الوند: بازیگران ما نمیتوانند در قامت قهرمان ایفای نقش کنند
این کارگردان در نشستی گفت: مشکل اصلی سینمای ما نداشتن قصه است نه قهرمان؛ اصلا کدام یک از بازیگران ما میتوانند در قامت قهرمان ایفای نقش کنند؟ معتقدم برخی فیلمها مثل "روباه" بهروز افخمی کاری قهرمانمحور است
به گزارش «نسیم»، میزگرد ضرورت قهرمان در سینما شب گذشته در قالب برنامه "هفت" با حضور سیروس الوند، بهروز افخمی، اکبر نبوی و سعید راد روی آنتن رفت.
سیروس الوند در این بخش برنامه به عنوان آغاز کننده بحث بیان داشت: بنده ضرورتی نمی بینم که قهرمان داشته باشیم. چرا که در حال حاضر کدام یک از بازیگران قهرمان را می تواند باز کند و اگر در دهه هایی قهرمان داشتیم بازیگر آن هم وجود داشت.
وی ضمن اشاره به فیلم روباه ساخته بهروز افخمی بیان کرد: مشکل اصلی این نیست که قهرمان نداریم در واقع مشکل این است که قصه نداریم. چرا که قصه خوب با خود قهرمان را هم به همراه می آورد و لزوما قهرمان نباید کارهای قهرمانانه انجام دهد. بنابراین سینمای قصه ضرورت دارد و ما از آن غافل شده ایم. بسیاری از فیلم هایی که در جشنواره امسال فجر هم وجود داشتند فیلم هایی بودند که چند قصه و شخصیت دارند و در جریان فیلم به همه آنها نمی توانندبرسند و در پایان رها می شود و این پایان باز تعمدی نیست بلکه چاره ای جز آن وجود ندارد در حالی که اگر یک قصه داشته باشد قهرمان هم دارد. فیلم روباه از این منظر قهرمان دارد.
بهروز افخمی نیز در ادامه صحبت های الوند در بیان دیدگاه خود اظهار کرد: ما در حال حاضر نیازمند قصه هستیم و همه قصه های خوب قهرمان دارند. شخصیت هایی دارند که فعال اند و کارهایی را صورت می دهند و برای تغییر دادن شرایطی حرکت می کنند و افسرده، بلا تکلیف و منفعل نیستند.
وی با بیان اینکه وجود قصه قهرمان را با خود به همراه دارد بیان کرد: قصه ای که قهرمان دارد ماندگار می شود و می تواند بر مخاطب تاثیر گذارد. فیلمی هم که قهرمان و ضد قهرمان داشته باشد می تواند تاثیری در جهت مثبت یا منفی و ویرانگر داشته باشد اما در هر صورت فیلم است. در حالی که مشکل این است که بسیاری از محصولات سینمایی که وجود دارد فیلم نیستند و چهارچوب های اولیه را نمی شناسند بلکه فقط می خواهند مدل هایی را اختراع کنند که حتی در سینمای جهان نیز وجود نداشته است.
اکبر نبوی نیز در ادامه بیان کرد: در وضعیت فعلی سینمای ایران یکی از مسائلی که به آن بی توجهی می شود این است که سینما فراموش شده است و در نهایت قصه گویی و قهرمان در نتیجه آن نیز فراموش شده است.
وی با بیان اینکه سینماهمچون فوتبال، موسیقی و سیاست به یک نهاد اجتماعی تبدیل شده است گفت: این چهار نهاد قدرتمند بشری در جهان نقش ایفا می کنند در حالی که در ایران نیز یکی از نهاد ها یعنی سینما در حال فراموشی است و گویی با آن شوخی می شود. سینمایی که امروز ارکان زندگی بشر را به دوش گرفته است و در حال نقش آفرینی است.
نبوی ادامه داد: زمانی که سینما به شوخی گرفته می شود تبدیل به یک سینمای دورهمی می شود که نام سینمای دورهمی را هم می توان به آن داد که به تمام وجوه آن نه فقط صنعتی بلکه هنری و اجتماعی نیز توجه نمی شود.
