ها آن مطلب را منتشر کرده بودند و دیگر تکذیب آن خبر فایده ای نداشت. «نسیم»: شما در طول چهار سال فعالیت خود با کدام خبرگزاری ها از لحاظ کار حرفه ای بیشتر تعامل داشتید یا مشکل داشتید؟ **برخی از روزنامه‌های اصلاح طلب معمولا اخبار مثبت وزارت فرهنگ را پوشش نمی‌دادند! در میان خبرگزاری ها، با خبرگزاری فارس تعامل بیشتری انجام می گرفت و اگر هم خبری به اشتباه در آن منتشر می شد، با تذکر دادن آن را اصلاح می کردند خبرگزاری های مثل نسیم و تسنیم نیز که بعدا راه اندازی شدند. یکی از خبرگزاری هایی که اخبار را به نادرست منتشر می کرد و باعث مسئله سازی در جامعه می شد یک خبرگزاری فرهنگی و دینی بود که من قبلا عضو شورای سیاست گذاری آن بودم و فکر می کردم این خبرگزاری بیش از دیگران با ما تعامل داشته باشد ولی اینگونه نشد و گاهی خبرها و گزارش هایی منتشر می کرد که غیر منصفانه و خلاف انتظار بود و همان خبرها باعث ایجاد واکنش هایی در جامعه می شد. برخی از روزنامه های اصلاح طلب معمولا اخبار مثبت وزارت فرهنگ را یا پوشش نمی دادند و یا فقط در حد یک حاشیه به آن می پرداختند. «نسیم»: حالا برسیم به تغییر معاونت ها در وزارت خانه شما؛ اول آقای دکتر رامین در معاونت مطبوعاتی حضور داشتند و زمانی که خدمت ایشان رسیدیم متوجه شدیم که بیشتر به مسائل دیگر توجه دارند تا حوزه مطبوعات. چه چیزی باعث روی کار آمدن ایشان و سپس تغییر در این معاونت شد؟ **همیشه دست وزیردر انتخاب معاونان باز نیست/ در دوره معاونت آقای رامین یک بار در یک روز به ۱۰ روزنامه تذکر داد. حسینی: به هر حال در دولت آقای احمدی نژاد و هم در دولت های گذشته و احتمالا در دولت فعلی وزیر در انتخاب معاونان دستش کاملا باز نیست و گاهی اوقات باید هماهنگی هایی برای انتخاب یک معاون صورت گیرد. مثلا برای انتخاب یک معاون 5 گزینه را مدنظر داشتیم ولی به دلایلی در نهایت نفر پنجم انتخاب می شد، طبیعتا نفر پنجم نمی تواند مانند نفر اول کار کند؛ با این حال این مسئله در اکثر دولت ها وجود داشته است و امیدواریم در آینده این مسئله کمرنگ تر شود. فردی که به عنوان وزیر انتخاب می شود باید به او اعتماد داشته باشند و وی بتواند بر اساس شناختی که از افراد دارد، مدیران را انتخاب کند؛ البته این به این معنی نیست که اگر وزیر خواست فرد نامناسبی را انتخاب کند کسی واکنشی نشان ندهد اما اگر بنا باشد وزیر تک تک معاونت های خود را هماهنگ کند قطعا کار بسیار سختی است . علی ای حال وزیر باید در مقابل رهبری، رئیس جمهور ،مجلس و مردم پاسخگو باشد به همین دلیل باید اختیار کامل در انتخاب معاونان داشته باشد. **خارج‌نشین بودن سردبیر روزنامه آفتاب یزد را آقای رامین کشف کرد من آقای رامین را از زمانی که در صدا وسیما بودم، می شناختم و وی در اوج چالش های فتنه 88 به عنوان معاون مطبوعاتی انتخاب شد. در آن دوران باید آرامشی بر مطبوعات حاکم شود تا به اغتشاشات دامن نزنند؛ قبول دارم که ایشان در آن دوران گاهی تندروی هم می کردند؛ مثلا یک بار در یک روز به ۱۰ روزنامه تذکر داد و تمامی این تذکرات رسانه ای شد؛ در حالی که دردوره معاونت بعدی هم تذکراتی را به مطبوعات داده ایم و هر دوشنبه که جلسه هئیت مطبوعات برگزار می شد حتما تذکراتی را داشتیم ولی رسانه ای نمی شد. بعدا شرایط کشور آرامش پیدا کرد و دیگر نیازی به نظارت های آن چنانی وجود نداشت ولی آقای رامین می خواست بعد از فتنه نیز با همان روحیه ادامه دهد! در یک دورانی بحرانی در کشور ایجاد شد و ما حادثه هایی مثل روز عاشورا و ... را در کشور داشتیم و سردبیر یکی از روزنامه ها (آفتاب یزد) در خارج از کشور به سر می برد ولی برای این روزنامه مطلب می نوشت و آقای رامین نیز این موضوع را کشف کرد و بعد که این مسئله روشنگری شد روزنامه آفتاب یزد همکاری با این فرد را قطع کرد . البته در آن مقطع ممکن است تندروی هایی هم صورت گرفته باشد ولی افراط بعضی نشریات و عبور آن ها از خطوط قرمز و نادیده گرفتن مصالح کشور و هم آوایی با معاندان خارج از کشور را هم نباید فراموش کرد. در آن زمان فعالیت سایر دستگاه ها از جمله امنیتی و انتظامی هم متفاوت بود. ولی بعد از دوران فتنه باید تعاملات بیشتری صورت می گرفت لذا بعد از جمع بندی آقای محمدزاده جایگزین آقای رامین شد. «نسیم»: بحثی که در تمام این سال ها با آن رو به رو بودیم بحث مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است ولی آنها اجرایی نمی شود؛ به طور مثال مصوبه ضوابط نشر و مصوبه عفاف و حجاب این شورا اجرایی نشده است، علت اجرایی نشدن این مصوبات چیست؟ **ضمانت‌ اجرایی برای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود ندارد حسینی: بخشی از این مسئله به دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی بر می گردد؛ چرا که وقتی این شورا مصوبه ای دارد باید از طریق دبیرخانه پیگیری شود تا توسط دستگاه ها اجرایی شود؛ ولی ضمانتی برای اجرایی شدن این مصوبات وجود ندارد؛ به طور مثال مصوبات مجلس ضمانت اجرایی دارند؛ یعنی اگر که مصوبه مجلس اجرا نشود نمایندگان می توانند از وزیر مربوطه سوال و حتی وی را استیضاح کنند و یا اگر در حوزه مالی جابه جایی هایی صورت گیرد دیوان محاسبات وارد عمل خواهد شد اما به نظر می رسد که شورای عالی انقلاب فرهنگی ابزار لازم برای اجرایی شدن مصوباتش ندارد که مثلا اگر دستگاهی در اجرایی کردن مصوبات کوتاهی کرد برخورد لازم صورت گیرد. **خودمان را موظف می‌دانستیم که به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی عمل کنیم علاوه بر آن حجم کار جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی به گونه ای است که نمی توان تمامی موارد را مطرح کرد؛ به طور مثال در زمینه بازی های رایانه ای تنها یک بار جلسه تشکیل شد و ما هم گزارشاتی را ارائه کردیم و اینگونه نیست که فرصت جلسات به قدری زیاد باشد که به همه موارد رسیدگی شود و به نظر می رسد که دبیرخانه این شورا باید در این زمینه اقدام کند و پیگیری های لازم را انجام دهد؛ البته در طول این مدت پیگیری هایی انجام شد و در مورد مصوبات سال های گذشته نامه هایی ارسال شده و ما هم بنا داشتیم که به مصوبات عمل کنیم .مثلا در حوزه عفاف و حجاب در شورای معاونان ، معاون هنری را مسئول پیگیری این موضوع گذاشتیم و تصمیم گرفتیم برای ترویج فرهنگ عفاف وحجاب بنیادی را راه اندازی کنیم که به واسطه همان بنیاد نمایشگاه ها و جشنواره هایی را در این زمینه برگزار کردیم. ما خودمان را موظف می دانستیم که به مصوبات این شورا عمل کنیم که یکی از آنها اهتمامی بود که به شورای فرهنگ عمومی داشتیم و سعی کردیم هم در تهران و هم در شهرستان ها به صورت مرتب این شوراها برگزار شود. «نسیم»: شورای عالی انقلاب فرهنگی موضوع عفاف و حجاب را از وزارت ارشاد پیگیری می کرد؟ **بخش بازرسی شورای انقلاب فرهنگی باید فعال شود من یادم نمی آید که آنها این کار را کرده باشند؛ البته ممکن است نامه ای از سوی دبیرخانه ارسال شده باشد ولی پیگیری های لازم انجام نمی گرفت. تجربه نشان داده است که پیگیری ها باید فراتر از اینها باشد؛ یعنی اگر ما بخشی به عنوان نظارت و بازرسی وجود دارد این بازرسی نباید در یک نامه خلاصه شود؛ بلکه باید چند نفر به وزارتخانه مورد نظر بروند و از آن وزارتخانه گزارش بخواهند و دلایل اجرایی نشدن یک مصوبه رامطالبه کنند. مثلا بحث پیشکسوتان را سال های قبل تصویب کرده بودند ولی مطالبه ای برای عدم اجرای آن صورت نگرفته بود و ما خودمان به این جمع بندی رسیدیم که یک موسسه ای تشکیل دهیم که هنرمندان بالای 60 سال که آثار فاخری دارند در آن عضو شوند و خوشبختانه در سال ۹۱ برای اولین بار اعتبار ۱۵ میلیارد ریال به این مؤسسه(هنرمندان پیشکسوت) تخصیص یافت که برای شروع قابل قبول است. « نسیم»: قرار بود کارگروهی برای عفاف و حجاب تشکیل شود که در آخر هم مشخص شدکه با حکم رئیس جمهور این وظیفه به وزارت کشور محول شده است و این خلاف مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، در این باره توضیح می دهید؟ **محوریت مصوبه عفاف و حجاب با ارشاد بود اما به وزارت کشور منتقل شد حسینی: محوریت این مصوبه بر عهده وزارت ارشاد بود؛ ولی در دوران آقای صفار هرندی این ماموریت از ارشاد گرفته شده و به وزارت کشور منتقل شد که در آنجا هم آقای افشار ستادی در این زمینه تشکیل داده بود و ما نمی توانستیم در این زمینه مطالبه کنیم؛ با این حال سعی کردیم در خود وزارت ارشاد به این مسئله بپردازیم؛ یعنی این موضوع در حوزه کتاب، فیلم، تئاتر و ... در وزارت ارشاد پیگیری می شد و کار برجسته ای که در این حوزه انجام شد، راه اندازی بنیاد ملی مد و لباس بود. ما حتی در نمایشگاه قرآن نیز مکانی را باری عرضه پوشاک اسلامی در نظر می گرفتیم ولی در این موضوع وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز باید همکاری می کرد؛ و ما توقع داشتیم که آنها در برپایی نمایشگاه ها همکاری بهتری را با وزارت ارشاد انجام دهند که آنها هم به دلیل شرایط اقتصادی به این مسئله توجه نمی کردند؛ چون ما نمی توانستیم کار اقتصادی انجام دهیم و این محصولات را در سراسر کشور توزیع کنیم بلکه کار گلخانه ای انجام می دادیم و محصولات در نمایشگاه ها معرفی می شدند و اگر وزارت صنعت همکاری جدی داشت می توانستیم درسطح کشور اقدامات موثری انجام دهیم. «نسیم»: برسیم به بحث کتاب؛ آقای جتنی در این چند روز اظهاراتی را داشتند در خصوص ممیزی کتاب و معتقدند که اعمال ممیزی در کتاب باید بعد از چاپ آن انجام شود، نظر شما در این باره چیست؟ ** اگر کتاب‌هایی نوشته شود که عواطف و احساسات اقوام را جریحه دار کند، در کشور تبعات منفی خواهد داشت حسینی: آنچه که ما در این زمینه انجام دادیم طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود ؛ این شورا مصوباتی را تحت عنوان ضوابط نشر کتاب داشت و این موضوع از دولت نهم آغاز شده و در زمان ما به نتیجه رسید.در مباحث شورا حتی گاهی در مسائل ریز این موضوع نیز سران سه قوه ورود پیدا می کردند و طبیعتا این مسئله فراتر از وزارت ارشاد بود و برای این موضوع در حوزه های اعتقادی، سیاسی و اخلاقی، قومی و مذهبی چارچوب مشخصی تعیین شده بود و وزارت ارشاد نمی توانست چشم بسته به یک کتاب مجوز بدهد؛ گاهی یک کتاب منتشر می شد و حتی منجر به برهم زدن آرامش یک شهرستان می شد و حساسیت های بسیاری در این زمینه وجود دارد؛ ما کشوری هستیم که قومیت ها و مذاهب و طوایف گوناگونی را داریم و اگر کتاب هایی نوشته شود که عواطف و احساسات آنها را جریحه دار کند، در کشور تبعات منفی خواهد داشت **درباره برداشتن ممیزی در دولت دهم صحبت شد و بعضا موافقینی هم داشت درباره اینکه ممیزی برداشته شود نظرات مختلفی وجود داشت، حتی در دولت دهم هم بعضا گفته می شود که نظارت برکتاب مانند نشریات شود؛ در حالی که نشریات با کتاب تفاوت دارند و نشریه هر روز چاپ می شود و تا آخرین لحظه چاپ نیز مطالبی به آن اضافه می شود و قیاس مع الفارق است؛ در رسانه مدیرمسئول را ارزیابی می کنند و اگر اتفاقی بیفتد وی باید پاسخگو باشد و اصلا نمی توان مطالب خبرگزاری ها و رسانه ها را ممیزی کرد ولی برای کتاب می توان این کار را انجام داد و محتوای کتاب مطالب ژورنالیستی و فوری نیست که اگر یک هفته و یا یک ماه به تاخیر افتاد قابل بهره برداری نباشد. **بعضی نویسنده‌ها قصد اصلاح ایرادات کتاب‌شان را نداشتند .لذا کتاب تا مدت ها در ارشاد می‌ماند سقف بررسی کتاب ها 45 روز در نظر گرفته شده است و به بسیاری از کتاب ها حتی ظرف یک هفته مجوز داده می شود؛ ولی بعضی از کتاب ها ایرادات و اشکالاتی داشت؛ به طور مثال یک نویسنده کتابی در مورد بحث موسیقی و آوازخوانی در دوران پهلوی نوشته است و به تعریف از برخی از افراد مبتذل دوران شاهنشاهی پرداخته و خواسته یا ناخواسته مروج فرهنگ شاهنشاهی شده است. طبیعتا تذکراتی برای اصلاح کتاب از سوی اداره کتاب به وی داده شد. ولی چون آن فرد قصد اصلاح کتابش را نداشت 6مدت ها کتاب معطل مانده است. یادم می‌آید کتابی را یک روحانی نوشته بود که 5 اشکال به آن گرفته شد وقتی کتاب را مطالعه کردم دیدم 3 مورد آن علی رغم نامناسب بودن قابل اغماض است ولی 2 مورد دیگر به گونه ای است که اگر چاپ می شد قطعا خود روحانیون علیه آن موضع می گرفتند.لذا با گفت و گو آن دو مورد اصلاح و کتاب به چاپ رسید. ** نظرات امام (ره) و مقام معظم رهبری در این ضوابط نشر لحاظ شده است اما اینکه شکل ممیزی را عوض کنند باید بحث شود و این ضوابط نشر حاصل 3 دهه کار در جمهوری اسلامی است و نظرات امام (ره) و مقام معظم رهبری در آن لحاظ شده است؛ امام خمینی (ره)به صراحت می گویند که کتاب ها قبل از چاپ خوانده شود و افرادی که خود را جزو خط امام می دانند باید به این مسئله توجه کنند؛ در هر صورت باید در این زمینه بحث شود؛ عده ای فکر می کنند که ممیزی نظر ارشاد است در حالی که نظر ارشاد نیست بلکه نظام در این زمینه به جمع بندی رسیده است و اگر ما به آن عمل نمی کردیم مورد مؤاخذه قرار می گرفتیم. با اینکه ما دقت لازم را انجام می دادیم ولی در مورد برخی از کتاب ها باید به مجلس توضیح می دادیم؛ بعضی وقت ها در نماز جمعه می دیدیم که مردم حتی به نویسندگان انقلابی اعتراض داشتند. اخیرا در خصوص یک کتاب دفاع مقدسی در یکی از شهرستان های خوزستان اعتراضات جدی صورت گرفت و نمایندگان استان به وزیر تذکر دادند. تصور معترضان این بود که در این کتاب به آنها اهانت شده است. **حتی اگر دو نفر کتاب شان مجوز نمی گرفت این مسئله به همه تعمیم داده می شد نسبت به بعضی از ناشرین که اعتماد بیشتری داشتیم و از سابقه ی روشنی برخوردار بودند به سرعت مجوز داده می شد و حتی به ناشر می گفتیم که همه کارها را انجام دهد و در آخر مجوز آنها را صادر می کردیم؛ ولی برخی از ناشرین در سابقه کاری شان کتاب های مساله داری وجود داشت لذا بررسی دقیق تری لازم بود؛ علاوه بر آن بعضی کتاب ها مثل کتاب های علمی و آموزشی و یا کتاب های چاپ مجدد نیازی به بررسی نداشتند.. اگر 100 مورد کتاب به وزارت ارشاد برسد از این تعداد 2 کتاب معطل بماند طبیعتا 98 نفری که به سرعت مجوز می گیرند مطلبی نمی گویند و چیزی ابراز نمی کنند ولی 2 نفری که کتابشان مورد بررسی بیشتر قرار گرفته علیه ارشاد مطالبی را با رسانه ها در میان می گذارند و یک فضای منفی درست می کنند، در حالی که این مشکل به فرد بر می گردد که مطلبی را در کتابش آورده که نیاز به اصلاح دارد و اگر با همان وضع به چاپ برسد تبعات منفی و واکنش هایی به همراه دارد. به طور مثال در روزنامه ایران که روزنامه ای دولتی است، در دولت نهم مطلبی نوشته شد که باعث برپایی تظاهرات در آذربایجان شد؛ به طوری که روزنامه ایران را تعطیل کردند؛ کشور ما با غرب متفاوت است. این طور نیست که هر چه خواستند علیه مقدسات، طوایف و .... بنویسند . مردم حساسیت هایی بالایی در این زمینه دارند و مردم از دولت توقع نظارت دقیق در این حوزه را دارند. البته ما همواره تاکید می کردیم که سخت گیری بی جا و سلیقه ای صورت نگیرد؛ در ماه های اخیر تمام کتاب های معطل مانده را که بالغ بر200 کتاب بود مجدد بررسی کردیم و تکلیف شان را مشخص کردیم. در اعطای مجوز به نشریات و موسسات فرهنگی در وزارت ارشاد تقریبا به روز شده ایم؛ البته شرایطی مثل استعلام از مراکز ذی ربط وجود دارد که به طور طبیعی زمان بر است. «نسیم»: برخی از ناگفته های دوره ژورنالیستی دوران تصدی خود بر وزارت ارشاد را بگویید؟ **افرادی که ما در ارشاد با آنها مواجه بودیم به علت دسترسی داشتن به تریبون به سرعت می توانستند در جامعه فضاسازی کنند حسینی: بالاخره وزارت فرهنگ و ارشاد از آن دسته از وزارتخانه هایی است که خیلی در دید است؛ چون با یک طیف گسترده و متنوعی سروکار دارد و همه افرادی که ما با آنها در وزارتخانه سروکار داشتیم جزو افرادی بودند که به تریبون ها دسترسی داشتند و اهل قلم و بیان بودند و به سرعت می توانستند در جامعه فضاسازی کنند؛ در حالی که سایر وزارتخانه ها اینگونه نیست. غالب افرادی که ما با آنها سروکار داشتیم افراد شناخته شده و معروفی بودند که مورد توجه مردم هستند و در بیشتر موارد آنها یک طرفه صحبت می کردند و ما چه بسا فرصت توضیح درباره آن مسائل را نداشتیم. به طور مثال در همین مراسمی که چند روز پیش برگزار شد یکی از اهالی تئاتر آن طور که روزنامه نوشتند گفته بود که بعد از انقلاب حتی یک سالن تئاتر هم اضافه نشده است؛ در حالی که ما در طول 4 سال تعداد زیادی مجتمع فرهنگی و هنری افتتاح کردیم. این مجتمع ها دارای سالن آمفی تئاتر هستند؛ علاوه بر آن 8 تالار بزرگی که ما ساخت آنها را شروع کردیم و اگر برخی کارشکنی ها در سال گذشته انجام نمی شد این مجتمع ها که جزء پروژه های مهر ماندگار بودند تا الان افتتاح می شدند. فضای این تالارها 14 هزار مترمربع است و سالن های اجرای تئاتر و موسیقی ۱۰۰۰ نفره و ۸۰۰ نفره در آن ها ساخته شده است؛ در حالی که یک نفر تمام این کارها را نادیده می گیرد و هیچ کس هم در مقابل وی عکس العملی نشان نمی دهد. یا آن طور که شرکت کنندگان در مراسم گفتند این گونه سخن نگفته ولی در روز نامه ها چنین انعکاس یافت. **بسیاری از مردم از پشت صحنه ی اتفاقات خبر ندارند ما باید شان هنرمندان را حفظ کنیم ولی این