علی سلیمانی سرنسری: هر تئاتری که اخلاق را بگوید دینی است
این بازیگر تئاتر در گفتگو با «نسیم»، گفت: متاسفانه آن جذابیت و خلاقیتی که در سایر آثار تئاتری وجود دارد، کمتر در کارهای دینی مذهبی پیدا است/ زندگی ما عجین شده با عاشورا است
علی سلیمانی سرنسری در گفتگو با خبرنگار «نسیم»، از معضلات و مشکلات تئاترهای دینی مذهبی گفت و اینکه متاسفانه هیچ برنامه منسجم و بلند مدتی در زمینه تئاتر وجود ندارد.
چطور شد که با این نمایش و گروه آشنا شدید؟
وقتی از طریق آقای حرا(کارگردان نمایش) به من پیشنهاد شد، ابتدا متن برای من مهم بود چون من با آقای هاشمی در کانون حر حدود بیست و چند سالی است که کار مذهبی میکنیم منتهی خط قرمز ما متن و وجه دراماتیک آن است و چگونه دیدن حادثه تاریخی که داریم روایتش میکنیم و وقتی متن را خواندم دیدم این خط مشی ها و این نگرشهای دراماتیک و هنری کار آنقدر هست که خودم را بخواهم در آن تو ببینم. متأسفانه کارهای دینی تا آنجایی که من دیدم خیلی جذاب نیست به معنای جذابیتی که ما در تئاترهای دیگر میبینیم بنابراین ما باید تلاش خود را بکنیم که این اتفاق بیفتد تا این انگاره غلطی که از تئاتر دینی وجود دارد از بین برود و به نظر من هر نمایشی که حرف اخلاق بزند میتوانیم آن را تئاتر دینی اطلاق کنیم. ما تلاشمان این بوده و وقتی این اتفاق افتاد و متن را خواندم مواجه شدم با یک اتفاق خوشایند که سلیقه و باب میل من است پس بنابراین به آن فکر کردم و پیشنهاد دادم و وارد گروه شدم.
معتقد هستید که ما در تئاتر، ژانری به نام تئاتر دینی داریم؟
به هیچ وجه معتقد نیستم. چون هر تئاتری که اخلاق را بگوید دینی است پس اساساً این روزها حرف امام حسین(ع) است و اینکه من فقط برای امر به معروف آمدم و چه چیزی بهتر از اخلاق است و امر به معروف، یعنی اخلاق و تئاتر چه چیزی غیر از این میتواند انجام دهد و به نظر من هر نمایشی که اخلاق، عرف وهنجار را بگوید میتواند تئاتر دینی تلقی شود.
بعضی افراد قائل به این هستند که این مفاهیم دینی و ارزشی را در قالب تئاتر و نمایش نمی شود اجرا کرد؟
نه این طور نیست، شاید بیست و دو سال است ما با آن گروه در ماه رمضان این کار را انجام میدهیم و بازتاب آن را میبینیم که خیلی عالی است یعنی هم ویژگی دراماتیکش و هم ویژگی دینیاش رعایت شده است. پس اگر برای این کار برنامه و نقشه راه داشته باشیم، مطمئنم در مردم ما تأثیر خواهد گذاشت و طرفداران خاص خودش را پیدا خواهد کرد و از طرف مسئولین تقاضا بیشتر خواهد شد و اگر این برنامه وجود داشته باشد این اتفاق میافتد.
هر وقت اسم تئاتر دینی می آید، به یاد تعزیه و اجراهای کلیشهای و تکراری می افتیم. چه کاری باید انجام داد تا خلاقیت در تئاتر دینی نقش کلیدی داشته باشد؟
مثال ما مثال طلبهای است که بالای منبر است و گاه گاهی هم از مردم خنده میگیرد و گاهی مقتل میگوید ولی این واقعیت وجود دارد که زندگی عادی ما طبیعتاً با ماجرای عاشورا عجین شده است. بنابراین فرق وضع ما این است که ویژگیهای تصویریاش خیلی بهتر است چون آن طلبه ای که بالای منبر است، تماشاگر از او فقط یک تصور میبینند و در کار ما این تنوع تصویری و با جزئیات و این اتفاق میافتد.
جواب سئوال شما این است که ادب از که آموختی از بی ادبان و هنر از که آموختی از بی هنران پس باید از کلیشهها عدول کرده و آنها را رها کنیم و خلاقیت خود را بیشتر کنیم و هر گروهی که خلاقانه وارد این عرصه شد را تحویل بگیریم و اگر نشد نقدش کنیم و بگوییم که چرا باید من این اتفاق را به این نحو ببینیم و من فکر می کنم که بحث را باید کیفی و پژوهشی کنیم و عرصه نقد این کار را باز بگذاریم حالا در هر جایی که بشود.
یکی از دغدغه های یک گروه نمایشی، گرفتن سالن برای اجرای عمومی است. حتی به گروه های منتخب جشنواره فجر هم قول و مساعدت برای اجرای عمومی داده نمی شود، چه برسد به گروه هایی که کار ارزشی و دینی مذهبی انجام می دهند. تکلیف چیست؟
مرکز هنرهای نمایشی نگرش هایش عوض شده است یعنی هیچ پولی به هیچ گروهی نمیدهد و این اتفاق از سال 88 افتاد. البته یک هزینه جزئی میدهد که کار راه بیفتد، آن مبلغ هم خرج دکور میشود پس میشود گیشه و تصور کنید که با همه این معضلاتی که وجود دارد ،مثلاً نوبت اجرا بدهیم بعد خیلی از گروهها میگویند که بیایم چکار بکنم، پولم را چه کسی به من میدهد ولی من به این برنامه معتقدم وقتی که ما حرفهایی را میزنیم، نمایشهایی را کار می کنیم، اجراهایی را انجام می دهیم که ارزشی است باید سوبسید بگیریم به این خاطر که باید تبلیغ سره و ارزشها شود و ما ناسره نمیگوییم ما که غیر عرفی حرف نمیزنیم و میخواهیم یک هنجارهایی را به وجود بیاوریم که پیش از این کمتر بوده و جامعه ما یک جامعه دینی است چون دراین روز(عاشورا) واقعهای اتفاق افتاده است که کل جامعه به لحاظ رفتاری تغییر میکند شما در 21 ماه رمضان کسی را نمیبینید که حرف بد بزند چون همه روزهاند و قرار گذاشتهایم که حرف بد نزنیم و این خیلی جالب است در جامعه دینی ما حتی اگر اقلیت بگویند غیر از این است و من با آنها بحث میکنم و ثابت میکنم در این جامعه کسی که کار ارزشی بخواهد انجام دهد باید حمایت مالی شود البته قبول داریم که همه گروهها استحقاق این حمایت را ندارند. باید برنامه داشته باشیم که از گروههایی حمایت شود که کیفیت بهتری برای اجرا داشته باشند.
چرا این نمایشهای مذهبی برای اجرا، فقط باید به یک سری مناسبت های خاص اکتفا کنند، همیشه مشکلات کمبود سالن دارند، مشکلات اجرا دارند؟
همه این مشکلات وجود دارد منتهی اگر یک برنامه منسجم و بلند مدت و یک نقشه راهی وجود داشته باشد، ببینید، ما اگر به موضوع با نگاه کلان تری نگاه کنیم، نظام مقدس جمهوری اسلامی هیچ نقشه راهی برای تئاتر ندارد ولی اگر داشته باشد میآید عنوان میکند و میگوید چون این پیشنهاد را میدهید این نقشه راه ما نیست پس برو کنار، به همین راحتی. اصلاً مرکز هنرهای نمایشی برای ماه محرم چکار کرده یکی توضیح بدهد چه برنامهای دارد چون برنامه ای ندارد و برای سال دیگر و ده سال دیگر هم ندارد، حالا این مشکلات را بسطش بدهیم برای همه ریشهها برای درام نویسی برای کارگردانی، دکورها و سالن ها و اینها مشکلاتی است که چون برنامهای وجود ندارد بنابراین میبینند ده روز مانده به محرم یا ماه رمضان یک برنامه راه بیندازیم چون به مدیر ما فوقش باید گزارش بدهد و این غلط است ما میتوانیم نمایشهای دینی را در طول سال اجرا کنیم به شرطی که این برنامه وجود داشته باشد.
آخرین نمایش و تئاتر دینی که بر روی صحنه داشتید، نمایش" معمای پریشانی" بود که با استقبال نیز مواجه گردید. راجع به داستان این نمایش، قدری توضیح دهید.
نمایش، راوی مطربی است که زیر رئوس شهدای کربلا که وارد شام میشوند تازه فهمیده که اینها بچههای پیغمبر هستند و وقتی این ماجرا را فهمیده و پشیمان شده که قرار است زیر سرهای رئوس الشهدا ساز و دهل بزند و سه تا مطرب هستند که یکی از اینها برانگیخته شده و این داستان آن مطربی است که پشیمان شده و استحاله دارد میشود که ما تکمله این ماجرا بودیم.
از کارهای اخیر تلویزیونی تان برایمان بگوئید و چه کاری آماده پخش دارید؟
من پنج تا تله فیلم دارم که هنوز پخش نشده است. یکی "رادیو آبادان" است به کارگردانی حمید هنری، تله فیلم "اردوگاه" یا "حاجی بهشتی" که مضمون جنگی دارد به کاگردانی آقای سجاد شهریاری، و اخرین تله فیلمم "سوز گلآویش" که راجع به اوایل جنگ است که در سنندج و کردستان ضبط میشود به کارگردانی خانم نصرتی و من آنجا نقش یک کردی را بازی میکنم که رفته حزب بعث و زندان است و حالا از طرف حزب بعث وارد جنگ شده و سالها بعد که به ایران حمله می کنند، میرود به خانه روستایی که چند سال پیش که از آن جدا شده و زنش را پیدا کند و این اتفاق نمیافتد و ماجرا لو میرود و... و یک فیلم مستند ساختم و آن را به شبکه مستند تحویل دادم به نام "شهرت گم شده جم" و فکر میکنم که ماه آینده پخش شود. از جمشید جم تاریخ گرفتیم تا جمشید جم امروز که یار دبستانی را خوانده است. موضوع آن بیشتر اجتماعی است و پرتره است و میخواهیم جمشید جم یار دبستانی من را معرفی کنیم و شبکه مستند قرار است آن را پخش کند.