ایجاد تمدن اسلامی مستلزم بازگشت به "سیره رضوی" است
«نسیم» در گزارشی به بررسی وضعیت جامعه در دوران امام رضا(ع)، بررسی اهداف مأمون از برگزاری جلسات مناظره ادیان مختلف با امام رضا(ع) و روشهای امام(ع) در این مناظرات میپردازد
خبرگزاری «نسیم»:: بی شک زندگی و سیره امام رضا(ع) دارای ابعاد بسیار گستردهای است، ابعادی که پرداختن به هر یک از آن ها کافی است تا کتابها و پژوهشها در آن باب نوشته شود.
امام رضا(ع) از مردم میخواستند تا پرسشهای خود را از ایشان بپرسند
یکی از ابعاد زندگی ایشان در رابطه با جلسات مناظره و گفتگوهایی است که ایشان با ادیان و فرقههای مختلف داشتند. امام رضا(ع) به دلیل آگاه کردن مردم با اسلام واقعی و سیره نبوی در این مناظرات شرکت داشته و با بیانی قاطع و محکم و علم لدنی خود در این باب قدم بر می داشتند به طوری که در تاریخ آمده است که پس از آنکه امام رضا (ع) بعد از پدر ٬ مسئولیت رهبرى و امامت را به عهده گرفت ٬ در جهان اسلام به سیر و گشت پرداخت و نخستین مسافرت را از مدینه به بصره آغاز فرمود تا بتواند به طور مستقیم با پایگاه هاى مردمى خود دیدار کند و درباره همه کارها به گفتگو پردازد . ایشان با گروه هاى بسیار بزرگ مردم اجتماع بر پا می کرد و درباره امامت و رهبرى خود با مردم گفتگو می فرمود . آن گاه از آنان می خواست تا از ایشان پرسش کنند تا پاسخ آنان را در زمینه هاى گوناگون معارف اسلامی بدهد .
در زمان امام رضا(ع) بحثهای اعتقادی به اوج خود رسید
این مناظرات پس از رفتن امام رضا(ع) به طوس نیز ادامه یافت. در کل عصر امام رضا (علیه السلام) که به زمان ظهور نهضت ترجمه شهرت یافت زمانی بود که بحث های اعتقادی و کلامی به اوج خود رسید و مناظرات علمی رونقی مضاعف یافت از این رو آن حضرت که دانش خود را از اجداد بزرگوارش به ارث برده بود و سرچشمه جوشانی از علم در سینه داشت ، افزون بر توجه دادن جامعه اسلامی به معارف وحیانی با استفاده از عقل به عنوان ابزاری کارآمد در مباحث کلامی ، به پاسخگویی به شبهات و انحرافات فکری و عقیدتی پرداخت .
دلایل برگزاری جلسات مناظره امام رضا(ع) با فرق گوناگون از سوی مأمون عباسی
در کتاب مناظرات امام رضا(ع) آیتالله مکارم شیرازی در رابطه با انگیزههای برگزاری جلسات مناظره امام رضا(ع) با علما و اکابر دیگر ادیان دلایلی برشمرده شده که در اینجا به طور خلاصه به برخی اشاره می کنیم:
مأمون پس از تحمیل مقام ولایت عهدی به امام علی بن موسی الرضا(ع) به خاطر حفظ موقعیت خویش و ثبات مقام خلافت، امام(ع) را از مدینه به طوس دعوت کرد و هنگام ورود امام(ع) به خراسان جلسات گسترده بحث و مناظره تشکیل داد و اکابر علمای زمان، اعم از مسلمان و غیر مسلمان را به این جلسات دعوت نمود. بی شک پوشش ظاهری این دعوت، اثبات و تبیین مقام والای امام(ع) در رشته های مختلف علوم و مکتب اسلام بود، اما در اینکه زیر این پوشش ظاهری چه صورتی پنهان بود، در میان محققان نظرات مختلفی وجود دارد:
گروهی می گویند: مأمون هدفی جز این نداشت که به پندار خویش مقام امام(ع) را در انظار مردم، پایین بیاورد. به گمان این که امام(ع) تنها به مسائل ساده ای از قرآن و حدیث آشناست و از فنون علم و استدلال بی بهره است.
انگیزه دیگری که در اینجا جلب توجه می کند، این است که او می خواست مقام والای امام هشتم(ع) را تنها در بُعد علمی منحصر کند و تدریجاً او را از مسائل سیاسی کنار بزند و چنین نشان دهد که حضرت مرد عالمی است، ولی کاری با مسائل سیاسی ندارد و به این ترتیب، شعار تفکیک دین از سیاست را عملی کند.
انگیزه دیگری که در اینجا به نظر می رسد، این است که همیشه سیاست مداران شیاد و کهنه کار اصرار دارند در مقطع های مختلف سرگرمی هایی برای توده مردم درست کنند تا افکار عمومی را به این وسیله از مسائل اصلی جامعه و ضعف های حکومت خود منحرف سازند.
چهارمین انگیزه ای که در اینجا به نظر می رسد، این است که مأمون خود آدم بی فضلی نبود و تمایل داشت به عنوان یک زمامدار عالم در جامعه اسلامی معرفی گردد و همگان عشق او را به علم و دانش، آن هم در محیط ایران خصوصاً و در جهان اسلام عموماً، باور کنند و این امتیازی برای حکومت او باشد و از این طریق، گروهی را به خود متوجه سازد.
در هر صورت، با این انگیزه ها جلسات بحث و مناظره گسترده ای از سوی مأمون تشکیل شد، ولی چنان که خواهیم دید، مأمون از این جلسات ناکام بیرون آمد و نه تنها به هدفش نرسید، بلکه نتیجه معکوس گرفت.
امام رضا(ع) از شهادت خود به دست مأمون خبر داد
برخی از فرمایشات امام رضا(ع) این موضوع را به خوبی اثبات میکند که مأمون در برگزاری جلسات مناظره صداقت نداشته است به طوری که در عیون أخبار الرضا، جلد 2، صفحه 184 آمده است که در هنگامی که مأمون مجالس بحث و مناظره تشکیل می داد و شخصاً در مقابل مخالفان اهل بیت(ع) به بحث می نشست و امامت امیرمؤمنان علی(ع) و برتری او را بر تمام صحابه روشن می ساخت تا به امام علی بن موسی الرضا(ع) تقرب جوید، امام (ع)به برخی از یارانش که مورد وثوق بودند،چنین فرمود:"لا تَغتَرُّوا بقَولِهِ،فَما یَقتُلُنی و اللهِ غَیرُهُ،و لکِنَّهُ لا بُدَّ لی مِنَ الصَّبر حَتّی یَبلُغَ الکِتابُ أجَلَهُ : فریب سخنان او را نخورید؛به خدا سوگند،هیچ کس جز او مرا به قتل نمی رساند،ولی چاره ای جز صبر ندارم تا دوران زندگی ام به سرآید". جالب این است که بعد از شهادت امام رضا(ع) این مناظرات از سوی مأمون پایان مییابد.
در جلد دوم عیون اخبارالرضا(ع) صفحه 156 آمده است امام رضا(ع) که به خوبی از قصد مأمون با خبر بود می فرمود:"هنگامی که من با اهل تورات به توراتشان،با اهل انجیل به انجیلشان،با اهل زبور به زبورشان،با ستاره پرستان به شیوه ی عرانیشان،با موبدان به شیوهی پارسیشان،با رومیان به سبک خودشان،و با اهل بحث و گفت و گو به زبان خوشان استدلال کنم و همه را به تصدیق خود وادار سازم،مأمون خود خواهد فهمید که راه خطا را برگزیده است و یقیناً پشیمان خواهد شد."
در میان مناظرات امام رضا(ع) مناظرات هفتگانه برجستگی خاصی دارد
در کتاب مناظرات تاریخ امام رضا(ع) آیتالله مکارم شیرازی در رابطه با این مناظرات آمده است: گرچه مناظرات امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فراوان است، ولی از میان آن ها مناظرات هفت گانة زیر برجستگی خاصی دارد. این مناظرات عبارتند از:
مناظره با جاثلیق
مناظره با رأس الجالوت
مناظره با هربز اکبر
مناظره با عمران صابی
این چهار مناظره در یک مجلس و با حضور مأمون و جمعی از دانشمندان و رجال خراسان صورت گرفت.
مناظره با سلیمان مروزی، که مستقلاً در یک مجلس با حضور مأمون و اطرافیانش صورت گرفت.
مناظره با علی بن محمّد جهم
مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره
شرح مناظره امام رضا(ع) با راس الجالوت عالم یهودی
در ادامه این گزارش شرح یکی از این مناظرات یعنی مناظره امام رضا(ع) با راس الجالوت عالم بزرگ یهودی آورده شده است: آن گاه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به رأس الجالوت عالم بزرگ یهود رو کرد و فرمود: تو از من سؤال می کنی یا من از تو سؤال کنم؟
عرض کرد: من سؤال می کنم، و هیچ دلیلی از تو نمی پذیرم مگر این که از تورات باشد یا حداقل از انجیل (که غیر از کتاب خودتان است) یا از زبور داوود یا آن چه در صحف ابراهیم و موسی آمده است.
امام علیه السلام این شرط را پذیرفت و فرمود: غیر از آن چه گفتی، از من قبول نکن!
رأس الجالوت: از کجا نبوت محمّد صلی الله علیه و آله را ثابت می کنی؟
امام علیه السلام موسی بن عمران و عیسی بن مریم و داوود پیامبران بزرگ خدا به آن شهادت داده اند!
رأس الجالوت شهادت موسی را از کجا اثبات می کنی؟
امام علیه السلام آیا می دانی که موسی به بنی اسرائیل گفت: به زودی پیامبری از فرزندان برادران شما می آید؛ سخن او را بشنوید و کلامش را تصدیق کنید. آیا برای بنی اسرائیل برادرانی جز فرزندان اسماعیل وجود دارد؟ لابد می دانی اسرائیل فرزند اسحاق و اسحاق برادر اسماعیل است و هر دو فرزندان ابراهیم اند.
رأس جالوت: درست است. این سخن موسی است.
امام علیه السلام آیا از برادران بنی اسرائیل (از دودمان اسماعیل) کسی غیر از محمّد صلی الله علیه و آله ظهور کرده است؟
رأس الجالوت: نه.
امام علیه السلام آیا همین برای تو کافی نیست؟
رأس الجالوت: خوب است، ولی دوست دارم شاهد دیگری از تورات بیاوری.
امام علیه السلام آیا انکار می کنی که تورات می گوید: نوری از طرف سینا آمد و کوه ساعیر را روشن ساخت و از کوه فاران هویدا گشت؟
رأس الجالوت: این جمله را می دانم، امّا تفسیرش چیست؟
امام علیه السلام امّا نوری که از طرف سینا آمد، واضح است، همان وحیی است که بر موسی بن عمران در طور سینا نازل شد، و اما روشن شدن کوه ساعیر اشاره به همان کوهی است که در آن جا بر عیسی بن مریم وحی شد، و منظور از کوه فاران کوهی است در اطراف مکه که با مکه یک روز فاصله دارد.
آن گاه امام علیه السلام به جمله هایی از کتاب اشعیای نبی و حیقوق نبی استدلال فرمود و سپس اضافه کرد: داوود نیز در زیورش می گوید: خداوندا کسی را مبعوث کن که سنت را بعد از فترت احیا کند. آیا کسی را سراغ داری جز محمّد صلی الله علیه و آله که این کار را انجام داده باشد؟
رأس الجالوت: چه مانعی دار که این شخص عیسی بوده باشد؟
امام علیه السلام آیا تو نمی دانی که عیسی هرگز با سنت تورات مخالف نبود و همواره آیین آن را تأیید می کرد؟ در انجیل نیز آمده است که فارقلیطا بعد از او (مسیح) می آید و همه چیز را برای شما تفسیر می کند.
رأس الجالوت: چرا، می دانم.
راس الجالوت از پاسخگویی بازماند
امام علیه السلام از همة این ها گذشته، من از تو سؤالی دارم، بگو ببینم پیامبرت موسی بن عمران به چه دلیل فرستادة خدا بوده است؟
رأس الجالوت: او کارهای خارق العاده ای انجام داده که هیچ یک از انبیای پیشین انجام نداده اند.
امام علیه السلام مثلاً چه کاری؟
رأس الجالوت: مثلاً شکافتن دریا، تبدیل عصا به مار عظیم، ضربه زدن به سنگ و جاری شدن چشمه ها از آن، ید بیضا و امثال آن.
امام علیه السلام راست می گویی، این ها دلیل خوبی بر نبوت اوست. آیا هر کس که دست به خارق عادتی زند که دیگران از انجام مثل آن ناتوان باشند و دعوی نبوت کند، نباید پذیرفت؟!
رأس الجالوت: نه؛ زیرا موسی نظیر نداشت. اگر کسی همان معجزاتی را بیاورد که موسی آورده است، باشد پذیرفت و گرنه لازم نیست.
امام علیه السلام: پس چگونه پیامبران پیشین را که قبل از موسی آمدند، پذیرفته اید، در حالی که نه دریا را شکافتند و نه دوازده چشمه آب از سنگ بیرون آوردند و ید بیضایی هم مانند موسی نداشتند و عصا را نیز به مار عظیم تبدیل نکردند؟
رأس الجالوت (سخن خود را تغییر داد و گفت): من گفتم هرگاه کسی خارق عادتی انجام دهد که مردم از انجام مثل آن عاجز باشند، باید پذیرفت، هر چند مثل معجزة موسی نباشد.
امام علیه السلام پس چرا به نبوت حضرت مسیح اقرار نمی کنید که مردگان را زنده می کرد و افراد نابینا و بیماران صعب العلاج را شفا می داد و ...؟
رأس الجالوت: می گویند چنین کارهایی کرده است، ولی ما هرگز ندیده ایم!
امام علیه السلام آیا معجزات موسی را با چشم خود دیده ای؟ آیا غیر این است که افراد موثق از یاران موسی خبر داده اند و این خبر به طور متواتر به ما رسیده است؟
رأس الجالوت: نه.
امام علیه السلام بنابراین، اگر همین اخبار متواتر از معجزات مسیح خبر دهد، چگونه ممکن است نبوت او را تصدیق نکنید؟
رأس الجالوت در این جا جوابی نداشت که بدهد.
امام علیه السلام: کار محمد صلی الله علیه و آله نیز چنین است.او یتیم و فقیر و درس نخوانده بود، امّا قرآنی آورد که اسرار تاریخ انبیای پیشین دقیقاً در آن تبیین شده و از حوادث گذشته و آینده خبر داده است، و نیز پیامبر از آن چه مردم در خانه های خود می گفتند یا انجام می دادند، پرده بر می داشت و بسیاری معجزات دیگر.
در این جا رأس الجالوت از سخن باز ماند!
برای ایجاد تمدن اسلامی باید به روشها و سیره ائمه(ع) بازگردیم
این تنها یک نمونه از مناظرات بسیاری است که امام رضا(ع) در آن حضور داشتند، در پایان باید بیان داشت که هر چند بسیاری از این مناظرات که امام رضا(ع) در آن حضور داشتند با قصد خوب از سوی مأمون صورت نمی گرفت اما مسلما فرصت مناسبی برای امام رضا(ع) بود تا از این طریق حقانیت اسلام را بازگو کرده و اسلام ناب محمدی را به ادیان دیگر و مخالفان و جاهلان معرفی کند. لذا ایشان در مناظرات زیادی شرکت داشتند.
متأسفانه هم اکنون در روزگار خود شاهد هستیم که در میان امت اسلامی فرق مختلف و گروههایی افراطی مانند داعش وجود دارند که هرگز نمی توان به گفتگو با آنها امیدوار بود و به طور قطع این گروهها نه تنها مانع از هر گونه پیشرفت در جهان اسلام خواهند بود بلکه تلاش دارند تا اسلام را نیز کاملا دور از واقعیت اصیل آن معرفی کنند بسیاری از این گروهها متأسفانه حاضر به بحث در رباطه با اعتقادشان نیستند و از مناظره و گفتگو فرار میکنند. در این رابطه حجت الاسلام خسروپناه رئیس مؤسسه فلسفه و حکمت ایرانیان در یکی از برنامههای تلویزیونی بیان داشت: امروز در جهان اهل سنت دو جریان غلط سلفی گری و صوفی گری دادیم که با وجود این دو بسیار دور است که مسلمانان بتوانند به تمدن اسلامی برسند. در جهان شیعه نیز جریان قشری گرایی و ظاهر گرایی وجود دارد که مانع تمدن است. االبته بنده معتقدم شاید بتوان صوفی گری را همراه کرد اما هرگز نمیتوان سلفیگری را متقاعد به رفتن در راه درست نمود.
روش امام رضا(ع) بهترین راه روشنگری در رابطه با فرق انحرافی است
بازگشت به تاریخ و سیره ائمه می آموزد که مسلما همیشه راه گفتگو، مناظره و علمی بهترین راه برای تبلیغ و ترویج دین و معارف الهی است زیرا مناظره و آزادى بحث و انتقاد در مسائل مذهبى، یکى از ویژگىهاى فرهنگ اسلام است. در مکتب تشیع نیز یک شیوه رایج تبلیغ دین بهوسیله مناظره بوده است و مسلما در این میان نیز ائمه(ع) نقش امام و پیشوا را بر عهده داشته و خود از پیشگامان این شیوه بودند و اگر امروزه نیز همه افراد به این سیره بازمی گشتند یقینا مشکلات امروزی جهان اسلام بسیار راحتتر قابل حل بود و دیگر شاهد این گونه جنایات نبودیم. از طرفی روشهای امام رضا(ع) در مناظرات بهترین روش برای از بین بردن فرقههای انحرافی و گروههای افراطی خواهد بود.
گزارش: نسیم اسدپور