"من دیگو مارادونا هستم"؛ یک اتفاق خوب همراه با خلبازی بازیگران
همین که بالاخره بهرام توکلی فهمید که جنس کارش را باید تغییر داد و دست از سر سینمای خستهاش بردارد، یک اتفاق است هم برای او و هم برای تماشاگرش؛ فیلم خوبی است حداقل برای سرگرمی
خبرگزاری «نسیم»- محسن غلامی(قلعهسیدی) / "من دیگو مارادونا هستم"؛ فیلم خوبی است حداقل برای سرگرمی. به نظرم بهرام توکلی متوجه سینمای خستهاش شده که تکنیکش را با قصهای نسبتا طنز عوض کرده. فهمیده که سینمایش یکنواخت است و جرقه تازهای ندارد.
فیلم جدیدش چه دارد؟ قصهای نسبتا طنز با خلبازی بازیگران! بد نیست بالاخره این نیز شیوهایست بدور از هر ابتذالی. فیلمنامه خوبی دارد و بلد است روایت را به دست راوی و دست به دست بازیگرانش بدهد تا کار دلنشینتری شود.
"من دیگو مارادونا هستم" فیلم پرحرفی است با اپیزودهای بهم چسبیده؛ فیلم را باید از ابتدا تا انتها دید. فیلمی سراسر حرف و وراجی که گاه توی ذوق میزند اما خیلی نه چون خوب نوشته شده. البته خب برخی بازیها خوباند برخی هم نه. مثلا هومن سیدی کارش دیده میشود اما صابر ابر فقط صداست تا بازی!
بهرام توکلی فیلمی ساخته تا تجربه دیگری در سینما داشته باشد؛ ورودش هم خوب است. سعی کرده برای طول فیلم ایده داشته باشد و همه چیز نیز بسته به بازیهاست.
فیلمی روشنفکرزده نیست اما شاهکار هم نیست در بسیاری مواقع، قصه زیادی حرف میزند و ثابت میماند. پایانش را درست نمیفهمم انگار میخواهد بالاخره به یک نحوی فیلم را به ته بکشد!
اما خب! "من دیگو مارادونا هستم" در میان فیلمهای هم شکلش، فیلم بهتری خواهد بود. حداقل در فیلمنامه سعی کرده کار تازهای باشد آن هم با این همه بازیگر. فیلمی از بهرام توکلی و تجربه خوبی برای او و برای تماشاگرش.
این فیلم هرچه نداشته باشد که دارد اما برای ساعتی که شده مخاطب با آن سرگرم میشود و به قولی حال میکند! همین که بالاخره بهرام توکلی فهمید که جنس کارش را باید تغییر داد، یک اتفاق است. میتواند با این جور فیلمها مخاطب را نصف و نیمه اما بطور سالم جذب کند.