قاسمی: نگاه سطحی به تئاتر دینی و آئینی به کل تئاتر کشور ضربه زده است

کدخبر: 952591

کارگردان نمایش" شهادت نامه شمعون و شهرزاد" در گفتگویی تفصیلی به «نسیم» گفت: با بکاربردن سلایق شخصی، رفته رفته نمایش‌های آئینی جایگاه خود را از دست می‌دهند

نمایش " شهادت نامه شمعون و شهرزاد " به کارگردانی محمد قاسمی و نویسندگی " فرهاد ارشاد"، با بازی محمد قاسمی و پری بارانی است . این نمایش از 18 آبان ماه تا 4 آذر 93 در تماشاخانه سنگلج در حال اجرا است .

محمد قاسمی کارگردان و بازیگر تئاتر " شهادت نامه شمعون و شهرزاد " به خبرنگار «نسیم»، گفت: متن این نمایشنامه در حدود 4 سال قبل به دست من رسید . البته من در 10 سال گذشته نمایشنامه هایی را که خودم نوشته بودم را کار کردم . این متن در مدل های مختلفی کار شده ولی چیزی که آن را ویژه کرده استفاده از رنگها و سادگی بودن این کار است.

چگونه ایده ساخت و تولید این نمایش به ذهن شما راه پیدا کرد؟

متن کار توسط " فرهاد ارشاد " در اختیار من قرار گرفت که بعد از مطالعه دریافتم که ویژگی های بسیار خوبی برای اجرای صحنه ای دارد . متوجه شدم که می توانم از آئین های نمایشی ایرانی و نشانه شناسی های نمایش های ایرانی در این کار استفاده کنم .

از نوع دیالوگ نویسی این کار لذت بردم . برخلاف آن چیزی که تصور می شد این کار روایی است و درام در آن خیلی وجود ندارد . ولی ارتباطی که به عنوان کارگردان با آن برقرار کردم ارتباط خیلی خوبی بود . همچنین طراحی صحنه ای که برای این کار درنظر گرفتم ، به نظر می رسد که کار خوبی شده است .

نمایش شما از چه ویژگی هایی برخوردار است ؟ چه عنصری ای آن را در میان کارهای آئینی و دینی خاص و ویژه کرده است؟

سعی کردم با سادگی که متن نوشته شده و با سادگی که اهل بیت زندگی می کردند این کار هم با همان سادگی پیش برود و مهمتر اینکه از ابزاری استفاده کنم که بهترین کاربرد را در این نمایش دارد . استفاده از سمبولیسم رنگ یا روانشناسی رنگها در این صحنه از ویژگی های این اثر بوده است .

برای رساندن موضوع استفاده از دکورهای حجیم آن هم با وضعیتی که تئاتر کشور از نظر بودجه دارد خیلی عقلانی نیست و باید به سمت ایجاز حرکت کنیم . وقتی می بینیم که وضعیت اقتصادی در تئاتر مقداری نابسامان است ایجاد طراحی صحنه های عظیم دیگر جواب نمی دهد .

مقداری پیرامون داستان نمایش توضیحاتی بدهید

این نمایش، دو بازیگر به نام های " شمعون " و " شهرزاد " دارد و در این میان چند بازی ساز هستند همانند پدر شمعون و مادر شهرزاد که لزومی نیست برای آوردن هرکدام از آنها بازیگری به کار گرفته شود . زیرا شلوغ شدن کار موجب می شود که خط مشی داستان از بین برود .

نشانه شناسی رنگ ها در نمایش های ایرانی کدگذاری های خاصی دارد . مثلا رنگ سبز همیشه به امامان نسبت داده می شود، رنگ آبی به دریا و رنگ سفید به روح و برای همین هم استفاده از رنگ در این داستان به کمک متن و بازی می آید . این متن در مدل های مختلفی کار شده ولی چیزی که آن را ویژه کرده استفاده از رنگها و به سادگی بودن این کار است .

چرا گاهی شاهد هستیم که کارهای آئینی و مذهبی از سوی مخاطبان پس زده میشود؟

یک جاهایی تماشاچی کاری در حوزه آئینی مذهبی را به خاطر نوع نگاه ما پس می زند . کارگردان وقتی می خواهد کاری را انجام بدهد اگر قرار است موضوعی را طرح کند این مطرح شدن باید به درستی رخ بدهد نه اینکه موضوع خیلی بدون فکر و سرسری کار بشود .

