اخبار آرشیوی
سازمان اوقاف در پاسخ به مطلبی شبههانگیز در مورد امامزادگان که در برخی رسانهها منتشر شده بود، جوابیهای صادر کرد/"اظهار نظر در مورد صحت و سقم امامزادگان بنا بر نظر اهل فن و علما به آسانی صورت نمیگیرد و نمیتوان به نفی و اثبات امامزادگان و بقاع متبرکه نظر داد"
به گزارش «نسیم»، متن کامل این جوابیه بدین شرح است : موضوع بقاع متبرکه امامزادگان یکی از مباحثی است که در یکی دو سال اخیر مورد توجه اصحاب رسانه قرار گرفته و از زوایای گوناگون به آن پرداخته می شود که بی تردید در صورت وجود نگاه عالمانه و کسب خبر از مبادی ذیربط و صاحب صلاحیت بسیار هم می تواند مفید و موثر واقع شود، اما در برخی موارد متأسفانه بدلیل نبود نگاه تاریخی ، تخصصی و همه جانبه مثل مصاحبه مذکور، مطالب منتشره بیشتر موجب وهن امامزادگان لازم التعظیم ، توهین به اعتقادات و باورهای اصیل مردم و ترویج مطالب سست و بی اساس و کم مایه در این حوزه می شود . ضمن آنکه در کنار این جریان ، یک جریان ضد فرهنگی و ضد دینی نیز که از سوی بهائیت ، وهابیت و صهیونیست ها تغدیه می شود هر از گاهی با ساخت و پخش برنامه تلویزیونی از طریق شبکه های ماهواره ای و درج مطلب در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی درصدد تضعیف اعتقادات و باورهای مردم و تشکیک در آیین ها و سنن و رسوم مذهبی و تزلزل در حبل المتین وحدت ملی و ایمانی ایرانیان یعنی ولایت مداری است . لذا ضمن هشدار به فعالان این عرصه و پرهیز از قرار نگرفتن در زمین بازی خباث آمیز این جریان ، توجه
جناب عالی و مخاطبان این رسانه را به موارد ذیل در خصوص این خبر جلب می کنیم : 1 ـ انتخاب عنوان « امامزاده های نوظهور از کجا می آیند ؟ » تیتری موهن و انحرافی است که احیانا در صورت پیدا کردن مصداق، « رد کل با جزء » و نوعی مغالطه است ، و صد البته جای بحث و فحص آن در فضای یک خبرگزاری نیست چرا که بیشتر باعث ایجاد تردید و خدشه در اعتقادات مردم و تزلزل در باورها نسبت به تمامی امامزادگان است. 2 ـ اصولاً اظهار نظر در مورد صحت و سقم امامزادگان و صحیح النسب بودن آنان بنا بر نظر اهل فن و علما و مراجع عظام تقلید به آسانی صورت نمی گیرد و « بطور کلی نمی توان به نفی و اثبات امامزادگان و بقاع متبرکه نظر داد . » ( آیت ا... صافی گلپایگانی ) و سایر علما و بزرگان دینی و مراجع هم با اشاره به لزوم رعایت شأن و منزلت این بقاع متبرکه بر تکریم و تعظیم امامزادگان مورد وثوق هر منطقه تأکید کرده اند . در عین حال در صورت اظهار نظر در این عرصه ، می بایست این آراء علمی ، محققانه وکارشناسانه و توسط علمای انساب و تاریخ اسلام و محققان صاحب نظر باشد و طبیعتاً دیدگاه مردم شناسان و ایران شناسان که وظیفه ای غیر از این دارند در این حوزه قابل اعتنا
نیست ، کما اینکه مصاحبه شونده محترم نیز بدلیل بی اطلاعی و کم اطلاعی نسبت به « قیام و حکومت سادات و علویان در طبرستان » که تاریخ مفصلی دارد و دهها اثر تحقیقی و پژوهشی در این باره نگاشته شده است به ارائه « فرضیه » روی آورده است . 3 ـ در بخشی از این مصاحبه به امنیت منطقه مازندران و حضور سادات و علویان در این منطقه اشاره شده که مطلب درستی است و باید افزود : یکی دیگر از علل حضور پررنگ امامزادگان و سادات در این خطه سرسبز مهمان نوازی ملوک و سلاطین طبرستان و ارادت قلبی ملت ایران به اهل بیت و فرزندان و نوادگانشان به ویژه پرچمداری آنها در شعارهای عدالتخواهانه و مبارزه با ظلم و جور خلفا و عمال آنها و مخالفت با دشمنان دیانت حقه بوده است . در این باره دکتر ابوالفتح حکیمیان مؤلف کتاب « علویان طبرستان » نگاشته است : « خاندان مبارک ملوک باوند( سلسله باوندیان 450 ـ 45 هجری در طبرستان فرمانروایی کردند ) مأمن خائف ، ملاذ ملهوف و ملجاء سلاطین و ملوک روی زمین بود . از اقطار عالم و آفاق گیتی به هر کس ملالی روی می داد سوی بارگاه ایشان می شتافت . حمایت ایشان از پناهندگان به غایتی بود که اگر فرزندان خلفا و ملوک و امرا از بیم گناه ،
روی بدرگاهشان می نهادند هرگز مورد بازخواست و بی عنایتی قرار نمی گرفتند » این مطلب در فحوای نوشتار اولیاء ا... آملی در کتاب تاریخ رویان هم مورد تأیید و تصدیق واقع شده است . در این باره باید افزود : حضور و مهاجرت فرزندان و ذراری اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در سرزمین های ایران و صفحات شمالی ( گیلان و مازندران ) که بیشترین امامزادگان را پس از فارس دارا هستند در مقاطع مختلف اتفاق افتاده است . ابوالفرج اصفهانی در « مقاتل الطالبین » تفرقه آل ابیطالب را در نواحی مختلف به زمان ولایت متوکل عباسی و اولیاء ا... آملی مؤلف « تاریخ رویان » انتقال آن بزرگواران را به دیار طبرستان به هنگام خلافت مأمون منسوب می کند . « ه . ل . رابینو » هم در رساله دودمان علوی مازندران (ص 31 ) می نویسد : وقتی که یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین در کوفه شورش کرد و در میان زیدیه ادعای امامت نمود بعضی از ساداتی که در جنگ همراهش بودند پس از دستگیری به طبرستان و دیلمان فرار کردند و به ریاست حسن بن زید ، سادات علوی و بنی هاشم از حجاز و سوریه و عراق دسته دسته به طبرستان آمدند و این کار در زمان امرای بعدی خاندان علوی نیز دوام داشت . تشکیل حکومت علویان در
طبرستان عامل و انگیزه دیگری بود که به مهاجرت امامزادگان و نوادگان اهل بیت (ع) از حجاز و عراق انجامید . آن گونه که غلبه نسبی شیعه در ایران مرکزی عامل دیگر مهاجرت بود . تاریخ سیاسی اسلام نشان می دهد که مرحله اول مهاجرت به هر دلیل در طول قرون اول تا چهارم هجری بوده است و در مرحله دوم مهاجرت از محل استقرار ثانویه به نقاط دیگر صورت گرفته است . در این مقطع علویان مبادرت به تشکیل حکومت در طبرستان کردند و فضای نسبتا امنی برایشان فراهم شد که همین خود موجب مهاجرت بخشی از امامزادگان به این مناطق شده است . در خصوص امامزادگان ایران این مطلب هم جالب توجه است که یکی از مورخان و نسابه های قرن ششم به نام ابوالحسن علی بن زیر بیهقی (متوفی به سال 565) در مجلد اول کتاب نفیس خود لباب الانساب و القاب الاعقاب ( نسخه خطی کتابخانه آستان قدس ) می نویسد : پس از شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام سه هزار نفر از اولاد ائمه طاهرین به خونخواهی آن حضرت از بغداد به ایران آمدند و لشکر مامون از حدود و حوالی قم تا خراسان جا به جا با آنان مصاف داده و آنها را شهید کردند ! 4 ـ در قسمتی از اظهارات نویسنده آمده است که در مازندران نیز
مانند سایر مناطق ایران گاهی دیده می شود که مثلا به دلیل رقابت بالا محله یی ها و پایین محله یی ها یک امام زاده تازه ایجاد می شود"( بند4 ) که ذکر این مطلب فاقد مصداق یا مصادیق لازم می باشد و اگر موردی وجود دارد اعلام گردد تا برخورد شود . 5 ـ در مورد بوجود آمدن بسیاری از امامزادگان به خاطر خواب نما شدن ( بند 4) : مخالفت جدی و مبارزه با مسئله خواب نما شدن ، خرافات جزو سیاست های اصلی سازمان اوقاف بوده و ادارات اوقاف از این گونه مسائل در بخشنامه ها و دستورالعمل ها کرارا گوشزد و برحذر داشته شده اند و بارها توسط مسئولین اوقاف با همکاری مسئولین محلی و شورای تأمین نسبت به تخریب و امحای بنای بقاع و اماکنی که بر اثر خواب نما شدن و خرافات بوجود آمده اند اقدام جدی شده و اوقاف در این زمینه پیشتاز بوده است . لیکن در مورد امام زادگان و بقاع متبرکه مورد احترام علما و قاطبه مردم که ملجا و پناهگاه همگان و دارای قدمت و سابقه تاریخی است نباید بدون تحقیق همه جانبه از سوی اهل فن ( نسب شناسان ) و به بهانه های واهی مورد خدشه و شک و شبهه قرار داد . 6 ـ مسئله ضریح گردانی در شهرها و روستا که در این مصاحبه بدان اشاره رفته است . اصولا
برای بقاع متبرکه و امام زادگان صحیح النسب که مدفون در بقعه ای و قابل احترام و صاحب کرامت در میان مردم و زائران هستند از طریق کمک های مردمی و نذور ساخته و نصب می شود و برای بقاعی که بر اساس خواب و خرافه ایجاد شده باشند و یا فاقد قبر باشند قاعدتا ضریحی ساخته نمی شود و اگر نویسنده مصداقی سراغ دارد ، اعلام تا نسبت به برچیده شدن آن اقدام عاجل صورت گیرد. 7 ـ این کارشناس محترم در این مصاحبه قید کرده اند « .... که بسیاری از ( امامزاده ها ) نسب مشخصی ندارند . » ، این نکته قابل ذکر است که راه شناخت امامزادگان تنها شجره نامه نیست ، بلکه روایات مردمی و شیاع محلی که طی قرون سینه به سینه نقل شده است یکی از راه های اثبات وجود امامزاده در یک مکان است که این نکته مورد تأیید مراجع نیز می باشد . اما نکته مهم تر این است که تعیین و تشخیص شجره و سلسله نسب امامزادگان با عنایت به مظلومیت ، غربت و تحت تعقیب بودن غالب این مهاجران از خاندان ابوطالب (ع) و سادات و ذراری آل رسول (ص) به سادگی امکان پذیر نیست و البته ده ها جلد کتاب هم اکنون درباره انساب سادات و ذراری مهاجر اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به ایران از قرون متقدم تا کنون تألیف و
تدوین و منتشر شده و در دسترس است اما به هر حال یافتن سلسله نسب امامزادگان موجود و صاحب بقعه کار آسانی نیست و سالها فرصت پژوهشی و امکانات و منابع لازم را می طلبد . 8 ـ در بخشی از این مصاحبه چندین بار هم به موضوع خرافات در دین و پیدایش امامزاده های بدون سند و شجره نامه اشاره شده است که به نظر می آید مطرح کردن اینگونه موضوعات مهم و دامنه دار به شکل سطحی و بدون توضیح و تبیین آن و بدون مطالعه و بهره مندی از دانش لازم در رسانه جز طرح سوال و ایجاد شبهه بدون جواب در ذهن مردم نتیجه دیگری را در پی نخواهد داشت و این دور از رسالت یک رسانه است ، چرا که هر کدام از این مباحث باید ریشه یابی و با ذکر مستندات و دلایل متقن به آن پاسخ داده شود و در قالب یک مصاحبه چند خطی بیشتر « شوخی با فرهنگ و اجتماع » است تا یک بحث جدی !؟ ضمن آنکه برای چندمین بار تأکید می شود سازمان اوقاف خود در عرصه مبارزه با خرافات و تقدس های ساختگی برای اشیاء مثل درختان ، پیشگام و پیشتاز بوده و با آن به مبارزه پرداخته است . 9 ـ در پایان ذکر این مطلب را خاتمه بخش این مفصل می کنیم که در مجموع بررسی و جمع بندی و تتبع در منابع و مآخذ نشان می دهد مهاجرت
امامزادگان و سادات و نوادگان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به ایران اسلامی و شهرها و روستاهای مختلف واقعیتی بیّن و آشکار و مبتنی بر اسناد و مدارک معتبر و صحیح است که بحمداله نشانه های آن را امروزه در جای جای این مناطق مشاهده می کنیم . هر چند اسامی و نسب شریف و عناوین و شهرت و سیره این بزرگواران به جهت گمنامی سادات و امامزادگان ، غلبه دشمنان دیانت و مجهول و متروک ماندن قبور آنان ، مفقود شدن بسیاری از منابع تاریخی و انساب ، وابستگی و دولتی بودن تاریخ نگاری و زیست گمنام این امامزادگان به طور دقیق ثبت و ضبط نشده است اما همانطور که یادآور شدیم جای جای ایران اسلامی اماکنی به نام امامزادگان مشهور و معروف اند و کرامات و روایاتی را از خوارق عادات این مشاهد متبرکه نقل می کنند . در عین حال ممکن است این وادی همچون سایر عرصه ها بعضاً به اوهام و خرافات و جعلیاتی هم آمیخته شده باشد که ضروری است محققان ارجمند برای پیراستن و زدودن این انحرافات احتمالی بکوشند نه اینکه بر شبهات بیفزایند . در عین حال این مشاهد متبرک و مضاجع منور ، نیازگاه دردمندان و پناهگاهی برای درماندگان و شفابخش حاجتمندان است و مردم و مومنان از این اماکن مقدس ،
به عنوان خلوتگاهی برای آرامش روحی خود بهره می برند . مزارهای مقدس امامزادگان در حقیقت کانون پراکندن معنویت و تابش نور ایمان به قلب های بیدار و معبری برای رسیدن به حقیقت و پر پرواز در عالم ملکوت است و جای طرح این سوال وجود دارد که مگر مردم مومن و زائران چه اعمالی را برخلاف دین و شئون در این اماکن مرتکب می شوند که برخی چشم دیدن آنها را هم ندارند ؟!