نمایش عاشورایی " معمای پریشانی" به روی صحنه رفت
خبرنگار «نسیم» به پشت صحنه و تمرین این نمایش رفته و با عوامل و برخی بازیگران گروه به گفتگو نشسته است
اجرای نمایش عاشورایی "معمای پریشانی" به کارگردانی حمید حرا و در قالب ویژه برنامه "خیمهها و نجواها" از ۲ آذر در برج میلاد تهران آغاز شده است.
نمایش معمای پریشانی روایت گر سه مطرب است که با دیدن سر بر نیزه شده امام حسین (ع) متحول می شوند. در خلاصه داستان این نمایش آمده است: پس از واقعه عاشورا، یزید جشن بزرگی برای ورود اسرا ترتیب میدهد و از بهترین مطربان برای پایکوبی در این جشن دعوت میکند اما ناگهان سر بر نیزه شده امامحسین (ع)، سوره کهف میخواند و مجلس بزم به هم میریزد...
در این نمایش علی سلیمانی سرنسری، سیدعلی موسویان، علیرضا عمرانی، علیرضا ناظمی، سید محمدشایان سرکشیکیان و رضا حجاری زاده به ایفای نقش می پردازند.
نمایش معمای پریشانی تا هفتم آذرماه، هر شب ساعت 20 میزبان علاقه مندان و مخاطبان به هنر اصیل تئاتر است.
خبرنگار «نسیم»، به پشت صحنه و تمرین این گروه تئاتری رفته تا از حال و هوای این نمایش و بازیگران آن جویا شود و گفتگویی با بعضی بازیگران و عوامل کار انجام داده که در زیر شرح این ماوقع را می خوانید.
علیرضا عمرانی از بازیگران با سابقه این گروه هنری (سایه) می باشد که در این نمایش، یکی از نقش های کلیدی کار را برعهده دارد. با او راجع به نقشش در این نمایش و حال و هوای امروز تئاتر دینی مذهبی به گفتگو نشستیم.
برای شروع کمی از سابقه تئاتری خودتان برایمان بگوئید.
من تقریبا از سال 66 و در دوران دبیرستان با کانون شهید مفتح همکاری داشتم و در آنجا برای کودکان و نوجوانان اجرای تئاتر داشتیم و در آنجا جذب تئاتر شدم. و این فعالیت خود را تا سال 70 ادامه دادم و از سال 73 تا به الان فقط در حوزه تئاتر مذهبی فعالیت می کنم.
شما که فقط در تئاترهای مذهبی به ایفای نقش پرداخته اید، هدف از این نمایش های دینی را چه می دانید؟
به اعتقاد من هدف تئاتر مذهبی رساندن یک سری پیام های اعتقادی ، دوست داشتن ولایت و اهل بیت و یک سری انذارها و تبشیرهایی که در دین ما وجود دارد. حتی در بعضی از این تئاترهای غیر مذهبی، شبهاتی در زمینه اعتقادی مطرح شده که به این وسیله و با استفاده از تئاترهای مذهبی سعی شده به این شبهات جواب داده شود.
چطور شد که با این گروه آشنا شدید و از نحوه همکاریتان بگوئید.
همکاری من با گروه سایه از سال 81 بوده و هر ساله تقریبا یکی دو کار بزرگ با این گروه انجام داده ایم. و الحمدلله از ابتدای تاسیس گروه ، من با آنها فعالیت می کنم .
با همین نمایش بود که گروهتان اسم و رسمی پیدا کرد؟
نه. گروه سایه را معمولا با کاری به عنوان " تا اشکستان" با موضوع شهادت حضرت فاطمه(س) می شناسند که پس از اجرا با استقبال بسیار مخاطبین روبرو شد و ما همین کار را چندین سال پی درپی به روی صحنه بردیم. و داستان آن مربوط به شهادت حضرت فاطمه(س) از نگاه مسیحیان نجرانی که در نزدیکی مدینه بودند و آنها یک راهب حقجویی داشتند که شنیده بود پیغمبری در مدینه ظهور کرده است و دین جدیدی به عنوان اسلام آورده است و قصد داشته بیاید و پیغمبر را ببیند که پیامبر فوت می کند و بعد از آن اتفاقاتی که منجر به شهادت حضرت فاطمه(س) می شود و باقی ماجرا.
خب کمی راجع به نمایش معمای پریشانی و نقش خودتان در کار صحبت کنید.
داستان راجع به سه مطربی است که کار اینها شرکت در جشن ها و مطربی کردن بوده است کاخ خلیفه از این ها دعوت می کند که برای ورود کاروان اسرا به شام بیایند و مطربی کنند. و اینها در ورود اسرا به شام می آیند و زیر سرهای به نیزه رفته شهدا ، مطربی و شادی می کنند و طی یک اتفاقی یکی از این مطرب ها متوجه می شود که این سرها، سرهای عادی نیستند و متعلق به فرزندان پیامبراند و از همان جا کار را رها کرده و برمی گردد و در این جریان مسیر تحول این مطرب را می بینیم که من نقش مطربی را دارم که قرار است در جریان داستان متحول شود.
وقتی اسم نمایش و تئاترهای مذهبی به گوش می رسد، ناخودآگاه ذهن آدم به یاد یک سری کارهای کلیشه ای، با داستان های تکراری می افتد. شما در این داستان چه کار کردید تا در دام این کلیشه ها نیافتید؟
اولا خود قصه از داستان های معمولی که در این ایام تعریف و روایت می شود بدیع تر است و ثانیا چون ماجرا مربوط به مطرب ها می شد ما خواسته یا ناخواسته تلاش کردیم که داستان رگه های طنز نیز داشته باشد و در این فضایی که شما قصد دارید آدم ها را بگریانید و این فضای محرم را ارج نهید و شعائر حسینی را حفظ کنید، در کنار آن، فضا به گونه ای طراحی شد که شما بتوانید تماشاگر را بخندانید . یعنی این کار هر دو فضا را حفظ کرده بود که این خود به نوعی شکستن کلیشه هاست. و ورود و خروج به داستان، شامل یک سری گره هایی است که تماشاگر در آخر کار متوجه حقیقت ماجرا می شود و این خود باعث می شود که تا پایان کار منتظر بماند. و این مدل تدوین کار و صحنه آرایی و چیدمان کار به نظرم از نقاط قوت کار محسوب می شوند.
یکی از سوال های معمول و متداول از گروه های نمایش مذهبی، شاید این باشد که چرا فقط در زمان و مناسبت خاصی به روی صحنه می آیند و در طول سال خبری از آنها نیست؟
من نمی دانم شاید در طول سال نیز ما در کشور، اجراها و نمایش های مذهبی دینی داشته باشیم و من بی اطلاعم. و به اعتقاد من نمایش دینی و مذهبی در کشور ما هنوز به عنوان یک ژانر و شاخه مستقل شناخته نشده است و اصلا همین جوری شناخته شده که این نمایش ها مناسبتی است. و وقتی شناخته نشده باشد در نتیجه فضا برای آن باز نمی شود.
می شود قدری ماجرا را بیشتر موشکافی کنید؟
ببینید، مثلا زمانی که ما در جشنواره تئاتر فجر سال گذشته شرکت داشتیم با افتخار اعلام شد که امسال ما در بین تئاترهای خود یک نمایش آئینی مذهبی نیز داریم. ولی فقط در حد همین یک جمله باقی ماند و هیچ مانور دیگری راجع به آن صورت نگرفت که در این ایام سال نیز ما نمایش مذهبی داریم و مخاطب عام دارد، و می شود دیده شود. البته راجع به اجراهای این نوع نمایش ها در طول سال معتقدم که بعضی از قصه ها یک تنور داغ می خواهد تا همان جا بچسبانی و اثر آن ماندگار گردد. ولی نکته اینجاست که ما داستان های فراوانی با موضوعات مختلف دینی مذهبی داریم که امکان پرداختن به آنها در طول سال وجود دارد. مثل اینکه شما در ایامی که مردم در یک فضای شادی به سر می برند صحبت از غم و سینه زنی کنید . ولی آیا فقط بحث دینی ما و نمایش های مربوط به آن به مسائل و موضوعات غم و شهادت مربوط می شود؟ بلکه ما در موضوعات مختلف دینی می توانیم نمایش اجرا کنیم ولی نیاز به یک سری زمینه سازی های مدیریتی داریم و همچنین نیاز به حمایت های مالی داریم که در این راه هزینه شود و به خصوص قلم و نویسندگی در حوزه مذهبی باید تقویت شود تا یک عده ای با درد مذهبی بروند و متن بنویسند . ما در این حوزه با فقدان متن خوب مواجه ایم نه بازیگر و کارگردان.
مشکل مالی؟ اتفاقا خیلی ها معتقدند که کارهای مذهبی، اسپانسرهای مالی خوبی دارند.
متاسفانه پشت سر کارهای مذهبی یک هیاهویی وجود دارد که از این کارها حمایت ویژه ای صورت می گیرد ولی در عمل هیچ خبری نیست و هیچ اتفاق و کار برنامه ریزی بلند مدتی در این حوزه صورت نمی گیرد. و ما در این سال ها همیشه با کمبود سالن و مشکلات عدیده مالی مواجه بودیم که همیشه هم در نهایت از طرف ارگان ها و منابع غیر مرتبط با تئاتر برطرف شده است. و این نکته وجود دارد که این همهمه و هیاهوی تبلیغاتی باعث شده که مسئولین فکر کنند این گروه ها دغدغه مالی ندارند و از کنار ما عبور می کنند.
سید محمدشایان سرکشیکیان، یکی دیگر از اعضای با سابقه گروه سایه بود که با او نیز گفتگوی دوستانه ومختصری انجام دادیم.
سرکشیکیان از نقش محوری خود در این نمایش برایمان گفت: نقش من در این نمایش شخصیتی به نام ابوبرزه است که پیرمردی از اصحاب پیامبر است که در مجلس یزید زمانی که سر مبارک امام حسین(ع) را می آورند، حضور دارد و هنگامی که یزید شروع به بی حرمتی به سر امام می کند ابوبرزه خیلی ناراحت می شود و شروع به برخورد و پرخاش به یزید می کند که این سر فرزند پیغمبر است و چرا شما به آن بی حرمتی می کنید و یزید نیز که انتظار چنین برخوردی را از کسی نداشته ، او را به سرداب و زندان می اندازند و در این میان او به یک سری افشاگری می پردازد تا جنایت های یزید را برای همگان افشا کند.
سرکشیکیان از سابقه تئاتری خود برای ما گفت و این که فقط با گروه سایه دوست داشته کار کند: من حدود 12 سال است که کار تئاتر انجام می دهم و بیشتر کارهایم را در این گروه و در خدمت استاد حرا( سرپرست گروه) گذرانده ام. ما سال گذشته هم این کار را برای جشنواره تئاتر فجر اجرا کرده بودیم ولی امسال به دلیل بازخوردها و مشکلات و ناملایماتی که از طرف مسئولین مربوطه دیدیم خیلی گروه تمایل به شرکت در جشنواره امسال را ندارد .
وی ادامه داد: من در این 12سال فقط درگیر اجراها و کارهای با موضوع مذهبی و اهل بیت بوده ام و کار ما در این تئاترهای مذهبی شبیه نوکری و عرض ارادت در هیات های مذهبی است . و در این مسیر فقط برای ما مهم این است که کار برای اهل بیت به روی صحنه برود و در این کارها نیز نه من بلکه باقی بچه ها نیز خودشان را درگیر مسائل مالی و گیشه نمی کنند چون واقعا با نیت نوکری به این خاندان در این راه قدم گذاشته اند. ما در این کار تمام تلاشمان را انجام می دهیم ولی آن چیزی که مردم روی صحنه می بینند درواقع رنگ زده دست خود امام حسین(ع) است یعنی از فاصله بازی ما تا چشم مخاطبین یک هاله رنگی است که خود اهل بیت می زنند و باعث می شود که مردم این کار را قشنگ ببینند در صورتی که ما فقط کار نوکری و بازی خود را انجام می دهیم و بی عنایت آقا امام حسین(ع) هیچ کاری جلو نمی رود.
مهدی شکارچی، موسیقی این کار را برعهده دارد و سعی کرده با توجه به موضوع کار و آئینی بودن اثر، موسیقی ویژه ای برای کار انتخاب کند.
شکارچی: نمایش معمای پریشانی درواقع یک کار آئینی است که به موضوع پس از واقعه کربلا می پردازد و با توجه به اینکه نمایش آئینی است سعی ما بر این بوده که خیلی از ادوات موسیقی در کار استفاده نکنیم و این کار ساز محور نیست و بیشتر آوامحور می باشد و البته با توجه به موقعیت ها و فضاهایی که در کار وجود دارد از سازهای کوبه ای نیز استفاده شده است ولی اکثریت کار با محوریت آوا می باشد. و با توجه به فضای حزن و اندوه و مجالس شادی و طربی که در کار اجرا می شود سعی کردیم از آواهای مناسبی در کار استفاده کنیم. و به اعتقاد من موسیقی در زمینه کارهای آئینی خیلی مورد نیاز است و نیمی از حس کار و بازی را به دوش می کشد و یک آوا و موسیقی بجا و مناسب، می تواند به تاثیرگزاری کار اضافه کند.