ما سالهاست که از بخش آئینی دور شده ایم . تمام کشورهای خارجی ایران را به تعزیه می شناسند . به عبارتی بهتر آغاز تئاتر ما را تعزیه می دانند . اجراهای تعزیه هم در ماههای محرم و صفر است . این در حالی است که متاسفانه در این ماهها تئاتر تعطیل می شود .

نگاه به تئاتر آئینی کردن هم به همین صورت است . وقتی از همه نشانه شناسی هایی که در تعزیه وجود داشته فاکتور می گیریم و سلایق شخصی خود را جایگزین می کنیم موجب می شود تا نمایش های آئینی رفته رفته جایگاه خود را از دست بدهند .

نوع نگاه ما به نمایش های آئینی و دینی به چه صورتی است و چه وضعیتی دارد؟

کارکردن در این عرصه تئاتر اصلا چیز بدی نیست . در حقیقت تجربه کردن بد نیست . اما اینکه ما بتوانیم به گذشته خود راهی باز کنیم و آنها را زنده نگه داریم را می توان جزء ویژگی های تئاتر ما دانست . آن چیزی که کشورهای دیگر از تئاتر ایران به دنبال آن هستند استفاده از تئاتر ایرانی است که متاسفانه ما کورکورانه در اجراهای خود از تئاترهای غربی استفاده می کنیم .

هملت کار کردن عالی است . کارکردن از نمایشنامه های شکسپیر بی نظیر است . به نظرم کسی که می خواهد بگوید بازیگر است باید حتما هملت را بر روی صحنه کار کرده باشد . از این طرف هم باید نمایش های ایرانی را هم کار کرده باشد و بازی ایرانی هم کرده باشد و آن را نیز بشناسد .

ما یک کار دیگری داریم به اسم " روایت تازه از قصه کهن " که از موسیقی ها، نواها و فرم های ایرانی استفاده کردیم که خیلی ویژه شده است . خانم بارانی همسر من آن را کارگردانی کرده اند و یک کار ویژه ای شده است که در جشنواره فجر امسال هم حضور خواهد داشت .

امیدوارم که با اجراهای آئینی روز به روز بیشتر روبرو شویم . همچنین بدانیم که فرهنگ ایرانی چیست و از کجا آمده است .

به نظر شما اصلا ژانری به عنوان تئاتر دینی وجود دارد؟

اگر بگویم نه، به قشر خاصی بر می خورد و می گویند که ما آن را کار کرده ایم . من در این کار امده ام که یک تئاتر مذهبی را تئاتریکالیته کرده ام . یعنی یک جوری شبیه به واقیت تا یک مخاطب تئاتری هم باتوجه به نشانه شناسی ان را بپذیرد . درکنار آن هم که مخاطب عام نیز آن را بپسندند .

ما قرار است تا تماشاچی خود را به فکر وادار کنیم . آن هم برای اینکه این اتفاق چرا رخ داده است . درضمن زبان هم باید زبان تئاتری باشد نه زبانی که امروز مرسوم است .

نگاه سطحی به تئاتر دینی و آئینی به کل تئاتر کشور ضربه زده است . این نگاه سطحی اگر حذف شود قطعا وضعیت تئاتر کشور خیلی بهتر از امروز خواهد شد . ما در این قبیل نمایش ها به مخاطب خود می گوییم که فکر کن و برای شخصیت مذهبی که در این نمایش می بینی گریه بکن .

در خارج از کشور فراوان دیده ام که تا چه اندازه به دنبال آئین های ایرانی ما هستند . ببینید برای آنها اصلا مهم نیست که هملت را در ایران چگونه کار میکنیم زیرا خیلی زیاد آن را به اشکال مختلف کار کرده اند . اگر قرار است برای آنها تئاتر فراکشوری کار کنیم و آن را در جهان برند کنیم باید به آئین های خود برگردیم .

بسیاری از تئاترهای مذهبی فرصت نمایش پیدا نمی کنند . علت آن را چه می دانید؟

اگر قبول کنیم که تئاتر ما برگرفته از تعذیه است . به عبارتی بهتر، شناسنامه تئاتر ایران را تعذیه شکل می دهد . پس باید به شدت در ماههای محرم و صفر شاهد به روی صحنه رفتن تئاترهایی این چنینی باشیم . در کنار اجرا نیز باید از آنها نیز حمایت لازم صورت بگیرد .

کانون تئاتر دینی را داریم که جشنواره صاحبدلان را برگزار می کنند . دست به عصا راه رفتن در نمایش های دینی بیشتر دیده می شود و فعالیت در این قبیل تئاترها برای ما به لحاظ بودجه کمی خطرناک است .

باید به هنرمندان خود این مجال را بدهیم که آئینی و دینی، دفاع مقدسی و اجتماعی کار کنند . ولی وقتی یک نوع کار درجریان تولید قرار می گیرد نسبت به سایر کارها بی مهری می شود و آنها را فاکتور می گیرند .

یک سری کارها هم مختص تماشاچی هایی است که اتوبوسی می آیند . آنها می دانند چقدر اجرا دارند . چقدر درآمد خواهند داشت و در آخر هم چقدر فروش می کنند . در حقیقت حساب آنها جداست و وضعیت آنها کاملا مشخص است .

سالن سنگلچ و تالار محراب چقدر در عرصه تئاتر در تهران مهجور مانده اند . سنگلج قدیمی ترین و زباترین سالن تئاتر تهران است . اما تماشاچی ندارد . اینها برمی گردد به نوع مدیریتی که ما در تئاتر کشور انجام می دهیم .

در کشورهای اروپایی در هر سال یک سالن تئاتر خود را نشنال تئاتر می کنند . یعنی برنامه های تئاتری آنها به مرکزیت این سالن تئاتر برگزار می شود . نتیجه این می شود که همه مردم به مرور زمان با تمام سالن های تئاتر شهر و کشور خود آشنا می شوند .

این در حالی است که همه تئاتر ما مجموعه تئاتر شهر شده است . البته این هم که فعلا سه سالن آن تعطیل است . که عملا دو سالن فعال تئاتر داریم . اگر دلسوزی برای تئاتر کشور باشد که هست باید با یک برنامه ریزی به دنبال رفع مشکلات و یافتن راه حل های مناسب باشند .

به تازگی شاهد حضور بازیگران سینما و تلویزیون در گروههای تئاتری هستیم که موجب می شود سایر گروههای دیگر تئاتر مهجور بمانند . نظر شما پیرامون این موضوع چیست؟

کار تئاتر با کار سینما تفاوت دارد و بازیگری که در سینما چهره است به دنبال کار خود است . حتی بسیاری این استدلال را دارند که ما آمده ایم تا تئاتر کشور را نجات بدهیم .

حتی دیده شده در این بین برخی فوتبالیست ها هم پا به عرصه تئاتر کشور گذاشته اند که این موضوع فاجعه است . حتی در حوزه بازیگران نیز برخی ها از سینما و تلویزیون به تئاتر کشور آمده اند که در آنجا هم موفق نیستند .

این قبیل بازیگران حتی در سیاست تئاتری کشور برای حضور در تئاتر نباید جایی داشته باشند . این را نه برای فروش نمایش ها بلکه برای این می گویم که تئاتر ما همانند برخی فیلم های سینما گیشه ای نشود . اما این دست از بازیگران اگر نجات دهنده بودند سینمای خود را از این وضع نجات می دادند .

متاسفانه این حضور آنها موجب می شود که بازیگرانی که نزدیک 20 سال خاک صحنه را خورده اند منزوی و گوشه گیر شوند . مشکل شخصی با این آقایان ندارم ولی می گویم که دید ما اشتباه است اگر بخواهیم این کار را انجام بدهیم .

البته خیلی از بازیگرانی که امروز در سینما هستند در گذشته درتئاتر کشور فعال بودند و بالطبع حق دارند تا در تئاتر کشور هم حضوری داشته باشند . من به تئاتری هایی که به سینما رفتند خسته نباشید هم می گویم . اما کسی که اصلا نمی تواند روی صحنه تئاتر باستد و فقط چهره هست موجب می شود که قداست و شرافت تئاتر زیر سوال برود .

این وضعیت تا چه اندازه به بدنه تئاتر آسیب وارد می کند؟

بی واسطه ترین هنر با مردم تئاتر است . مخاطبان نیز خیلی خوب از این موضوع مطلع هستند . این هنر دقیقا بر روی روح مخاطب خود تاثیر می گذارد . ما در سیاست گذاری های خود دچار اشتباه هستیم . آنقدری که به سینما توجه می شود و بودجه به آن تعلق می گیرد به تئاتر توجه نمی شود .

بچه های تئاتر در عین مهجوریت بسیار خلاق هم هستند . اما باز هم کارهایی انجام می شود که با اینکه تئاتر هنری وارداتی بوده احساس می کنیم که گاهی چیزهایی برای صادرات به کشورهای دیگر داریم . در واقع آنها با این محدودیت ها ستاره هستند . اگر آنها حمایت و پشتیبانی شوند کارهای بزرگی می توانند انجام بدهند .

ارسال نظر: