نقد کتاب «فوتبال علیه دشمن»؛ واکاوی نسبت فوتبال، سیاست و استعمار در جهان معاصر

کدخبر: 2388879

پژوهشی تازه با عنوان نقد کتاب «فوتبال علیه دشمن» ضمن بررسی یکی از مشهورترین آثار حوزه فوتبال و سیاست، تلاش کرده است با نگاهی انتقادی، روایت سایمون کوپر از تاریخ فوتبال را از منظر مطالعات پسااستعماری، استعمار نو و نقش قدرت‌های غربی در تحولات سیاسی جهان مورد ارزیابی قرار دهد.

نسیم‌آنلاین: علیرضا عزیزگل در یادداشتی پژوهشی با عنوان «فوتبال و استعمار به روایت کتاب فوتبال علیه دشمن» به نقد یکی از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌های حوزه فوتبال و سیاست پرداخته و تلاش کرده است با نگاهی تحلیلی، ابعاد مختلف این اثر را از منظر تاریخ، سیاست و مطالعات پسااستعماری مورد بررسی قرار دهد. 

کتاب «فوتبال علیه دشمن» نوشته سایمون کوپر، سال‌هاست به‌عنوان یکی از منابع مهم برای شناخت رابطه فوتبال و سیاست در جهان شناخته می‌شود. این اثر که با ترجمه عادل فردوسی‌پور در ایران منتشر شده، روایت‌هایی از نقش فوتبال در تحولات سیاسی کشورهای مختلف، از اروپا گرفته تا آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه ارائه می‌دهد و تلاش می‌کند نشان دهد محبوب‌ترین ورزش جهان چگونه در متن مناسبات قدرت قرار گرفته است.

اما نویسنده این نقد معتقد است مطالعه کتاب بدون توجه به پیش‌فرض‌های فکری و سیاسی نویسنده آن، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد. از نگاه او، این اثر باید در چارچوب مطالعات پسااستعماری خوانده شود؛ زیرا بسیاری از روایت‌های آن، تحت تأثیر نگاه لیبرال غربی و روایت مسلط اروپا از تاریخ معاصر شکل گرفته است. 

فوتبال؛ ابزار قدرت و سیاست

یکی از محورهای اصلی این پژوهش، بررسی نسبت فوتبال و سیاست است. نویسنده با اشاره به فصل‌های مختلف کتاب، توضیح می‌دهد که کوپر بارها از فوتبال به‌عنوان ابزاری برای رقابت‌های سیاسی، جنگ سرد، فروپاشی بلوک شرق، شکل‌گیری هویت‌های ملی و حتی تأثیرگذاری بر افکار عمومی یاد می‌کند.

به اعتقاد علیرضا عزیزگل، همین مسئله نشان می‌دهد که فوتبال در نگاه نویسنده کتاب، تنها یک ورزش نیست، بلکه بخشی از سازوکار قدرت در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود؛ با این تفاوت که روایت ارائه‌شده، عمدتاً از زاویه دید قدرت‌های غربی بیان شده است. 

روایت غرب از تاریخ فوتبال

در بخش دیگری از این نقد، نویسنده به نحوه روایت کتاب از تحولات سیاسی قرن بیستم می‌پردازد. به باور او، سایمون کوپر در بخش‌های مختلف اثر، مشکلات کشورهای بلوک شرق، حکومت‌های مخالف غرب و کشورهای در حال توسعه را با جزئیات روایت می‌کند، اما نقش دولت‌های استعماری و سیاست‌های مداخله‌گرانه غرب در شکل‌گیری بسیاری از این بحران‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

این پژوهش تأکید می‌کند که چنین رویکردی، خواننده را به سمت پذیرش یک روایت یک‌جانبه از تاریخ سوق می‌دهد؛ روایتی که در آن، غرب همواره در جایگاه الگوی پیشرفت و سایر کشورها در موضع ضعف یا عقب‌ماندگی قرار می‌گیرند. 

آفریقا؛ غیبت تاریخ استعمار

نقد حاضر بخش قابل توجهی را به روایت کتاب درباره آفریقا اختصاص داده است. نویسنده معتقد است هرچند کوپر به مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فوتبالی کشورهای آفریقایی اشاره می‌کند، اما کمتر به ریشه‌های تاریخی این وضعیت، یعنی دهه‌ها استعمار اروپایی، غارت منابع طبیعی و تقسیم مصنوعی مرزهای کشورهای آفریقایی پرداخته است.

در این پژوهش آمده است که بدون در نظر گرفتن تاریخ استعمار، تحلیل وضعیت امروز فوتبال و توسعه در آفریقا نمی‌تواند تصویری کامل و منصفانه از واقعیت ارائه دهد.

نقد روایت آمریکای لاتین و آرژانتین

یکی دیگر از بخش‌های مهم این یادداشت، بررسی روایت کتاب از آرژانتین است. نویسنده ضمن پذیرش بخشی از روایت مربوط به حکومت‌های نظامی، معتقد است کتاب درباره نقش تاریخی بریتانیا در منطقه، موضوع جزایر مالویناس (فالکلند) و سایر ابعاد ژئوپلیتیکی این پرونده سکوت کرده یا به آن پرداخته نشده است.

به اعتقاد علیرضا عزیزگل، این مسئله نیز نمونه‌ای از روایت گزینشی تاریخ است؛ روایتی که برخی واقعیات را برجسته و برخی دیگر را نادیده می‌گیرد. 

خاورمیانه و جهان اسلام از نگاه کتاب

در بخش پایانی، نویسنده به فصل‌های مربوط به خاورمیانه و جهان اسلام پرداخته و معتقد است برخی مطالب کتاب، به‌ویژه در نسخه‌های به‌روزشده، بازتاب‌دهنده فضای سیاسی پس از پایان جنگ سرد و شکل‌گیری گفتمان «جنگ با تروریسم» است.

به باور او، تعمیم برخی رفتارهای گروه‌های افراطی به جهان اسلام و تلاش برای معرفی فوتبال به‌عنوان ابزاری برای مواجهه سیاسی با مسلمانان، بیش از آنکه تحلیلی علمی باشد، بیانگر نگاه امنیتی رایج در بخشی از محافل غربی است. 

نقدی بر ترجمه فارسی

این پژوهش همچنین به ترجمه فارسی کتاب نیز اشاره کرده و معتقد است در برخی موارد، امکان ارائه توضیحات تکمیلی یا پاورقی‌های تاریخی برای ایجاد درک دقیق‌تر از برخی رخدادهای سیاسی وجود داشته است؛ موضوعی که می‌توانست به مخاطب فارسی‌زبان در فهم بهتر زمینه‌های تاریخی کمک کند. 

جمع‌بندی

در پایان، نویسنده تأکید می‌کند که «فوتبال علیه دشمن» همچنان یکی از آثار مهم در حوزه جامعه‌شناسی و سیاست فوتبال به شمار می‌رود و مطالعه آن برای علاقه‌مندان این حوزه ارزشمند است؛ اما خوانش این کتاب بدون نگاه انتقادی، می‌تواند به پذیرش روایت مسلط غرب از تاریخ فوتبال و سیاست بینجامد.

به اعتقاد علیرضا عزیزگل، مطالعه این اثر در کنار منابع تاریخی، سیاسی و پژوهش‌های مستقل، امکان دستیابی به تصویری جامع‌تر از نسبت فوتبال، قدرت، رسانه و استعمار را فراهم خواهد کرد.

ارسال نظر: