"مرگ ماهی"؛ فقط یک کپیپرداری ساده
نقدی بر فیلم روحالله حجازی؛ یک فیلم معمولی از کارگردانی که قرار است با تکنیک باشد اما اینجا نیست؛ هنرش خرج فیلمنامه ممتازی نشده مثل شناگر حرفهای میماند که در مرداب، دست و پا بزند/ فیلمی به احترام خانواده که قصهاش دسته اول نیست
خبرگزاری «نسیم»-محسن غلامی(قلعهسیدی) / تنها یک جمله کافی است در مورد فیلم تازه روحالله حجازی و اینکه "مرگ ماهی" کار شاقی نیست متأسفانه و دلیل اصلی آن هم کپی بودن قصه و کارگردانی است از دو فیلم "یه حبه قند" و "برف روی شیروانی داغ"؛ در واقع این دو فیلم را تلفیق و فقط بازیگران چهره تر را دورهم جمع کرده است.
در "برف روی شیروانی داغ" استاد، شاگردانش را گرد هم فرا میخواند و در "یه حبه قند" به شکل دیگر فضای دور هم بودن و خانواده را نشان میدهد اما "مرگ ماهی" چه؟
روح الله حجازی فیلمساز با دغدغهای است بدون شک و برای همین هم نقطه مدار داستانش را روی "مادر" میگذارد. مادری که فوت کرده و فرزندان به بهانه او دوباره بازگشت به همدیگر دارند. پیرنگش همین است و البته با کلی شاخ و برگ که در روابط بین آدمهای این خانواده گذاشته؛ خانواده ای که هر یک ساز خود را میزند.
بازیگران همه چهره اند کافی است نگاهی به شناسنامه تیم تولید پشت و جلوی دوربین بیندازیم! یکی از یکی بهتر اما همانقدر که پشت دوربینیها خوب کار میکنند بازیگران چندان تاپ نیستند. متأسفانه ریتم کند و داستان خیلی یکنواخت پیش میرود.
" مرگ ماهی" تپق نمیزند و به اصلاح حفره فیلمنامه ندارد اما تعلیق و کششی هم ندار د. از ابتدا تا انتها خیلی نمیتوان منتظر اتفاق تازه ای نشست فقط فیلمنامه با طرح برخی علامات سوال، ابتدا را به ته داستان میکشند.
فیلم در سه روز میگذرد؛ مادری که وصیت کرده که وقتی مرد تا سه روز او را خاک نکنند درواقع بهانه است تا بچهها دوباره همدیگر را پیدا کنند. اگر بگویم هیچ از بازیگران فیلم شخصیت پردازی جالبی ندارند اغراق نگفتم؛ بد نیستند اما خوب هم نه!
روح الله حجازی کارگردان مستعدی است و تلاش کرده به روز تر و محکمتر از دو فیلم قبلیاش، در سینما قدم بگذارد اما "مرگ ماهی" ایده این کارگردان نیست. فیلمسازی که خلاق است چرا باید دست روی سوژه تکراری بگذارد! به احترام خانواده؟ مادر؟ یا ...؟
جمع کردن این همه بازیگر پرادعا کار سهلی نیست اما انگار فیلمنامه تقسیم شده تا هر چند وقت یکبار، یکی از آنها جلوی دوربین عرض اندامی کند و برود تا نوبت به دیگری برسد. البته عرض اندام منظور دیالوگ گفتن است نه بازی مخاطبپسند!
"مرگ ماهی" یک فیلم معمولی است و شاید هم به آن جایزه بدهند چه در مورد فیلمبردار که محمود کلاری باشد یا تدوینی، نقش مکملی چیزی اما مطمئن نیستم که مردم آن را دوست داشته باشند. حجازی با تکنیک است اما هنرش خرج قصه و فیلمنامه ممتازی نشده متأسفانه. مثل شناگر حرفهای می ماند که در مرداب، دست و پا بزند.
فیلم راه نمیرود و ساکتِ ساکت است. در نیمه دو زمان فیلم، هرجا فیلم را قطع کنی میتوان از سرجایت پا شد و فیلم را تمام شده، فرض کرد! این یعنی نبود جذابیتی که همه در سینما باید دنبالش باشند.
اگر قصه "مرگ ماهی" تکراری و گرته برداری نبود، میشد که روی آن به زغم حداقل مخاطب، حساب دیگری باز کرد. این فیلم اثر بدی در کارنامه روح الله حجازی هم نیست چون حاصل تکنیک اوست ولی خب نباید تمام آن را حاصل خلاقیتش بداند چرا که فیلمش بویژه در قصهگویی نکته تازهای ندارد .