باید برای خشکسالی بلند مدت برنامه ریزی کنیم
مدیر طرح ملی تغییرات آب و هوایی در سازمان محیط زیست در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: خشکسالی مهاجرت به بخشهای مرکزیتر و کوهپایههای البرز و زاگرس را افزایش داده است/ اثرات تغییر اقلیم در کشور به صورت جدی در حال رخ دادن است
محسن ناصری به بررسی و واکاوی تاثیرات تغییر اقلیم بر کشور پرداخت که در ادامه میخوانید:
اگر بخواهیم آثار تغییر اقلیم و تغییراتی که نتیجه تغییرات آب و هوایی است را نام ببریم، چند اثر وجود دارد؟ تغییر اقلیم اثرات و مظاهر مختلفی دارد خشکسالی، کمبود آب و تهدید تنوع زیستی همچنین اثرات اقتصادی که بعضی از آن واقعا میتواند نگران کننده باشد بد شدن کیفیت هوا البته با آلایندههای مشخص است. برای مثال هزینه ملی که برای رفع اثرآلایندههای مشخصی در تغییر اقلیم کشور بر اساس گزارشهای سال ۱۳۸۱ برآورد شده است تقریبا ۲۰ درصد از میزان تولید ناخالص ملی است، که شامل هزینههایی است که باعث صدمه زدن به بهداشت و سلامت عمومی شده است، هزینههای تخریب و از میان رفتن زیستگاهها و هزنیههای ملی است که در یک سال برای کشور ایجاد کرده بود .
این نشان میدهد موضوع تغییر اقلیم برای کشوری مانند ما که بر روی کمربند خشک قرار گرفته میتواند این اثر پذیریاش از خشکسالیها چقدر مهم باشد و بنابراین نباید تغییر اقلیم را صرفا در چارچوب انتشار گازهای گلخانهای ببنیم بلکه این تغییرات یک تاثیر خیلی خیلی جدی دارد .
در مطلبی که پیش از این نیز خواندهام، آژانس امنیت ملی امریکا NSA سال گذشته تغییر اقلیم را جدیترین چالش پیش روی کشور امریکا بر شمرده است .
یعنی نه داعش و نه القاعده هیچ کدام از اینها تاپ لیست چالشهای پیش روی امریکا نیستند، ما متاسفانه در این مورد عقب افتادهایم ولی کشورهایی مثل، کانادا و امریکا که پروتکل کیوتو را نیز نپذیرفتند یا پس از مدتی از آن خارج شدهاند میدانند چه مسیری را باید بروند و به تناسب اقتصاد کشور در خصوص انتشار گازهای گلخانهای و برای سازگاری کشورشان با اثرات آن برنامه دارند .
ما درعین حالی که عضو پروتکل کیوتو هستیم نه تنها برنامهای برای مقابله با تغییر اقلیم نداریم بلکه بطور مداوم هم در حال از صدمه دیدن از این جنبههای ذکر شده هستیم و تا به حال برای مهار آسیبها موفق نبودهایم و در اسناد مربوط به چارچوب کنوانسیون سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی (UNFCCC) ما به عنوان یک کشور آسیب پذیر میتوانیم مدعای این را داشته باشیم که به کشور ما آسیب وارد شده و ما مقصر نبودیم (اگر از شاخصهای انتشار چند سال اخیر چشم پوشی کنیم) و ادعای کشورمان را مطرح کنیم و میتوانیم از قِبَل این خسارات درآمدی را برای کشورمان جذب کنیم .
آسیب پذیری چه کشورهایی بیشتر است؟ آیا امریکا و یا کانادا نیز از آثار تغییر اقلیم به اندازه ایران آسیب میبینند؟ وقتی کشور امریکا میگوید اثرپذیر است، یعنی اثر گذاری تغییر اقلیم را پذیرفته است. البته اثر گذاری امری نسبی است، مثلا در کشورما در حوزه آب سرانه مصرفی حدود ۱۱۰۰ تا ۱۶۰۰ لیتر است، اگر ۲۰ درصد از این مقدار کم شود مقدار زیادی از شاخصه کیفی و تولیدی و زیستی ما کاهش مییابد، در کشوری مثل کانادا که انبار آب شیرین دنیا است، تاثیر پذیری از این جنس ندارد اما واقعیت آن است که تمامی کشورها از این شرایط تاثیر میپذیرند، غالبا هم تاثیرات منفی است و به ندرت پیش میآید که تاثیرات مثبت باشد .
کشورهایی هستند که در برخی از این زمینهها تصادفا بهبود بیابند، مثلا در چند سال گذشته سیلهای قابل توجهی در پاکستان و هند اتفاق افتاد، البته درست است که افزایش میزان بارش اتفاق افتاده ولی به هر حال خودش را به شکل ناهنجاری آب و هوایی نشان داده و خسارات زیادی هم ایجاد کرده است، مستقل از خسارت اتفاق افتاده سهم این کشورها از بارشهای جوی افزایش یافته است و در صورتیکه در کشور ما این سطح در حال کاهش است .
سهم هر کدام از کشورها به طور نسبی با توجه به گذشته باید بررسی کرد، برخی دچار کاهش بهرمندی هستند و در خط قرمز قرار میگیرند اما برخی تنها رتبه و دسترسیشان را کاهش میدهد، اما لزوما آنها را وارد وضعیت زرد و قرمز نمیکند .
تاثیر سخنان رییس جمهور در نشست تغییر آب و هوا چه بود؟ موضوع تغییر اقلیم گسترده و متنوع است و وقتی جایگاه خود را در سطح ملی پیدا میکند که اراده حاکمیت پشت آن باشد .
قبل از حضور رییس جمهور در جلسه نشست تغییر اقلیم سازمان ملل دفتر تغییرات آب و هوایی گزارشاتی را درباره وضعیت کشور بر اساس گزارش اول و دوم و بخشی از گزارش سوم برای سران عالی و سران قوه کشور ارسال کردیم و خواستیم با ادبیات فنی خود گوشزد کنیم که کشور در معرض چه تهدیدهایی میتواند قرار بگیرد. خوشحالیم از موضعی که رییس جمهور گرفتند و به نظر میآید اراده در سران کشور شکل گرفته است
برنامههایی که برای کاهش انتشار گازهای گلخانه، مواجهه با خطرهایی که از بابت تنوع زیستی و امنیت غذایی و منابع آب در کشور قطعا با آن روبروییم و قدمهایی که برای سازگاری آنها در عرصه داخلی باید برداریم، و احیانا اقدامات و وظایفی که در عرصه بین المللی برداریم نیازمند اراده حاکمیت است .
رتبه کشور ما در حال حاضر از انتشار گازهای گلخانهای تک رقمی شده است، درست است بهرمندی ما مثل کشورهای توسعه یافته و حتی کشوری مثل چین از انتشار نیست اما متاسفانه سهم ما با آنها در انتشار برابری میکند .
محتمل است در آینده نه چندان دوری و شاید نزدیک متعهد شویم که اقداماتی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای انجام دهیم که تمامی آنها هزنیه بر است و باید در بودجههای دولت دیده شود، تمام اینها احتیاج به دیدن سازوکار دستگاهی مرتبط دارد، یعنی در داخل دستگاهها باید نسبت به آن هشدار و توجه جدی داده شود .
اینها هیچ کدام اتفاق نمیافتد مگر اینکه ارادهای در حاکمیت برای توجه به این مساله شکل بگیرد و سخنرانی رییس جمهور این خوش بینی را برای ما ایجاد کرد که این توجه و نگاه در حاکمیت شکل گرفته است و میتوانیم امیدوار باشیم که اقدامات برنامه ریزی شدهای برای کاهش انتشار، سازگاری و مواجهه با خطرهای حتمی که متوجه کشور است داشته باشیم .
خشکسالی به وجود آمده از تغییرات اقلیمی چه چالشهایی را برای کشور به وجود خواهد آورد؟ یکی از نتایج تغییر اقلیم، خشکسالی است. وقتی درباره خشکسالی به شکل عام صحبت میکنیم، منظورمان فرآیندی است که به صورت تصادفی در برخی از سالها اتفاق میافتد، اینکه میگویم تصادفی است نه به این معنا که واقعا پدیده تصادفی است، بلکه با ابزارها یی میتوان یک پیش آگاهیای نسبت به آن خشکسالیها داد ولی اینکه یک فرآیندی به طور مداوم در کشور تکرار شود خشکسالی به مفهوم متعارف نیست، بلکه به نظر میآید یه فرآیند سیستماتیک است که کشور ما را متاثر میکند .
باید بگوییم خشکی کشور ما به شکل یکی از اثرات تغییر اقلیم تبدیل شده و این پدیده آن پدیدهای که ما تحت عنوان خشکسالی میشناختیم دیگر نیست .
اما در اثرات تغییر اقلیم تغییر در سلامت کشور میتوان به ورود و ظهور بیماریهایی که ممکن است تا به حال برای مهار آن هزنیه کرده باشد، و تهدید امنیت غذایی در سطح کشور، و در نتیجه کاهش توان آبی و تغییر اقلیمی کاهش پتانسیل کشت به سبک گذشته را میتوان برشمرد .
علاوه بر این در اثر خشکسالی تنوع زیستی کشورمان صدمه میبیند، مانند بیماریها و تخریبهایی که متوجه جنگلهای زاگرسی شده است و در اینباره بسیاری از متخصصان معتقدند که اگر افزایش دما عامل اصلی نباشد یکی عوامل جدی این معضلات است .
عامل افزایش دما خود اثر تغییر اقلیم است و بنابراین صرفا خشکسالی اثر تغییر اقلیم نیست و شاید یکی از مهمترین آثار آن باشد .
نکته حائز اهمیت دیگر این اثرات که باید به آن توجه جدی شود، مهاجرتهای خواسته و ناخواستهای است که ناشی از این تغییرات در سطح کشور خواهد بود .
شرق کشور از نظر منابع آب و دسترسی به بارش مناطق ضعیف و فقیر است و اثرات خشکسالیهای مداوم سالهای اخیر، برداشت بیرویه از تراز آبهای زیر زمینی و کاهش آن و رساندن آن به سطحی که از نظر متخصصان بازتوانی آن دیگر به راحتی امکان پذیر نباشد، موجب سیل مهاجرت به بخشهای مختلف و مرکزیتر کشور و کوهپایههای البرز و زاگرس خواهد شد، در نتیجه این موج مهاجرت به دلیل عدم دسترسی و تمکن مالی حاشیه شهرها پررنگتر و آسیبهای اجتماعی بیشتر میشود .
از طرفی خالی شدن جمعیت در شرق کشور موجب افزایش ناامنی میشود چراکه آبادانی در کشور با امنیت ارتباط مستقیم دارد .
در نتیجه به راحتی از اثرات تغییر اقلیم نمیشود گذشت و این موضوع فانتزی نیست، تغییری جدی در حال رخ دادن است و تمامی جنبههای زندگی در کشورمان را دارد تحت تاثیر خود قرار میدهد .
آیا تغییر اقلیم تنها جنبههای منفی دارد؟ درست است که کشور به سمت خشک شدن و گرما پیش میرود اما برخی مناطق ممکن است نسبت به سابقهشان افزایش بارش داشته باشند مثلا مناطقی در سیستان و بلوچستان مستعد افزایش بارش هستند اما این افزایش آنقدر نیست که تغییر و تحول جدی را در منطقه ایجاد کند .
خشکسالی چند سال طول خواهد کشید؟ آیا بر نحوه زیست ما تاثیرات جدی خواهد داشت؟ و آیا نیازمند تغییر الگو مصرف و سبک زندگی خواهیم شد؟
اینکه دوره خشکسالیها چقدر طول میکشد، موضوعی است که تنها یک پیشگو قادر به پاسخ دادن است !
چیزی که ما صریحا میتوانیم بگوییم این است که روند خشک شدن و گرم شدن فعلا ادامه دارد و شاید در دوره ۵۰ ساله هم این روند متوقف نشود .
جنبه دیگر آن است که اطلاعاتی که ما از آن استفاده میکنیم و با بررسی اطلاعات برگرفته از خروجیهایی IPCC ( پنل بین الدول تغییر اقلیم) است، دانش ما هم با هم با بازبینی نتایج این پنل تجدید نظر میشود اما در مجموع باید بر روی یک خشکسالی بلند مدت باید برنامه ریزی کنیم .
آنچه که مسلم است ما باید سبک زندگی خود را اصلاح کنیم، البته نباید مثل صحرای افریقا برنامه ریزی و زندگی کنیم بلکه اگر از شرایط و ظرفیت موجودمان بتوانیم استفاده صحیح کنیم، وضعیت کشور قدم قابل ملاحظهای به سمت جلو خواهد داشت .
کشورهایی در دنیا وجود دارند که زندگی طبیعی و خوبی دارند اما میزان آب مصرفیشان از ما کمتر است مثلا مکزیک ۶۰۰ تا ۷۰۰ متر مکعب در سال سرانه مصرفی آب دارد. این کشور با صنایع گسترده کشاورزی چنین رقمی را برآورد کرده است اما ما در کشورمان تقریبا ۹۰ درصد منابع آبی کشورمان را برای کشاورزی با راندمان ۳۰ درصد هزنیه میکنیم .
یعنی اگر ۱۰۰ میلیارد متر مکعب کل پتانسیل منابع آب تجدیدپذیر و قابل برنامه ریزی برای کشور ما باشد، چیزی حدود ۶۵ میلیارد متر مکعب آب در کشور ما در حال تلف شدن است و این رقم به دلیل شیوههای غلطی است که به کار گرفته میشود .
این تفاوت نشان میدهد ما کجای کار ایستادهایم، ما منابع آبی کشورمان را داریم برای هیچ از بین میبریم که دلیل آن روشن است چون منابع ما در کشور ارزش گذاری واقعی ندارند .
چندی پیش وزیر نیرو اشاره کردبرای تصفیه هر متر مکعب هزار تومان صرف میشود، و با این هزنیه گزاف در تهران به طور متوسط ۳۰ درصد از آب تصفیه شده از شبکه توزیع در حال هرز رفتن است، باتوجه به مصرف چند میلیونی تهران ببینید ۳۰ درصد معادل چه هزنیهای برای دولت است؟
سران کشور و دستگاه اجرایی وقتی این مساله را بپذیرند مجبورند پای تبعات مالی آن بایستند .
باید بهره وری استفاده از منابع آب در کشاورزی افزایش یابد، در حال حاضر در دنیا حرف راندمان ۶۰-۷۰ درصدی است اما ما برای راندمان ۳۰ -۳۵ درصد دست و پا میزنیم و البته با تمام تلاش وزارت کشاورزی به این عدد رسیدهایم، در بخش انرژی نیز همین شرایط را داریم و وضعیت دست کمی از کشاورزی ندارد .
ما نباید این تصور را در خودمان شکل بدهیم که آتیهای مثل یک کشور بیابانی دارد، ولی اگر روند و فرآیند ادامه یابد ما دست کمی از آن کشورها نخواهیم داشت .
این یک هشدار برای ماست که میتواند آینده ما اینگونه باشد ولی حتما این نیست چون در سطح کشور ما دانش فنی و همچنین پتانسیل مالی بالاست و البته ما یک کشور نفتی و پردرآمد هستیم. علاوه بر این شاخصهای توسعه یافتگی ما از کشورهای فقیر و کم آب بالاتر است، اینها امیدها و فرصتهای دراختیار کشور است تا آینده محتمل را تغییر دهد .
نحوه استحصال آب و سدسازیها را چطور را ارزیابی میکنید؟
سدسازی در کشورما دارای دو جنبه است، جنبه اول به نحوی نقش تقصیر زدایی از وزارت نیرو است و جنبه دوم مخاطراتی را که این حرکت درکشور ما ایجاد کرد .
در کشور ما برنامههای بلند مدت کم است و تصمیمات متاثر شرایط سیاسی است، به نحوی که با انجام یک بازدید و پا فشاری گروهی به دستگاهی برای اشتغال و افزایش توانمندی آبیاری و زهکشی تصمیمی اتخاذ میشود، وزارت نیرو هم تا یک اندازه قدرت مقاومت دارد و سطوح بالای وزارتخانه بعد ازیک مرحلهای تسلیم میشوند، اینها همه درنبود یک برنامه کلان برای منابع اتفاق میافتد و این تنها مربوط به آب نیست وقتی یک برنامه کلان در کشور وجود ندارد که دستگاهها برای ۱۰-۱۵ سال آن را مبنا قرار دهند و صرفا براساس آن سنجیده شوند این شرایط رخ میدهد .
در واقع ما برنامه کلانی برای منابعمان به شکل بلند مدت نداریم و دراین شرایط منفعلانه وزارت نیرو مجبور به تن دادن به امیال گروهها و دستگاهها میشود .
اما سد سازیهایی که در سالهای متمادی انجام شد به دلیل گرمایش یک درجهای در کشور و رسیدن آن تا یک و نیم درجه تبدیل یک تهدید شده است چراکه این افزایش دما باعث تبخیر ۲۵ میلیارد مترمکعبی از منابع آب میشود، یعنی از ۱۰۰ میلیارد متر مکعب منابع تجدید پذیر این افزایش تبخیر ۲۰ درصدی تقریبا یک پنجم این منابع را شامل میشود. طبیعتا توسعه سدها و ایجاد حوزچههای بزرگ تبخیر را در کشور به همراه خواهد داشت، مثلا در سیستان هر سه سال یکبار به طور متوسط اندازه یکی از سدها تلفات تبخیر داریم، بقیه مناطق با شدت و ضعف وجود دارد .
درصورتیکه ما میتوانستیم استراتژی ذخیره سازیمان را به جای مخازن بزرگ بر مخازن کوچک قابل حفاظت جلو ببریم، به جای توسعه مخازن سطحی به سمت مخازن زیر سطحی حرکت بکنیم .
حال که زاینده رود خشک شده و تالابهای ما که منابع با ارزش آب شیرین داخلی ماست تاثیرهای جبران ناشدنی پذیرفتند .
وضعیت ارومیه نقطه عبرت برای کشور ماست، ببنید وجود ۵۰ سد با حجم عظیمی از ذخیره سازی چه به روز دریاچه آورده، جالب اینجاست که منطقه ارومیه یکی از مناطقی است که به شدت تحت تاثیر از تغییر اقلیم است، بدنیست بدانیم که خوزستان هم یکی از مناطق مستعد اثرپذیری بسیار منفی از تغییر اقلیم است، خوزستان است .
جالبتر میشود اگر بدانیم که غالب سدهای ما که نیروگاههای برقابی، شبکههای بزرگ آبیاری و زهکشی در آن محدودهها استقرار پیدا کردهاند در خوزستان و حوزهای آبریز آن مناطق است. اگر در مورد خوزستان هم از همین الان به فکر چاره جویی نیفتیم این استان و حوزههای آبرزیش حوزههای علیلی خواهند بود که روی دست ما میافتند .
آیا صرف اعتبارات و منابع مالی کشور برای مناطقی که به شدت آسیب پذیرفتهاند مانند ارومیه و دیگر تالابها و دریاچهها و امیدی به بازگشتشان نیست منطقی است؟
در حوزه دریاچه ارومیه زیست ۷ میلیون نفر از هموطنان ما متاثر از دریاچه است، یعنی یک دوازدهم جمعیت ۷۷ میلیونی کشور از شرایط ارومیه تاثیر میپذیرند .
چون ارومیه یک محدوده جمعیتی متمرکز است و طبعا جز وظایف حکمرانی است که به این مسائل توجه کنیم، اگر پریشان تقریبا از میان رفته است و توجه آنچنانی به آن نشده، آنچنان خسارت برانگیز نیست چراکه جمعیتی که متاثر از پریشان است به میزان منطقه ارومیه نیست .
اما دریاچه ارومیه محدوده بسیار بزرگی است که اگر تبدیل به شوره زار شود عملا وضعیت شوری و طوفانهای نمکیاش درآن محدوده باقی نمیماند و نه تنها به شدت کشور را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه کشورهای همسایه را هم مورد آسیب قرار میگیرند، و همانطور که ما نسبت به عراق و عربستان به دلیل خشک شدن تالابهایشان معترضیم دیگر کشورها هم از این بابت صدمه میبینند .
بنابراین از بین رفتن ارومیه نه تنها چالش جدی داخلی برای ما ایجاد میکند بلکه روابط ما را هم با کشورهای همسایه دستخوش نوسان قرار میدهد و من هیچ شتابزدگی در خصوص تامین اعتبار ارومیه نمیبینم .
در این شرایط ما با یک اولویت روبرو نیستیم، کاهش انتشار گازهای گلخانهای، گوشههای خطرپذیری بهداشت (آب، امنیت غذایی، تنوع زیستی) در تمامی اینها برنامهها را باید موازی جلو ببریم و وقتی برای اینکه اولویت بندی انجام بدهیم نداریم و تنها در زمینه تخصیص اعتبارات باید اولویت بندی کنیم .
این تغییرات آب و هوایی از جنبه بین المللی چه اثراتی برای کشور دارد؟
موضوع تغییر اقلیم دارای جنبههای بین المللی است، بخشی از اقدامات ما دراینباره جنبه اثر گذاری بر بخش خارجی و بخشی دیگر هم جنبههای اثر پذیری دارد .
اقدامات مرتبط با انتشار و کاهش انتشار از جنس اثرگذاری برجنبههای تغییر اقلیم است، و اقدامات اثر پذیری میتوان به مسئولیتهایی که بر عهده کشورهای صنعتی گذاشته شده که در خصوص سازگاری و کاهش خطرپذیری کشورهای در حال توسعه آنها را مسئول کرده اشاره کرد .
به محض اینکه کشورها متعهد شوند که کاهش میزان انتشار را داشته باشند و این تعهدها براساس یک توافقنامه جمعی حاصل میشود اگر کشور خلف وعده کند مشمول تنبیه میشود و ما امروز گزیده این تنبیهات هستیم و میدانیم چه تبعاتی برای ما خواهد داشت .
تا چه حد میتوان این تغییرات آب و هوایی به پروژهایی تحقیقاتی مانند هارپ و یا آزمایشهای اتمی نسبت داد؟
اطلاعاتی که درباره هارپ وجود دارد لایه بندی شده است و از ابتداییترین لایههای ارتباطی تا لایههای بعدی که تاحدودی غلو در آن وجود دارد مثل تاثیر بر یونسفر و ناهنجاریهای آب و هوایی است، باید فعلا درباره هارپ شنید و به یقین رسید .
مطالبی که در خصوص هارپ مطرح میشود مخلوطی از واقعیت و افسانههای علمی است و باید سعی کرد بین اینها تمایز قائل شد. به عنوان یک مهندس میگویم تا وقتی تمایزایجاد نشود و حدود واقعی اثرگذاریاش معلوم نشود آنوقت نمیشود روی آن برنامهای ریخت .
افزایش دما فرآیند جهانی است، ناهنجاریهای آب و هوایی نیز جهانی است، یعنی همه جا بجز محدودههای کم، عمدتا اثرپذیران درکمربند خشک تاثیر میبینند .
خیلی از کشورهای صنعتی متاثر از این ناهنجاری شدهاند مثلا سونامی که در ژاپن اتفاق افتاد، یا انواع ناهنجاریهای آب و هوایی که در مالزی و اندونزی به وجود آمده هزینههای فراوان اقتصادی و اجتماعی برایشان به بار آورده، کمتر شنیدهام در مجامع بین المللی داد و دعوایی در خصوص هارپ راه بیفتد و باید به جای پرداختن به این مباحث به دنبال برنامه برای مقابله با اثرات تغییر اقلیم باشیم .
تهدیدات مرزی که در اثر تغییر دما و خشکسالی به وجود میآید را چطور ارزیابی میکنید؟
بخشی از اثر تغییر اقلیم به شرایط امنیتی ما بازمی گردد، یکی از اثرات مثبت برنامه ریزی به منظور سازگاری حفظ پراکنش جمعیت و در نهایت حفظ آبادانی و امنیت کشور میشود .
یکی از تحلیلهایی که در سطوح بالا درباره اقدامات داعش میشود، مربوط به دست اندازی برخی از کشورها بر منابع دجله و فرات است .
درواقع هر چیزی که نادر شود در خصوصش منازعه شکل میگیرد و به نظر میآید با توجه به فرآیندی که جهان دارد طی میکند آبهای درون سرزمین دارن نادر میشوند و دسترسی به آنها محدود میشود و این نادر شدنش بعید نیست که منجر به منازعات بین المللی و جنگها نبرهای بزرگ کشورها شود .
بدنیست بدانید که سالهاست تلاش اسراییل برای دست اندازی به کرانه باختری و محدودههایی که طی مصوبههای سازمان ملل باید به فلسطین برگردد در قالب به دسترسی به منابع آب تحلیل میشود یعنی اصرار و پافشاری رژیم اسراییل در قالب به دسترسی به منابع آب تحلیل میشود .
آیا برنامهای برای حرکت به سمت تغییر اقلیم در کشور وجود دارد؟
ما درخصوص منابع آبی کشورمان مثل بچه پولدارها عمل کردیم و هیچگونه مسئولتی را در خصوص منابعی که داشتیم نپذیرفیتم و به ثمن بخس مصرف کردیم، هنوز هم برنامهای برای استفاده صحیح از منابع نداریم .
به نظر میآید که در حال حاضر فهم و اجباری شکل گرفته است، امیدوارم با تلفیق این دو بتوانیم برنامه ریزی کلان در این باره را ببنیم اما در برنامه ششم توسعه هم توفیق زیادی ایجاد نمیشود، چون دیدن همه این موارد نیازمند مطالعات فراگیر است و در حال حاضر مطالعه فراگیری در کشور نداریم، امیدوارم حداقل از نتایج برنامه ششم توسعه اولویت بخشیدن جدی مطالعات برای منابع باشد که بشود در قالب برنامههای سالانه برنامه ریزی برای منابع شکل بگیرد .
چه توقعی از رسانهها برای تببین شرایط برای عموم مردم دارید؟
رسانهها بسیار کم حجم به این مساله میپردازند در صورتی که انتظار میرود رسانهها جدیتر به این مساله بپردازند، البته رسانهها باید تمایزی میان ایجاد نگرانی و ارتقا آگاهی قائل شوند .
با اطلاع رسانی صحیح خود به خود دلواپسی میان استفاده کمتر و بهینه شکل میگیرد و همکاری اجتماعی را هم خواهیم داشت.
گفتگو از سمیرا خباز