"تگرگ و آفتاب"؛ سکوت کامل شاید مدیرخان بیدار شود!
نقدی بر فیلم تازه رضا کریمی؛ نگاهت به دفاع مقدس محترم و دغدغهات قابل تحسین اما فیلم جنگی ساختن آداب دارد، امان از این عشقهای آبکی و شعار که دست از سر سینمای جنگ هم برنداشته و شده محل کسب تجربه فیلمساز
خبرگزاری «نسیم»- محسن غلامی(قلعهسیدی) ساخت وساز و ریخت وپاش فیلمهای دفاع مقدسی ما انگار همچنان قرار است بیبرنامه باشد؛ آدمهایش دلسوزند و همچنین فیلمسازش ولی اینقدر شعار میدهند و بیراهه میروند که خروجی چیزی جز تمسخر مخاطب نمیشود.
"تگرگ و آفتاب" فیلمی از این دست است؛ رضا کریمی کارگردان بدی نیست اما این فیلمش بیکیفیت اس ت. زحمت کشیده اما به چه درد میخورد وقتی نه نمایی از جنگ تحمیلی دارد و نه درامی درست وحسابی.
فیلمنامهای که سکانسهایش را به شدت طولانی طراحی کرده؛ مگر قرار است سریال نشان دهی؟ خب بگو میخواهم یک قسمت از سریالی را بسازم و به اسم فیلم سینمایی روی پرده ببرم!
فیلم جنگی ساختن هنر میخواهد چه فیلمنامهنویس باشد و چه کارگردان و بازیگرش وگرنه نتیجه اش فیلمی مثل "تگرگ و آفتاب" میشود. فیلم انگار در همان سیناپس جا مانده و فقط خودش را هول میدهد تا به ته فیلم برسد چون پرداخت جالب نیست.
وقتی فیلمی برند سینمای دفاع مقدس میگیرد یا باید پس زمینه یا به شکل رو به جنگ بپردازد اما در این فیلم خیلی کم این تصاویر و المانها را میبینیم تنها در برخی سکانسها که به نظرم در مورد کارکتر اصلی فیلم است و ربطی به دفاع مقدس هم ندارد.
از طرفی هم انگار این داستان و درامهای عاشقانه و البته مثلا عاشقانه نمیخواهد دست از سر اینجور فیلمها بردارد؛ نیت خیر است اما این راه ورسم فیلمسازی نیست. دم دسترسترین شکل استفاده از مباحث قرآن و دفاع مقدس را میتوان در این فیلم به تماشا نشست.
جوانی از جبهه آمده؛ همه به اصطلاح روی اسمش قسم میخورند اما بیخود و بیجهت با بازگشتی موقت به خانه، درگیر عشقی ماورایی میشود! فیلمساز "تگرگ و آفتاب" را فیلم دفاع مقدسی اسم گذاشته اما فیلمش سراسر درگیر این درام عاشقانه است.
کسی با عاشق شدن و اینها مشکل که ندارد اما از سینما حرف میزنیم و باید بدانیم فرم چیست و از چه دم میزنیم. کسی با قصه کار رضا کریمی مشکلی ندارد و صدالبته نگاهشان به جنگ و آدمهایش قابل احترام است ولی نه اینقدر شعاری و سطحی.
ای کاش همین درام پرداخت خوبی داشت اما ندارد به هیچ وجه هم ندارد. وگرنه فرار مخاطب برای چیست؟ چون این دکوپاژ و این نوع بازی گرفتن از بازیگران را قبول نمیکند؛ توی ذوقش میخورد.
فیلمبرداری امثال "تگرگ و آفتاب" خیلی شبیه شده با اکثریت سریالهای تلویزیون؛ همین را اضافه کن به پلانهای طولانی، خب؟ در این حالت اگر قصهات هم چفت وبست نداشته باشد و بازیگر هم ادا دربیاورد؛ مخاطب با فیلم چه برخوردی میکند؟ نتیجه با خودتان!
بگذریم از طراحی لباس و رنگ فیلم رضا کریمی که به دوران الان بیشتر شبیه است تا دهه شصت ؛ استفاده از کلماتی مثل جبهه، جنگ، عملیات و ... هیچی فیلمی را جنگی نمیکند اگر میکرد که حال و روز سینمای دفاع مقدس این نبود.
همین جاهاست که باید مسئول محترم بیدار شود و از خود بپرسد که چرا بزرگترهای این عرصه مثل محمدعلی باشه آهنگر، پرویز شیخ طادی و... یا باید کار نکنند یا امثال کمال تبریزی باید این نوع سینما را ول کند و ابراهیم حاتمی کیا هم هر دهه یک فیلم بسازد!
تکیه کلامشان شده که حمایت میکنیم؛ اگر این حمایت است نکنید بهتر است حداقل قصه هایش دستمالی نمیشود و مخاطب از آن فراری. هرچند سال بسازید اما لااقل خوب بسازید.