اخبار آرشیوی
نشست خبری نمایش "من که دا نیستم"/۲- حسین پارسایی: "دا" خاطره نیست بلکه واقعیت و اثری مستقل است که به هیچ مناسبتی وامدار نیست/ به اقتصاد هنر توجه داریم اما قرار نیست اتوبوسی تماشاگر بیاوریم/ تئاتر به مقامات بالا راه نیافته؛ تا زمانی که اینها از ما حمایت نکنند وضع همین است
به گزارش خبرنگار «نسیم»، حسین پارسایی کارگردان "من که دا نیستم" در نشست خبری این نمایش گفت: - دو سال پیش که رمان "دا" را خواندم انگیزه ای برای کارگردانی کاری مرتبط با این رمان در من ایجاد شد زیرا در این رمان یک قهرمان زن حضور دارد و فارغ از هر مسئله پیرامون دفاع مقدس، به روابط عاطفی می پردازد. اگر هرکسی در هرجامعه ای و با هر رویکردی , این رمان را بخواند متوجه می شود که در مقطع هشت سال دفاع مقدس در کشور ما چه اتفاقی افتاده است. - این رمان بیشتر جنبه خواندنی دارد و ما سعی کردیم از بزنگاههای نمایشی و رویدادهای درامی که قابلیت نمایشی دارد برای اجرای چنین نمایشی استفاده کنیم. - رمان دا یک رمان شناخته شده است؛ قرار نبود ما تک تک لحظه های نهفته در رمان دا را برای نمایش "من که دا نیستم" استفاده کنیم در حالی که اغلب مردمی که به سالن نمایش می آیند تصور می کنند قرار است کل داستان کتاب دا را در این نمایش ببینند اما می توانم بگویم که این رمان ذهن تماشاگر را برای دیدن یک " دا"ی جدید با بن مایه اصلی دا آماده میکند . - "دا" در زبان کردی یعنی مادر و سیده زهرا حسینی این رمان را به منظور ادای دین به مادرش نوشته در حالی که در
نمایش ما، " دا " شخصیت اصلی است و ما در این نمایش با مادر این سرزمین (ایران) سر و کار داریم . - در " من که دا نیستم " , "دا" مادر همه فرزندانی است که در مقابل دشمن سینه سپر کردند تا کشور حتی یک دقیقه دیرتر به دست دشمن بیفتد. - ما با گذر ازرخدادها و وقایع مهم و تاثیرگذار که در خرمشهر اتفاق افتاده و با ترکیبی نقال گونه ,داستان "دا" را بر پرده ای که درواقع پرده سینمایی متروک است و بر چهره شهری جنگ زده گسترده شده , نمایش می دهیم. - هنگامی که مخاطب وارد سالن می شود این پرده مجروح کنار می رود و آدمهایی با پوشش رنگی از اکنون خود که به دیروز خودشان پایبند و وابسته هستند در صحنه ظاهر می شوند. - "دا" در نمایش ما حماسه ساز است و در دل شب یک تنه به دل جنگ و دشمن می زند. آینده نگر است و در این نمایش ادمهایی از دل حماسه خرمشهر بر برگ زرین تاریخ ما نقش می بندند که نمی توان از آنها گذشت. در رمان دو مسیر موازی در کنارهم حرکت می کنند و این دو مسیر درواقع اتفاقی است که در گذشته شکل گرفته و به سوی آینده حرکت می کند.صحنه نمایش ما همان چیزی است که ما داریم جزء به جزء و در طول 80 دقیقه نمایش، حرف خودمان را می زنیم. - در "من که دا
نیستم " دو ایدئولوزی مطرح می شود که اولین آن که در اصل مهمترین آن نیز به شمار می رود ایدئولوزی توسعه است که در این بخش به بازگشتن شهر به ثبات و آرامش خود و افکندن سایه آسایش بر سر این شهر می پردازیم. - در این ایدئولوژی همچنین به اینکه آیا میراث فرهنگی و دستاوردهای ما در خرمشهر در کنار این سایه است یا اینکه آیا قرار است ما از این دو مقوله مهم عبور کنیم می پردازیم. - انتخاب بازیگران در این نمایش نیز دقیقا با توجه به این مقوله انجام گرفته و برای این نمایش دو پردهخوان جوان انتخاب کردم و نکته حائزاهمیت این است هر نقلی که برای ما خوانده می شود درواقع در خلال پرده ای حماسه ساز شکل می گیرد. - با وجود خدماتی که برای خرمشهر انجام شده این شهر همچنان جنگی وموزه جنگ است و فکر می کنم تا سالیان آینده هم این شهر همچنان درست نشود که ذکر دلایل این امر در این مکان و در این مجال صحیح نیست. - پرده ای که در این نمایش خوانده می شود درواقع پرده ای در سینمای گذشته ما و پرده ای است که از اکنون به آینده می رسد و ما را در مسیری که به میراث و ارزش های گذشته خودمان میرساند , قرار می دهد. - هنگامی که نقش های مختلف را می خواندم بازیگرانی
چون مجید رحمتی , محسن قصابیان , رویا نونهالی (به دلیل برجستگی های بازی او) و لیندا کیانی با وجود تجربه اندکی که در نمایش دارد , در ذهنم نقش می بستند. - در زمینه موسیقی نیز سعی کردیم از این هنر به عنوان عنصری فضاساز استفاده کنیم و اتمسفری را به وجود بیاوریم که تاثیرگذار باشد. نمایش ما از پیش تولید تا تمرین حدود 4 ماه طول کشید . - درست است که اجرای ما با هفته دفاع مقدس مصادف شده اما واقعا اگر این نمایش زودتر آماده می شد 20 شهریور آن را روی صحنه می بردم. "دا" خاطره نیست بلکه واقعیت است و این اثر اثری مستقل است که به هیچ مناسبت خاصی وام دار نیست. - ما در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری به اقتصاد هنر خیلی توجه داریم. روش ما برای فروش بلیتهای این نمایش این است که سازمان ها و نهاد ها راتشویق کنیم که بلیت های این نمایش را خریداری کنند البته به صورت نیم بها و سپس علاقه مندان به این نمایش که در آن سازمان مربوطه کار می کنند می توانند بلیت این نمایش را از سازمان خود بخرند و اینگونه از همه سلیقه ها برای تماشای این نمایش دعوت می کنیم. - من به اجرای برنامه مناسبتی تمایلی ندارم زیرا اعتقاد دارم تئاتر تاریخ مصرف ندارد. از جمله
کارهای آینده ام می توانم به "انتظار" اشاره کنم که از نگاه معاصرسازی برخوردار است. - هنوز که هنوز است تئاتر به مقام های بالای سیاستی همچون مجلس و هیئت دولت راه پیدا نکرده و تا زمانی که چنین مقام هایی از ما حمایت نکنند، وضع همینگونه است. مثل اینکه تلویزیون برای تبلیغات تئاتر فرصتی را در اختیار هنرمندان این حوزه قرار نمی دهد. - ما در مرکز هنرهای نمایشی حوزه سه نگاه را در نظر گرفته ایم که این نگاه ها شامل تولید و جریان اقتباس , انتقال تجربیات و اجرای مجدد و بخش بین الملل و همکاری های مشترک می شود. نمایش " من که دا نیستم" از سوم مهر به مدت 30 روز و هرروز ساعت 19:00 در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می شود.