وقتی که جای قهرمان و ضد قهرمان عوض می‌شود

کدخبر: 986968

هنگامی که کارگردان می‌تواند از رزمنده‌ای که برای این آب و خاک جنگیده، در زمان حال، قهرمانی دوباره خلق کند، آنقدر او را منفعل نشان می‌دهد که جای قهرمان و ضدقهرمان عوض می‌شود؛ اینها اتفاقاتی است که در "پاییز" برهانی‌مرند می‌افتد

سرویس فرهنگی خبرگزاری «نسیم» : مصطفی پورکیانی

بنا به تعریفی متعارف " ضد قهرمان " کسی است که ویژگی های منفی او بیش از ویژگی های مثبت اوست. از قهرمان به مثابه انسانی برتر و دارای ویژگی های مثبت سلحشوری، گذشت و باور به راستی، عشق، آزادی، عدالت و ... یاد می کنند و این ها همه اما در زندگی و واقعیت، چهره و نمودی نسبی دارند. قهرمان نیز می تواند اشتباه کند ولی در اشتباه خود نمی ماند و بر آن پای نمی فشارد و سعی می کند بر آن غلبه کرده، به حقیقت و درستی دست یابد.

" پاییز " نام نمایشی است به کارگردانی نادر برهانی مرند که این شب ها با استقبال تماشاگران در دو سانس و در تالار ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفته است و در بروشور این نمایش می خوانیم که این اجرا به "دلاوران لشکر 31 عاشورا" تقدیم می شود. تقدیم اجرای نمایشی به این قهرمانان که این سال ها کمتر اتفاق افتاده بود، جای بسی سپاس و تشکر از گروه تئاتر معاصر به خاطر این کار زیبایشان دارد ، اما همه ماجرا به این خوبی ختم نمی شود...

" پاییز" آخرین کار برهانی مرند، داستان خانواده ای در نیمه دهه هفتاد را روایت می کند که علی با بازی احمد کاوری ، فرزند این خانواده در دوران جنگ به جبهه ها رفته و از منطقه دوکوهه جایی که رزمندگان قبل از اعزام به منطقه در آنجا جمع می شدند، خاطرات بسیاری دارد و مدام در خانه خاطرات و عکس های آن دوران خود با رفقایش را مرور می کند و به قول و عهدی که به همسنگرش در لحظه شهادت داده که از همسر و فرزندش، پس از شهادت او محافظت می کند، فکر می کند و مدام درگیر این خاطرات و عهد وفا نکرده خود است.

طراحی لباس بازیگران و شوخی ها، کنایه ها و ترانه هایی که در این نمایش دیده و شنیده می شود، به خوبی دهه 70 را برای تماشاگر تداعی می کند. داستان از جایی رنگ دیگری به خود می گیرد که جواد با بازی امیر جعفری، برادر بزرگتر و ناتنی علی وارد صحنه می شود. او بر خلاف علی، آدم خوش گذران و بزن بهادری است که یک محله از دست دعواهای او عاصی شده است ولی برخلاف علی که شخصیت بداخلاق، منزوی، منفعل و بلاتکلیفی به تماشاگران معرفی می شود، جواد آدم بذله گو، شاد و مسئولیت پذیری است که به خاطر علی با بقیه دعوا می کند، برای خواهر و حتی علی که بدعنق است، مدام کادو و هدیه می خرد و حواسش به همه اهل خانواده هست.

به گفته کارگردان بنا بوده که این نمایش، به شیوه ای نو و در دو سانس پی در پی اجرا گردد. یعنی شخصیت های نمایش پاییز در سانس اول در ده سال بعد، درگیر موقعیت و شرایط و ماجرایی دیگر می شوند و در سانس دوم به نام زمستان به روی صحنه می آیند که به دلایل کاری و بیماری برهانی مرند، این کار میسر نمی شود. امیر جعفری، احمد کاوری، ستاره پسیانی، بهرام افشاری و ناهید مسلمی ، در پاییز برهانی مرند به ایفای نقش می پردازند.

به گفته برهانی مرند، " پاییز " درد انسان های از هم جدا مانده است. و در این نمایش به خوبی می بینیم که شخصیت های محوری داستان یعنی علی، جواد و خواهرشان پروین با نقش آفرینی ستاره پسیانی، هر کدام دغدغه ها و آرمان هایی برای خود دارند که با وجود زندگی در یک خانه، می بینیم که چقدر از هم دوراند. پروین که فقط به احترام برادرش علی، چادر به سر می کند، در بیرون از خانه رفتاری متفاوت از خود نشان می دهد و علی، رزمنده ای که هنوز نتوانسته است خاطرات جنگ خود را فراموش کند و مدام در لاک تنهایی خود به سر می برد و ارتباط سرد و از سر اجباری با خانواده دارد که تماشاگر در طول نمایش با چهره ای عبوس و عصبانی علی روبروست که معلوم نیست چرا در خانه او را باید با چفیه و پوتین ببینیم.

و اما جواد با بازی روان و پر از حس امیر جعفری، " قهرمان " خانواده پاییز است. قهرمانی که از سر حس مسئولیت پذیری پس از مرگ پدر، کار در ژاپن را رها کرده و سراغ خانواده آمده تا آْنها کمبودی احساس نکنند. برادری که با وجود سن بیشتر، ازدواج خود را به تاخیر انداخته، تا اول علی و پروین را به خانه بخت بفرستد. چقدر خوب است که کارگردان می خواهد در نمایش خود قهرمان داشته باشد و اساسا تماشاگران سینما و تئاتر به عشق دیدن و همذات پنداری با این قهرمانان است که به سالن های نمایش می آیند. مردانی با شمایلی خاص و ویژگی هایی کم و بیش ثابت که تکرارشان نه تنها تماشاگر را خسته نمی کند که اتفاقا پاسخی درست به انتظار و اشتیاق اوست. برهانی مرند تمام المان هایی را که می شود در یک شخصیت جمع کرد تا او را به قهرمان تبدیل کند، در این نمایش در شخصیت جواد جا داده است تا به جای اینکه علی، رزمنده ای که حال پس از اتمام جنگ، می بایستی قهرمان دنیای پس از جنگ باشد، آنقدر منزوی و منفعل شده که حتی قادر نیست قهرمان خانواده خود باشد.

برهانی مرند می توانست با چیدن پازلی درست، از رزمنده ای که برای این آب و خاک جنگیده ، در زمان حال و پس از جنگ، قهرمانی دوباره خلق کند ولی آنقدر او را منفعل و بلاتکلیف نشان می دهد که عملا جای قهرمان و ضد قهرمان در این نمایش عوض می شود.

ارسال نظر: