مدیرعامل خانه هنرمندان: در خانه هنرمندان به روی همه باز است اما بلندگوی ضدنظام نمیشویم
سرسنگی در نشست «نسیم» افزود: برای من کاری ندارد شعار بدهم اما حرف به درد هیچکس نمیخورد؛ برخی عمدا کارهای خوب ما را نمیبینند/ سالانه با بودجه ۴۰۰میلیونی ۶ تا ۸ میلیارد کار فرهنگی میکنیم
خبرگزاری «نسیم»- برخی نهادها انتظار ایجاد میکنند به خصوص در حوزه فرهنگی و البته کم هم حاشیه ندارند چه درست و چه غلط. باید پای حرف مدیرانشان نشست اینکه چه کردهاند چه کاری نه؟ مثل "خانه هنرمندان ایران"!
کم و بیش حاشیه داشته؛ بد کار نکرده اما برخی به عملکردشان یا شاید ظاهر کارشان خرده میگیرند. مجید سرسنگی از تحصیلکردگان و مدیران باسابقه فرهنگی است که چندسالی میشود مدیریت این مرکز را برعهده دارد؛ او در نشست «نسیم» به شکل صمیمی از دغدغه و فعالیتهایش گفت که بخش اول آن را بدون هر سوالی، میخوانید!
* خانه هنرمندان یکی از نزدیکترین مراکز فرهنگی به نظام است
به عقیده من امروز خانه هنرمندان ایران یکی از نزدیکترین مراکز فرهنگی به نظام میباشد. مهم این است که ما تعریفمان چیست از کار برای نظام یا کار دینی یا کار انقلابی. متأسفانه چون مبانی نظری نداریم در رابطه با هنر انقلاب و هنر اسلامی و دینی لذا سلیقههای افراد هستند که تعیین میکنند که چه کاری مثلاً کار دینی است و چه کاری کار دینی نیست.
از من اگر بپرسید نه به عنوان مدیر عامل خانه هنرمندان بلکه به عنوان یک کارشناسی که بیش از سه دهه از عمرش را در حوزه فرهنگی و هنر گذرانده، امروز خانه هنرمندان از نظر ماهیت نزدیکترین مرکز هست به آرمانها و اهداف انقلاب.
* ذهنیتهای قبلی به خانه هنرمندان، کار ما را هم به حاشیه برده است
متأسفانه یک ذهنیت قبلی راجع به خانه هنرمندان وجود دارد و هنوز هم خیلیها با همان ذهنیت نگاه میکنند یعنی خیلیها اصلاً نمیآیند ببینند که در خانه هنرمندان چه میگذرد. در صورتی که خانه هنرمندان تغییر و تحولات زیادی کرده است.
بنابراین یک دسته از انتقادهایی که به ما میشود از سوی کسانی هست که اصلاً در جریان کار ما نیستند و یک دسته کسانی که انتقاد میکنند در جریان هستند ولی دلشان نمیخواهد یک بخش از کارها را ببینند.
مثلاً وقتی که ما سینما تک را راه میاندازیم مثلاً یک فیلم روشنفکری میگذاریم برای یک قشر خاص، منتقدین این را میبینند اما یک هفته که ما برای دفاع مقدس فیلمهای کوتاه میگذاریم را اصلا نمیبینند. نمیبینند که مثلاً درایام محرم ما ده شب آیینهای عاشورایی برگزار میکنیم، نمیبینند ما در ماه رمضان حدود 15 شب برنامههای هنری مخصوص رمضان برگزار میکنیم و در طول سال کارهای دیگری میکنیم.
* از رسانهها بپرسید که چرا بخش خوب برنامههای ما را پوشش نمیدهند
من عمیقاً معتقدم که کار مناسبتی صرفاً یک کار دینی نیست، کار مناسبتی در واقع برای مدیرانی خوب است که میخواهند خودشان را اثبات کنند و میخواهند بگویند که ما خیلی طرفدار اسلام و مسلمین هستیم ولی به عقیده من تعریف ما از کار دینی یک مقدار باید تغییر کند یعنی فقط صرفاً کارهای مناسبتی را در نظر نگیریم.
خانه هنرمندان در مناسبتهای مختلف، در طول سال برنامههای مختلف دارد و این را از رسانهها بپرسید که چرا این بخش از برنامههای ما را پوشش نمیدهند.
اینکه هر مدیری در نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیتش باید مطابق با نظام باشد حرفی نیست ولی من میگویم وقتی که ما داریم راجع به مثلاً خانه هنرمندان قضاوت کنیم نمیتوانیم بخشهایی از آن را ببینیم و بخشهایی را نبینیم.
ما حدود دو سال است برنامهای داریم به نام شبهای ایرانشهر که کمترین انعکاس را در رسانهها داشته و به عقیده من یکی از جدیترین فعالیت هایی است که ما توانستیم انجام دهیم. طی آن معرفی فلاسفه، حکما، ادبا، هنرمندان و اهالی فرهنگی خود را داشته ایم.
* ما زیر چتر نظام داریم کار میکنیم
اساساً میگویم که ما زیر چتر نظام داریم کار میکنیم و کسی حق ندارد از امکانات عمومی و بیت المال استفاده بیخود و بیجهت کند. برخی سازمانها و نهادها که عنوان اسلامی هم در اسمشان دارند چه کرده اند در این چند دهه؟ نمیخواهم بگویم که کارهای خوب نشده ولی کارهای خوب به شکل جریانی نبوده در واقع اتفاقاتی بوده که یک هنرمندی انجام داده و بعد مدتی هم پیگیری نشده است.
شما میخواهید یک مؤسسه یا یک نهاد فرهنگی را مورد قضاوت قرار بدهید اول باید ببینید که این مؤسسه در اصلاً برای چه درست شده و قرار است چکار کند؟ چون اگر قرار باشد خانه هنرمندان هم بر فرض مثال همان وظایف حوزه هنری یا شهرداری یا معاونت هنری وزارت ارشاد را بکند، اصلاً این امر عقلانی نیست.
حرکتی که ما در خانه هنرمندان، کردیم چند تا بعد داشته یکی اینکه از نظر کیفی و کمی امور را ارتقا دادیم. آمارها و گزارشهایش موجود است. یکی اینکه برنامههایمان عمق پیدا کند شما الآن معاونت آموزشی پژوهشی ما را نگاه کنید، بعد از دانشگاهها شاید بیشترین کارگاهها و سخنرانیها و جلسات آموزشی و پژوهشی را با تکیه بر هنر مطلوب ما کرده ایم.
* فعالیت فرهنگی خوب برای نظام فقط فعالیتهای شعاری نیست
برای اولین بار ما دانشگاه مجازی خانه هنرمندان را داریم راه میاندازیم به اسم مکتب عالی هنر که در دو رشته هنرهای ایرانی و اسلامی به صورت بین المللی قرار است فعالیت کند.
انتشارات ما را نگاه کنید، مجلات ما را نگاه کنید من میخواهم عرض کنم که ساده اندیشانه است که اگر فکر کنید در شرایط حاضر فعالیت فرهنگی خوب برای نظام فقط فعالیتهای شعاری است.
* برای من کاری ندارد که شعار بدهم
من 28 سال است که مدیر هستم اگر من میخواستم شعاری کار کنم برایم هیچ کاری نداشت که در طول سال مثلاً 25 کار شعاری دهن پرکن انجام بدهم و همه هم بگویند که همه چیز حل شده. اما کاری که کردیم این بود که از پایه شروع کردیم؛ فرض را بر این گذاشتیم که ما در حوزه هنر دینی و هنر اسلامی و هنر ایران مبانی نظری نداریم و باید روی این موضوع کار کنیم.
همزمان که داریم برنامه برگزار میکنیم به تولیدات فرهنگی هم فکر میکنیم. به عقیده من امروز کار خوب برای مملکت و برای جمهوری اسلامی ایران کردن کار بنیادی و زیر بنایی است هرچند که در دوره من هم جواب ندهد اما در دوره مدیران دیگر جواب میدهد.
* کل بودجه ما از بیت المال 400 میلیون تومان است
خانه هنرمندان یک سازمان مردمنهاد است یک مؤسسه فرهنگی است نه وابستگی به ارشاد دارد و نه وابستگی به شهرداری و نه وابستگی به هیچ جای دیگر، کل بودجهای که ما از بیت المال میگیریم (از شوررای شهر) 400 میلیون تومان است.دو میلیارد و هفتصد میلیون تومان هزینههای جاری ماست در طول سال یعنی حقوق کارمند اضافه کار پول آب، برق، تلفن و... .
حدود 600 میلیون تومان هم درآمد داریم از کافی شاپ و تئاتر و سینما و... یعنی در واقع یک میلیارد ما آورده داریم که از این فقط 400 میلیون تومان از بیت المال کمک میشود که این مبلغ هرسال هم بخواهند میتوانند آن را قطع کنند.
* ارشاد یک ریال هم به ما کمک نمیکند
ارشاد یک ریال هم به ما کمک نمیکند. بنابراین ما یک مؤسسهای هستیم که 400 میلیون تومان پول میگیریم 2 میلیارد و 700 میلیون تومان هزینههای جاری است و انتظارات و توقعی که شما از ما دارید انتظارت وزارت ارشاد یا مثلاً سازمان فرهنگی شهرداری تهران است!
فکر کنم امسال بودجه سازمان فرهنگی شهرداری تهران حدود 200 میلیارد تومان بوده کل بودجه فرهنگی شهرداری 3 هزار میلیارد تومان است. بودجه ارشاد را نگاه کنید ببینید چقدر است؟! و سازمان تبلیغات اسلامی را؟
*سالانه چیزی حدود بین 6 تا 8 میلیارد تومان کار فرهنگی انجام میدهیم
من میگویم امروز اگر من میآیم خبرگزاری نسیم انتظارم از خبرگزاری نسیم بر اساس داشتهها و آن امکانی است که دارد اما میخواهم این را عرض کنم که ما در واقع سال که شروع میشود 1 میلیارد و هفتصد میلیون تومان بدهی داریم که من آن را باید تأمین کنم و چیزی حدود بین 6 تا 8 میلیارد تومان کار فرهنگی انجام میدهیم.
حالا ببینید چطور میشود که یک مؤسسهای 400 میلیون تومان از بیت المال بگیرد و حدود 8 میلیارد بازده فرهنگی داشته باشد؟ این را در ابتدا بپذیریم که خانه هنرمندان در همچین شرایطی است.
من به عنوان یک مدیر یا یک کارشناس هنری تعریفی که از کار دینی و کار متناسب با فرهنگ نظام دارم کاری است که فعالیتی خوب برای نظام باشد، کار عمقی و زیربنایی برای نظام باشد و موجب حرکت بشود.
سادهاندیشانهترین نوع مدیریت فرهنگی این است که ما دنبال کارهای مناسبتی و شعاری برویم و بعد بگوییم که ما خیلی کار کردیم مثلاً برای جنگ این کار را کردیم و...اتفاقی که در خانه هنرمندان دارد میافتد یک حرکت آهسته اما به عقیده من عمقدار در حوزه مبانی فرهنگی دینی و مبانی فرهنگی ایرانی است.
* مردم نیازمند به تولیدات فرهنگی هستند نه به شعار مدیران
یکی از مشکلات عمده جامعه مدیریت فرهنگی ما این است که ما تولیدات فرهنگی مناسب نداریم. برای همین است که مردم ذاتشان نیازمند به تولیدات فرهنگی است نه به شعار مدیران.
نیاز مردم به تولید فرهنگی است ما اگر تولید نکنیم دیگران تولید میکنند و در اختیار میگذارند. مثلا الآن بعد از 35 سال که از انقلاب گذشته که همه امکانات فرهنگی دست ما بوده، دست صدا وسیما و ارشاد و... بوده آیا ما توانستهایم که عادت گوش دادن به آهنگهای لوس آنجلسی را از بین مردم ببریم یا این عادت بیشتر شده؟
تا وقتی که ما یک به یک نقطه مشترک نرسیم که ما در استراتژیهای فرهنگیمان خطا کردیم؛ به هیچ جا نمیرسیم. عادت شنیداری را آیا ما توانستیم تغییر دهیم؟ در حوزه دیداری شما قبول دارید که در همین تلویزیون جمهوری اسلامی بیشترین مخاطبان سریالها، سریالهای غیر ایرانی هست مثل کرهای و غیره؟
دستگاههای فرهنگی ما چکار کردند و این همه که ما شعار دادیم نتیجه عینیاش در جامعه ما چه بوده؟ از سبک زندگی بگیریم که سبک زندگی ما منطبق بر آن اتفاقاتی است که در خارج از کشور میافتد و یک فرهنگ و هنر تقلیدی است.
* اینکه من در خانه هنرمندان بیایم و کپی برداری کنم که نمیشود
ما الآن در خانه هنرمندان چهار نشریه منتشر میکنیم و این تولید فرهنگی است؛ مجلات نقدنامه هنر، گذر، نمایشخانه و نزدیک به 40 فیلم تئاتر تولید کردیم، تولید شنیداری هفت دیوان بزرگ فارسی و ... را داشته ایم. اگر بتوانیم تولیدات فرهنگی خوب تولید و به مردم عرضه کنیم خیلی از این نا هنجاریها از بین میرود.
فکر ما این است که شاید در کنار آهنگی که یک جوان میگذارد در ضبط ماشینش شاید یک بار هم این سیدیهای صوتی کتاب شعرای ما را بگذارد و گوش بدهد و تأثیرگذار بشود. برنامههایی مثل شبهای ایرانی مثل گوش تهران مثل پلک تهران مثل برنامههای سینمایی و اینها همه تولید فرهنگی ما محسوب میشود.
امروز همه ما به صورت نسبیت میپذیریم که واقعیت فرهنگ و هنر کشور با آرمانهای ما خیلی سر سازگاری ندارد. پس جاهایی ما اشتباه کردیم و باید جبران کنیم. نکته دیگر هر سازمان فرهنگ هنری یک وظیفهای دارد؛ مثلاً اینکه من در خانه هنرمندان بیایم و کپی برداری کنم که نمیشود من در واقع در حیطه وظایفم مسئولیتهایی دارم که یک بخش آن را اساسنامه تعریف کرده و من بر اساس این اساسنامه باید کار کنم و یک بخشی هم نظام فرهنگی برای من تعریف کرده.
* تلویزیون هیچ توجهی به برنامه های ما نشان نمیدهد
من به دکتر سرافراز گفتم که 70 درصد برنامههایی که ما در خانه هنرمندان برگزار میکنیم اینها قابلیت دارد که بدون ممیزی در تلویزیون پخش شود ولی تلویزیون هیچ توجهی نشان نمیدهد.
در بحثهای صنفی شما نگاه کنید که ما با 400 میلیون تومان بودجه و 1 میلیارد و هفتصد میلیون تومان بدهی بودجه جاری، حدود 7 هزار متر زمین برای هنرمندان در منطقه 22 که بهترین منطقه تهران هست گرفتیم و امسال قبل از سال کلنگش را میزنیم که حداقل 700 هنرمند در بهترین نقاط تهران خانهدار میشوند.
همین شرکت تعاونی مسکن هنرمندان را خود ما تأسیس کردیم و خود ما پیگیری کردیم. 7 هزار متر زمین که قرار است در آنجا یک بخشی مرکز فرهنگی هم بشود. یک ساختمان گرفتیم در ضلع شمالی پارک هنر حدود 6 میلیارد تومان قیمت این ساختمان است برای اینکه به انجمنهای صنفی بتوانیم جا بدهیم و انجمنهایی که بی خانمان هستند بتوانند یک دفتر داشته باشند.
در منطقه 12 داریم کار فرهنگی میکنیم سرای کاظمی که آنجا هست قرار است بشود یک بخش دیگر از خانه هنرمندان و در آنجا داریم کار میکنیم و امثال اینها؛ این اقدامات کارهای مختلفی است که انجام شده برای مسائل صنفی هنرمندان.
* شما اینها را کار دینی نمیدانید؟
شما اینها را کار دینی یا کار فرهنگی در راستای نظام نمیدانید؟ یک مرکزی به اسم خانه هنرمندان با همه این مشکلاتی که دارد بیاید 1500 نفر هنرمند را در قالب یک تعاونی مسکن جمع کند و شروع کند اینها را خانهدار کردن و این درست است که مارک اسلامی ندارد ولی عین اسلام و عین اخلاق است.
این اقدامات عین این است که هنرمندان نسبت به نظام خوشبین شوند و بدانند که نظام برای آنها کاری انجام میدهد. درحالیکه شما الآن وضعیت صندوق حمایت هنرمندان ارشاد را ببینید تعطیل است و هنرمندان همه سرگشته هستند برای وام و بیمه و دیگر امکانات.
ما در خانه هنرمندان باشگاه فرهنگی رفاهی هنرمندان ایجاد کردیم و داریم سرویسهای مختلف میدهیم از بیمه گرفته تا سفرها و امثالهم. اینها اگر در راستای فعالیت فرهنگی نظام نیست پس چیست؟ جنس کارهای ما در خانه هنرمندان این است.
* درست نیست که ما خطکشی کنیم که این به خانه هنرمندان بیاید و آن نیاید؟
اینها بچههای همین نظام هستند چون من تعریفم این نیست که اگر کسی نسبت به دولت معترض بود یا انتقاد داشت این آدم برانداز است و مال این نظام نیست. همه کسانی که در این مملکت زندگی میکند زیر لواء قوانین جمهوری اسلامی، اینها شهروند ما هستند. بنابراین درست نیست که ما خطکشی کنیم که این به خانه هنرمندان بیاید و آن نیاید؛ این کار ما نیست.
ما دو ملاک میزان داریم. یکی الهی است؛ اینکه که ما بندگان هیچکدام در آن قضاوت راهی نداریم آن میماند برای قیامت که کسی که اینجا گلویش را پاره کرده و شعار داده چقدر به اسلام خدمت کرده و آن کسی که رفته با کمی امکانات و همه مشکلات و همه تهمتها ایستاده کار کرده، آن چقدر به اسلام خدمت کرده. ملاک دیگر ما هم قانون جمهوری اسلامی است؛ یعنی طبق قانون جمهوری اسلامی هر کسی که به عنوان شهروند جمهوری اسلامی شناخته شود حق دارد کار کند و مانمیتوانیم این حق را از آن بگیریم.
* بخشی از کارهای ما یا عمداً یا سهواً دیده نمیشود
خانه هنرمندان درش بروی همه هنرمندان باز است. بخشی از کارهای ما یا عمداً یا سهواً دیده نمیشود یعنی شاید برای شما جالب باشد که در برگزاری جایزه ادبی شهید آوینی در هر دو دوره خانه هنرمندان جزء برگزار کنندگان بوده است. همین الآن ما عضو ستاد برگزاری بزرگداشت 4500 شهید هنرمند هستیم. میگویم که از حدود 10 سمیناری که ما برگزار کردیم حداقل 4 سمینار به صورت مستقیم به مسائل دینی مثل هنر و عاشورا و مثل تجلی بعد هنر در قرآن کریم و ... ربط داشته ولی به هر جهت دیده نشده. شاید هم سیاست رسانهها این بوده که دیده نشود.
این کارها قرار نیست حتماً الآن دیده شود یا یکی مثل من آنها را گزارش دهم و علنی کنم، چون این کارها وظیفه ما است و آن را انجام میدهیم.
من نباید این حرفها را بزنم و گزارش دهم؛ دوستان نمیدانند در خانه هنرمندان چه اتفاقاتی می افتد. ما یک زمانی در زمان جنگ میگفتیم که کار برای خدا هیاهو ندارد و یاد گرفته بودیم شب که همه خوابیده بودند پاشیم برویم پوتینها را واکس بزنیم و ظرفها را بشوییم، رفیقمان را بیدار نکنیم و بجایش پست بدهیم و... اینها شعار نیست ولی این اتفاقها در جنگ برای ما میافتاد.
* انصاف از بین رفته و برخی فقط دنبال تخریب هستند
ولی در حال حاضر فضا فضایی است که ما دنبال یک دشمن میگردیم یعنی ما به دنبال یک جایی میگردیم که فقط بزنیم به هر علتی انصاف از بین رفته و آن فضای دوستی، محبت و همگرایی از بین رفته در یک چنین شرایطی من ناچار شدم شاید برخی مسائل را بگویم.
مثلاً خیلی از شما نمیدانید که ما بچههای بی سرپرست، یتیم، سرطانی را با عزت میآوریم خانه هنرمندان و صبح تا شب میزبانشان هستیم. به هیچ جا هم نگفتیم و ... خیلی از کارهای دیگر نیز قرار نیست گفته شود. برای ما خوب نیست به لحاظ اخلاقی، اینها را بیان کنیم.
حالا برخی می آیند با این کودکان عکس یادگاری هم میگیرند! در همین تهران یک هنرمند تهرانی که بیمار میشود چند تا مدیر میروند تا در کنار این هنرمند عکس بیندازند در حالی که اینها عکس را میخواهند و کاری به خود هنرمند ندارند. هرکاری باید در تهران و در شهرستان، در خفا انجام شود.
در کل ما هنرمندان را را با همه سلایق دعوت کردیم و ملاکمان یک چیز بوده که همه چیز زیر چتر نظام هستند. فرق نظام و دولت برای ما این است ما میگوییم هنرمند منتقدِ مصلح است میتواند نسبت به دولت و عملکرد دولت انتقاد کند اما آن چیزی که میخواهم عرض کنم این است در چهار سال اخیر تریبون خانه هنرمندان اصلا علیه نظام استفاده نشده و نخواهد شد و این افتخار من است.
پایان بخش اول
ادامه دارد ...