این منتقد و نویسنده سینما با بیان اینکه در حال حاضر به شکل سینما تنها اشاره می کنیم گفت: سینما شکل و ماهیت دارد. شکل سینما که وجود دارد و پابرجاست اما آنچه را که من به آن اشاره کردم ماهیت و امر سینما است. قهرمان امر سینما است و نمی توان ان را نادیده گرفت. البته در فیلم ها ضدقهرمان های دوست داشتنی هم وجود دارند که قهرمان نیستند. به هر صورت قهرمان همزادخلقت بشر است و همان طور که زندگی مادی بشر شروع می شود قهرمان و ضد قهرمان نیز آغاز می شوند و در سینما وقتی که می گویی قهرمان در واقع هر آنچه را که ماهیتا محقق کننده است مورد نظر است اما زمانی که آنچه در نهادشان وجود دارد و مطالبه فردیشان است را نتواند محقق کند دیگر قهرمان نیست.
سعید راد نیز از دیگر افراد حاضر در استودیو هفت بود که در ابتدای صحبت های خود با بیان اینکه باید گفت چرا در سینما قهرمان نداریم ادامه داد: از پیدایش سینما که از تئاتر به سینما اتفاق افتاد همیشه شاخصه آن دو شخصیت سفید و سیاه بود و تا اواخر دهه هفتاد نیز در دنیا وجود داشت اما از زمانی که در این 20 سال اخیر تکنولوژی وارد شد ودر آمریکا و اروپا نیز تبادل نظر صورت گرفت تاثیراتی گذاشته شد که سینمای آسان و ارزان یکی ازآن تاثیرات است و این به سینما لطمه زد. به واقع نهضتی که راه افتاد آگاهانه بود. در حال حاضر نیز آن اتفاقی که در حال رخ دادن است خطرناک است و این اتفاق این گونه است که شهروندی که بدون احتیاج به هیچ مدرک و وسایل و بازیگر فیلمی را می سازد.
وی اضافه کرد: وقتی ابهت نگاتیو از بین رفت قواعد بازی در سینما به هم خورد. این به گونه ای است که در دنیا نیز تنها 20 درصد فیلم ها قهرمان دارند. قهرمان ها نه سفید و نه حتی سیاه اند بلکه همه خاکستری اند و بچه ها قهرمان فیلم ها شده اند و در این میان بازی ها آسان و دروغ شده است. چرا که کارگردانی که برای اولین بار فیلمی را بدون اطلاع می سازد چه می خواهد بگوید.
در ادامه صحبت های راد، سیروس الوند بیان کرد: صحبت های سعید راد صحیح است اما با همان دوربین معمولی کیارستمی فیلم خانه دوست کجاست را ساخته است که این وجه غالب نباید باشد بلکه وجه غالب سینمای ما حرفه ای است.اگر ما قصه می خواهیم باید ممیزی کم شود . ما چاره ای نداریم جز اینکه از مسئولین ارشاد حمایت کنیم تا جلوی دخالت های برخی مسئولین را بگیرند. تمام ممیزی ها روی قصه و موضوع انجام شده است.
افخمی نیز در ادامه گفته های الوند در بیان نظر خود در باب صحبت های انجام شده اظهار کرد: اگر دولت صدور پروانه ساخت را ملغی کند ،اتفاقی که چندان هم ترسناک نیست، موجب می شود که دیگر دولت در مقابل فیلمساز برای نمایش یا عدم نمایش فیلمش مسئول نباشد. در حالی که در حال حاضر با این پروانه ساخت مسئول برخی فیلم هایی است که به لعنت خدا هم نمی ارزد .از دیگر راهکارها از پرده برداشتن فیلم هایی است که بعد از دو هفته به فروش مناسب نرسیده اند این موارد سبب می شود که هر کسی یتواند فیلم بسازد اما انتظار نمایش آن برداشته شده است.
در بخش پایانی صحبت های چهار مهمان حاضر در برنامه هفت، مانی باغبان منتقد و فیلمنامه نویس سینمای ایرانروی خط حاضر شد و گفت: بحث بخشی از این برنامه روی فیلم های جذاب است و بخشی از جذابیت این فیلم ها نیز به این بر می گردد که قهرمان دارند. اما یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که ما اقتباس نداریم در حالی که همین الان نیز کلی قهرمان در صفحات مختلف مطبوعات داریم. از طرفی زمانی هم که قهرمان نشان داده می شود به قدری نامفهوم است که کسی چیزی از ان متوجه نمی شود و این به این موضوع بر می گردد که نویسنده بیشتر از آنکه به زندگی واقعی قهرمان نزدیک شود در پی این است که چگون اثر را بدون ممیزی روی پرده ببرد.