کسی صدای سقوط استقلال اهواز را نشنید
مدیرعامل استقلال اهواز پیش از بازی تیمش مقابل استقلال خوزستان اعتراف تلخی داشت و مدعی شد ورود این تیم به لیگ برتر بیتدبیرانه بود.
به گزارش « نسیم آنلاین »، مدیرعامل استقلال اهواز پیش از بازی تیمش مقابل استقلال خوزستان اعتراف تلخی داشت و مدعی شد ورود این تیم به لیگ برتر بیتدبیرانه بوده است. استقلال اهواز با خرید امتیاز فولاد نوین در لحظات آخر وارد لیگ برتر شد ولی حرفی برای گفتن نداشت و از روز اول مشخص بود که یکی از سه تیم سقوطکننده خواهد بود. کارون یعقوبیزاده که دوست ندارد این تجربه برای سایر تیمها تکرار شود، گفت:
«برخی مواقع خوب است که گذشته یادآوری شود و از آن درس گرفت. فکر میکنم استقلال اهواز یک تجربه برای باشگاههای سراسر کشور شد تا اینچنین بیتدبیرانه وارد لیگ برتر نشوند و بیگدار به آب نزنند. ارزش ندارد یک سال وارد لیگ برتر شد و بعد دوباره به لیگ پایینتر بازگشت. استقلال اهواز از خیلی از امکانات اولیه که یک تیم برای شرکت در لیگ حرفهای باید برخوردار باشد، محروم است. اعتقاد من این است یک تیم نباید به لیگ برتر بیاید مگر اینکه امکاناتی نظیر زمین را دارا باشد و مشکل مالی هم نداشته باشد.»
استقلال اهواز اولین تیمی نیست که با شور و شوق وارد لیگ برتر شده، ولی خیلی زود مجبور شده از جمع برترینهای فوتبال ایران خداحافظی کند. قبل از استقلال اهواز نفت مسجدسلیمان سرنوشت مشابهی را تجربه کرد و این فهرست طولانی را میتوان ادامه داد. استقلال اهواز تنها تیمی نیست که در این فصل شرایط حضور در مسابقات را ندارد. نفت تهران که فصل را به عنوان یک مدعی شروع کرد و سهمیه لیگ قهرمانان را هم به دست آورده بود، پولی برای ادامه مسیر ندارد و حتی شبهای قبل از بازی نمیتواند به هتل برود.
15 دوره از شروع لیگ حرفهای گذشته، ولی هنوز فوتبال ایران نتوانسته 16 باشگاه استاندارد برای حضور در این لیگ پیدا کند. طبیعی است که همه باشگاهها آرزو دارند در لیگ حرفهای، ویترین فوتبال ایران بازی کنند. تمام استانها دوست دارند نمایندهای در این لیگ داشته باشند و ستارههای استقلال و پرسپولیس را در ورزشگاههایشان ببینند. این اشتیاق حتی به نمایندگان مجلس هم سرایت کرده بود و تعدادی از آنها ماموریتشان را گرفتن سهمیه لیگ برای استانشان میدانستند.
وقتی چنین تفکری غالب میشود، کیفیت و استاندارد یک باشگاه حرفهای کاملا تحت تاثیر کمیت قرار میگیرد. تنها حضور در لیگ برتر اهمیت پیدا میکند و اتفاقاتی که قرار است در نیم فصل، پایان فصل یا سه فصل بعد برای آن باشگاه بیفتد، کمترین اهمیتی ندارد. تیمهایی که یک شبه و با یک امضا چندصد کیلومتر جابهجا میشوند، طبیعی است که دورنمایی نداشته باشند و دل به موجهایی بسپارند که معلوم نیست آنها را به کدام ساحل میبرد.
در این وضعیت آشفته سوالاتی درباره آینده لیگ برتر به ذهن میرسد که عمدتا بیجواب است. مسوول کیفیت لیگ حرفهای و باشگاههایی که قرار است در مهمترین لیگ کشور حاضر شوند کدام فرد یا سازمان است؟ در 15 سالی که از شروع لیگ برتر میگذرد، باشگاهها از نظر ساختار و شرایط حرفهای چقدر پیشرفت داشتهاند؟ لیگ برتر چه زمانی قرار است صاحب 16 باشگاه حرفهای شود که مشکلات سختافزاری و مالی نداشته باشند و فقط روی بعد فنی فوتبال تمرکز کنند؟ اصولا چنین دورنمایی برای فوتبال باشگاهی ایران طراحی شده یا قرار است اتفاقات مسیر آینده را مشخص کند؟
این روزها کارلوس کیروش در اعتراض به کمبود امکانات اولیه و بدیهی تیم ملی معترض است و میخواهد برود، ولی در فوتبال باشگاهی کمتر کسی از این وضعیت ناراضی است. اگر اعتراف مدیرعامل استقلال اهواز را فراموش کنیم، تقریبا هیچکس از این وضعیت گلایهای ندارد و راهکاری برای بهبود شرایط فعلی ارائه نمیکند. در شروع فصل بود که بحث پرداخت بدهی باشگاهها مطرح شد، ولی همه چیز خیلی زود فراموش شد. وضعیت فوتبال باشگاهی ما خیلی بهتر از فوتبال ملی نیست، ولی هیچ تلاشی برای خروج از این دایره بسته وجود ندارد. اگر تصمیمگیری به باشگاهها سپرده شود، طبیعی است که تغییری در اوضاع بهوجود نیاید. تنها ارادهای از بالا میتواند باشگاهها را به بالا بردن استاندارد و کیفیت مجبور کند، ولی فدراسیون و سازمان لیگ فعلا هیچ برنامهای برای حرکت به سوی یک لیگ حرفهای واقعی ندارند.
منبع: روزنامه ایران ورزشی