مستند پرتره سیدجعفر شهیدی پس از هفت سال رونمایی شد
به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت دکتر سیدجعفر شهیدی از مستند "... و من غواص و دریا میکده" به کارگردانی منوچهر مشیری در باغ نگارستان رونمایی شد
به گزارش «نسیم»، به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت استاد دکتر سیدجعفر شهیدی و با همکاری مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و موزه تاریخ و مفاخر دانشگاه تهران، از مستند «... و من غواص و دریا میکده» به کارگردانی منوچهر مشیری در باغ نگارستان رونمایی شد.
در این مراسم که عصر چهارشنبه 24 دیماه 1393 با حضور چهرههای فرهنگی و علمی چون دکتر شکوفه شهیدی فرزند دکتر سیدجعفر شهیدی، دکتر مهدخت معین فرزند دکتر محمد معین، چهرهآزاد بهار فرزند ملکالشعرای بهار، سیدمحمدمهدی طباطبایینژاد مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، استاد سیدجواد صفینژاد، دکتر سیدعلیمحمد سجادی، دکتر عباس کیمنش، دکتر سیدمصطفی موسویراد، دکتر جلیل تجلیل، دکتر واعظ، فریده رهنما و جمعی دیگر از مسئولان، اساتید و مستندسازان در باغ نگارستان دانشگاه تهران برگزار شد، دکتر دهپهلوان معاون موزههای اداره کل فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران در سخنان کوتاهی گفت: «باغ نگارستان دارای پیشینه درخشانی است و قرار است با عنوان موزه تاریخ و مفاخر دانشگاه تهران پاس داشته شود. جا دارد با برنامههایی که در اینجا پیشنهاد داده میشود بتوانیم حقی که بزرگان فرهنگ و هنر بر گردن آیندگان دارند را ادا کنیم.
در ادامه این برنامه و بعد از نمایش مستند «... و من غواص و دریا میکده» به کارگردانی منوچهر مشیری که با استقبال گرم حضار مواجه شد، پدرام اکبری (مجری- کارشناس) درباره استاد شهیدی و تاثیر او بر فرهنگ ایران اظهار داشت: «گزاف نیست که بگوییم جامعه ما برجستگان و دانشمندانی دارد که بیگمان زینت ادبیات، دین و دانش هستند و شهرستان بروجرد هم سه تن از این مفاخر فرهنگی را به ما هدیه کرده است: دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر سیدجعفر شهیدی و دکتر علیمحمد آیتی.»
او ادامه داد: «اولین دیدار من با دکتر شهیدی به سال 50 یا 51 برمیگردد. آن زمان دانشجو بودم و در برنامهای به نام «شهر آفتاب» گزارشهایی درباره نویسندگان ارائه میکردم. زمانی که برای نخستین بار دوربین صداوسیما به سازمان لغتنامه دهخدا رفت، دکتر شهیدی را از نزدیک دیدم. محبت ایشان شامل حال من نیز شد و لغتنامه دهخدا را به من هدیه دادند. آخرین دیدار ما نیز دو سال قبل از فوت ایشان اتفاق افتاد. استاد در بروجرد و سر ظهر در خیابان قدم میزدند که ایشان را دیدم و گفتم در شان شما نیست در این شلوغی و در میان مردم باشید؛ ایشان اما به من گفتند من همشهریهایم را دوست دارم و همیشه اینجا نیستم، از همین رو این فرصت غنیمت است. استاد با این سخن درس بزرگی به من دادند و همان جا به اشتباهم پی بردم.»
در ادامه این مراسم، اکبری با دعوت از دکتر مهدخت معین فرزند زندهیاد دکتر محمد معین و از شاگردان دکتر شهیدی خواست توضیحاتی درباره آن مرحوم بیان کند. وی گفت: «این فیلم مستند یک قسمت دیگر هم دارد که دیدن آن هم خالی از لطف نیست و در واقع این بخش کاملکننده مصرع «عشق دُردانه است و من غواص و دریا میکده» است. من امروز پی بردم که مستندهای پرتره برای نسل امروز مهم و تاثیرگذار است و آنها را از خواندن کتاب بینیاز میکند.»
دکتر معین افزود: «استاد شهیدی اجازه نمیدادند فیلمی دربارهشان ساخته شود. من از شکوفه شهیدی خواستم تا ایشان را راضی به اینکار کند و آقای منوچهر مشیری هم در این مورد موفق عمل کردند.»
وی ادامه داد: «درباره دکتر شهیدی باید بگویم که فضیلتهای اخلاقی و انسانیت وی مهم است وگرنه ما دانشمند کم نداریم. استاد از معدود کسانی بودند که علم، عمل و عرفان عملی را یکی کردند.»
سخنران بعدی مراسم، دکتر سیدعلیمحمد سجادی بود. او با اشاره به حضور دکتر شهیدی در تمام مراحل زندگیاش عنوان کرد: «از خاطراتم با استاد مثنوی 10 من کاغذ نوشته میشود. درباره ایشان تاکنون بیش از 10 مقاله نوشتهام و آنقدر در زندگیام حضور دارند که هنوز هم دستگیر من میشوند.
وی افزود: از ایشان چندین صدقه جاریه به یادگار مانده است. فرزندانشان که مایه خیر و برکت برای ادبیات، پزشکی و مهندسی کشور هستند. دوم کتابها و مقالات دکتر شهیدی است که گمان نمیکنم اهالی فرهنگ و ادب با آنها آشنا نباشند. سوم نیز شاگردانی هستند که در طول 55 سال خدمت به فرهنگ این مملکت تربیت کردهاند. اگر استاد در طول زندگی شان هزار شاگرد پرورانده باشند و آنها نیز هر کدام هزار نفر دیگر را با علم و فرهنگ آشنا کرده باشند، استاد شهیدی با واسطه یا بیواسطه بر گردن یک میلیون نفر حق دارند.»
دکتر محمد دهقانی نیز در بخش دیگری از این مراسم با اشاره به کلاسهای درس استاد شهیدی در دانشگاه، یادآوری کردند: «در میان تمام کلاسهایی که در دوران دکترا گذراندیم، کلاس دکتر شهیدی مفیدتر و سازندهتر از باقی کلاسها بود. ساعتهایی که از حضور ایشان استفاده میکردیم، به غیر از دانشجویان افراد دیگری نیز در کلاس حاضر میشدند که سالهای سال مباحث استاد را دنبال کرده بودند. خلق خوش استاد شهیدی در کلاس مثالزدنی بود و بر خلاف اساتید دیگر، تحمل بحث دانشجو با استاد را داشتند. ایشان گاهی حرف دانشجویان را هم میپذیرفتند و این رفتار برای ما بسیار آموزنده بود. هر زمان که بحث کلاس از ادبیات خارج میشد، خیلی زود جلوی انحراف بحث را میگرفتند. کلاس درس استاد شهیدی واقعا کلاس ادبیات بود و تاریخ، معارف و عرفان همه در خدمت ادبیات بودند.»
آخرین سخنران این مراسم، دکتر موسویراد از شاگردان دکتر شهیدی بود. او به ذکر خاطرهای از استاد بسنده کرده و گفت: «یک بار برای ترجمه متنی عربی خدمت استاد رسیدم. ایشان پاسخی دادند که قانع نشدند و به من گفتند راس ساعت چهار با من تماس بگیر که پاسخ درست را بگویم. معمولا این وعده وعیدها توسط اساتید فراموش میشود. من ساعت چهار عصر تماس گرفتم و استاد به محض شنیدن صدای من، پاسخ صحیح را به من گفتند. متاسفانه در حال حاضر این اخلاق علمی از بین رفته است و ما فراموش کردیم که اصل وظیفهمان این است که به سوالها پاسخ بدهیم. این همان چیزی است که استاد شهیدی به من نگفتند و با عملشان آن را نشان دادند.
در پایان این مراسم هم دکتر عباس کیمنش قطعه شعری را در رسای استاد سید جعفر شهیدی و فضیلتهای اخلاقی وی قرائت کرد.