مدیرعامل خانه هنرمندان: بیش از ۸۰ درصد بودجه تئاتر صرف آدمهای غیر تئاتری میشود
سرسنگی، در گفتگوی تفصیلی با «نسیم» گفت: قرائت ما از فرهنگ و هنر درست نیست/ نمیتوانم بر اساس سلیقه افراد، کسی را ممنوعالکار کنم
مجید سرسنگی، مدیر عامل خانه هنرمندان در گفتگوی تفصیلی خود با خبرگزاری «نسیم»، به عملکرد خانه هنرمندان و تماشاخانه ایرانشهر پرداخت و به حاشیه های پیش آمده درخصوص محمد یعقوبی و خانه هنرمندان توضیحاتی داد و از برنامه های آینده خانه هنرمندان برایمان گفت. قسمت دوم از متن مصاحبه سرسنگی با «نسیم» را در ادامه می خوانید.
در چهار سال اخیر تریبون خانه هنرمندان بر علیه نظام استفاده نشده است
سرسنگی، مدیر عامل خانه هنرمندان درباره انتقاداتی که به این خانه می شود، گفت: فرق نظام و دولت برای ما این است، ما میگوییم هنرمند، منتقد مصلح است میتواند نسبت به دولت و عملکرد آن انتقاد کند اما آن چیزی که میخواهم عرض کنم در چهار سال اخیر تریبون خانه هنرمندان بر علیه نظام استفاده نشده و این افتخار من است.
متأسفانه یکی از مشکلات ما این است که گاه اخباری چاپ میشود که اصلاً صحت ندارد. البته انصافاً در این چهار سال رسانهها با ما همراهی خوبی کردند یعنی این را من شهادت میدهم که هیچ شکی در آن نیست و انصافاً رسانه ها چه اصولگرا و چه اصلاح طلب و چه مستقل عموماً با ما همکاری خوبی داشتند اما به هر حال به آن درصدی که ما میخواستیم که رسانه ملی و رسانههای دیگر توجه داشته باشند به خانه هنرمندان این توجه اتفاق نیفتاده است.
مثلاً این برنامههایی چون همایش هنر و قرآن اگر در شبکه چهار سیما پخش شود یا شبهای ایرانشهر یا وقتی که ما شب علامه طباطبایی را میگذاریم اگر در تلویزیون پخش شود طبیعتاً یک تأثیری در افکار عمومی میگذارد که غیر قابل انکار است. نمایشگاههای ما نیز این قابلیت را دارند.
امروز انجام رسالت اجتماعی هنر یعنی عین دین
مدیر تماشاخانه ایرانشهر درباره تعریف کار دینی و نحوه انجام آن گفت: انجمن عکاسان انقلاب دفاع مقدس الآن دارد کار میکند و روز اول، رونمایی کتاب آقای راستانی که مربوط به جنگ بوسنی هست را کار کرده بودم و نگاه کنید کار دینی فقط این نیست که من فقط از تعزیه و روضه عکس بگیریم امروز اگر من بتوانم یک درد اجتماعی را مطرح کنم که باعث اصلاح شود این یعنی کار دینی، در مملکت ما این همه اتفاق دارد میافتد هنرمند که وظیفهاش این نیست که فقط شعار بدهد. این ساده اندیشانه ترین و سادهترین راه برای کار هنری است. من میگویم که ما در این مملکت کلی معضل داریم مثلاً در تهران میگوییم که درختها دارند قطع میشوند و هیچ کس حواسش نیست، ساختمانهای قدیم دارند تخریب میشوند و هیچ کس حواسش نیست و تکدیگری، فقر و فحشا، دزدی و اعتیاد و... اگر ما آمدیم روی این موضوعات کار کردیم یعنی کار دینی انجام ندادهایم؟ شما ببینید که گالری ما در طول سال چند بار در موضوعات اجتماعی کار کرده و اصلاً رسالت هنر این است. مثلاً من اگر امروز آمدم یک گوشهای از اشکالات یک مسئولی را یادآوری کردم و باعث اصلاح شود کار دینی نیست؟
مردمی که در بعضی از مناطق تهران نان را قسطی میخرند، در همین تهران ام القرای کشورهای اسلامی ما مردمی داریم که نان را قسطی میخرند! بروید از معاون اجتماعی شهرداری بپرسید و معاونت اجتماعی یک پولی گذاشته که به نانوایی بدهد تا وقتی که آن مادر بیاید نانوایی بتواند یک نام بخرد و حالا شما این درد را چگونه تصویر میکنید؟ آیا یک کار ضد دینی و ضد انقلاب و یا ضد نظام میگویید یا اینکه کار عین دینی میگویید. امروز انجام رسالت اجتماعی هنر یعنی عین دین، یعنی عین دین این است که من بپردازم به وضعیتی که مردم دارند بنابراین شما انتظار نداشته باشید از یک مؤسسه اگر بخواهد کار دینی کند مثلاً از جلوی درب عکسهای شهدا را بگذارد تا پشت بام ولی هیچ کاری برای شهدا و خانواده شهدا انجام ندهد و هیچ کاری برای مردم و اهداف و آرمان شهدا انجام ندهد.
قرائت ما از فرهنگ و هنر درست نیست
من خودم بچه جنگم من در جنگ بزرگ شدم و کسی نمیتواند به من انگ بزند. و آرمانهای جنگ را هم داریم ولی انتقاد داریم میگوییم این قرائتی که شما دارید از فرهنگ میکنید قرائت درستی نیست قرائتی که شما از هنر دارید قرائت درستی نیست بعد کسانی میآیند از جانب ما حرف میزنند و میگویند رزمندگان و... نظرشان این است. آقا رزمنده من هستم تو چرا از جانب من نظر میدهید شما بچههای جنگ را ببینید و ببینید کدام یکی از اینها از وضعیت و شرایط فرهنگی هنری فعلی راضی هستند و بعد ما هر کجا که میرویم میگوییم که ما حرمتگذار جنگ و دفاع مقدس و خانواده شهدا هستیم.
ما رفتیم روی گرده رزمنده سوار شدیم و آن بالا داریم سخنرانی میکنیم مسئله، قرائت ما از هنر است و مسئله ما قرائت فرهنگ است من میگویم از کجا معلوم این قرائتهایی که دوستان میکنند این قراءتها درست است و هر کسی که میخواهد کم کاری خودش را توجیه کند به جای دیگری حمله میکند و یک دشمن فرضی برای خود درست میکند بنده در واقع یک جایی مدیر بودم بیست سال کار کردم و هیچ کاری نتوانستم بکنم برای اینکه اعتراضات درون سازمانی خودم را بتوانم رفع و رجوع کنم یک دفعه یک دشمن موهوم میسازم برای اینکه همه توجهات را به سمت آن ببرم من میگویم بیایید منصفانه قضاوت کنیم و همه ماجرا را ببینیم البته من نمیگویم که همه کارهای من درست است و هیچ اشتباهی نکردم.
این را هم نگوییم که خانه هنرمندان درش را به روی بچههای مسلمان بسته چون بچههای مسلمان دارند میروند و میآیند و اگر شما نمیبینید دیگر تقصیر من نیست.
خانه هنرمندان سه سال است شبهای قدر هنرمندان را برگزار میکند
در محرم تنها جایی که 15 شب محرم برنامه های هنری خوب در رابطه با محرم گذاشت خانه هنرمندان است در رمضان تنها مرکزی که برنامههای هنری مربوط به رمضان گذاشت خانه هنرمندان بود خانه هنرمندان سه سال است شبهای قدر هنرمندان را برگزار میکند و برنامههای هنری و دینی دارد. دیگر من فکر میکنم برای یک چنین مرکزی با یک چنین بنیهای اینها را وقتی ردیف میکنیم و میشماریم من فکر میکنم که کارنامه بدی نیست البته این که ما مشکل داریم اشکالی ندارد دوستان بیایند و انتقاد کنند اما عرض من این است که ما در یک ارزیابی منصفانه جریان را ببینیم به چه سمتی می رود. آیا این مسیری که ما داریم میرویم مسیر درستی است و رو به جلو بوده یا خیر و اگر رو به جلو بوده به عقیده من کار درست است و اگر شما اعتقاد داریم که حرکت خانه هنرمندان از وقتی که آن را تحویل گرفتم وضعیت بدتر و نا بسامان تر شد این یک بحث دیگری است که قضاوت شما و افکار عمومی باید بگوید واگر نه هر مدیری طبیعی است که از کار خودش تعریف کند.
من شخصا با آقای یعقوبی صحبت کردم و رفتار ایشان را نکوهش کردم
معاون فرهنگی شهردار تهران درباره اینکه چرا شما برای افتتاحییه یکی از تئاتر ها از آقای یعقوبی که حاشیه های سیاسی ایشان مشخص است، دعوت می کنید، گفت: به اعتقاد من دوتا قانون داریم یکی قانون الهی است که آدمها را میسنجد یکی هم قانون مدنی جمهوری اسلامی. هر کسی که در جمهوری اسلامی زندگی میکند و تحت لواء این نظام و تا مادامیکه قانون، این آدم را از حق شهروندیاش منفک نکند من و شما حق نداریم که حق شهروندیاش را به خاطر اندیشهاش زیر سئوال ببریم و یکی از اشتباهات استراتژیک ما این بوده که فکر میکردیم با بگیر و ببند اندیشه را هم میشود تعطیل کرد، خیر شما نمیتوانید اندیشه را تعطیل کنید من عرض میکنم که شما وقتی در موضع مدیر قرار میگیرید یک مسئولیتی دارید و یک وظایفی بر دوش دارید و البته یک سری مسائل را نمیتوانم به شما بگویم.
من خودم با آقای یعقوبی صحبت کردم و رفتارش را نکوهش کردم، و حتی بارها از ایشان خواستم که سکوت کنند و گفتم آقای یعقوبی شما لطف کنید سکوت کنید شما اگر بخواهید کار تئاتر انجام دهید بروید و کار تئاترتان را انجام دهید من که طبیعتاً نمیتوانم جای همه شخصیتهای حقیقی و حقوقی خانه هنرمندان قرار بگیرم آقای یعقوبی یا هر کس دیگر به هر علتی دوست دارد توی سایتهایی باشد و مشهور باشد و جدل کند که البته شیوهاش این است. آن چیزی که به من مربوط میشود که من یک سالن در اختیار دارم که طبق قوانین و ضوابط جمهوری اسلامی این سالن را به متقاضیان میدهم و بعضی ازاین نمایشها هم امکان دارد که شما خوشتان بیاید و یا نیاید و بارها من به آقای قالیباف نامه نوشتم و گفتم اگر ما بخواهیم کار فاخر انجام دهیم باید پول داشته باشیم شما نمیتوانید یک تماشاخانه را بگویید که با 20 درصد بلیطش سر پا باش و ضمناً در تولیداتش هم دخالت کنیم من پول ندارم که تولید کنم باید از بین کارهایی که میآید خیر الموجودین را انتخاب کنم.
به ایشان گفتم که شما کار هنریت را انجام بده و درگیر کارهای سیاسی نشو
نکته اول این است که شما یک وقتی با یک مدیری سر و کار دارید که در ردیفهای بودجهاش پول برای تولید تئاتر دارد و بعد به ایشان میگویید که شما که پول برای تولید تئاتر دارید چرا مثلاً این تئاتر را تولید کردید و چرا این تئاتر را تولید نکردید. یک مدیری است و یک سالنی به ایشان دادند و گفتند که هذا و هذا هرچی نمایش فروخت 20 درصد مال تو، که در واقع از هر نمایشی 20 درصد نیست کمتر از 10 درصد میرسد. حالا یک نمایشی قرار است که اجرا شود میرود مجوز از وزارت ارشاد میگیرد و همه کارها را انجام میدهد و اجرا میشود و اتفاقی که برای آقای یعقوبی افتاد این بود که اولاً خود من جزء اولین کسانی بودم که به آقای یعقوبی گفتم که این تصویری که گذاشته بودید داخل سایت کار خوبی نیست گفتم آقای یعقوبی شما هنرمندی شما کارت را انجام بده و نقدی هم به شما دارند بنابراین این طور نبوده که من در آنجا که مثلاً ما یک اتاق فکری داشته باشیم که تعیین کنیم که در وب سایت آقای یعقوبی چه اتفاقی میافتد من در واقع نه مدافع چنین حرکتی هستم و نه میتوانم دخالتی داشته باشم برای اینکه ایشان یک آدم مستقلی است و میتواند در سایت خودش هر حرفی را بزند.
بیش از 80 درصد بودجه تئاتر صرف آدمهای غیر تئاتری میشود
بعد از اینکه این اتفاق و قضیه آقای یعقوبی افتاد، یک دفعه یک هجمهای شروع شد که یک سری آدمها همش از امکانات استفاده میکنند و یک سری از آدمها .... شما متوجه نبودید که چه کسانی این حرفها را میزنند ولی من توجه کردم من داشتم به یک مسئله ظریفتر فکر میکردم به اینکه آن آدمهایی که حرف میزنند ببینید ما در تئاترمان همین بودجه اندکی که ما راجب تئاتر داریم به عقیده من دارد بیخود هرز میرود یعنی ما داریم بیش از 80 درصد بودجه کار اجرایی را صرف آدمهایی میکنیم که نه تئاتری هستند و نه خواهند شد در هیچ کشوری اینگونه سرمایهگذاری انجام نمیدهند یعنی نگاه میکنند که شما مستعد در چه زمینهای هستید و روی شما سرمایه گذاری میکنند و ما درتئاترمان زنبیل توی صف میگذارد و نوبتش که شد یک قراردادی میبندد و یک پولی میگیرد و یک تئاتری اجرا میکند و فارغ از اینکه این شخص در آینده تئاتری میشود یا نمیشود ولی بحث کلان من در این ماجرا این است که ما در تئاتر نه بودجهاش را آنقدر داریم و نه اصلاً اگر داشته باشیم هم باید این کار را انجام دهیم. حالا ما باید بپذیریم که یک عده در این مملکت از بودجه تئاتر دارند ارتزاق میکنند ولی هیچ کاری برای تئاتر انجام نمیدهند. در همین تماشاخانه ایرانشهر خیلی از این آدمها آمدند و روزی دو ردیف تماشاگر نداشتند کسانی که داشتند جای این حرفها را میزدند هدفشان این بود که از حب علی نبود مسئله از بغض معاویه بود که این حرفها را میزدند چون من در مکانی نشستم که همه این چیزها را میشنوم و رصد میکنم و متوجه هستم که در کجا باید موضعگیری کنم آن چیزی که من در افتتاحیه گفتم دال بر این نکته بود که همین که یک آدمی اسم هم نبردم در تئاتر شروع میکند کار کردن و موفق میشود داد یک سری آدمها که نمیتوانند خودشان را به ایشان برسانند، در می آید مسئله این است که خلیفه کشی نباید باب شود آن داستانی که به حضرت علی میگویند برای قتل عثمان.
امسال آقای یعقوبی به خاطر رفتارشان هیچ اجرایی در ایرانشهر ندارد
آن بحثهای آقای یعقوبی جای خود و من هم انتقادهای خودم را کردم و به ایشان گفتم و ناراحتی خودم را هم از آقای یعقوبی اینطور نشان دادم که سال آینده آقای یعقوبی هیچ اجرایی در سالن ما نخواهد داشت چون به عقیده من آقای یعقوبی از جایی حرفه تئاتر را رها کرد و شروع کرد به کار سیاسی کردن و مواجهه با مطبوعات که اصلاً کار حرفهای تئاتر نبود حالا شما دلیل از این روشنتر میخواهید بدانید که من از آن حرکت ناراحت بودم که سال آینده آقای یعقوبی اجرا ندارد در صورتی که کارهای ایشان از پرفروشترین کارها بوده و من ناراحت هستم ولی آن چیزی که من در آن روز گفتم دال بر این بود که آن کسانی که افتاده بودند پشت این جریان که یک عدهای در هر سالنی میروند و اجرا میکنند اینها از سر دلسوزی نظام این حرفها را نمیگفتند و اتفاقاً خیلی از این آدمها اگر به لحاظ اخلاقی، فکری و سیاسی نگاه کنید از محمد یعقوبی خطرناکتر هستند و متأسفانه رسانهها شروع کردند همین آدمها را بولد کردند و مثل اینکه اینها شدند لیدر یک جریان و بحث ما این بود که در این ماجرا دو مسئله با هم خلط شده یکی مسئله آقای یعقوبی است و یکی مسئلهای که اگر یک کسی کارش موفق بود باید صد سالن به ایشان بدهیم که اجرا کند.
من نمیتوانم بر اساس سلیقه افراد، کسی را ممنوعالکار کنم
من میگویم اگر من و جنابعالی به قانون پایبند نباشیم سنگ روی سنگ بند نمیشود یعنی امروز من بر اساس سلیقه شخصی بگویم من از فلانی خوشم نمیآید و بگویم این نوع قیافه با نظام در تناقض است آستین کوتاه پوشیده پیراهنش تنگ است و... من اینجا قاضی نیستم بله به یک هنرمندی نقدی دارید بله اشکالی ندارد اما شما در واقع میگویید که مدیر یک مجموعه باید بشیند و بر اساس چیزی که در فضای مجازی میگذرد روی آدمها خط قرمز یا سبز بکشد آیا این مسئله تظاهر را در جامعه رشد نمیدهد یعنی اگر کسی آمد چاپلوسانه گفت که من مخلص نظام هستم و در عمل زیرآب نظام را میزند برای شما هیچ اشکالی ندارد؟ ضمن اینکه گفتم اولاً ما در این مملکت قانون داریم نه وظیفه بنده است و نه وظیفه شمای رسانه است نهادهایی در این مملکت هستند که اتفاقاً نهادهایی از من و شما انقلابیتر و دلسوزتر به نظام هستند و اگر قرار باشد کسی ممنوع الکار باشد به ما اعلام میکنند و ما هم ممنوع الکارش میکنیم اما اینکه بنده بنشینم و بر اساس سلیقه افراد مثلاً یکی از دوستان خبرنگار آمده بود زمانی بود که کار پارسایی و رهنما اجرا میشد خبرنگار روز اول که آمد خیلی از من تشکر کرد و گفت اینکه واقعاً شما کار کمدی میگذارید ولی فردا یک خبرنگاری آمد و گفت که شما چرا این کارها را میگذارید اجرا شود این کارها سخیف است و... حالا شما خودتان را بگذارید جای من به عنوان مدیر و بر اساس سلیقه افراد تصمیمگیری کنید یکی میگوید کار آوانگارد دوست دارد یکی کار کمدی، یکی میگوید که کار باید مردمی باشد و یکی میگوید کار روشنفکری باشد شما باید یک نظام و اساسنامهای داشته باشید که این نظام و اساسنامه را قانون جمهوری اسلامی به من و شما ابلاغ کرده و هر کسی که بخواهد از آن بیرون بزند، ما که از علی علیتر نمیتوانیم بشویم ما از رهبر که نمیتوانیم جلوتر بزنیم شما بروید همین کتاب دغدغههای فرهنگی ایشان را بخوانید و بعد ببینید که ایشان حرفهایی که راجب هنرمندان میزند همین حرفهایی است که شما میزنید؟ یک هنرمندی در این مملکت بهش حق کار دادند یعنی این نظام بهش حق کار داده من ندادم شما میدانید من مجوز نمی دهم وزارت ارشاد مجوز میدهد و حتماً وزارت ارشاد با نهادهای امنیتی ارتباط و تعامل دارد و در این شکی نیست حالا یک آدمی در این مملکت بهش حق کار داده شده و آمده یک کاری را اجرا کرده و اینکه رفته در فضای مجازی و در ضمن کارش چه حرفهایی گفته آن ربطی به کارش ندارد ضمن اینکه بنده میگویم من ایشان را صدا کردم و گفتم من این روش شما را با رسانهها نمیپسندم و شما خودت داری حاشیه میزنی به کار خودت اما من میگویم شما یک سند و مدرک برای من بیاورید راجب هر کسی و بگویید این به صورت علنی در واقع گفته که من با نظام مخالفم اولاً کسی که این کار را انجام دهد نباید موجودیت داشته باشد که بیاید کار کند.
ستونهای این نظام که با یک حرف به لرزه درنمیآید
ببینید دین اسلام اینطوری است دین اسلام نه تنها اصل بر تبرا است حتی حضرت رسول وقتی از جایی رد میشود و میبیند یک عمل خلاف دارد انجام میشود و میبیند کسی دارد زنا میکند پرده را میبندد و عبور میکند دین اسلام این است. ما مشکلمان از آنجا آغاز میشود که دین را آن آیهای که میگوید اشداء علی الکفار رحماء بینهم درست تعبیرش نمیکنیم که یعنی چی خدا می گوید اشداء علی الکفار رحماء بینهم چرا پیغمبر اسلام وقتی در مکه است قبل از اینکه مهاجرت کند به مدینه هزارتا فحش وتوهین به ایشان میزنند، خاکستر و احشاء حیوانان روی ایشان میریزند شعراء شعرهایی میگویند که شما بخوانید رنگ موهایتان هم قرمز میشود اشعاری که راجب پیغمبر میگفتند قبل از مهاجرت ایشان چرا وقتی که پیغمبر با همه این مصائب از مدینه میآید و مکه را فتح میکند دستور میدهد همه در امان هستند و چهار نفر اعدام میشوند و تنها خونی که ریخته میشود این چهار نفر هستن و آن هم به خاطر گناهان کبیرهای که کردهآند میگویند ابوسفیان در امان است و هر کسی که به خانه ابو سفیان برود در امان است هند را میگوید در امان است آن کسی که جگر حضرت حمزه را درآورده و ازجمله شعرائی که در هجو ایشان مثل کعب ابن زید و... چند نفر از شعرایی که در هجو ایشان شعر گفتند میگویند که شما در امان هستید و این پیغمبر ما است و این هم رفتار ما است. اسلام رحمانی یک شعار نیست یک ایدئولوژی است و یک فلسفه است ما اگر ظرفیتهایمان آنقدر تنگ باشد که در واقع فکر کنیم با یک حرفی که زده میشود ستونهای نظام به لرزه در آمد این چه نظامی است بعد من میگویم بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ گر کافر و گبرو بت پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازآ، والله قسم همین ماهایی که برای این افراد داریم قضاوتهای اینطوری میکنیم شاید خودمان گناهانی میکنیم که اگر فردای قیامت بشود مشخص میشود که اینها رو سفیدتر از ما هستند من تزویرها و تظاهرهایی را دیدم که بیش از این چیزها به نظام ما و انقلاب ما ضربه زدند من حرفی ندارم اولاً که من و ما اصلاً لازم نیست این کار را بکنیم هر کسی که از نظام خارج شود خود نظام سیستم دارد و گوش او را میگیرد و ادبش میکند کسی که جرأت کند و بگوید من از این نظام بدم میآید من میگویم اگر کسی آمد و یک چیزی گفت به شما و فردا زیر آن زد شما باید بگویید همان که زیرش زدید درست است.
شما نشر چشمه را ببندید، نشر رودخانه باز میشود
بله من هم به خیلی چیزها اعتراض دارم، اعتراض فرق میکند که طرف را از حیز انتفاع ساقط کند. من در آن مراسم گفتم که یک انتشاراتی به هر دلیل بسته شده به دلایلی که ما میدانیم بعد باز میشود و عوض اینکه رفتار خودش را اصلاح کند دوباره اولین کتابی که چاپ میکند کتاب شمایل تاریک کاخها است. من نگفتم نشر چشمه را بروید ببندید، چون جواب نمیدهد. شما نشر چشمه را ببندید، نشر رودخانه باز میشود، نشر رودخانه را ببندید نشر سرچشمه باز میشود. من به استراتژی ارشاد اعتراض کردم نمونهای که میآورم نمونه ای است که به استراتژی ارشاد بر میگردد الآن در همین تهران چند تا سالن خصوصی تئاتر باز شد است، یک زیر پله را کرده اند تئاتر و... چه کسی بر اینها نظارت میکند؟ من اگر آمدم یک روزی گفتم من اعتراض دارم به این قضیه به معنی این نیست که هیچ کس نتواند سالن تئاتر خصوصی راه بیندازد بلکه به شیوه کار اعتراض میکند بحث من بحث فرد نیست بحث سیاستگذاری است. من میگویم اگر امروز یک فردی آمد یک حرفی زد و فردای آن روز گفت من منظورم این نبوده ببخشید، تمام است مگر اینکه یک آدمی بر آن چیزی که شما بیان میکنید اصرار داشته باشد و اعلام کند. البته به نظرم میرسد ما در این مدت نه دیدیم کسی به صورت علنی بیاید بگوید که من با نظام جمهوری اسلامی و رهبری مخالفم و اگر هم چنین چیزی گفته باشد بنده و شما مأمور مجازاتش نیستیم چون مملکت قانون دارد و حداکثر این است که شما به عنوان مدعی خصوصی میتوانید شکایت کنید که از فلانی بابت این قضیه شکایت داریم اما شما نمیتوانید این آدم را محکوم کنید برای اینکه در این مملکت ما سیستم قضایی داریم غلط یا درست، ولی سیستم قضایی داریم. ما اگر امروز بچه مسلمانیم و اعتقاد داریم به نظام، باید به قوانین نظام هم اعتقاد داشته باشیم.
ما 6 ماه طاقت داریم به خاطر حفظ نظام خانه نشین شویم؟
کسانی که از حضرت علی(ع) بریدند، فکر میکنید برای چی بریدند؟ تاریخ دارد تکرار میشود میدانید برای چی؟ برای اینکه از علی(ع) داغتر بودند. علی(ع) میگفت: این، میگفتند نه ما باید با شمشیر... حضرت علی(ع) 23 سال برای مصلحت اسلام رفت خانه و از خانه بیرون نیامد. کسی که حق مسلمش حکومت و فرمانروایی بعد از پیامبر بود، ولی 23 سال خانهنشین شد. من و جنابعالی شش ماه طاقت داریم که به خاطر نظام و انقلاب برویم و خانه بشینیم و بگوییم عیبی ندارد. چون اصل نظام یک چیز دیگری است و نظام یک چیزی را میخواهد که شاید من درکش نمیکنم. من هم خیلی مسائل دارم نسبت به نظام ولی یک چیزی همیشه آرامم میکند. ما زمانی که قطعنامه تصویب شد، یکی از سختترین لحظات عمر من زمانی بود که رادیو ساعت 2 این را اعلام کرد. یعنی ما سالها با این آرمان که جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان، راه قدس از کربلا میگذرد و کربلا کربلا ما داریم میآییم، ما با اینها زندگی کردیم شما تجربه نکردید و ببینید که وقتی دوشکا رو دوشتان هست و آن گلوله را میبینید و بعد میگویی یا حسین بروید باید برویم و بعد رفیقانتان مثل برگ اطراف شما زمین میریزند. شما اینها را تجربه نکردید با این آرمانها وقتی که امام گفت که من جام زهر را نوشیدم هیچ کدام از ما حرفی نزدیم و یک چیز ما را آرام میکرد و میگفتیم رهبری، وگرنه اگر بحث رهبری نبود مگر این آدمها ساکت میشدند. میگفتند که هشت سال ما جنگیدیم و برادر من، پدر من و رفیق من اینجا کشته شده برای هیچ. فکر میکنید چه چیزی این بچهها را آرام میکرد؟ این که میدانستند که یک مصلحت بالاتری وجود دارد که باید خودشان را تسلیم آن مصلحت کنند و ما بعضی اوقات فکر میکنیم که هیاهو و جنجال و... معنیاش این است که ما آدمهای معتقد به نظامیم. ب عضی اوقات خیر اتفاقات سکوت و خون دل خوردن نشانه انقلابی گری است و اگر به هیاهو است، شما توی طبل توخالی هم بزنید آنقدر هیاهوی میکند.
ما از مسائل کلان فرهنگی مملکت غفلت کرده و درگیر مسائل کوچک شدهایم
ما در برنامه خود داریم که مثلاً برای سال آینده اولین کاری که گذاشتیم یک باز تولید از کارهای زمان جنگ دهه 60 مظلوم پنجم رضا صابری که دهه 60 اجرا شد و یکی از بهترین کارهای جنگ آن زمان بود و کارهای دیگری که داریم در طول سال، ولی واقعیت این است که شما در یک مجموعهای قرار گرفتیه اید که پایههایش پایههای متزلزلی است و بعد شما میگویید که چرا آجر را درست نمیاندازی بالا و من میگویم که ای کاش شما به جای حرفهای مصداقی در حد دو سه دقیقه، ما واقعاً به این مسائل کلان میپرداختیم که چه کسانی متولی بودند که این پایههای فرهنگ ما را امروز سفت کنند که من مدیر وقتی آجر میاندازم بالا درست این آجر سر جای خود بنشیند و چرا این اتفاق نیفتاده، یعنی اینقدر بعضی اوقات این مسائل کوچک ما را سرگرم میکند و یا اینکه میخواهند که ما را سرگرم کند که ما از مسائل کلان فرهنگی و کلان این مملکت غفلت میکنیم و نتیجهاش هم این بوده که خیلی از اتفاقات می افتد که رسانه ها باید به طور جدی به آن توجه کنند ولی متأسفانه به مسائل خیلی ریز و جزئی پرداختند و این مسائل ریز و جزئی هم ما را به آن جایی که میخواهیم نمیرساند و فقط سرگرم میکند یعنی من و شما به عنوان بچه مسلمان اینجا بشینیم و این بحثها را بکنیم ولی روی این مسئله فکر نکنیم که اساساً این تفکری که الآن در تئاتر ما است چطوری رشد کرده است.
خانه هنرمندان استانها، طرحی است که نماد کار فرهنگی است
خیلی از کارهایی که ما داریم میکنیم و اعتقاد به کار زود بازده فرهنگی نداریم یعنی فکر میکنم که کار فرهنگی یک کار دراز مدت است و باید صبر داشته باشیم و حوصله داشته باشیم و مسائل را زود بر نتابیم و ما الآن همین اتفاقی که یک مدتی شروع کردیم "خانه هنرمندان در استانها" این کاری است که شاید پنج سال دیگر جواب بدهد ولی همین حرکت را شما حساب کنید که ما در استانها وشهرستانها داریم خانه هنرمندان ایجاد میکنیم تا هنرمندان دور هم جمع شوند و کارهایشان را انجام دهند واین شاید به چشم نیاید ولی وقتی که پنج سال دیگر در سطح تهران و سایر شهرهای کشور 30 یا 40 خانه هنرمندان داریم میبینید که چقدرتأثیر روی وضعیت فرهنگی ما و بچههای شهرستان میگذارد ما آنقدر داد میزنیم که بچههای شهرستان چه کسی کار عملی کرده برای بچههای شهرستان جز این است که ما داریم یک سال است که پیگیری میکنیم که در شهرستان خانه هنرمندان ایجاد کنیم. رفتیم با میراث فرهنگی و وزارت مسکن تفاهم نامه بستیم و ساختمان بگیریم و اینها دور هم جمع شوند و کار کنند و این کارها کارهای دراز مدت فرهنگی است، کارهایی نیست که من یک شبه بگویم که من چهار سال آمدم و این انجام شد.
خود همین فیلم تئاترها که بچههای شهرستان نمیتوانند بیایند تهران، تئاتر ببینید، کدام حرکت فرهنگی اجتماعی از این بهتر است که در زمینه عدالت اجتماعی و عدالت فرهنگی میگویم که آن چیزی که در تهران است من برای بچههای شهرستان بفرستم یا حرکتی که در بحث جوانان در تئاتر ایرانشهر انجام دادیم کدام تئاتر این مملکت گفت ما یک روز باید روی جوانان سرمایهگذاری کنیم و آمد بخشی از زمانهای طلایی خودش را داد به پنج یا شش جوان که بیایند و کارشان را اجرا کنند. من میگویم اینها برای شما در حد یک خبر است اما واقعاً وقتی به عمق ماجرا نگاه کنید اینها مسائل اساسی ما است.