در انتخابات فدراسیون فوتبال آزادانه رای دادیم
شیرازی: با واگذاری نفت تهران به استانهای دیگر مخالفیم
رئیس هیأت فوتبال استان تهران در گفتگوی تفصیلی با «نسیم آنلاین» گفت: ما به این قضیه که باشگاه نفت تهران به چه کسی واگذار میشود، ورود نمیکنیم ولی میگوییم که باید تهرانی باشد.
گروه ورزشی «نسیم آنلاین» - نام حبیبالله شیرازی رئیس هیات فوتبال استان تهران در سالیان اخیر با مسائل و حواشی زیادی مطرح شده است. با عضو هیات رئیس سازمان لیگ در گفتگوی تفصیلی با «نسیم آنلاین» در خصوص مسائل مختلف از جمله بحث تبلیغات کانون ایران ، انتخابات فدراسیون فوتبال، برنامههای هیات فوتبال استان تهران و مسائل حاشیهای دیگر همکلام شدیم که در ادامه میخوانید.
مهمترین برنامههای هیأت فوتبال استان تهران به عنوان متولی فوتبال استان چیست؟ حدود 9 سال است که مسئولیت هیأت فوتبال استان تهران را عهدهدار هستم و تلاش کردم این هیأت را از وضعیت آماتوری به حرفهایگری سوق بدهم. در این مدت سه کتاب را مدون کردم. یکی همین بحث فوتبال پایتخت از آماتوریست به حرفهای گری است. حدود 55 سال از تأسیس این هیأت میگذرد. در همان ابتدای حضورم به عنوان رئیس، اینکه از اول تا الان چه کسی مسئولیت آن را عهدهدار بوده یا اینکه دبیرها چه کسانی بودند یا اینکه تشکیلات چگونه بوده را مدون کردیم. حتی مثلاً همین باشگاه پرسپولیس یا استقلال فعلی چه عقبهای داشتند. اینکه استقلال با دوچرخهسواران شروع کرد و بعد تاج شد و یا اینکه خود پرسپولیس از شاهین شروع کرد. البته نه تنها این دو تیم محبوب پایتخت، بلکه باشگاههایی که از اول بودند را بیان کردیم و تاریخچهشان را عنوان کردیم که چه بازیکنانی داشتند و چه سالی تأسیس شدند. وقتی من آمدم، دیدم که ما از نظر سختافزاری و نرمافزاری مشکل داریم. نه اینکه خدای ناکرده بخواهم نفرات قبلی سرزنش کنم. آنها هم به اندازه خودشان مدیریت کردند ولی سبک سنتی بود نه این سبک مدرنی که ایده آنرا داشتم. بنابراین تلاش کردم در این مدت اولا در مقوله سختافزاری، ساختمان هیأت فوتبال و جایی که تشکیلات در آن قرار دارد را طوری شکل بدهم که افرادی که به آنجا میآیند در درون آن شخصیت داشته باشند. قبلا در زمان عقد قراردادها، دوربین برنامه 90 مکانی را نشان میداد که اصلاً در شأن فوتبالیهای ما نبود. برای خود من باعث تأسف بود و گفتم تا ساختمان سر و شکل مناسبی نگیرد وارد آنجا نمیشوم.
علاوه بر آن زمانیکه وارد هیأت فوتبال شدم مبلغ 200 میلیون تومان در حساب هیأت بود که با آن ساختمانی را در گیشا خریداری کردم که فکر کنم یک میلیارد میارزد که این خودش از نظر اقتصادی یک ارزش افزوده پیدا کرد. از نظر نرم افزاری ما خیلی از کارها را انجام دادیم اولاً ما سایت نداشتیم. سایت هیأت فوتبال را راه انداختیم. سامانهای درست کردیم که فکر میکنم خود فدراسیون هم این سامانه را ندارد. ما این سامانه را راه انداختیم به دلیل اینکه تخلفاتی رخ میداد مثلاً شخصی میآمد دو شناسنامه داشت یا برای برادر دوقلویش بود یا صغر سن یا کبر سن ولی الآن طرف باید بیاید اطلاعاتش را مشخصاً وارد کند و دیگر نمیتواند تغییر بدهد اگر عکسی هست یا کپی شناسنامه یا کارت ملی همه اسکن شده داخل سامانه قرار میگیرد و یک کد شبایی داده میشود و آی دی کارت به ایشان داده میشود و حتی روی آی دی کارتش هولوگرام میزنیم تا تخلفی رخ ندهد یعنی ما تا این اندازه جلو رفتیم بنابراین کمیته انضباطی ما دیگر مثل قبل نیست که پروندههای زیادی داشته باشد و بخواهد بررسی کند همه چیز کامپیوتری شده و البته الکترونیکی کردن کار روند ما را خیلی تسهیل کرده است. حتی برای اولین بار ما کلاس برای سرپرست تیمها گذاشتهایم چون سرپرست تیم نمیداند که وظیفهاش چیست و اصلاً شرح وظایفش را نمیدانست.
