قهرمانی بیارزش در جام کنفدراسیون آسیا/ پشتوانهسازی حلقه مفقود در والیبال ایران
تیم ب والیبال ایران قهرمان جام کنفدراسیون آسیا شد؛ تقریبا هم آسان و بی دردسر، اما این قهرمانی برای والیبال ایران که ادعای قرار داشتن در میان تیمهای برتر جهان را دارد چه ارزشی خواهد داشت؟
گروه ورزشی « نسیم آنلاین »، نخستین دوره جام کنفدراسیون آسیا در سال 2008 برگزار شد تا هر دو سال یک بار و در سالی که مسابقات قهرمانی آسیا برگزار نمیشود، تیمهای برتر قاره کهن فرصتی برای حضور در رویدادی آسیایی و آماده نگه داشتن تیمهای خود داشته باشند. تیم ملی ایران در دو سال اول با ترکیب اصلی خود به این رقابتها رفت و قهرمان شد اما پس از آن تیم دوم ایران به جام کنفدراسیون آسیا رفت و پس از دو دوره دور ماندن از سکوی نخست، روز چهارشنبه برای سومین بار قهرمانی در این رقابتها را تجربه کرد.
والیبال ایران چند سال است که خود را به سطح تیمهای اول جهان رسانده و حالا سودای کسب مدال در عرصه جهانی و رسیدن به تیمهای برتر المپیک را دارد. از سوی دیگر برخی از بازیکنان تیم ملی حرف از خداحافظی میزنند و برخی دیگر به تدریج به سن بازنشستگی نزدیک میشوند. همین مسئله اهمیت پشتوانهسازی را برای والیبال ایران نشان میدهد. برای این کار هم چه فرصتی بهتر از مسابقاتی نظیر جام کنفدراسیون آسیا؟
نکته غم انگیز اینجاست که در این دوره از مسابقات تیمهای مدعی آسیا همگی با هدف پشتوانه سازی شرکت کرده بودند اما ایران با هدف قهرمانی. والیبال ایران مدعی گذشتن از سطح آسیاست و در باد همین ادعا خوابیده ولی دیگر کشورهای آسیایی مشغول آماده کردن خود برای چند سال آینده هستند.
میانگین سنی تیم ایران در این مسابقات 25.9 سال بود؛ دومین تیم پیر رقابتها پس از قزاقستان.
میانگین سنی سایر تیمهای شرکت کننده در این مسابقات به ترتیب به این شرح است: قزاقستان 26.3سال چین تایپه 25 سال تایند 24 سال چین 21.9 سال کره جنوبی 21.1 سال ژاپن 21 سال استرالیا 20.3 سال
استرالیا، ژاپن، کرهجنوبی و چین با برنامهریزی بلند مدت، تیمهایی که میانگین سنی زیر 22 سال داشتند به این رقابتها اعزام کردند اما ایران عملا نشان داد که مانند قزاقستان، چین تایپه و تایلند به این رقابتها نگاه کرده است.
واقعا حضور علیرضا بهبودی 37 ساله، علیرضا مباشری 30 ساله و رحمان داودی 29 ساله در این مسابقات چه سودی برای والیبال ایران داشت؟ این سه بازیکن در ترکیب اصلی ایران در مسابقات حضور داشتند و با بررسی شرایط پست آنها به خوبی میتوانیم بیبرنامگی در انتخاب نفرات را متوجه شویم.
بهودی در پست پاسور بازی میکند، همان پستی که چند سال است در تیم ملی منحصر به سعید معروف و مهدی مهدوی است. مهدوی که پس از المپیک از تیم ملی خداحافظی کرد و معروف هم با رسیدن به 32 سالگی، به تدریج به سوی سن بازنشستگی حرکت میکند. همین موضوع اهمیت پیدا کردن جایگزین برای این پست را نشان میدهد. از طرف دیگر همه میدانند که پاسور خوب در والیبال ایران بسیار کم است و به همین دلیل تیمهای باشگاهی ایران در سالهای اخیر تمایل زیادی به استفاده از پاسورهای خارجی داشته اند. بله، برنامه ریزی ما برای پیدا کردن جایگزین مهدوی اینگونه است.
داودی و مباشری هم در پست دریافت کننده بازی میکنند. پستی که در تیم ملی با حضور بازیکنان جوانی مانند فرهاد قائمی، میلاد عبادی پور و مجتبی میرزاجانپور شرایط خوبی دارد و ناگفته پیداست که داودی و مباشری دیگر شانس چندانی برای رقابت با این جوانها را ندارند. در این شرایط بهتر نیست به فکر پرورش بازیکنان جوانتری در این پست باشیم تا در سال های بعد قائمی و عبادی پور و میرزاجانپور هم رقیب داشته باشند و بهترین بازیکن پیراهن تیم ملی را بر تن کند؟
البته در این بیبرنامگی فقط فدراسیون مقصر نیست. نباید تاثیر رسانهها و کارشناسان را هم نادیده بگیریم. نظیر چنین اتفاقی سالهاست در تیمهای پایه هم میافتد. نتیجهگرایی در تیمهای پایه باعث میشود بیشتر از اینکه پرورش بازیکنان با استعداد مهم باشد، کسب قهرمانی هدف گرفته شود.
به همین خاطر است که بازیکنان در تیم های پایه جسارت پیدا نمیکنند و به عنوان مثال زدن سرویس پرشی یا استفاده از پاس پایپ را یاد نمیگیرند.
والیبال ایران به سطح اول جهان رسیده است و امروز همه از حضور در جمع چهار تیم برتر المپیک بعدی حرف میزنند. تیم ملی ایران در رقابتهای انتخابی المپیک به زحمت چین را شکست داد، تیمی که هم در رده بزرگسالان و جوانان بازیکنان بسیار خوبی دارد و در آینده شرایط بهتری پیدا خواهد کرد. ژاپن میزبان المپیک 2020 است و این روزها خبر پیشنهاد آنها به برناردو رزنده مربی پر افتخار برزیل منتشر شده است که نشان میدهد چه اهداف بزرگی برای چهار سال آینده دارند. استرالیا هم تیمی است که همیشه با برنامهریزی چهار ساله، تمام مسابقات را فدا میکند تا به المپیک برسد.
نکند به خواب خرگوشی برویم و زمانی چشم باز کنیم که این لاک پشتها از ما جلو زدهاند و آن روز به جای برنامهریزی برای رسیدن به نیمه نهایی المپیک، حسرت حضور دوباره در المپیک را بخوریم.