اخبار آرشیوی
حجتالاسلام مبلغی در نشست اخلاق و حقوق بشر: به دلیل پیچیده شدن جامعه جز از راه اخلاقی کردن جامعه نمیتوان جوامع انسانی را اداره کرد/ انضباط اجتماعی در گرو قانونگذاری هوشمندانه، متخصصانه و جامع نگرانه است
به گزارش «نسیم»، حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی در نشست تخصصی «نگاهی به قانونگذاری با رعایت اخلاق و حقوق بشر» افزود: رها کردن اخلاق در فضای غیر قانون، مساوی با حاشیه نشینی اخلاق و محرومیت جامعه از فرصتها و ظرفیتهای اساسی نهفته در اخلاق است. -استقرار وضع مطلوب اخلاقی وحقوقی در جامعه از رهگذر قانون و با بهره گیری از امکانات قوانین قابل انجام است و تلاش از غیر این مسیر در موارد بسیار عقیم خواهد ماند. -انضباط اجتماعی در گرو قانونگذاری هوشمندانه، متخصصانه و جامع نگرانه است. زمانه هر چه به جلوتر میرود نیاز جوامع به «انضباط اجتماعی» بیشتر و نیاز انضباط اجتماعی در تحقق به قانون افزونتر و نیاز قانون در زمینههای محتوایی به «اخلاق کاربردی» جدیتر میشود. -امروز در برخی از کشورها کوشش بر آن است تا اخلاق را به درون متن قانون بیاورند تا اخلاق ضمانت اجرا پیدا کند. اگر چه شاید برخی از ما هنوز به اهمیت و ضرورت گستردن دامنه قانون و ملحوظ داشتن اخلاق و حقوق در آن وقوف پیدا نکردهایم، ولی حقیقت این است که بخشهایی از اخلاق اسلامی و حقوق بشر از نگاه اسلام باید در متن قانون آورده شود و جامعه بدون انجام این مهم، به انضباط و
شکوفایی و وضعیت مطلوب از نظر اسلام نمیرسد. - برخی تصور میکنند اخلاق از آنجا که امری اختیاری است، غیرالزامی است و الزامی هم که دارد، صرفا الزامی وجدانی است و نه بیشتر؛ از این رو نمیتوان الزام قانونی را متوجه اخلاق کرد. این افراد بر این تصور هستند که پوشاندن لباس قانون بر تن اخلاق، آن را از طبیعت خود که غیر الزامی است دور میسازد و به نوعی مسخ شدگی دچار مینماید. -برخی نیز ممکن است شبهه دیگری داشته باشند و آن این که اسلام بخشهایی از اخلاق را واجب نکرده است در نتیجه چگونه میتوان آن را با قانون - که الزام حقوقی دارد - مقید کرد و به تعبیری امر غیر الزامی شریعت را الزامی کرد. هر دو تصور فوق نادرست است که در جای خود باید به این مساله پراخت. -برای قانونی کردن اخلاق باید دوکار موازی را داشته باشیم یکی اخلاق را با آن طبیعت آزاد و درگیر با درون تقویت کنیم و دیگر فرصتها و بخشهایی از اخلاق را به قانون سوق دهیم. -اسلام بخشی از اخلاق را فقهی کرده است مثلا اسلام میگوید همگام با گزاره اخلاقی "صدق خوب است" به ارائه گزاره فقهی "صدق واجب است" دست زده است، این به معنای آن نیست که آن ظرافتها و لطافتهای اخلاقی نادیده
گرفته شده است. مانیز بخشهایی از اخلاق راکه به حوزههای عمل مربوط هستند را لباس قانون بپوشانیم. -فرهنگ هم باید اخلاقی باشد و گاهی در جامعه نفوذ و قدرت بیشتری دارد و معتقدم اخلاق مبنا میباشد و قانون باید میزبان و برگرفته از اخلاق باشد به همان اندازه که دین پیامبر (ص) از اخلاق گرفته شده است. -میتوان از رهگذر مصلحت، اخلاق را قانونی کرد و آن را درون جامعه بیاوریم که در جای خود باید بحث کرد. جامعه هر چه جلوتر میرود نیاز آن به اخلاق بیشتر میشود. اگر تا دیروز اخلاق حافظ جامعه بود امروز این نقش مضاعف شده است. امروزه به دلیل پیچیده شدن جامعه و در هم تنیده شدن پدیدههای آن، جز از راه اخلاقی کردن جامعه نمیتوان جوامع انسانی را اداره کرد. -ضرورت حضور اخلاق در فضای جوامع امروزی چندین برابر نیاز به اخلاق در جامعه دیروز شده است، در جوامع گذشته وقتی اخلاق در یک وضعیت فردی شکل میگرفت یک نوع لطافت را به جامعه میآورد اکنون مشکلات مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پیچیده با اخلاق فردی قابل حل نیست.