دلیل نمی شود فردی هر چه دلش می خواهد، بگوید، باید رعایت کند و بداند کسی که مسئول اجرایی هست برای اینکه باری از دوش جامعه بردارد، تلاش دلسوزانه می کند؛ در حالی که یک نفر همه زحمت ها را نادیده می گیرد و دیگران نیز برای وی دست می زنند. در چنین مواردی باید از کسانی که می شنوند و به نوعی تایید می کنند هم انتقاد کرد. یا نویسنده ای می آید که مثلا یک کار جزئی انجام دهد و انتظار دارد مبلغ زیادی هم بگیرد طبیعتا ما این کار را نمی کنیم و این پول را به جای پرداخت به یک نفر بین ده ها نفر تقسیم می کنیم؛ در بسیاری از موارد مردم از پشت صحنه ها خبر ندارند. حتی معدود مواردی در خصوص مجلس هم داشته ایم؛ مثلا یک نماینده خواسته ای دارد که اجابت آن به هر دلیل میسر نیست. به جای طرح آن یک سؤال دیگر مطرح می کند. مثلا می پرسد در اجرای برنامه توسعه پنجم چه اقداماتی را انجام داده اید؟ یک هفته باید دوستان ما پاسخ این سؤال اساسی را فراهم کنند و از کار های دیگر باز بمانند. ما هم نمی توانیم و نمی خواهیم روشنگری کنیم که موضوع چیز دیگری است ولی سؤال و انتقاد پیرامون مساله دیگری طرح شده است. «نسیم»: به نظر می رسد در برخی موارد تفاوت دیدگاه بین رئیس جمهور و اطرافیان وی با وزارت ارشاد وجود داشت، به طور مثال در خانه سینما گفته می شد که اختلاف نظرهایی وجود دارد، این تفاوت دیدگاه ها در چه حدی بود و در مصداق ها چگونه حل می شد؟ ** از عزل و نصب افراد تا برخی مسائل مثل خانه سینما و ممیزی کتاب اختلاف نظر هایی وجود داشت حسینی: یکی از نگران هایی که در اوایل مطرح می شد، همین مسئله بود. افراد خیر خواه و دلسوز می گفتند که بعضی افراد نظراتی دارند که برای شما که می خواهید تابع نظرات رهبری باشید سازگاری ندارد؛ طبیعتا اینگونه کار سخت می شد و همه مسائل را هم نمی توانستیم در جامعه مطرح کنیم. از عزل و نصب افراد تا برخی مسائل مثل خانه سینما و ممیزی کتاب با هم اختلاف نظرهایی داشتیم؛ در مورد ممیزی کتاب می گفتیم که طبق قانون عمل می کنیم و اگر کسی با این مسئله مشکل دارد ، از طریق قانونی وارد شود. یا در مورد خانه سینما از روز اول مخالفتی با این گروه یا آن گروه نداشتیم؛ می گفتیم که کارها باید طبق قانون انجام شود؛ خانه سینما اگر اساسنامه ای دارد باید طبق آن عمل کند و اگر اساسنامه را تغییر دادند توضیح دهند که چگونه آن را تغییر دادند و مشکل ما این بود که عده ای در برابر قانون تمکین نمی کردند؛ الان هم بیایند سیر قانونی را طی کنند . اساسنامه خود را ثبت کنند و همچنین اعضای صنف خو درا مشخص کنند. یک حزب سیاسی هم که می خواهد تشکیل شود یک بازرس از وزارت کشور می آید و بررسی می کنند که اعضای آن تشکل به نصاب رسیده باشند و انتخابات به درستی انجام شود. در مورد تشکل های صنفی و فرهنگی هم اینگونه است باید مراحلی طی شود تا یک تشکل فرهنگی تشکیل شود. **زمانی که نماینده مجلس بودم و می خواستم علیه مهاجرانی صحبت کنم عده ای با این مسئله مخالفت می‌کردند زمانی که نماینده مجلس بودم و می خواستم علیه مهاجرانی صحبت کنم عده ای به من می گفتند که این کار را نکن؛ ممکن است با این کار در دوره بعدی رای نیاوری همین مسئله در مورد خانه سینما هم صدق می کرد که وارد این مسئله نشویم در حالی که ما معقتد بودیم این کار باید طبق قانون صورت گیرد. ما در انجمن خوشنویسان نیز همین مشکل را داشتیم؛ جمعی از آنان که افراد متدینی هم بودند ولی حاضر به تمکین از قانون نبودند؛ لذا تشکل آن ها را به رسمیت نشناختیم و به آنها می گفتیم که انتخاباتی که در صنف برگزار می کنید باید قانونی باشد؛ ما نمی توانیم به اصناف نگاه سیاسی داشته باشیم. و در این صنف از دسته ای حمایت کردیم که در مقابل قانون تمکین کردند هر چند از نظر گرایش سیاسی بعضی از آن ها اصلاح طلب بودند. «نسیم»: شایعاتی در خصوص برکناری آقای شمقدری مطرح شد، در این زمینه توضیح می دهید؟ **ترجیح من این بود که فرد دیگری مسئولیت حوزه سینمایی را به عهده داشته باشد حسینی: نه اواخر وزارت ارشاد بحث آنچنانی نداشته ایم؛ در آغاز کار نظراتی وجود داشت و ترجیح ما این بود که فرد دیگری در این مسئولیت باشد؛ چون بر روی هیئت هنرمندان مسلمان عده ای حساسیت داشتند و این اختلاف از قدیم در سینمای ایران وجود داشت. من چون در صدا وسیما کار کرده بودم فکر می کردم به جای اینکه یک سینماگر در این حوزه مسئول باشد باید یک مدیر در این جایگاه قرار می گرفت؛ البته مدیری که با سینما و هنر آشنایی داشته باشد؛ چون سینماگران روحیه لطیفی دارند کم تر می توانند در کارهای اجرایی و مشکلات دوام بیاورند؛ و معمولا اختلافاتی هم با یکدیگر دارند که کار را مشکل می سازد. به همین دلیل نظرم این بود که یک فردی را در این مسئولیت بگذاریم که از ابتدا مورد هجمه قرار نگیرد ولی خوب این اتفاق نیفتاد و دیدیم که از همان شروع کار عده ای موضع گرفتند. **دوره مدیریت من در وزارت ارشاد را با هیچ دوره ای نمی‌شود مقایسه کرد دوره مسئولیت بنده را با هیچ دوره ای نمی توان مقایسه کرد؛ چرا که زمانی کار را شروع کردیم که فتنه سبز در کشور اتفاق افتاد و بعضی از هنرمندان، نویسندگان و کسانی که سالیان سال جزو طیف نیروهای انقلاب بودند و با دستگاه ها همکاری داشتند، با نظام و دولت مسئله پیدا کردند و ما با سختی و به تدریج توانستیم بعضی از آن ها را جذب کنیمدر این ماجراها عده ای هم به خارج از کشور رفتند.لذا پاره ای مخالفت ها ارتباطی با وزارت فرهنگ و حتی دولت نداشت. بلکه موضع گیری سیاسی بود که در مواردی هنوز ادامه دارد. امیدواریم در شرایط جدید این افراد همکاری و همراهی داشته باشند. از طرفی در این دوره به دلایل مختلف از جمله رقابت بین اصولگرایان باعث شد که یکدیگر را تخریب کنند. «نسیم»: بعد از ساخت و نمایش "آرگو" عده ای از دوستان به خصوص اقای طالب زاده در خصوص فیلم های هالیوود اعتقاد دارند که باید در این زمینه کارهای حقوقی انجام شود؛ این مسئله چقدر به وزارت ارشاد ارتباط دارد و چه اقداماتی در این چند سال صورت گرفته است؟ **همه کارها نباید یک طرفه از سوی ارشاد پیگیری شود، موسسات فرهنگی هم باید ورود پیدا کنند حسینی: ما نمی توانیم در مقابل این اقدامات بی تفاوت باشیم؛ البته بهترین اقدام این است که در مقابل اینگونه فعالیت ها، کارهای ایجابی انجام دهیم. باید فیلم های مناسبی درباره جنایات آمریکا و مسائلی مانند تصرف لانه جاسوسی و .... تولید کنیم؛ که البته در این دوره اقداماتی صورت گرفت؛ مثلا فیلم هایی که درباره جنایات آمریکا در عراق و افغانستان تولید شده کارهای خوبی است. در مورد آرگو هم دیدید که بلافاصله همایشی با عنوان "جادوی هالیوود" را برگزار کردیم . و بنا نداشتیم همه ی کارها با نام وزارت ارشاد انجام شود بلکه باید موسسات فرهنگی و هنری نیز در این موارد پیش قدم شوند که در این همایش یکی از موسسات برگزار کننده بود و یک حقوقدان فرانسوی هم دعوت شد و قرار شد وی شکایت و این قضیه را پی گیری کند؛ در مقابله با فیلم هایی مثل آرگو باید به موازات هم اقداماتی صورت گیرد یعنی در چنین مواردی هم روشنگری کنیم در سطح جهانی و هم فیلم هایی ساخته شود و هم اقدام حقوقی صورت گیرد. **با توجه به فضای منفی که در جهان بر علیه ما وجود دارد، نمی توانیم انتظار داشته باشیم طرح دعوی در خصوص فیلمی مثل آرگو حتما به نتیجه برسد طرح دعوا و شکایت ضروری است اما این که انتظار داشته باشیم حتما نتیجه بگیریم با توجه به فضایی که علیه ما در جهان است، شاید خیلی انتظار به جایی نباشد ولی اصل طرح موضوع شکایت در خصوص فیلمی که علیه ماست لازم و مناسب است که موضوع ما در سطح جهانی مشخص شود. نه این که مضمون آن تلقی به قبول شود. یکی از کارهای خوب این دوره برپایی جشنواره فیلمسازان مستقل و نیز همایش «سینما ، هالیوودیسم و صهیونیسم» بود؛ که این قبیل اقدامات باید تقویت شود و این یعنی انجام کارهای ایجابی. یعنی ما هم ایرادات و اشکالات آنها را مطرح کنیم و هم در این راه عده ای از سینماگران و هنرمندان منتقد غربی را همراه سازیم که از درون نظام سلطه به نقد آن بپردازند و چالش های سرمایه داری غرب را برملا سازند. انجام چنین اقداماتی باعث پیوند با نخبگان و اندیشمندان کشورهای دیگر می شود و از این طریق دیگر در مرزهای جعرافیایی محدود نمی شویم. اینکه غربی ها شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی را محدود می کنند به این دلیل است که نمی خواهند مردم دنیا با اندیشه های ناب و نیز دستاورد های نظام اسلامی آشنا شوند که خط بطلانی بر تبلیغات نادرست آن ها است. **ماجرای کارگردان مصری که به ایران آمد چنین کارهایی که مربوط به نقد غرب است نیاز به سرمایه گذاری بیشتر دارد؛ مثلا فیلمی که می خواهد در اروپا و دیگر کشورها ساخته شود و به نمایش در آید قطعا هزینه بیشتری می طلبد، به این مساله در این دوره با ساختن فیلم هایی درباره افغانستان، لبنان و عراق اهتمام شد و در گذشته اینگونه آثار اندک و ناچیز بود. باید این قبیل کارها تقویت شود .برای نمونه اگر فیلمی در عراق ، لبنان و کشور های دیگر ساخته شود راحت تر در جهان توزیع و اکران می شود. الان نیز کتاب هایی در کشور های دیگر چاپ می شود که هیچ اسمی از جمهوری اسلامی در آن ها نیست و حساسیت کم تری در مورد آن ها وجود دارد. چون اسم جمهوری اسلامی حساسیت برانگیز است. در جهان افرادی همفکر ما هستند و انگیزه لازم برای مبارزه با غرب را دارند که لازم است از ظرفیت آن ها استفاده شود. مسافرت چنین افرادی به ایران سبب انگیزه بیشتر در همراهی می شود. چون با حضور در ایران متوجه تبلیغات ناصواب غربی ها می شوند و به حقانیت و مظلومیت نظام اسلامی بیشتر پی می برند. یکی از هیئت هایی که به ایران سفر کرد هیئت هنرمندان مصری بود، در آن هیئت یک خانم کارگردان می گفت زمانی که می خواستم به ایران بیایم آشنایان من را از این کار برحذر می داشتند و می گفتند که ایران کشوری تروریستی و ناامن است. زمانی که از هواپیما پیاده شدم در فرودگاه متوجه شدم که ایران با تصوری که ما داشتیم بسیار متفاوت است و مردم با فرهنگ و خونگرمی دارد. لذاا افراد وقتی به ایران می آیند تصورشان نسبت به ایران تغییر می کند و همین مسئله زمینه ای می شود برای همراهی آنها با ایران و ما باید به این مسئله توجه داشته باشیم. ما در این دوره در عین حال که در داخل کشور سعی کردیم پویاتر و فعال تر از گذشته کار کنیم در عرصه جهانی هم حضور پررنگ تری داشتیم؛ و چون زمانی رایزن فرهنگی بودم و در مجلس در کمیسیون سیاست خارجی حضور داشتم اهمیت این موضوع را به خوبی درک می کردم؛ البته سازمان فرهنگ و ارتباطات هم در این زمینه کار می کرد ولی ما هم کمک می کردیم که تعاملات بیشتر صورت گیرد. «نسیم»: گفته می شود که وزارت ارشاد از جشنواره عمار حمایت نکرده است، چرا؟ **برای جشنواره عمار بنده را دعوت نکردند ولی حمایت کردیم حسینی: از زمانی که فهمیدیم این جشنواره قرار است برگزار شود، حمایت خودمان را اعلام کردیم و به دوستان سینمایی توصیه شد که از این جشنواره حمایت های لازم را انجام دهند؛ دوستان جشنواره عمار هیچگاه در مورد کمبود منابع مالی صحبت نکردند؛ علاوه بر آن در این جشنواره بنده را دعوت هم نکردند زمانی که علت آن را پرسیدم گفتند که این جشنواره مردمی و عام است و از کسی به طور خاص دعوت نکرده ایم، ولی بالاخره به عنوان وزیر انتظار دریافت دعوت نامه وجود داشت. چون عدم دعوت تلقی به این شد که علاقه مند به شرکت در برنامه شان نیستند. من بعد از جشنواره هم نامه نوشتم که اگر کمبودی وجود دارد اعلام کنند تا حمایت می کنیم. دوستان دفاتر انجمن سینمای جوان در کشور در این جشنواره مشارکت داشتند. در این دوره این دفاتر را تجهز کردیم و حتی کلاس های آموزشی هم برگزار کردیم؛ وزارت ارشاد از این دفاتر حمایت کرد و تعدادی از فیلمهای جشنواره توسط همین جوان ها ساخته شدبه هر حال مسئولین جشنواره عمار می خواستند وجهه مردمی شان حفظ شود و کمتر با وزارت فرهنگ ارتباط رسمی برقرار می کردند.خوشبختانه در سال جاری مجلس هم به این گونه برنامه ها و جشنواره ها توجه کرده و اعتباری در نظر گرفته است. «نسیم»: بهترین روز شما در طول این چند سال مسئولیتان در وزارت ارشاد کدام روز بود؟ **اگر کاری به نتیجه می‌رسید قطعا آن روز برای من بهترین روز بود به هر حال وقتی می دیدیم یک کار به نتیجه رسیده قطعا خوشحال می شدیم؛ چون واقعا انجام دادن کارها سخت بود. اینگونه نبود که همه گوش به فرمان وزیر باشند، یک جشنواره ای که می خواهد برگزار شود ده ها عامل در آن دخیل هستند.در نمایشگاه ها و برنامه های بزرگ نیز به همین تربیت، علاوه بر آن در کارها و برنامه های فرهنگی نیز مسائل مختلفی دخیل اند تا آن کار به سامان و سرانجام برسد؛ مثلا صدا وسیما خودش فیلمی را می سازد و خودش هم آن را تایید می کند ولی در وزارت ارشاد اینگونه نیست. نهادها و موسسات و بخش خصوصصی فیلم را می سازند و ما فقط مجوز می دهیم؛ آن وقت عده ای توقع دارند محتوای این فیلم در حد ایده آل باشد و ضعفی وجود نداشته باشد که این انتظار با واقعیت ها تطابق ندارد. **رسانه‌ها حضور و عدم حضور در نمایشگاه فرانکفورت را در هر دو صورت منفی جلوه دادند گاهی اوقات کم لطفی هایی نسبت به وزارت ارشاد انجام می شد و عده ای دنبال یک ضعف می گشتند تا بزرگنمایی کنند؛ گاهی حتی قبل از اینکه کاری را انجام دهیم برخی از افراد منفی بافی می کردند؛ مثلا یکسال در نمایشگاه فرانکفورت حضورمان کمرنگ بود منظورم حضور جمهوری اسلامی نیست، بلکه حضور بخش دولتی در آن نمایشگاه کمرنگ بود؛ چقدر بعضی افراد و رسانه ها هجمه کردند که چرا حضورتان کمرنگ است؛ در حالی که سال بعد حضوری پررنگ در نمایشگاه فرانکفورت داشتیم و روزنامه ها و رسانه ها از قول آقایی تیتر زدند « حضور 18 مدیر وزارت ارشاد در نمایشگاه فرانفکورت»! اصلا این تعداد مدیر در بخش فرهنگی وزارت ارشاد داریم؟ علاوه بر آن ادعا کرده بود که هیچ کدام از این مدیران به زبان انگلیسی و عربی آشنایی نداشتند و تنها می تونستند فارسی صحبت کنند. در حالی که در میان این چند نفر افراد تحصیل کرده و زبان دان با مدرک دکتری و نیز از از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق داشتیم که حداقل با دو زبان آشنایی داشتند. با این حال یک فرد به راحتی چنین ادعایی را در رسانه ها مطرح کرد و این احجافی بود که در حق آنها صورت گرفت و حتی به تکذیبیه ها هم توجهی نشد. **سال گذشته در برخی بخش ها تخصیص اعتبارات کم تر از نصف شد. ما هر طوری که عمل می کردیم مثل داستان معروف ملانصرالدین عده ای ایراد می گرفتند. آنها باید خودشان را جای ما می گذاشتند و بعد واقع بینانه ارزیابی می کردند. سال گذشته در برخی بخش ها اعتبارات تخصیص یافته کم تر از نصف بود در حالی که مشکلات را به جان خریدیم و معتقد بودیم که کارها باید انجام شود؛ در حالی که می توانستیم برخی از کارها را تعطیل کنیم ولی هدف این بود که همه برنامه ها انجام شود؛ و در بعضی موارد نیز کارهای جدیدی انجام دادیم؛ اما شاهد تفاسیر و تحلیل های غیر منصفانه بودیم.برخی مدیران از این تحلیل ها و تفاسیر تعجب می کردند و در مواردی جرات و جسارت اقدام از آنها گرفته می شد. خاطرات خوش در سفرهایی که انجام می دادیم زیاد است، ابراز محبت و علاقه مردم در طول این سفرها خیلی برای ما شیرین بود؛ چون آنها می دیدند بیش از گذشته به شهرستان ها توجه می شود. مثلا در چهار سال وزارت 3 بار به شهرستان آمل رفتم و یا 2 بار به شهرستان کارزون سفر کردم، یک بار برای شرکت در کنگره بین المللی سلمان فارسی و یک بار هم برای مراسم گرامی داشت مرحوم نصرالله مردانی به شهرستان کازرون سفر کردیم. انجام بیش از 250 سفر در این مدت بی سابقه است. «نسیم»: به عنوان سوال پایانی چند کلمه می گویم و اولین جمله ای که به ذهتان رسید را بفرمایید. محمود احمدی نژاد: یک فرد فعال، با جرات، پر تلاش و دلسوز که اگر بعضی ملاحظات را رعایت می کرد توفیقات بیشتری کسب می کرد. کمیسیون فرهنگی مجلس: متشکل از افراد متعهد و دارای مواضع خوب که البته بیش از این بایستی از ظرفیت کمیسیون استفاده شود. عطاالله مهاجرانی: او را در دوران مسئولیتش شناختم و موضع گرفتم؛ عده ای هم من را به خاطر شرکت در استیضاح وی ملامت کردند ولی بعدها مشخص شد موضع ما درست بود . حوزه هنری: حوزه هنری قرار بود یک نهاد انقلابی باشد که بهتر از دستگاه های دولتی و وزارتخانه ها کار کند؛ قطعا در برخی از زمینه ها مثل ادبیات دفاع مقدس این وظیفه را انجام داده ولی در برخی از حوزه ها مثل سینما قطعا بهتر می توانست عمل کند. در عین حال که آقای مومنی را به عنوان یک فرد متعهد می شناسم ولی افراد دیگری در حوزه هستند که مواضع و اقداماتشان مورد نقد است. سعید جلیلی: جانباز ولایت مداری که از اوایل دهه ی شصت در دانشگاه و جبهه با وی آشنا شدم. در کنار ویژگی های مثبت و بارزی که دارد فردی درون گرا است لذا در ایام انتخابات نتوانست از ظرفیت نیرو های ارزشی به خوبی استفاده کند. خبرگزاری «نسیم»: خبرگزاری فعال، پرکار، دارای نیروهای متعهد. گاهی هنوز در مراسم بودیم که پیامک های نسیم از آن برنامه می رسید و این نشانگر سرعت عمل و تاثیر گذاری این رسانه است. ***محمدمهدی شیخ‌صراف- محمدصادق علیزاده- زهرا جعفری
ارسال نظر: