"رمز ماندگاری کارهای صدیقی، نگاه غیرمستقیم و غیرسفارشی او است"
همایون علیآبادی، مدرس و پژوهشگر تئاتر دیروز در نشستی که در فرهنگسرای فردوس برگزار شد، به نقد نمایشنامه مارش پیروزی نوشته بهزاد صدیقی پرداخت
به گزارش خبرنگار «نسیم»، سیامین نشست "صحنه کاغذی"به مناسبت هفته دفاع مقدس به اجرای نمایشنامهخوانی، معرفی، نقد و بررسی نمایشنامه مارش پیروزی نوشته بهزاد صدیقی پرداخت.
این نشست با حضور همایون علیآبادی مدرس و پژوهشگر تئاتر، رامین فناییان منتقد و پژوهشگر تئاتر و نقشخوانی بهاره رهنما و فهیمه امنزاده به روایتگری صدیقی، عصر یکشنبه 30 شهریور ماه در فرهنگسرای فردوس برگزار گردید.
نمایشنامه مارش پیروزی بازتاب جنگ هشت ساله ایران و عراق بر روی روح و اندیشه دو زن جوان است . در این نمایشنامه پری نویسنده ایست که میخواهد با نگاه تلخی که به جنگ دارد قصه دیدههای خویش و اطرافیانش را که در این مصیبت از دست داده، بنویسد. وی در زمانی بعد از جنگ زندگی میکند و روزگاری را طی میکند که برای مردم دیگر گفتن از تلخیهای جنگ اهمیت چندانی ندارد... پری که 40 سال دارد به تنهایی با رعنای 30 ساله دوست و همدم خود در یک آپارتمان زندگی میکند. در این بین، رعنا که خاطرات تلخی از زمان جنگ در خرمشهر به یادگار دارد، میخواهد از تمامی این خاطرات تلخ و فشارهای روحی که از طریق جامعه به او وارد میشود از این آپارتمان ( که در این نمایش به عنوان نماد وطن گرفته میشود) برود و مدام از پری نیز درخواست دارد که او را در این مسیر همراهی کند. ولی پری که دلبسته این آپارتمان و خاطرات گذشته است، راضی به همراهی با رعنا نمیشود و میخواهد در همین جا بماند. در ادامه از انشاراتی که قرار بوده نوشتههای پری را چاپ کند،با او تماس میگیرند و به علت فضای تلخ قصه او از چاپ نوشتههای او امتناع میورزند و همین بهانهای میشود که رعنا اصرار و پافشاری بر رفتن و مهاجرت کند... در ادامه پری برخلاف میل باطنی قبول میکند که با رعنا از این آپارتمان بروند...
در پایان اجرای نمایشنامهخوانی صدیقی اشاره کرد هر سه نمایشنامه این مجموعه را انتشارات افراز منتشر کرده و در مورد تاثیرات جنگ بر روی خانواده به خصوص زنان میپردازد.
همایون علیآبادی پژوهشگر تئاتر، در ادامه به روی صحنه آمد تا به نقد نمایشنامه بپردازد. او گفت: ما در مورد جنگ و دفاع مقدس متون، شعر و رمانهای زیادی خواندهایم ولی کدامیک از آنها در اذهان و خاطرات مردم باقی مانده است؟ وی اشاره کرد که اثرهنری نباید تاریخ مصرف داشته باشد و ما باید به سمت آثار ماندگار گام برداریم.
وی همچنین ادامه داد کارهای صدیقی به دلیل نگاه غیر مستقیم و غیر سفارشی که در کارهایش وجود دارد ماندگار میشود. در کارهای او یک روانشناسی و ژرفای عمیقی وجود دارد.
علیآبادی اظهار داشت ما در گذشته میگفتیم جنگ نعمت است ولی صدیقی در کار خود اشاره دارد که جنگ واقعا تلخ است و به نظر من هم هیچ جنگی حتی جنگ تن به تن هم شادی ندارد و سراسر تلخ است.
رامین فناییان منتقد و پژوهشگر تئاتر در ادامه برنامه به نقد این نمایشنامه پرداخت و گفت: مکان هر سه نمایشنامه یک آپارتمان است و کارکترها میخواهند از آنجا مهاجرت کنند. در نمایشنامه سوم این اتفاق به وقوع میپیوندد و تمامی ساکنین آپارتمان از آنجا مهاجرت میکنند ولی آنجا نیز مشکلات زندگی و جنگ دست از سرشان برنمیدارد و دوباره مجبور به بازگشت به خانه میشوند. وی اشاره کرد که بیرون آپارتمان همیشه صدای مارش پیروزی میآید و داخل خانه همیشه سکوت و محدودیت حکمفرماست و در این مجموعه نمایش کسانی که با مشکلات و آسیبهای جنگ درگیرند، در واقع نه با رفتن و نه با ماندن در این آپارتمان به آرامش نمیرسند.
در ادامه علیآبادی اضافه کرد یکی از مشکلات نمایشنامه صدیقی، دستور صحنههای زیاد کار اوست و اینکه نباید از زبان شکسته در متن استفاده شود بلکه ما میتوانیم در اجرا از این نوع زبان استفاده کنیم.
صدیقی در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر اینکه شما خود به تلخ بودن فضای کارتان معتقدید و اینکه در پایان نمایشنامه، کارکترها به آپارتمان برمیگردند یا خیر، گفت: من پایان کار را باز قرار دادهام و نتیجهگیری کار را به عهده تماشاگر قرار دادهام تا تماشاگر با برقراری ارتباط با متن، به نتیجه برسد. بعضیها با دیدن کار میگویند که کارکترها سرانجام به آپارتمان برمیگردند و برخی نیز اعتقاد به بازگشت ندارند.
صدیقی در پایان برنامه اظهار امیدواری کرد که خواندن نمایشنامه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود و مردم با خواندن نمایشنامه به ادبیات، فرهنگ و هنر این مملکت آشنا شوند.
در این مجموعه دو نمایشنامه دیگر به نامهای " تلفن بی موقع" و " تلفن آن سوی خط" توسط انتشارات افراز نوشته بهزاد صدیقی به چاپ رسیده است.