گفتگوی تفصیلی و ویژه «نسیم» با سرمربی قهرمان لیگ برتر بسکتبال
مصطفی هاشمی: خدا ما را با عشق آفریده اما وقتی با کسی تفاوت داری، برادرت هم باشد از او دور میشوی/ با کسی تعامل میکنم که به خیلی چیزهایش اعتقاد داشته باشم/ اگر مربی تیم ملی ایرانی نباشد اشتباه است
سجاد بیات، گروه ورزشی «نسیم» - مصطفی هاشمی. این نام اهالی بسکتبال را یاد خیلی چیزها میاندازد. قهرمانیهای مهرام، فن بیان ویژه، مصاحبههای خاص و البته ارتباط خاصترش با آدمها. بعد از دو سال، برای هفتمین بار مهرام را قهرمان لیگ بسکتبال کرده اما مثل همیشه میگوید اینها همه حاصل شانس اوست! دقایقی بعد از پایان هیاهوی قهرمانی لیگ برتر با او صحبت کردم. با آدمی مثل او میشود ساعتها درباره بسکتبال صحبت کرد. شاید بیشتر از هرچیزی درباره ارتباطش با "آدمها". دلش نمیخواهد زیربار این برود که درباره شخص خاصی صحبت میکنیم اما همه بسکتبال میدانند "آدمها" از نظر مصطفی هاشمی چه کسیست. آن چیزی که در ادامه میخوانید حاصل یک گفتگوی مفصل و بیپرده با کسیست که هشت بار قهرمان لیگ بسکتبال ایران شده.
هفتمین قهرمانی مهرام و هشتمین قهرمانی خودتان در لیگ برتر. چه حسی دارید؟
زیاد مهم نیست. خیلی چیزهای قشنگتری در زندگی وجود دارد. بعضیها فکر میکنند ما با این چیزها زندگی میکنیم در صورتی که ما با خدای خودمان زندگی میکنیم. الان فکر نمیکنم همه دنیا مال من است. چون در این حوزه کار میکنیم موظف هستیم بهترین تلاش را بکنیم اما اینکه زندگی و اصولمان را زیرپا بگذاریم و بخواهیم خلاف آنها برویم را نداشتهایم. آدمی نیستم که زیاد خوشحالی کنم. این هم گذشت و همان 10 دقیقه اول خوشحال بودیم. زندگی ادامه دارد. مهم این است که بسکتبال ما نفع ببرد.
فکر میکنید بسکتبال ایران از این لیگ و از این فینال چقدر نفع برد؟
بسکتبال ملی ما از دانشگاه آزاد و پتروشیمی نفع برد. آنها قهرمان هستند چون به بسکتبال خدمت کردند. باید به آنها احترام گذاشت. همانطور که باید به مهرام و بازیکنهایش احترام گذاشت.
مشخص بود از چیزی ناراحت هستید. بعد از باخت در دومین بازی فینال گفتید نمیخواهید تا پایان مسابقات با رسانهها مصاحبه کنید و از ما خواستید صحبتهایی که با هم میکنیم منتشر نشود. حالا وقت صحبت کردن رسیده.
فکر میکنم این احترامی که از آن صحبت کردم از طرف بعضی آقایان یکطرفه شد. لیگ ملی را ما با یک سری بازیکن جوان قهرمان شدیم اما تلاش این بازیکنها را بردند زیر سئوال و ربطش دادند به یک مصاحبه.
منظورتان همان صحبتهای مرتبط با رشوه گرفتن داوران است که بعد از جنجالهای گرگان از قول شما منتشر شد؟
بله. آن مصاحبه اصلا وجود نداشت. سایت محترمی هم که وابسته به یکی از شریفترین ارگانهای این مملکت است، خودشان هم آن مسئله را اصلاح کردند. اما آقایان قهرمانی ما را به آن حرفها ربط دادند. تلاش بازیکنهای من را لوث کردند اما خودشان در همان لیگ ملی هرطور خواستند درباره داورها حرف زدند و رفتار کردند.
فکر میکنم وقت این شده که شفاف صحبت کنیم. منظورتان دقیقا چه کسانی است؟
من همیشه شفاف بوده، هستم و خواهم بود اما نام کسی را نمیبرم. مهم این است که ما سعی کنیم به هم احترام بگذاریم. من با قلبم گفتم بسکتبال ایران مدیون باشگاهها و همکارانم است. حتی اگر از کسی خوشم نمیآید نمیتوانم تواناییهایش و زحماتی که کشیدهاند را نادیده بگیرم.
فکر میکنم همه بسکتبال میدانند روی صحبت شما با چه کسی است اما ...
نه اصلا. هیچکس نمیتواند تشخیص دهد من درباره چه کسانی صحبت میکنم. من میدانم و خدای خودم.
اما غصه بسکتبال این است که شما و آن افراد که حالا دوست ندارید نامشان اینجا مطرح شود، چرا با هم آشتی نمیکنید؟
من که نمیدانم درباره چه کسی صحبت میکنی. ما وظیفه داریم به بسکتبال خدمت کنیم که داریم این کار را میکنیم.
دلم میخواهد برخلاف میل شما نام بیاورم تا شفافتر درباره این موضوع صحبت کنید.
وارد این موضوع نشویم. هر آدمی یک باورهایی دارد. من با اعتقاداتی که دارم زندگی میکنم و کسی نمیتواند آنها را از من بگیرد. جانماز آب نکشیم. حقهبازی نکنیم. کسی که نمیتواند این را قبول کند، نمیتواند و کاری نمیشود کرد. من یک بار دیگر میگویم با همه این حرفها، میدانم این آدمها چقدر زحمت کشیدهاند و نمیشود و نباید تلاشهایشان را نادیده گرفت. من به این تلاشها احترام میگذارم اما به چیز دیگری احترام نمیگذارم.
پس بگذارید سئوالم را جور دیگری بپرسم. شما و آن افراد مدتهاست با هم مشکل دارید. الان چند سالی میشود که حتی دیگر با هم دست هم نمیدهید. چرا؟
من مشکلی با کسی ندارم. اصلا در شان ما نیست این حرفها. ما به دنیا آمدهایم که همدیگر را دوست داشته باشیم. خدا با ما عشق را آفریده. متاسفانه وقتی زندگی مسیری را میرود که با باورهایت تضاد دارد، طبعا از خیلی آدمها دوری میکنی. ممکن است حتی از برادر خودت هم وقتی میبینی تفاوت اخلاقی و فرهنگی داری دوری کنی اما نمیتوانی تواناییها را ندیده بگیری. این بدترین اتفاق است. لیگ ملی را ربط دادند به آن مسائل. الان میخواهند چه بگویند؟ من شهادت میدهم که اصلا با شانس به دنیا آمدم اما وقتی خدا چیزی را به کسی هبه میکند، شما که نمیتوانید آن را بگیرید. عزت و ذلت دست خداست و خواهش میکنم یاد بگیریم احترام بگذاریم به هم.
بحث تفاوتها را قبول میکنم اما میشود با همین تفاوتها کنار هم کار کرد.
ما الان همه داریم وظیفهمان را انجام میدهیم. هرکسی در باشگاهش برای تیم ملی بازیکن آماده میکند. اتفاقا ما که منتقد هستیم بیشترین خدمت را به فدراسیون و بسکتبال کردیم چون عمل میکنیم.
مسئله این است که دیگر زمان تعامل رسیده. اینکه بنشینیم دور یک میز.
من با کسانی تعامل میکنم که به خیلی چیزهایشان اعتماد داشته باشم. شاید من همه ابعادم سیاه باشد اما در آن صورت هم به کسی اعتماد میکنم که سیاه باشد. مهمترین چیز این است که همه داریم کارم میکنیم و برای بسکتبال تلاش میکنیم.
اواخر جشن قهرمانی، مشحون را کنار کشیدید و خصوصی چیزهایی به او گفتید. موضوع چه بود؟
یاد نگرفتهام پشت سر کسی حرف بزنم. چیزی که پشت سر میگویم، جلوی رو هم میگویم تا بتوانم شب که سرم را میگذارم بتوانم بخوابم. چیزی که به نظرم آمده بود را گفتم.
و آن چیز چه بود؟
خصوصی بود بین من و خودش.
مشحون گفته مربی تیم ملی ایرانی خواهد بود. سرمربی تیم ملی میشوید؟
اصلا درباره این موضوع صحبت نکنیم. من نظرم را همیشه گفتهام. من اگر مسئول بودم در هیچ رشتهای ورزشی مربی خارجی نمیآوردم چه برسد به بسکتبال که سرمربیها در آن سرآمد هستند. درحال حاضر سه، چهار نفر هستند که توانایی حضور در تیم ملی را دارند. اگر به هرکدام از این آقایان برسد من خوشحال میشوم چون میدانم حق آنهاست.
طبعا یکی از این افراد خود شما هستید.
شک نکن که نیستم. هرکدام از این افراد سرمربی تیم ملی شوند برایشان آرزوی موفقیت خواهم کرد و میدانم که میتوانند موفق شوند. اگر غیر از این باشد، اشتباه شده.
سه، چهار نفری که از نظر شما لیاقت این را دارند که سرمربی تیم ملی شوند چه کسانی هستند؟
نمیتوانم به این سئوال جواب بدهم.
محمود مشحون با پرچم تغییر به فدراسیون برگشته. یکی از آن تغییرها بازگشت مصطفی هاشمی به بسکتبال ملی در هر سمتی که شد، خواهد بود؟
مصطفی هاشمی یک آدم کوچک است که در بسکتبال زندگی میکند. امیدوارم این تغییر اتفاق بیفتد. تغییر واقعی.
اما بیشتر خانواده بسکتبال دوست دارند کسانی مثل شما که سالهاست با فدراسیون مشکل دارند، برگردند و دوباره وارد چرخه بسکتبال ملی شوند.
الان که همه مشکل ندارند (سکوت).
انگار بابت این موضوع دلخورید.
به قرآن نه. خدا را به شهادت میگیرم که هرکدام از این مربیهای ایرانی که من مدنظر دارم سرمربی تیم ملی شود من خوشحال میشوم. این را آرزو میکنم. شاید کسانی دیگر ندانند من چه میگویم.
یک مقدار صحبت فنی کنیم. امیر صدیقی در این سری بازی نکرد درحالی که شما همیشه به او اعتقاد داشتید و وقتی جوانتر بود در فینال آسیا به او بازی میداید.
امیر جزو پدیدههاست. او در زمانی گزینه اصلی پشت صمد در تیم ملی بود. متاسفانه یک فصل رفت نیروی زمینی و از سطح اول دور شد. در این شرایط یک چیزهایی تغییر میکند و مربی به عدم اعتماد میرسد. امیر بازیکن خیلی خوبی است و در این تابستان پوست میاندازد. فصل آینده او را خواهید دید.
همان زمان هم خیلی دلخور بودید که امیر از مهرام میرود نیروی زمینی.
تنها بازیکن شاخص بسکتبال ملی ما که سربازی رفت او بود. همه باید بروند سربازی اما میشد تعامل کرد مثل بقیه. میشد کاری کرد که بیاید در سطح اول بسکتبال تمرین کند و جاهطلبیاش را حفظ کند.
مهدی اسماعیلی خیلی کم بازی میکرد. دو پنالتی فوقالعاده مهم را گل کرد و تیم قهرمان شد.
مهدی یک انسان فوقالعاده و یک بازیکن خوب است. شخصا برای او از ته قلبم خوشحالم چون باز هم توانست خودش را به جامعه بسکتبال ثابت کند.
سجاد مشایخی کمتر از قبل بازی کرد. شنیده شده با او و چند بازیکن دیگر جروبحث کردهاید.
هرچیزی که میخواهی بیاور من روی آن قسم یاد کنم که اینطور نبوده. من همه اینها را دوست دارم و مثل بچههای من هستم. عصبانی شدن واکنش عادی توی بسکتبال است. این حرفها مال ذهن آدمهای مسموم است.