زخمِ ناسور؛ تاملی بر حضور ناشرانِ دانشگاهی و آموزشی در نمایشگاه
خرده یادداشتهای «نسیم» از نمایشگاه کتاب/ به نظر میرسد با تفکیک بخش دانشگاهی و آموزشی از نمایشگاه، بتوان قدمهای بلندتری در جهت بهبود کیفی نمایشگاه کتاب تهران برداشت
گروه فرهنگی خبرگزاری «نسیم»، محمدصادق علیزاده- نشست خبریِ دو روز قبل سخنگویِ شورای سیاستگذاری نمایشگاه و اطلاعاتی که ارائه کرد طبق معمول همیشه حیرتآور بود. بر حسب اعلام محمود آموزگار - رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران که با حفظ سمت، مجری این دوره نمایشگاه و سخنگوی شورای سیاستگذاری هم محسوب میشود - حدود 64 درصد یارانه حمایتی وزارت ارشاد در ایام نمایشگاه کتاب تهران به جیب ناشران دانشگاهی و آموزشی رفته است. به عبارت دیگر، تا روز یکشنبه 20 اردیبهشت، ناشران دانشگاهی و آموزشی 64 درصد بهره را از تسهیلاتِ اعطایی ارشاد بُردهاند. فتاملوا! توضیح آنکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر ساله به مناسبت برگزاری نمایشگاه کتاب، تسهیلاتی را به صورت یارانه در اختیار دانشجویان و طلاب قرار میدهد. فرد در این طرح با هزینه مبلغی، بُن الکترونیکی خریدِ کتاب به میزان دو برابر مبلغ هزینه کرده دریافت میکند. این مبلغ برای امسال برای هر فرد 40 هزار تومان بود که بعد از ثبتنام و واریز مبلغ مورد نظر، 80 هزار تومان به صورت بن کارت الکترونیکی به او اعطا میشد. کل یارانه در نظر گرفته شده از جانب وزارت ارشاد برای این دوره نمایشگاه هم چیزی حدود 10 میلیارد تومان بود. یک ضرب و تقسیم ساده نشان میدهد که بخش اعظم این مبلغ به نامِ سرانه مطالعه اما به کامِ کتابهای دانشگاهی و آموزشی است. فلسفه چنین هزینهها و یارانههایی، علاوه بر کمک به اقتصاد نشر، حرکت به سمت افزایش و بهبودِ فرهنگ مطالعه و کتابخوانی است. به بیان دیگر، غایت نهایی این تسهیلات، یاری رساندن به مخاطب در جهت تامین کتاب و افزایش سرانه مطالعه است. به این ترتیب دولت با به دوش کشیدن بخشی از هزینه تامین کتاب، مسیرِ اقتصادیِ دسترسی به کتاب را برای مخاطب تسهیل کرده و هزینه مالی آن را سَرشِکن کرد. در وضعیتِ واقعیِ فعلی اما این فرایند کارکرد کاملا اشتباه و غلطی پیدا کرده است. وقتی یارانه اعطایی در حوزه کتب دانشگاهی هزینه میشود، یعنی این ملبغ میلیاردی در واقع خرجِ خریدِ کتابهایی مانند فیزیک هالیدی(رفرنس واحد فیزیکِ 1 تمام رشتههای دانشگاهی در مقطع کارشناسی)، مکانیک سیالات، زیستشناسی جانوری، ریاضی مهندسی و امثالهم میشود. کتابهایی که کارکردشان کاملا شبیه به کتاب درسی است و هیچ تاثیری بر فرهنگ کتابخوانی و سرانه مطالعه ندارند. بخش اعظم هزینهای که قرار بود در جهت فرهنگ مطالعه صرف شود، صرفا به کار امتحاناتِ آخرِ ترم دانشجویان میآید. نکته دیگر آنکه این یارانه قرار بود کمکی به اقتصاد نشر باشد. با حذف یارانه کاغذ و افزایش قیمت آن مقرر شده بود این یارانه در بخش خرید هزینه شده و موجباتِ کمک به ناشران را فراهم آورد. حالا در واقعیت اما بهره بخش اعظم این یارانه را نه ناشرانِ عمومی که فعالیتشان نسبت مستقیمب با فرهنگ کتابخوانی و سرانه مطالعه دارد، بلکه ناشرانِ دانشگاهی و آموزشی میبرند که کارکردی درسی و آموزشی دارند. ناشرانی که البته در طول باقی ایام سال نیز چرخ نشرشان میچرخد و مخاطب خود دارند و گردش مالیشان هم برقرار است. در این میان سرِ ناشرانِ عمومی بیکلاه میماند که به دلیل فشل بودن سیستم توزیع کتاب در کشور، کل ایام سال را به هوای ایام نمایشگاه و شرکت در این فروشگاه بزرگ روزگار میگذرانند، اما بهرهای عایدشان نمیشود. نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت، حجم بالای استقبال از ناشران دانشگاهی و آموزشی است. حسب ادعای یکی از افرادی که سابقا در نمایشگاه و وزارت ارشاد مسئولیتهایی داشته است، بیش از 85 درصد افرادی که از بخش ناشران دانشگاهی بازدید میکنند، هیچ بازدیدی از بخش ناشران عمومی ندارند! به دیگر بیان، از هر 100 نفری که از بخش ناشران دانشگاهی بازدید میکنند فقط 15 نفرشان برای بازدید از بخش ناشرانِ عمومی - که ستون فقرات فلسفه وجودی نمایشگاه را تشکیل میدهند - وقت میگذارند. این گزاره حاوی یک فرض بسیار مهم است. بارِ بخشی از ازدحام و شلوغیِ نمایشگاه بر دوش ناشران دانشگاهی و آموزشی است. نکات فوق دو مورد از واقعیتهای تاملبرانگیزِ نمایشگاهِ کتاب است. به نظر میرسد با تفکیک بخشِ دانشگاهی و آموزشی از نمایشگاه و برگزاری تخصصی ویژه آنها در طول سال، بتوان قدمهای بلندتری در جهت بهبود کیفی نمایشگاه کتاب تهران برداشت. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که این اقدام هم از ازدحام بیخود و بیدلیل نمایشگاه کم کرده و هم موجبِ هزینه یارانه اعطایی دولت در مجاری اصلی و واقعی خودش(ناشران عمومی) خواهد شد. تا کی قرار است با تکیه بر آمارها خودمان را گول بزنیم و موجبات خوشحالیِ دروغین را فراهم آوریم؟! به راستی این آمارِ افزایش میزان خرید کتاب نسبت به مدت مشابه سال گذشته چقدر مربوط به ناشران عمومی بوده است که بتوان از آن به عنوان شاخصهای در جهت بهبود فرهنگ مطالعه بهره جست؟ چند نفر از بازدیدکنندگان نمایشگاه صرفا به قصد تامین کتب دانشگاهی و آموزشی و کمک آموزشی وارد مصلای تهران میشوند که بعد آمارشان به عنوان بازدیدکننده نمایشگاه کتاب عنوان میشود و از آن به عنوان یک رویدادِ فرخنده فرهنگی یاد میشود؟ چه مقدار از این حجم استقبال مربوط به بخش دانشگاهی و آموزشی و چه مقدار مربوط به ناشران عمومی است؟ به نظر میرسد پاسخ به سوالهایی از این دست اولین قدمها در جهت اصلاح ساختار فعلی نمایشگاه کتاب باشد.