در حال حاضر بودجه هیأت چقدر است؟ ما بودجهای نداریم یعنی هیچگونه بودجه تعریف شده از طرف فدراسیون نداریم. در اساسنامه مشخص شده که منبع درآمدی ما چقدر است. هیأت فوتبالNGO است و بر اساس کمکهای مردمی و خیرین اداره میشود. از سوی دیگر ما مثلاً هفتهای 160 بازی داریم و براساس هزینهها از جمله اجاره زمین، آمبولانس، پزشک، داور، ناظر مسابقه، ناظر داوری و... ورودی دریافت میکنیم.
از طرف اداراه کل ورزش و جونان استان نیز بودجهای به شما تعلق نمیگیرد؟ ما یک ریال نه از فدراسیون گرفتیم نه از اداره کل.
یعنی اداره هیأت با روشهای اقتصادی خودتان یا کمکهای مردمی بوده؟ البته ما درآمدهایی هم داریم مثلاً بحث بلیت فروشی. بابت مسابقاتی که برگزار میشد چون برگزار کننده ما هستیم یک بلیت فروشی انجام میشود و این مسئله مشخص شده که از 100 درصد پول بلیت، 80 درصد برای باشگاه است، 15 درصد برای سازمان لیگ و 5 درصد هم به هیأت فوتبال می رسد. البته زیاد نمیشود ولی همین هم نعمتی است. تنها دریافتی ما از فدراسیون همین مبالغ است. حتی بابت محل هیأت که در ورزشگاه شیرودی است هم اجاره میدهیم. جالب اینجاست که فضای سرانه ورزشی ما 34 صدم متر مربع است که البته الآن 10 درصد افزایش پیدا کرده لذا اداره کل ورزش استان هم دستشان بسته است و نمیتوانند به ما کمک کنند.
طرح آسیا ویژن هم در استان تهران راهاندازی شد. ما دیدیم که از استانهای دیگر عقب افتادیم مثلاً فارس، اصفهان که دو استان صاحب کلاس و خوب فوتبالی ما هستند در طرح آسیا ویژن شرکت کردند و ما نیستیم بلافاصله درخواست دادیم به فدراسیون که از طریق AFC ما هم میخواهیم استان بعدی باشیم و قبول هم کردند ما عضو طرح آسیا ویژن شدیم.
طرح آسیا ویژن پنج هدف دارد. اولین هدف بحث این است که تشکیلات هیأت فوتبال ما به سبک AFC باید در بیاید که AFC میگوید که شما باید مجمع داشته باشید. مجمعی که در آن اعضای فوتبالی باشند الآن مثلاً مدیرعامل 5 تیم لیگ برتری، دسته یک و دسته دو، فوتسال، فوتبال ساحلی و رؤسای هیأت فوتبال عضو هستند. یعنی الآن ما حدود 54 عضو مجمع داریم که رئیس را انتخاب میکنند و مشروعیت قانونی به رئیس میدهند و بعد رئیس، هیأت رئیسه دارد و هیأت رئیسه را خود اعضای مجمع به وسیله انتخابات تایید میکنند.
هدف دوم بحث برگزاری مسابقات است. برگزاری مسابقات ما قطعاً باید که به صورت حرفهای باشد اینکه میگویم از آماتوریسم به حرفهایگری همین است. طرح آسیا ویژن میگوید که اولا باشگاه از حالت تیم باید خارج شود و باشگاه بشود. باید لوگو، هیأت مدیره و دفتر و مکاتبات و... داشته باشد و همچنین به صورت حرفهای بازیکنانش ثبت شوند و بیاید در هیأت فوتبال. مسابقات به صورت رفت و برگشت باید باشد و آن باشگاه باید به اداره ثبت شرکتها رفته باشد. نمیشود در محله خود یک تیم تشکیل دهید و در مسابقات ما شرکت کنید. ما بر اساس خواستههای طرح آسیا ویژن این کار را عملیاتی کردیم و تیمهایمان را به 16 تیم رساندیم.
هدف سوم بحث فوتبال پایه است که از زمان حضورم اقدامات زیادی انجام دادیم.اولا به مدارس فوتبالمان هویت دادیم و این هویت یعنی اینکه بیایند و مجوز بگیرند چون در تهران خیلی از مدارس فوتبال هستند که مجوز نداشتند و بجای اینکه درشان را پلمب کنیم، به آنها گفتیم بیایید مجوز بگیرید و بر اساس شرایطی که وجود دارد به کارتان ادامه بدهید. خودمان طرح مدارس تهران - برزیلیا را اجرا کردیم و آقای اندرسون داسیلوا را از برزیل آوردیم و 6 نقطه از تهران را مرکز قرار دادیم و از این مراکز 6 نفررا به برزیل فرستادیم که از بین آنها دو نفر انتخاب شدند. بعد از آن این طرح را ادامه دادیم. مثلاً سال گذشته ما بحث استعدادیابی و نخبهیابی را انجام دادیم. تهران را به 9 منطقه تقسیم کردیم و در این 9 منطقه 3 هزار نفر را انتخاب کردیم که از این نفرات هم اکنون 9 تیم 25 نفره درست کردیم. بعد با اولیا آنها ارتباط برقرار کردیم و گفتیم که ما بودجه نداریم اما به شما یک مربی خوب را معرفی میکنیم و خودتان شرایط را برای نخبهها و بچههایتان فراهم کنید.
چهارم بحث مربیان و کلاسهای آموزشی است که ما در حال حاضر چیزی حدود 8 هزار مربی داریم. البته ایراد کار این است که همه آموزش دیدهاند اما به طور عملیاتی تیمداری نکردهاند.
بحث دیگر هم داوری است که در مقوله فوتبال، فوتسال، فوتبال ساحلی داورانی را تربیت میکنیم چه در سطح جهانی مثل آقای فغانی، ابوالفضلی، منصوری و بقیه عزیزان و چه در سطح پایه. بعد روی همه اینها ناظر گذاشتیم مثلاً آقای حسین خوشخوان که یک داور بینالمللی است، روی کار فغانی نظارت نمیکند بلکه ما 30 یا 40 نفر ناظر داریم که اینها میآیند روی داوران درجه 3 نظارت میکنند و ایرادهایشان را به آنها میگویند که سازندگی آنها شروع شود و پشتوانههایی برای آینده باشند.
در این چند سال این بچهها و استعدادها را به نوجوانان و جوانان تزریق کردهاید؟ امسال به باشگاههایمان از جمله پرسپولیس، استقلال، نفت، پیکان، راهآهن و... اعلام کردیم با توجه به اینکه هیأت فوتبال، باشگاه و تیم ندارد شما مربیان پایه خود را بفرستید و هر کدام از این بازیکنان را که خواستید جذب کنید.
الان بحث واگذاری باشگاه نفت تهران مطرح است و ظاهرا هیأت فوتبال با واگذاری نفت به خارج از تهران مخالفت کرده. باشگاه نفت حدود 66 سال قدمت دارد و فکر میکنم که باید حفظش کنیم. ما مسئولین و خدمتگزاران فوتبال در استان تهران خواهان این هستیم که اولاً تا آنجایی که میشود مشکلات باشگاههای ما کمتر شود اما کار به جایی رسیده که بحث واگذاری مطرح میشود.
مرحوم دهداری و آقای شیرزادگان از کسانی بودند که این باشگاه را ایجاد کردند و تیم نفت حتی در لیگ قهرمانان آسیا هم نتایج خوبی کسب کرده است. حتی در فصل گذشته و با وجود مشکلات و معضلاتی که داشتند و حتی عدهای میگفتند تیم به لیگ یک سقوط میکند، توانستند در رتبه پنجم لیگ قرار بگیرند. در بحث فوتبال پایه هم واقعاً عملکرد خوبی داشتهاند.
قبلا بحث واگذاری به حسین هدایتی مطرح بود و حالا هم ملوان برای خرید این باشگاه وارد عمل شده است. به نظر میرسد شما ترجیح میدهید امتیاز باشگاه در تهران بماند. ما به این قضیه که باشگاه به چه کسی واگذار میشود، ورود نمیکنیم ولی میگوییم که باید تهرانی باشد.
قبلا گفته بودید که ما خودمان حق رأی هم داریم و میتوانیم طبق اساسنامه مخالفت کنیم. بله، بحث ماده 4 هست که اشاره میکند به اینکه این تیمها باید موافقت هیأت فوتبال استانشان را بگیرند و ما میگوییم که واگذاری انجام شود به تیم استان خودمان. اگر کسانی هستند که میخواهند در این مقوله وارد شوند چرا از تهران نباشند. ملوان تیم با قدمت و ریشهداری است اما تجربه تلخی داشتیم از واگذاری تیمهایمان. پاس به همدان رفت و دیدید چه بلایی سرش آمد. پیکان به قزوین رفت و تجربه خوبی نبود. این تیمها ریشههایشان در تهران است و باید در تهران باشند. استدلال ما فوتبالی است نه سیاسی. یک مدت میخواستند این تیم را به اراک ببرند. اراک خودش یک تیم خوبی در دسته یک دارد و امسال هم ماندگار شدند. مگر راهآهن سقوط نکرد؟ پیکان هم سقوط کرد ولی الان به لیگ برتر برگشت. فکر میکنم راه آهن هم سال بعد میآید الآن راهآهن را به یک هلدینگ واگذار کردهاند و الان مالکش گفته که ما میخواهیم با جدیت پای تیم بایستیم و قطعا فکر میکنم به لیگ برتر برمیگردند. پس ما بیاییم یک راه دیگری را پیدا کنیم. واگذاریشان به استانهای دیگر راهکار خوبی نیست. باید تیمهایی که با ریشه و اصالتدار هستند را حفظ کنیم و نگذاریم که از بین بروند. الان در مورد پاس میگویند که نابود شد آن موقع هم من یادم هست آقای علی کاظمی جلوی این قضیه ایستاد و مقاومت کرد حالا تا آنجایی که ما میتوانیم بر اساس قدرت و اختیاری که داریم هستیم و دیگر بقیهکار الله اعلم.
در مورد انتخابات فدراسیون فوتبال یک سری شائبههایی به وجود آمده و میگفتند که شب انتخابات برخی کاندیداها با هیأتها جلسه گذاشته بودند، آیا این صحبت دارد؟ یا دستوری از وزارت یا مدیر کل به شما نرسیده که از شخص خاصی حمایت شود؟ نه، به هیچ وجه. لابی که همواره در انتخابات وجود دارد و همه لابی میکنند که رأی بیاورند مثلاً فرض کنید که شب قبلی که مجمع هست رؤسای هیأتهای فوتبال استانها مجبورند در یک هتلی مستقر شوند. خب قطعا موقع شام خوردن و یا در لابی هتل با هم صحبت کرده و جلسهای میگذارند. ولی اصلاً دعوتنامهای به من نرسیده مبنی بر اینکه در جلسه خاصی شرکت کنم.اصلاً آقای گرشاسبی یک بار هم با من تماس نگرفته و ما خیلی آزادانه عمل کردیم و در انتخابات هم رفتیم و رأی خودمان را دادیم.
دوره مدیریت تاج چه تفاوتی با رئیس قبلی خواهد داشت؟ فکر میکنم روندی که با مدیریت آقای کفاشیان در فوتبال ما شروع شد، دستاوردهای خوبی داشته است. دو بار ایشان یعنی فدراسیون و آقای کفاشیان از طرف AFC انتخاب شد و چند بار هم کاندیدای انتخاب بهترین فدراسیون شد. مقایسه کنیم با رؤسای قبلی که یک همچین اتفاقی نیفتاده. از سوی دیگر که 12 یا 13 کرسی در AFC داریم وخود آقای کفاشیان نایب رئیس و عضو فیفا است. تیم ملی 5 سال در رنکینگ اول است. درفوتسال قهرمان شدیم. در فوتبال ساحلی هم موفقیتهای خوبی داشتیم. در بخش بانوان برای اولین بار قهرمان شدیم و در فوتبال پایه هم همینطور. دستاوردهای مطلوب و ایدهآلی بوده است. البته جامعه رسانهای ما توقعاتشان بیشتر از اینها است و این طبیعی است. تاج هم در این مدت 8 یا 9 سال تجربه خوبی را به عنوان چه نایب رئیس اول و چه به عنوان نایب رئیس دوم کسب کرده است. به ویژه اینکه فکر میکنم که رئیس سازمان لیگ بودن خیلی کار مشکلی است و ایشان از پس آن بر آمدند و بر اساس آن عملکرد مطلوبی که داشتند طوری کارها را جلو بردند که اعتماد خوبی را از طرف اعضای محترم مجمع به دست آوردند و توانستند که با وجود آن شائبهای که ایجاد شده بود که ممکن است دو سوم آرا را کسب نکند، به راحتی با 50 رأی توانستند که رئیس فدراسیون شوند.
عدهای هم بحث پوتین - مدودوف را برای نایب رئیسی کفاشیان در فدراسیون مطرح کردند. هر چقدر که فردی آن کرسی را در اختیار دارد، تجربه بیشتری کسب میکند و میتواند منشأ خدمات بیشتری باشد و به هر حال با توجه به اینکه اساسنامه هم اجازه میداد که آقای کفاشیان وارد شود منتهی چون این بحث اساسنامه سال 90 و 86 مطرح بود، قرار شد ایشان به دو دوره بسنده کنند و آقای تاج آمدند و به عنوان ریاست فدراسیون انتخاب شدند که انتخاب بسیار خوبی هم بود. آقای کفاشیان هم حاضر شدند که در مسند نایب رئیسی بازوی راست ایشان باشند. فکر میکنم که این اتفاق میتواند در 4 سال آینده ثمرات خوبی داشته باشد که یکی از آنها رفتن تیممان به جام جهانی روسیه خواهد بود و دستاوردهای خوبی که آقای کفاشیان به دست آورده را آقای تاج بتواند تکرار کند.
برای نایب رئیس دوم گزینهای وجود دارد؟ صحبتهایی شده و نمیدانم که گمانهزنیها چقدر به نتیجه رسیده و این دو گزینه چه آقای عزیزی خادم و چه آقای قنبرزاده کسانی هستند که تجارب خوبی دارند و میتوانند منشأ خدمات ارزندهای باشند. به هر حال بستگی دارد به آقای تاج که کدام گزینه را در فرصت مناسب انتخاب و معرفی کند.
در بحث بدهی کانون ایران نوین ظاهرا قرار شد بخشی از این بدهی با واگذاری چند ملک و خودرو به سازمان لیگ پرداخت شود. بله اینها را خانم شفیعی آمدند و حوالههایش را دادند.
شما از شرکت ایران نوین تضمینی گرفته بودید؟ بله، الان یادم نیست که چقدر بود ولی چکهای تضمینی گرفته شده بود.
اگر اینها تبدیل به پول بشود چقدر از بدهی آنها پرداخت میشود؟ دو سه هفته پیش این توافق حاصل شد که آن مطالباتی که وجود دارد را به این ترتیب پاس کند و بقیه را بعد از اتمام مسابقات لیگ برتر بتوانند تسویه کنند. این حسن نیت را نشان میدهد و اگر قرار بود کار به شکایت کشیده شود فکر میکنم زمان میبرد و این قضیه به ضرر باشگاههای ما میشد.
در حال حاضر مشخص است که چقدر به باشگاهها از سازمان لیگ کمک شده است؟ اعداد را هنوز نیاوردند. در جلسه بعدی قرار شد که بیاورند. به هر حال شیوه تقسیم این پولها مشخص است و بر اساس آئیننامهای که وجود دارد و همچنین بر اساس رتبه تیمها در جدول پولها پرداخت میشود.
مثلاً استقلال خوزستان دریافتیاش نسبت به سال گذشته باید افزایش قابل توجهی داشته باشد. بله خیلی و این قهرمانی هم خودش یک منبع درآمد خوبی خواهد بود.
آیا سازمان لیگ به همکاریاش با آلاشپرت ادامه میدهد؟ به هرحال فکر میکنم که رئیس جدید فدراسیون باید در این زمینه تصمیمگیری کند و باید ببیند با کدام اسپانسر به کارش ادامه خواهد داد. در بحث توپهای لیگ برتر نیزچند گزینه داریم که پوما و آلاشپرت از جمله آنها هستند. برای توپ مسابقات سه پاکت دریافت کردیم که در جلسه هیأت رئیسه مطرح شد اما بدلیل ایرادی که بود، پاکتها را باز نکردیم و برگرداندیم تا ایراد بر طرف شود. مثلاً برای همین جام حذفی اسپانسرها میآیند با ارقامی که مشخص میکنند پیشنهادشان را ارائه میکنند و این پیشنهادها را ما بررسی و انتخاب میکنیم. همینطور جشن برترینها هم هست که یک پیشنهادی آمده بود که ما حاضریم با این مبلغ جشن برترینها را برگزار کنیم.
هیأت فوتبال نمیتوانست در قضیه زمین تمرین تیم ملی کمک کند؟ آقای دکتر اسدی، دبیر کل فدراسیون سال گذشته به من نامهای نوشتند مبنی بر اینکه کل زمینهایی که در استان تهران داریم به ما معرفی کنید و میخواستند ببینند که چه گزینههایی وجود دارد که به آقای کیروش پیشنهاد بدهند. فکر نمیکنم بیش از 10 زمین مناسب در تهران داشته باشیم اما حدود 50 زمین معرفی کردیم. از لحاظ شرایطی که آقای کیروش میخواهد، ما زمین مناسب نداریم. فقط زمین شماره یک آزادی است که برای مسابقات حفظ شده یک زمین آکادمی هست که در آن تمرین میکنند و آن زمین نامناسب شده و قرار است بازسازی شود. در نهایت هم زمین دستگردی برای تیم ملی در نظر گرفته شد.
هیأت فوتبال زمینی در اختیار ندارد؟ ورزشگاه تختی دست اداره کل ورزش و جوانان است که آنها اجاره میدهند. شیرودی هم که برای شرکت توسعه و تجهیز هست. هیأت فوتبال حتی یک زمین چمن یا یک سالن هم ندارد. با این نبود امکانات سخت افزاری باید هیأت استان را اداره کنیم.
سال گذشته درخواست کردیم که برای بازیهای پیشکسوتان زمین شماره یک شیرودی را در اختیار ما قرار دهند چون نوستالژی دارد و هم اینکه در مرکز شهر قرار دارد. یادم هست آن زمانی که دکتر حمید سجادی در وزارت ورزش بودند، این زمین را در اختیار دو و میدانی قرار دادند و حالا اینقدر نیزه، چکش و دیسک در آن انداختند که زمین خراب شده است. ما نمیتوانیم فوتبال را از شیرودی جدا کنیم. برای حل این مشکلات از کمک شهرداری استفاده نمیکنید؟ شهرداری هم به هر حال گزینه ایدهآلی است. اگر ما بتوانیم تعاملی برقرار کنیم بین هیأت فوتبال با شهرداری و بتوانیم زمینهایش را استفاده کنیم خیلی خوب است.
به تازگی هم یک مرکز پزشکی در هیأت فوتبال راهآندازی شده. یکی از کارهای جدیدی که امسال میخواهیم برگزار کنیم این است که قبل از اینکه مسابقه برگزار شود، برای هر بازیکن، داور و کادرفنی یک پرونده پزشکی درست کنیم که بیاید آنجا و به ترتیب آزمایشات پزشکی روی ایشان انجام شود که خدای ناکرده مشکلی به وجود نیاید. همه ملزم هستند این کار را انجام دهند چون دستورالعمل فدراسیون است که همه باید آزمایشات پزشکی را بدهند لذا در آنجا قد، وزن، چربی، فشار خون، نوار قلب و همه اینها تست میشود و بعد یک پزشک متخصص در مورد آنها نظر میدهد که آیا میتوانند فعالیت ورزشی داشته باشند یا خیر.