اخبار آرشیوی

کدخبر: 644007

بزرگداشت "حسین پناهی" در تئاتر شهر/ صفریان: حسین پناهی در رفتار بهتر شناخته می‌شد تا در کارها /کاویانی: برای من هیچ وقت مشخص نشد که او به دنبال چه بود/ جعفری جوزانی: او در فیلم‌ها بازی نمی‌کرد زیرا خود خودش بود/ شجاع پوریان: او هیچگاه خاستگاه قومی خود را فراموش نکرد/ داوری: پناهی را باید یوشیج دوم بنامیم

به گزارش خبرنگار «نسیم»، این مراسم شب گذشته، شنبه در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار شد. رضا صفریان شاعر در نخستین بخش از این برنامه در سخنانی گفت: حسین پناهی را نمی توان از یک جهت بررسی کرد بلکه از هزار راه می توان به بررسی او پرداخت. در حقیقت شخصیت پنهانی که حسین پناهی از آن برخوردار بود موجب شد تا این شخصیت او را به سمت این حسین پناهی که می شناسیم هدایت کند. وی افزود: حسین پناهی منشاء آرامش بود و از اینکه در کنار او بودیم احساس آرامش می کردیم. حسین پناهی در رفتار بهتر شناخته می شد تا در کارها و آثار هنری زیرا پناهی در کارها نوعی اسیر و در بند کارها بود. صفریان ادامه داد: حسین پناهی از تاریکی هایی که ما داریم خالی بود و نگاه زیبایی بینی داشت و صاحب روحی شفاف و بزرگ بود که در این دنیا و روابط آن نمی گنجید. در اصل نگاه حسین پناهی همیشه به سمت ملکوت بود و این امر موجب شده بود تا او همیشه سرشار از مهر و عشق باشد. در بخش دیگر برنامه فردوس کاویانی بازیگر سینما و تئاتر در سخنانی گفت: برای من هیچ وقت مشخص نشد که حسین پناهی به دنبال چی بوده است. او همیشه گوشه گیر بود و شاید به دنبال اثبات موضوعی به خود بوده است که ما از آن بی خبر هستیم. این بازیگر سینما و تئاتر افزود: حسین پناهی بسیار منظم و دوست داشتنی بود و امروز هم ما با یاد او آرامش می گیریم. مسعود جعفری جوزانی نیز در این مراسم در سخنانی گفت: حسین پناهی همانند باران، آفتاب و سایه برای همه بود. حسین مثل گل بابونه ای بود که خود این گل را خیلی دوست می داشت. وی افزود: حسین پناهی آکادمیک نبود و به فلسفه وصل نمی شود زیرا او همانند یک گل وحشی در استان کهکیلویه و بویر احمد بود. در حقیقت حس زیبایی او به طبیعی بودن او بود. او بازی نمی کرد زیرا حسین پناهی در فیلم ها خودش بود. او صندوقچه ای از سوالات بود. جوزانی ادامه داد: او وقتی در فیلمی در مقابل دوربینی قرار می گرفت در بند فیلمنامه یا چیزهای دیگری نبود و این فیلمنامه و عوامل فیلم بودند که خود را با او هماهنگ می کردند. در حقیقت او در فیلم هایی که بازی می کرد آنجور که خود می خواست نقش را بازی می کرد. وی تصریح کرد: در حقیقت می توان رگه هایی و جوهری از مرحوم فنی زاده را در حسین پناهی دید. شعرهای او نیز همانند خود او طبیعی و وحشی بود. پناهی از عالم ذهنیت و آموختن فاصله گرفته بود و به عالم هستی نزدیک شده بود. شجاع پوریان معاون اجرایی شورای شهر نیز در سخنانی گفت: استان کهکیلویه و بویر احمد افراد بزرگ، مفاخر و مشاهیر بزرگی را پرورش داده است. در این بین حسین پناهی جایگاه بسیار ویژه ای را در آن منطقه به خود اختصاص داده است. وی افزود: امروزه در سطح استان بین مردم جملاتی از پناهی در قالب پیام های کوتاه رد و بدل می شود. حتی گاهی دیده شده است که جملاتی که برای او هم نیست ولی با روحیات او نزدیکی دارد به اسم او درمیان مردم منتقل می شود. شجاع پوریان ادامه داد: پناهی به رغم اینکه در عرصه سینمای کشور رشد فراوانی کرده بود هیچگاه خواستگاه قومی خود را فراموش نکرد. در حقیقت بعد از پناهی مردم کهکیلویه و بویر احمد به لر بودن خود افتخار می کنند. وی تصریح کرد: ویژگی های بارز او یک رنگ بودن رلالی و بی آلایش بودن است. در حقیقت باید از پناهی به عنوان نماد یک رنگی افتخار کرده و در زندگی فردی و اجتماعی همانند او عمل کنیم. زبان حسین پناهی زبان فطرت است. در این بخش از برنامه با حضور قادر آشنا، جعفری جوزانی، شجاع پوریان، فردوس کاویانی و آنا پناهی دختر حسین پناهی از فریدون داوری شاعر مطره استان کهکیلویه و بویر احمد تقدیر و تجلیل شد. فریدون داوری در سخنانی در بخش انتهایی برنامه گفت: حسین پناهی نیما یوشیج دوم بود. او از نسل آب، آینه و شبنم بود. در حقیقت پناهی در هیچ هندسه ای قابل تعریف نبود. او عرفان را با برهان و برهان را با زبان و زبان را با انسان پیوند داد. او هیچ دلی را در زمان حیات خود نشکست. وی افزود: پناهی زیر برخی فشارها که می خواستند هنرش را لکه دار کنند ایستادگی کرد. آزادانه زیست و مردانه از دنیا رفت. ترک و کرد و عرب و همه به پناهی عشق می ورزیدند. پناهی با تمام نداری که داشت سخاوتش همانند ابر بهاری بود.
ارسال نظر: