اخبار آرشیوی

کدخبر: 605591

آیت‌الله مظاهری: ننگ است مسلمان، با تکیه بر خواندن یک خبر در روزنامه یا سایت یا شنیدن از دیگران به نقل آن بپردازد و گناه بزرگ شایعه پراکنی را در پروندۀ خود ثبت کند/ بعضی از سایت‌ها و روزنامه‌ها به رسانۀ کفّار هم شباهت ندارند، چه رسد به اینکه مربوط به جمهوری اسلامی ایران باشند

به گزارش «نسیم»، رئیس حوزه علمیه اصفهان در ادامه سلسله دروس اخلاقی خود با انتقاد از رواج حرمت شکنی در جامعه ، این امر را در اثر کوتاهی در دفاع از شخصیّت دیگران عنوان کرد. متن کامل سخنان این مرجع تقلید در ادامه تقدیم می شود.. در جلسۀ گذشته بیان شد که نتیجۀ صبر اجتماعی و مردم‌داری، احراز شخصیّت اجتماعی و حکومت بر دل‌هاست. اگر کسی شخصیّت اجتماعی و حکومت بر دل‌ها داشته باشد، در جامعه و بین مردم از تأثیر و نفوذ مطلوبی برخوردار خواهد شد. در این راستا از علم و سعۀ صدر، به عنوان دو راهکار از راهکارهای تحصیل مردم‌داری نام برده شد و در این جلسه به شرح دو عامل دیگر از عوامل موفقیّت در مردم داری و احراز شخصیّت اجتماعی می‌پردازیم. برخورد مناسب در مواجهه با توقعات مردم سوّمین عاملی که لازمۀ مردم داری است، آن است که انسان به هر اندازه که می‌تواند پاسخ توقّعات و حوائج مردم را بدهد. گرچه این کار، کار مشکلی است، امّا لازم و ضروری است. اگر کسی خواستار شخصیت اجتماعی است، باید جواب توقّعات مردم را بدهد. توجّه به نیازها و خواسته‌های دیگران، علاوه بر ثواب اخروی، موجب عاقبت به خیری برای خود و فرزندانش نیز می‌شود. حکایتی آموزنده از مردم داری رسول خدا«ص» در تاریخ صدر اسلام آمده است که قبیله‌ای نصرانی در اطراف حجاز زندگی می‌کردند و رئیس آن قبیله، عدی بن حاتم طائی بود. عدی، پس از درگذشت پدرش حاتم طائی که به سخاوت مشهور بود، سرپرست قوم شده بود و او و قومش تا بعد از فتح مکّه هنوز اسلام را نپذیرفته بودند. از این رو گروهی از جانب پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» برای نشر اسلام به سوی قبیلۀ آنها عزیمت کردند. عدی با شنیدن این خبر فرار کرد و مسلمانان، خواهر او که دختر حاتم طایی بود را به همراه سایر افراد آن قبیله به مدینه بردند. وقتی دختر حاتم طائی پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» را دید، گفت: من دختر حاتم طائی هستم، عزیز بودم و اکنون ذلیل شده‌ام، شما مرا به خانواده‌ام برگردانید. پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» سکوت اختیار کردند. فردای آن روز، در ملاقات با آن حضرت، سخنان و درخواست خود را تکرار کرد. پیامبر گرامی در پاسخ فرمودند: از دیروز که گفتی، من منتظرم شخص امین، مورد اعتماد و خیرخواهی بیابم تا تو را به خانواده‌ات برگرداند. بالاخره او را به خانواده‌اش برگرداندند. دختر حاتم طائی تحت تأثیر رأفت و مردم داری پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» قرار گرفت و هنگام بازگشت، برادرش عدی را یافت و به او گفت: آگاه باش که دین اسلام پیشرفت می‌کند، زیرا واقعیت و حقیقت خاصّی دارد. تو هرچه زودتر نزد پیامبر برو و اسلام اختیار کن. عدی بن حاتم به مدینه آمد و در مسجد خدمت رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» رسید. پیامبر به او احترام گذاشتند، زیرا وی فرزند حاتم طائی بود. پس از نماز، حضرت او را در خانۀ خود مهمان کردند. عدی می‌گوید: به دنبال رسول خدا راه افتادم. در وسط راه، در حالی که هوا بسیار گرم بود، پیرزنی نزد پیامبر آمد و از ایشان سؤال کرد و آن حضرت را در آن هوای گرم، معطّل نمود، امّا رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» با سعۀ صدر و مهربانی، جواب وی را دادند تا اینکه سؤال‌ او تمام شد. عدی بن حاتم چون معمولاً با ثروتمندان و طبقۀ اشراف سر و کار داشت و اینگونه رفتارها را ندیده بود، تحریک عاطفه شد و با توجه به گفته‌های خواهرش، زمینۀ پذیرش اسلام در وجود او ایجاد گردید. با خود گفت: این مرد نمی‌تواند انسانی معمولی باشد. سپس وقتی به خانۀ پیامبر آمد و ساده‌زیستی ایشان را دید، بسیار تعجّب کرد که چگونه حاکم حکومت چنین زندگی ساده‌ای دارد؟ پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» احترام خاصی به او گذاشتند و پس از صرف غذا، جمله‌ای گفتند که او حیران ماند. فرمودند: تو که نصرانی نیستی، چرا از نصرانی‌ها عشریه می‌گیری؟ در نصرانیّت واجب بود که یک دهم از اموالشان را تحت عنوان عُشریه به رئیس و بزرگ قبیله بدهند. عدی بن حاتم نصرانی نبود، امّا قوم او که نصرانی بودند، از این حقیقت خبر نداشتند و به او به عنوان بزرگ قوم نصرانی، عشریه می‌پرداختند. پیامبر فرمودند: گرفتن عشریه برای تو که نصرانی نیستی، حقّ الناس است و گناه بزرگی دارد. عدی بن حاتم با شنیدن این واقعیّت از زبان پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» که هیچ کس جز خودش از آن مطلبع نبود و با زمینه‌ای که در اثر مردم داری آن حضرت در او ایجاد شده بود، مسلمان شد. در واقع، مردم‌داری پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»، احترام به دختر حاتم طایی، توجّه به خواسته‌های مردم، به خصوص پاسخ‌گویی ایشان در هوای گرم به سؤالات یک پیرزن، ساده‌زیستی آن حضرت و نیز خبر غیبی ایشان، باعث اسلام آوردن عدی بن حاتم شد. این حکایت آموزنده به ما می‌‌فهماند که یکی از دلایل پیشرفت اسلام، سعۀ صدر، مردم داری و صبر و استقامت پیامبر اکرم «صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در برابر حوائج و توقعات مردم بود. مجادله و لجاجت، ضدّ مردم داری پاسخ گویی به تمام توقّعات مردم و رفع همۀ حوائج و نیازهای دیگران، انصافاً کار مشکلی است، اما مفید و لازم است. اگر کسی بتواند با مردم بسازد و مردم داری به معنای ساختن با مردم و تحمّل عقیدۀ آنان را داشته باشد و با تسلّط بر اعصاب و ارائۀ استدلال، با دیگران برخورد کند، در کسب شخصیّت اجتماعی موفّق خواهد بود. معمولاً عقیدۀ مردم با هم متفاوت است و کسی نمی‌تواند انتظار داشته باشد همه، عقیدۀ او را بپذیرند. بنابراین اگر جای دلیل است، باید با تسلّط بر اعصاب و با دلیل و برهان، طرف مقابل را قانع کند و انتظار و توقع او را برآورده سازد و در مواردی که جای بحث و استدلال نیست، انسان باید صبر و سکوت کند و با سکوت خود، پاسخ توقع کسی که اهل استدلال نیست را بدهد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[1] وقتی که می‌بینید طرف مقابل، ‌توجّهی به استدلال ندارد، باید سکوت کنید. باید توقّع و درخواست او را با سکوت پاسخ دهید. بدانید که لجاجت و مجادله در این زمینه، نه تنها راه حل نیست، بلکه حتماً نتیجۀ عکس می دهد. بگومگوهای زن و شوهر،محبت را از بین می برد در جلسات گذشته بیان شد که جدل میان دو جوان، به خصوص مجادلۀ بین زن و شوهر، از جمله عواملی است که محبّت را از بین می‌برد. اینکه مرد یک حرفی بزند و زن جوابی بدهد و مرّتب بگو مگو و بحث و جدل داشته باشند، محبّتی بین آنها باقی نخواهد ماند و بدون محبّت هم زندگی به مرگ تدریجی مبدّل می‌گردد. اساساً مجادلۀ دو نفر به خصوص در حضور دیگران، به جای ارتقای شخصیّت، موجب نابودی شخصیّت آنها می‌شود و نه تنها محبّت و محبوبیّت را از بین می‌برد، بلکه بذر بغض و دشمنی در دل آنان می‌کارد. احراز شخصیبت اجتماعی در بین مردم، در اثر پاسخ‌گویی شایسته به توقّعات دیگران و خدمت خالصانه به همنوعان حاصل می‌گردد. عامل چهارم: خدمت به خلق خدا چهارمین عاملی که برای تحقّق مردم داری واجب و لازم است، خدمت به خلق خدا است. البته خدمت به خلق خدا محتاج صبر و استقامت است. صبر، ثواب فراوانی دارد و اجر و پاداش آن نیز بدون حساب است. چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ»[2]. امّا باید دانست که ارزش صبر و استقامت برای خدمت به خلق خدا، از صبر در سایر امور بیشتر است. مراتب خدمت به خلق خدا مرتبۀ اوّل: دفاع از دیگران خدمت به خلق خدا، مراتبی دارد؛ مرتبۀ اوّل که فوق العاده مهم است، ولی کم‌تر به آن توجّه می‌شود، دفاع از مردم است. دفاع از جان، ناموس، آبرو و مال دیگران، واجب است و باید برای مسلمانان اهمیّت ویژه داشته باشد. اینکه انسان تعرّض به جان یا آبرو یا مال سایر انسان‌ها نکند کافی نیست، بلکه هرکس باید از دیگران به اندازۀ توان دفاع کند. *ثواب دفاع از آبرو مومن بالاتر از جهاد است دفاع، گاهی در برابر جان و جسم دیگران است، مثلاً انسان ببیند شخصی را کتک می زنند یا قصد کشتن او را دارند، واجب است از او دفاع کند که به آن دفاع از شخص گفته می شود. امّا قسم مهمتر دفاع، دفاع از شخصیّت و آبروی دیگران است؛ نظیر اینکه انسان در غیاب کسی، غیبت او را بشنود. در این صورت، دفاع از شخص غایب واجب است. اگر در جلسه‌ای شخصیت کسی را می‌کوبند، واجب است از او دفاع شود. دفاع از مؤمن، ثواب فراوانی، حتّی بالاتر از ثواب جبهه دارد و کوتاهی در دفاع، نه تنها مذمّت شده، بلکه باعث ثبت گناه همان غیبت یا اهانت یا تهمت برای شنونده می‌شود. همۀ فقها و بزرگان دین، بر اساس تعالیم قرآن و عترت تأکید دارند که غیبت، گناه کبیره است و به تعبیر روایات، «أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا»[3] است. همچنین گناه شنونده و کسی که در برابر غیبت دیگری ساکت بماند نیز مثل کسی است که غیبت کرده است. پس لازم است اگر از کسی غیبت شد، از وی دفاع کنیم، دفاع از آبروی مردم، گرچه مشکل است، ولی لازم و واجب است. دفاع در برابر اهانت به دیگران یا دفاع از کسی که به او تهمت زده می‌شود نیز واجب است. اگر انسان شاهد خوار و ذلیل شدن شخص دیگری باشد یا ببیند به کسی اهانت می‌کنند، باید دفاع کند. اهانت به دیگران، جنگ با خداست توهین به یک شیعه، طبق حدیث قدسی، جنگ با خداست: «مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَةِ»[4] بر اساس این حدیث قدسی، کسی که آبروی دیگران را ببرد و به آنها توهین کند، به جنگ با خدا رفته است. در روایت آمده است که منظور از اولیاء در این حدیث، خواص و اخصّ الخواص و اولیاء الله اصطلاحی نیست، بلکه مراد، همۀ شیعیان هستند. سکوت در برابر اهانت نیز نظیر سکوت در شنیدن غیبت و تهمت، گناه بزرگی محسوب می‌شود. یعنی اگر کسی ببیند به شیعه‌ای اهانت می‌شود، به هر اندازه که می‌تواند، باید دفاع کند. مثل آنکه ببیند کسی مظلوم واقع شده یا مظلومی مورد ظلم است، باید از او دفاع کند، امّا وقتی آبروی کسی در مخاطره باشد، دفاع از او اهمیّت بیشتری دارد. دفاع از آبروی مسلمان، فضیلتی است که در زمان حاضر، مطرود و فراموش شده است؛ در حالی که فقهاء و علمای علم اخلاق، تأکید فراوانی بر آن دارند. گناه کوتاهی در دفاع از دیگران ظلم و ستم، گناه بزرگی است که در تعالیم دینی مورد مذمّت و نکوهش فراوان واقع شده و در این راستا، ظالم، از نظر قرآن کریم و روایات، مستحقّ عذاب خوار کنندۀ دنیا و آخرت است. امّا باید دانست کسی که بتواند مانع ظلم ظالم شود، یعنی قادر باشد از مظلوم دفاع کند و در این زمینه کوتاهی نماید، در قیامت مثل همان ظالم است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ»[5] و به کسانى که ستم کرده‏اند متمایل مشوید که آتش [دوزخ‏] به شما مى‏رسد، و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود، و سرانجام یارى نخواهید شد. حتی امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: یاری کنندۀ ظالم، گرچه به اندازۀ آب ریختن در دوات یا تراشیدن قلم، او را کمک کرده باشد، همراه با آن ظالم در صندوقی از آهن است و با هم به جهنّم پرتاب می‌شوند. «اذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَیْنَ الظَّلَمَةُ وَ أَعْوَانُ الظَّلَمَةِ وَ أَشْبَاهُ الظَّلَمَةِ حَتَّى مَنْ بَرَى لَهُمْ قَلَماً وَ لَاقَ لَهُمْ دَوَاةً قَالَ فَیَجْتَمِعُونَ فِی تَابُوتٍ مِنْ حَدِیدٍ ثُمَّ یُرْمَى بِهِمْ فِی جَهَنَّمَ»[6] طبق روایت دیگری، یاور ظالم در قیامت در خیمه‌ای آتشین می‌ماند تا خداوند متعال به حساب بندگان رسیدگی فرماید.[7] نظیر این دو روایت، در بیانات ارزشمند اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» فراوان است و این تأکید و فراوانی به ما می‌فهماند که باید به اندازۀ توان، مانع ظلم ظالم و یاور مظلوم باشیم. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» در وصیّت خود به امام حسن و امام حسین «سلام‌الله‌علیهما» می‌فرمایند: دشمن ظالم و یاری دهندۀ مظلوم باشید: «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً»[8] بر این اساس، همۀ ما وظیفه داریم به فریاد مظلوم برسیم، وظیفه‌ای که متأسفانه فعلاً در جامعه متروک است و باید زنده شود. همه باید توجه داشته باشند که غیبت، تهمت، اهانت، شایعه و این قبیل گناهان بزرگ، ظلم است و کسی که غیبت او می‌شود یا به او اهانت می‌گردد یا مورد اتّهام واقع می‌شود، مظلوم است و باید همه از او دفاع کنند. کوتاهی در دفاع از مظلوم نیز همان‌طور که بیان شد، موجب ثبت همان ظلم در پرونده می‌شود و عذابی مطابق با عذاب ظالم به همراه خواهد داشت. ارزش و اهمیّت آبروی انسان آبروی انسان از همه دارایی‌های او با ارزش‌تر و مهم‌تر است. اساساً انسان مال و سایر دارایی‌ها را برای حفظ آبروی خود می‌خواهد و بردن آبروی یک نفر، ظلمی به اندازۀ از بین بردن همه چیز اوست. بنابراین اگر آبروی یک نفر در مخاطره باشد، هرکس از آن با خبر می‌شود، وظیفه دارد به اندازۀ توان به دفاع از او بپردازد و آبروی وی را حفظ کند. انتقاد شدید از رواج حرمت شکنی دررسانه ها و جامعه اگر افراد در جامعه به وظیفۀ خود در خصوص دفاع از دیگران و جلوگیری از ظلم و ستم و آبروریزی عمل می‌کردند، اکنون اهانت و حرمت شکنی به این اندازه شایع نبود و برخی روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی این چنین بی‌پروا با آبروی اشخاص بازی نمی‌کردند و جرأت اهانت و تهمت زدن نداشتند. متأسفانه بعضی از سایت‌ها و روزنامه‌ها به رسانۀ کفّار هم شباهت ندارند، چه رسد به اینکه مربوط به جمهوری اسلامی ایران باشند! کار به جایی رسیده که بسیاری از مجالس، پر از غیبت، تهمت، اهانت و شایعه است. بعضی سایت‌ها و روزنامه‌ها حرمت شکنی و آبروریزی می‌کنند و نوشتۀ آنان در خصوص اشخاص از اساس اتهام است. مگر یک رسانه می‌تواند به صرف شنیدن خبر آن را نقل کند؟ این تهمت است و گناه آن بزرگ است. در قیامت، کسی که به دیگران تهمت زده است را روی تلّ چرک و خون نگاه می‌دارند و از آن چرک و خون که تجسّم عمل خود اوست، به او می‌خورانند و بعد او را به جهنّم می‌فرستند. در آن موقعیّت کسی نمی‌تواند بگوید آن تهمت را در روزنامه دیدم و نقل کردم یا آن روزنامه نمی‌تواند مدعی شود که صرفاً نقل خبر کرده، بلکه همۀ ناقلان آن تهمت و نیز کسانی که تهمت را شنیده‌اند و با همراهی یا سکوت خود در دفاع از آن شخص کوتاهی کرده‌اند، گرفتار عذاب سخت خواهند شد. چرا این افراد غافل هستند؟ چرا به جای خدمت به خلق خدا و قانون مواسات و قانون دفاع از شخصیّت دیگران، قانون ظلم و بدبختی و تبعیض و خودگرایی و حزب‌گرایی در جامعه حاکم شده است؟ چرا وقتی به اشخاص اهانت می‌شود یا تهمت ناروا به کسی زده می‌شود، دیگران ساکت و بی تفاوتند؟ مگر نمی‌دانند آبرو برای انسان‌ها مهمترین سرمایه است که برخی با اهانت و اتهام و برخی با انتشار آن اتهام و شایعه و بعضی دیگر با سکوت و بی‌تفاوتی، باعث آبروریزی و هتک حرمت اشخاص می‌شوند؟ظاهراً تصور می‌کنند کار ساده‌ای است و آن را گناه نمی‌دانند، در حالی گناه تهمت و شایعه‌پراکنی نزد خداوند متعال بزرگ است. «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِکُمْ ما لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیمٌ»[9] آن گاه که آن (بهتان) را زبان به زبان از یکدیگر مى‏گرفتید و با دهان‏هایتان آنچه را که بدان علم نداشتید، مى‏گفتید و آن را آسان و ساده مى‏پنداشتید، در حالى که در نزد خداوند بزرگ بود. حیوانات موذی قبر، ناشی از گزندگی زبان مسلمان باید برای همه شخصیّت قائل باشد و با تلطّف و مهربانی و با احترام به شخصیّت دیگران، زینت اسلام و مسلمین باشد. مگر می شود یک مسلمان زبان گزنده داشته باشد و غیبت، اهانت و تهمت از او سر بزند؟ مگر می‌شود با زبان یا با عمل خود دیگران را تحقیر کند یا کوبندگی داشته باشد؟ چنین زبانی را آتش جهنّم می‌بلعد و تجسّم عمل آن، مار و عقربی می‌شود که در قبر و در شب اوّل قبر مونس انسان است و به جان او می‌افتد و او را می‌گزد. این سخن‌های چو مار و عقربت مار و عقرب می‌شود گیرد دمت بسیاری از شایعه پراکنی ها تهمت است نه غیبت! باید توجه داشت که بیش از نود درصد شایعه پراکنی‌ها غیبت نیست، بلکه تهمت است؛ زیرا تعریف غیبت این است که آن شخص صفت رذیله یا عیبی داشته باشد که اگر پشت سر او یا در روی او بگویند، بدش می آید و امّا تهمت آن است که آن عیب را نداشته باشد یا آن کار زشت و سخن ناروا که به او نسبت می‌دهند را مرتکب نشده باشد، ولی او را متّهم کنند. گناه غیبت بزرگ است و به قول قرآن شریف، خوردن گوشت برادر مرده است[10] مرده خوری است. امّا گناه تهمت به نسبت بزرگ‌تر است. از این جهت معنا ندارد غیبت و تهمت در زندگی مسلمان باشد و همچنین معنا ندارد مسلمان شاهد غیبت و تهمت و اهانت به دیگران باشد و سکوت کند، بلکه باید دفاع کند. اگر انسان ببیند به دیگری تهمت می‌زنند و شایعه‌ای منتشر می‌کنند، باید با تلطف و مهربانی از او دفاع کند و همراه با استدلال، به فریاد آبروی مردم برسد. گناه بزرگ شایعه پراکنی را در پروندۀ خود ثبت نکنیم مسلمانان صدر اسلام وقتی به همدیگر می رسیدند، پس از سلام، آیات سورۀ «والعصر» را به عنوان تعارف و احوال‌پرسی برای هم می‌خواندند. امّا امروزه شاهد هستیم که بسیاری از افراد در مواجهه با هم، پس از سلام می گویند: چه خبر؟ دیگری نیز در پاسخ این سؤال، باب غیبت و تهمت و شایعه را باز می‌کند و در حقیقت زبان خود را رها می‌کند که هرچه می‌خواهد بگوید. ننگ است که مسلمان در جمهوری اسلامی، با تکیه بر خواندن یک خبر در روزنامه یا سایت یا شنیدن از دیگران به نقل آن بپردازد و گناه بزرگ شایعه پراکنی را در پروندۀ خود ثبت کند. بسیاری از گرفتاری‌های فردی و اجتماعی که امروزه گریبان مردم را گرفته است، در اثر بی‌توجهی و غفلت نسبت به این گناهان بزرگ است. در واقع اثر وضعی اهانت، تهمت و غیبت، گرفتاری و سرگردانی است که بسیاری از مردم به آن مبتلا شده‌اند. حکومت بر دل‌ها، در اثر دفاع از شخصیّت مردم بسیاری از شما عزیزان ممکن است خودتان غیبت نکنید، امّا شنوندۀ غیبت باشید. ممکن است به کسی تهمت نزنید، اما شنوندۀ تهمت باشید. ممکن است به کسی ظلم و اهانت نکنید، اما بینندۀ اهانت و ساکت در برابر آن باشید. از نظر اسلام، گناه دیدن و شنیدن و سکوت، با گناه انجام دادن آن معصیت تفاوتی ندارد. امّا مصیبت بالاتر آن است که برخی نه تنها ساکتند، بلکه نسبت به آن گناه ترغیب و تحریص هم دارند و با گناهکار همراهی می‌کنند و این افراد باید بدانند که مشابه آن آبروریزی برای خود آنان هم اتفاق خواهد افتاد. امّا اگر انسان در مواجهه با این گناهان بزرگ به وظیفۀ دینی و انسانی خود عمل کند و از مظلوم دفاع نماید، نه تنها کار او فضیلت و ثواب فراوانی دارد، بلکه به طور طبیعی بین مردم محبوبیّت پیدا می‌کند و همه چنین کسی را دوست دارند و می‌تواند در دل دیگران نفوذ پیدا کند و به عبارت دیگرف حکومت بر دل‌ها را به دست آورد. زیرا مثلاً اگر در جلسه‌ای پشت سر کسی غیبت کردند یا تهمت زدند و شما دفاع کردید، دفاع شما به گوش آن مظلوم خواهد رسید و او همیشه خاطرۀ شیرینی از شما دارد و شما را دوست خواهد داشت. همچنین هرکس دیگری که از دفاع شما مطلع گردد، چون فطرت او موافق عمل نیکوی شماست، قلباً نسبت به شما و فعل شما احساس خوبی دارد و بدین طریق نزد همۀ مردم، محبوبیّت خاصّی پیدا می‌کنید، هرچند ممکن است افراد گناهکار که از دفاع شما عصبانی هستند، این محبوبیّت قلبی را به روی خود نیاورند و خلاف آن عمل کنند. پی‌نوشت‌ها ================ 1. فرقان‏ / 63 2. زمر / 10 3. علل الشرایع، ج 2، ص 557 4. کافی، ج 2، ص 352 5. هود / 113 6. وسائل‏الشیعة، ج 17، ص 182 7. کافی، ج 5، ص 107 8. نهج‏البلاغة، ص 421‏ 9. نور / 15 10. حجرات /
ارسال نظر: