گلریز: در جنگ به قصد رزم رفته بودم اما با آوازخوانی به رزمندگان روحیه می‌دادم

کدخبر: 933001

این خواننده در گفتگو با «نسیم» به اشاره به خاطراتش از دوران دفاع مقدس گفت: در آن دوران با یک موتور و بدون ساز و موسیقی به مناطق مختلف سرک می‌کشیدم و برنامه اجرا می‌کردم

به مناسبت هفته دفاع مقدس محمد گلریز در گفتگو با «نسیم»، به گفتن خاطرات خود از اوایل انقلاب و اجراهای خود در جبهه های جنگ پرداخت. در هفته دفاع مقدس میهمان این خواننده انقلابی بودیم و او از بودن با رزمندگان در جبهه ها و اینکه چقدر دوست داشت در محضر امام خمینی(ره) سرود بخواند و از آماده کردن آخرین کارش برای ما گفت. متن این گفتگوی جذاب را در زیر بخوانید.

موسیقی یعنی روی خط مرزی حرکت کردن، این جمله از علامه جعفری یعنی موسیقی خوب ممکن است یک ایران را به حرکت درآورد و مملکتی را دگرگون کند مثل سرود ای ایران... و یک موسیقی هست که ممکن است تخریب کند، این احتمال انحرافش زیادتر است به خاطر اینکه یک هنرمند در موسیقی بسیار تاثیرگذار است و تنها هنری که می ‌ تواند بسیار مؤثر واقع شود صدا و موسیقی می ‌ باشد. حالا حرف ‌ هایی که من می ‌ زنم ممکن است بعضی ‌ ها نپذیرند ولی من با تمام وجود به آن رسیده ‌ ام. من عمرم را پای این کارگذاشته ‌ ام، تقریباً 35 سال توی این کارم و حدود 1500 کار دارم که نصف آن آواز بوده است.

فکر نمی ‌ کنم خدمتی که به آواز ایران کردم را کسی انجام داده باشد

من هر کاری که کردم برای رادیو و تلویزیون بوده است. من یکی از اولین کارهای موسیقی بعد از انقلاب را انجام داده ‌ ام. اولین آلبوم و کاست را با قراملکی به نام سواران دشت امید برای ورود حضرت امام خواندیم، سال 57 ضبط شد. آهنگ آن کار را قراملکی تنظیم و شعرش را مرحوم شاهرخی گفته بود.این اولین کاستی بود که ضبط کردیم و بعد از آن فعالیتم بیشتر به صورت زنده بود و آن موقع کسی نمی ‌ آمد بخواند و کسی باورش نمی ‌ شد این انقلاب بماند. خیلی ‌ ها به من می ‌‌ گفتند نخوان، اعدامت می ‌ کنند ولی من به گونه ‌ ای تربیت شده بودم که به این کارها علاقه داشتم. بعضی ‌ ها اگر دو تا سرود خوانده باشند شهامت این را ندارند که بگویند ما خواندیم، می ‌ گویند ما را مجبور کردند. این کار خیلی زشت است، ولی بعضی ‌ ها متأسفانه نان را به نرخ روز می ‌ خورند. در هر صورت ما این کارها را انجام دادیم و با افتخار می ‌ گویم انجام دادم. من آواز هم می ‌ خواندم، خدمتی که به آواز ایران کردم فکر نمی ‌ کنم هیچ کسی انجام داده باشد همه را با دلیل دارم و اثبات شده وعینی می ‌ باشد. در سال 58 در رادیو، یک برنامه ای به نام محرمان خلوت انس ، شب ها حدود ساعت نه و نیم تا ده پخش می شد. برنامه ای که در آن شاهرخی، متن می نوشت وو شعر و آوازی بدون موسیقی خوانده می شد. برنامه حدود نیم ساعت اجرا می شد. ما با مشورتی که انجام دادیم، تصمیم گرفتیم موسیقی را نیز به کار اضافه کنیم به همین خاطر سراغ نی رفتیم و برنامه ای را به نام نوای نی تهیه کردیم که موسوی در آن نی می زد و شعر و آوازی نیز خوانده می شد. بعد از یکی دو سال تصمیم گرفتیم برنامه ای در تلویزیون اجرا کنیم. در شبکه دو و در ماه رمضان، موقع اذان با جمال جهانشاه برنامه ای به صورت آواز تدارک دیده بودیم که با استقبال نیز مواجه گردید.

دو ردیف روحانی یک دقیقه ایستاده برای ما کف زدند

اوایل انقلاب و دهه 60 بود که در دانشگاه علامه با بعضی از دانشجویان قرار بر اجرای برنامه داشتیم. دوستان به من اصرار کردند که می خواهیم با ساز موسیقی برنامه اجرا کنیم. در آن زمان و اوایل انقلاب و در آن جو و شرایط خاصی که وجود داشت، تا حالا کسی اجرای زنده با ساز و لوازمات موسیقی اجرا نکرده بود. ما ترس و دلهره خاصی داشتیم که نکند برنامه با مشکل مواجه گردد. سالنی که قرار بود برنامه را در آنجا برگزار کنیم، ‌ پشت صحنه نداشت و ما مجبور شدیم سازها را درون پارچه ای پیچیده و بر روی سن ببریم. یک گل پایه بلند جلوی سازها گذاشتیم و شروع به اجرای برنامه کردیم. دو ردیف روحانی جلوی سالن نشسته بودند و ترس و اضطراب ما بیشتر می شد. من برای شروع برنامه قطعه شعری از حافظ انتخاب کردم و در دستگاه ماهور شروع به خواندن کردم و حدود 10 تا 20 دقیقه آخر هم یه تیکه ضربی 6 و 8 رفتیم. بعد از اتمام برنامه، ‌ آنقدر تمام گروه استرس داشتیم که خدایا بالاخره چه می شود که الحمدلله کار و اجرای ما آنقدر به دل حضار نشسته بود که این دو ردیف روحانی همه بلند شده و به مدت یک دقیقه تمام گروه را تشویق می کردند. به قدری ما خوشحال شدیم که جهان زاده یکی از بچه های گروه، سازش را دو دستی بلند کرد و به حضار نشان می داد. در واقع می خواهم بگویم اگر شما کارتان را به درستی و با اصول انجام دهید، می توانید همه را تحت تاثیر کار خوبتان قرار دهید.

هر کس در هر کاری که موثرتر است، اقدام کند

در زمان انقلاب من یک ماشین پیکان داشتم که هرجا درگیری می شد، سریع به آنجا می رفتیم و نیروهای زخمی را سوار ماشین کرده و از منطقه خطر دور می کردیم و به نوبه خودمان سهمی در انقلاب داشتیم. بعدتر جنگ شروع شد و هر کس با هر سلیقه و تفکری می خواست که به این انقلاب و کشور کمک کند. من هم خوانندگی را کنار گذاشتم با اینکه در آن موقع جز معدود کسانی بودم که کار ضبط شده داشتم ولی با این حال تصمیم گرفتم که به جبهه برم. از همان ابتدا علاقه داشتم در هلال احمر فعالیت داشته باشم به همین خاطر با گروهی از دانشجویان تربیت معلم به اهواز و منطقه رفتیم. چون من از طرف جهاد رفته بودم و رانندگی بلد بودم، چند روزی به ما دوره و آموزش دادند و به ماگفتند که با این ماشین لنکروز به منطقه بستان برویم. ما تقریبا غروب به آنجا رسیدیم. آنجا خیلی بمباران می شد به محض اینکه به آنجا رسیدیم همه بچه ها و نیروها به دور ما حلقه زدند و می خواستند که من برایشان برنامه و سرود اجرا کنم. فرمانده آنجا نیز از من درخواست کرد در سوله ای که آنجا بود برنامه اجرا کنم. اتفاقا در یکی از اعیاد هم به سر می بردیم. من هم بعد از نماز به آنجا رفتم و برنامه اجرا کردم.فردا صبح، فرمانده به من گفت که شما فرمایشات حضرت امام را گوش می کنید؟ امام می فرمایند هر کس در هر کاری که موثرتر است، اقدام کند. دو من را راضی کرد که در آنجا برای بچه ها و رزمندگان برنامه اجرا کنم. به من یک موتور دادند و ما به جاهای مختلف می رفنیم و برای نیروها و رزمندگان برنامه اجرا می کردیم. البته ما آنجا بدون ساز و موسیقی برنامه اجرا می کردیم. چون پدر بنده مداح بودند، من فوت و فن کار را یاد گرفته بودم که چطور بدون ساز و موسیقی اجرا کنم.

بدن نیمه جان مرا از زیر جمعیت بیرون آوردند

ما به مناطق مختلفی برای اجرای برنامه می رفتیم و خاطرات خوبی در ذهن من به یادگار نشسته است. یک روز ما در جایی برای رزمندگان قم خواستیم برنامه اجرا کنیم. آنجا را تازه بمباران شیمیایی کرده بودند و همگی با لباس و ماسک مخصوص تردد می کردند. وسط برنامه یکدفعه می گفتد که همه لباس و ماسک ها را بزنند و برنامه ما قطع می شد و اتفاقی نمی افتاد. خلاصه، چندین بار این ماجرا تکرار شد و در آخر من این خطر را به جان خریدم و دیگر لباس و ماسک مخصوص را نپوشیدم و به اجرای برنامه پرداختم که الحمدلله تا آخر برنامه هیچ اتفاق خاصی نیافتاد.

یکبار به منطقه دارخوین برای اجرای برنامه رفته بودم و آنجا یک محوطه ای را برای اجرای برنامه طناب کشی کرده بودند. در آنجا هیچ امکاناتی وجود نداشت و من با بلندگوی مسجد برنامه اجرا کردم. آن برنامه خیلی خوب و عالی اجرا شد و همه بچه ها لذت بردند. بعد از اجرای برنامه، خیلی از بچه ها چون از شهرستان آمده بودند و برای اولین بار من را می دیدند دور من جمع شدند و به اظهار محبت پرداختند و شروع کردند به ماچ و بوس کردن بنده و آنقدر جمعیت زیاد بود که پای من به یکی از طناب ها برخورد کرد و من به زمین خوردم و زیر جمعیت داشتم له می شدم که فرمانده ها متوجه ماجرا شدند و باور کنید بدن نیمه جان من را از زیر جمعیت بیرون کشیدند.

با آقای صیاد شیرازی فامیل هستید؟

من در پادگان دوکوهه خیلی برنامه اجرا کرده ام و خاطرات زیادی از آنجا دارم. یک روز ما آنجا برنامه داشتیم که من قدری دیر به آنجا رسیدم. قبل از من شهید صیاد شیرازی آنجا سخنرانی کرده بودند. بعد از اجرای من، همه دور ما جمع شدند و سوال کردند که شما نسبت فامیلی با صیاد شیرازی دارید؟ که من گفتم: خیر، چطور شده است؟ گفتند که شهید صیاد شیرازی در سخنرانی خود حدود 10 تا 15 دقیقه از شخصیت هنری شما تعریف کرده است و این در واقع باعث افتخار و مباهات من گردید.

بگذارید یک خاطره شیرین از امام خمینی(ره) برایتان تعریف کنم. در سال 59 اگر کسی یک کاست نوار در ماشینش پیدا می کردند، زندانی داشت وای به حال کسی که لوازم موسیقی از او می گرفتند. بالاخره جو و شرایط آن موقع این چنین بود. من در آن موقع سرود مطهری را خوانده بودم و امام بسیار از شنیدن آن لذت برده و خواسته بودند که من بروم و محضر ایشان این سرود را پلی بک کنم. من آن موقع در جبهه ها مشغول اجرای برنامه بودم و به من بعدها گفتند که امام نشسته بود و سرود مطهری را برای ایشان پخش کرده بودند.

شما حتما این شعر را بخوانید

در یکی از دیدارهای اهالی فرهنگ و هنر با رهبر معظم انقلاب که به نوعی بزرگداشت شاعر انقلاب، مشفق کاشانی نیز بود، آقای مشفق یکی از سروده های زیبای خود را در محضر رهبری خواندند و ایشان از شنیدن آن بسیار لذت بردند و به تحسین مشفق پرداختند و خطاب به بنده گفتند: آقای گلریز شما حتما این شعر را بخوانید. بعد از آن من با همکاری هادی آرزم به آهنگسازی این شعر پرداختیم و این قطعه آهنگ به نام "سکر سماع ملکوت" در حال حاضر آماده رونمایی است که با هماهنگی هایی که با آقای ضرغامی داشتم، قرار شده است که از صدا و سیما پخش و رونمایی گردد.

ارسال نظر: