یادداشت// محمدسعید ذاکری؛
"گفتگوی حقوق بشری" چه نسبتی با برجام ۲ دارد؟
چندی است که از سوی رئیس محترم دستگاه قضایی، بحث اعلام آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای آغاز مذاکرات حقوق بشری با اروپا مطرح شده است، و این بحث در مواردی مورد سوال افکار عمومی قرار گرفته است.
به گزارش گروه سیاسی «نسیم آنلاین» محمد سعید ذاکری طی یادداشتی با بررسی پیشنهاد آغاز مذاکرات حقوق بشری بین ایران و غرب از سوی رئیس قوه قضائیه نوشت:
چندی است که از سوی رئیس محترم دستگاه قضایی، بحث اعلام آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای آغاز مذاکرات حقوق بشری با اروپا مطرح شده است. رئیس دستگاه قضا، البته برای این گفتگوها دو شرط تعیین و اعلام نموده است. چنانچه خبرگزاری ها اعلام کردند : «آیت الله آملی لاریجانی به پیشنهاد اخیر خود درباره آغاز گفتگوهای حقوق بشری با اروپا اشاره کرد و با تاکید بر اینکه برخی استنباط و تفسیر خود را از این پیشنهاد به گونه ای مطرح کردند که خلاف ماهیت اصلی پیشنهاد گفتگوهای حقوق بشری است، افزود: شرط اصلی آغاز این گفتگوها پرسشگری طرفینی است و اینگونه نیست که تنها طرف غربی، پرسشگر باشد و ما در مقام پاسخ و دفاع برآییم بعلاوه آمریکا هم به جهت برخورداری دوگانه و خدعه و نیرنگش در مذاکرات و در انجام تعهدات از دایره این گفتگو خارج است.رئیس قوه قضاییه بر آمادگی جمهوری اسلامی ایران در انجام گفتگوهای حقوق بشری با اروپا به شرط پاسخگو بودن آنان در قبال رفتارهای دوگانه خود در بحث حقوق بشر تاکید کرد و گفت: پرسش ما این است که مدعیان غربی حقوق بشر در مقابل جنایت های صورت گرفته در یمن و دیگر کشورها چه اقدامی کرده اند ».
در این زمینه اما چند نکته قابل ذکر است :
اول آنکه؛ آنچنان که از مفهوم مذاکره می توان برداشت کرد، و به ویژه به تاریخ مذاکرات کشورها- از جمله کشور خود ما- با غربی ها نگریست، غربی ها مذاکره با ایران انقلابی را - همواره - در صورتی خواهند پذیرفت که بتوان از درون آن هدم و یا حداقل عقب نشینی انقلاب اسلامی از مواضع اصولی و اساسی و انقلابی را بیرون آورد. در این بین اساسا این مساله - فعلا - موضوعیت ندارد که میزان تسلط مذاکره کنندگان ایرانی به مبانی دیپلماتیک یا آداب مذاکره یا دلبستگی آنان به انقلاب اسلامی تا چه حدی است. گرچه این امری تعیین کننده است و در صورت پای بندی مذاکره کنندگان به اصول انقلابی، سهم دشمن در این مذاکرات کمتر از زمانی خواهد بود که هیئت مذاکره کننده ایرانی هیچ دلبستگی به ایران عزیز و استقلال و اصول انقلاب اسلامی نداشته باشد اما پر واضح است که دشمن در امور دیپلماتیک و ریزه کاری های آن به مراتب از ما پیچیده تر است. مساله اساسی آن است که تا او نتواند بهره ای برای خود از دل مذاکرات بیرون کشد، تن به مذاکره نخواهد داد. در این صورت این سئوال به ذهن متبادر می شود که ره آورد ما از مساله مذاکرات دو جانبه با غربی ها در مساله حقوق بشر چه خواهد بود؟ اگر پذیرفتیم که ستانده ما - به فرض محال- آدم شدن غربی ها در مساله حقوق بشر و دست برداشتن آنها از تعدی به حقوق ملت های مستضعف از جمله ملت های اروپایی باشد، داده ما در این مذاکرات به غربی ها چه خواهد بود؟
دوم آنکه؛ تاریخ و رصد تحرکات دشمن گواهی می دهد که او درصدد است تا همراه یا بعد از مساله هسته ای ، موضوعی جدید را به پیش کشیده و بر مبنای آن، راه خود در مقابله با ملت ایران را به پیش برد. رصد استعداد و توان دشمن به ما نشان می دهد که بعید نیست که او درصدد باشد تا پرونده جدید پس از هسته ای یا همراه با او را در مساله حقوق بشر برای ما مفتوح سازد. در اینصوت این سئوال مطرح است که طرح اعلام آمادگی ایران برای گفتگوی حقوق بشری آیا نمی تواند در همان راستای مورد خواست غرب تلقی شود؟ آیا این پیش دستی از روی هوشمندی صورت گرفته یا خیر، و آیا براساس شناخت شرایط زمانی انجام پذیرفته است؟
سوم آنکه؛ گرچه گفتگوهای حقوق بشری این بار با گفتگوهایی که در سال های آخر دولت هاشمی رفسنجانی پس از جنجال آفرینی های میکونوس میان ایران و غرب با عنوان «گفتگوهای انتقادی» مطرح شد در این پیش شرط که ما هم در این گفتگو باید نقش انتقادی و پرسش گر را ایفا کنیم تفاوت دارد، اما براستی باید پرسید که رهیافت ما از گفتگوهای حقوق بشری زمان هاشمی رفسنجانی چه بوده است؟ آیا آن هنگام که ما در جایگاه متهم نشسته و غرب در مقام پرسشگر بود، توانستیم حقانیت خود را برای غربی ها اثبات کرده و نظر آنان را به سوی خود جلب نموده تا فایل ادعایی و غیر واقعی آنان مربوط به نقض حقوق بشر در ایران را به کلی از روی میز آنان برداریم یا آنکه این گفتگوها بالعکس زمینه دخالت های بیشتر آنان در امور داخلی ما و سرکشی به اندرونی ملت ما را فراهم آورد؟ بنابراین این پرسش جدید مطرح خواهد شد که آیا اساسا مذاکره با غربی ها ثمره ای برای ما خواهد داشت؟ درست است که به نقل از رئیس دستگاه قضایی، یکی دیگر از پیش شرط های مذاکره حقوق بشری ما با غرب، عدم حضور آمریکا است اما آیا می توان به صراحت اعلام کرد که نقش کشورهایی نظیر انگلستان، فرانسه ، کانادا و... در ضدیت با جمهوری اسلامی ایران کمتر و لطیف تر از خباثت های آمریکاست؟ آیا در استکباری بودن ، تفاوت هایی معنادار می توان میان این کشورها با آمریکا قائل بود؟ اساسا این نگاه به دشمن که می توان با مذاکره با وی به رهیافتی هرچند اندک دست یافت، می تواند با معیارهای انقلاب اسلامی همراستا باشد؟
چهارم آنکه؛ واقعیت آن است که از زمان به ثمر نشستن مذاکرات هسته ای، دولت در صدد پختن آش برجام های 2 و 3 و ... بوده است. این البته به صراحت از سوی رئیس دولت یازدهم و عناصر نزدیک به او مطرح شده و گرچه در ابتدای سال 95 مورد نهی صریح و تذکر و عتاب رهبری فرزانه انقلاب اسلامی واقع شد اما واقعیت آن است که هیچ کس باور نمی کند با نهی رهبری، دولتی ها دست از اهتمام جدی خود در این راستا برداشته باشند. بدیهی است که جنس برجام هسته ای و ملاحظات پیرامونی و اقتضائات آن با جنس مذاکرات در موضوعات دیگر نظیر حقوق بشر، مذاکرات نفتی، مذاکرات پولی و بانکی ، مذاکرات منطقه ای و ... تفاوت دارد. ضمن آنکه از گوشه و کنار خبرهایی مبنی بر ساخته و پرداخته شدن مقدمات ابتدایی مذاکرات حقوق بشری از سوی ظریف و موگرینی به گوش می رسد. در اینصورت و با کنار هم گذاردن این اخبار آیا این گزینه تقویت نخواهد شد که به راه انداختن گفتگوهای حقوق بشری هم ساخته و پرداخته همان تیم مذاکره کننده برجام بوده و میتواند به عنوان پوست خربزه ای زیر پای دستگاه قضایی مطرح شود؟ به ویژه آنکه الهام امین زاده دستیار ویژه رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی و معاون سابق حقوقی رئیس جمهور هم اخیرا بر مبنای همین رویه اعلام موضع کرده و بر گفتگوی حقوق بشری تاکید کرده بود.
پنجم آنکه؛ با توجه به خسارت محض بودن برجام و نتیجه تقریبا هیچ آن و نیز خلف وعده های مکرر طرف های غربی در این رابطه به نظر می رسد که باید تجدید نظر جدی در زمینه اعلام آمادگی ایران در زمینه گفتگوهایی دیگر از جمله حقوق بشر با غربی های مکار و صاحب خدعه صورت پذیرد. چرا که هیچ تضمینی بر موفقیت آمیز بودن مذاکرایت نظیر مذاکره هسته ای در مسایلی دیگر با غرب وجود نداشته و رهبری انقلاب نیز اخیرا بر همین نکته تاکید کرده و تجربه برجام را نشانه ای بر عدم موفقیت در همه مذاکرات با قلدرانی نظیر آمریکا ارزیابی کردند. گرچه هیچ شکی در حسن نیت دستگاه قضایی وجود ندارد اما به نظر می رسد که استفاده از تجربیات برجام ناکام، می تواند زمینه مطرح شدن سد دیگری در جلوی پای ملت ایران را مسدود نماید
* انتشار این یادداشت در «نسیمآنلاین» به معنی تائید محتوای آن نیست