"عصر یخبندان"؛ فیلمی خوششانس مثل کارگردانش
مصطفی کیایی در فیلمش انتقاد میکند؛ کلامش صریح است با داستانهایی از آدمهای باورپذیر البته مخاطب را اصلا فراموش نمیکند چون از زبان آنان روایتگری میکند از چه طریق؟ بوسیله تعدد شخصیتها با دنیاهای متفاوت/ فیلمی که شانس دارد!
خبرگزاری «نسیم»-محسن غلامی(قلعهسیدی) / مصطفی کیایی نشان داده که میتواند در سینما، بخوبی طرح مسأله کند و مخاطب را همراه؛ فیلمش جدیدش "عصر یخبندان" قوت بیشتری نسبت به کارهای قبلی او دارد. به نظرم فیلمنامهاش پر از جزئیات است خوب نوشته و خوب هم اجرا کرده است. اما چطور؟
"عصر یخبندان" پازلوار داستانکهایی را کنار هم گذاشته؛ قصههایی که کارکترهای فیلم را تک تک معرفی و در نهایت به هم وصل میکند.
روایت دیگر خطی نیست چون آدمهای فیلمش بیش از حد هستند و مجبور است طوری آنان را در قصه بچیند که تأثیرشان مشخص باشد و مثل یک پازل هم را کامل کنند.
تکلیف را ابتدا مشخص کنیم اینکه فیلم جز کارهای خوب جشنواره فجر است . مصطفی کیایی از جهت فیلمنامه و ساختار، تلاش کرده بهتر از قبل باشد که هست و انصافا بازیگران فهمیدهاند که نقششان چیست. مثل ریتم تند فیلم، بازیهایشان دلنشین است و یکدست.
از ابتدای فیلم شروع کنیم؛ بازیگران هر یک سازی میزنند و قصه خاصی دارند. اما رفته رفته هریک بطریقی با دیگری مرتبط و همه هم به نوعی حول اعتیاد و خیانت یا اسمهایی از این جمله، جمع میشوند. البته یکی برای تفریح و دیگری خیلی هم جدی! سرگرم هستند با اینها بالخره.
اصل قصه این است؛ جوانی که بخاطر افراط در مواد مخدر کشته شده و سرانجام عدهای را درگیر قصه میکند و همه را بهم وصل.
جالب این که مصطفی کیایی ابتدا در قالب داستانکهای "عصر یخبندان" به همه چیز نیش میزند و همانطور که گفتم از اعتیاد، روابط زناشویی و ماهواره تا فروش طرح ترافیک، رشوه گیری و ... حرف میزند. طوری هم حرف میزند که واقعی باشد برای همین هم مخاطبش را پای فیلم نگه میدارد.
در فیلمش انتقاد میکند؛ کلامش صریح است با داستانهایی از آدمهای باورپذیر البته مخاطب را اصلا فراموش نمیکند چون از زبان آنان روایتگری میکند از چه طریق؟ بوسیله تعدد شخصیتها با دنیاهای متفاوت.
پس به روز است و هدفمند؛ "عصر یخبندان" بجا و به موقع از طنز بهره گرفته تا تعلق به سینمای بدنه را ثابت کند و اینکه مخاطبش عامه مردم هستند. قصهگویی میکند اما بی مسأله هم نیست. ما در خیلی از نقشها شخصیت میبینیم نه تیپ شاید تنها بهرام رادان کمی مثل همیشه تکراری است اینکه کارگردان خواسته یا خودش نتوانسته متفاوت باشد، بحث دیگری است.
به گمانم نکته مهم فیلم نوع روایت است همان غیرخطی درواقع مجبور است چنین سیستمی را در ساختار فیلم بکار گیرد. نقطه قوت کیایی در "عصر یخبندان" فیلمنامه اوس ت و جالب اینکه در چند نوبت، میتوان فیلم را کات کرد درواقع فیلم چند فینال دارد! شاید به عمد این را طراحی کرده تا بسته به استقبال مخاطب و در اکران عمومی از آن استفاده کند.
ریتم تند است و این مایه امیدواری برای "عصر یخبندان" در اکران عمومی چون مخاطب دل خوشی از فیلمهای ساکن بدون قصه ندارد. برعکس کیایی که به نظر رگ مخاطب را میفهمد و این را اثبات کرده است.
گیری اگر به آن باشد به نوع نمایش تصویر از زندگیهای خصوصی است که کمی اغراق میکند. بیبند و باری، آرایشها، روابط دختر-پسری گاها عادی نمایش داده میشود که البته در عالم واقع نیست. البته خب فیلمساز اینها را انگار بعنوان ابزاری برای طرح مسأله اش استفاده کرده اما به هرحال جای سوال است. چه بسا میتوانست از غلظت اینها کمتر بکند.
"عصر یخبندان" در مجموعه فیلم خوبی است و احتمالا از شانسهای بالای دریافت جوایز برخوردار است چه در فیلمنامه، کارگردانی و بویژه در مورد بازیگران و البته فیلمبرداری که چارچوبشناس است. فیلم خوش شانس به نظر میآید در همه بخشها!