نفس‌های آخرِ نمایشگاه در عصرهای دم کرده اردیبهشتی

کدخبر: 1000725

خرده یادداشت‌های «نسیم» از نمایشگاه/ نمایشگاه این روزها، ایام شلوغی را می‌گذراند، راهروها و شبستان دوباره شبیه سال‌های گذشته شده‌اند و آمار تراکنش‌ها و کارتخوان‌ها لحظه به لحظه بالاتر می‌رود

خبرگزاری «نسیم»؛ محمدصادق علیزاده- نمایشگاه این روزها، ایام شلوغی را می‌گذراند. راهروها و شبستان دوباره شبیه سال‌های گذشته شده‌اند. آمار تراکنش‌ها و کارتخوان‌ها لحظه به لحظه بالاتر می‌رود. گزارش‌ها آماری، دسته‎‌بند و رسانه‌‍ای و منتشر می‌شوند. تعداد عناوین کتاب‌های ارائه شده در نمایشگاه نسبت به سال گذشته افزایش داشته است ولی تیراژ و شمارگان پایین آمده است. با این حال، بر حسب اعلام مسئولان برگزار کننده، فروش نمایشگاه رکور سال گذشت را شکسته است. کارت‌خوان‌های غرفه‌ها به مانند سال‌های گذشته روی اعصاب نیستند و قطع و وصل نمی‌شوند. رفت و آمد و ترافیک مسئولان اما نسبت به سال گذشته کاهش محسوسی داشته است. امری که طبعا به کم حاشیه شدن نمایشگاه هم کمک می‌کند. نشست‌های مختلف و متنوع اما در این دوره، رشد محسوسی داشته‌اند نسبت به دوره‌های گذشته. برگزاری نشست‌ها که در راستای نزدیکی هر چه بیشتر به سیستم نمایشگاهی و فاصله گرفتن از وضعیت فروشگاهی آن صورت می‌گیرد، هرچند بعضا با استقبال مواجه نمی‌شود اما در مجموع از نظر رشد کمی و کیفی، قابل قبول است. نکته قابل توجه دیگر این نشست‌ها، محدود نبودن به موضوعِ صرف کتاب است. به بیان دیگر، در این نشست‎‌ها هر چند کتاب و کتاب‌خوانی محور اصلی هستند اما با این حال در آنها می‌توان از رونمایی مستند مربوط به نمایشگاه نشانی یافت تا بررسی ادبیات کودک و نوجوان و امثالهم! این نشست‌ها، فضای نمایشگاه را به سمت گعده اهالی فرهنگ با محوریت کتاب نزدیک کرده است. مهمانِ ویژه سال گذشته نمایشگاه اما در این دوره، مورد بی مهری قرار گرفت. هر سال مسئولان برگزار کننده در راستای دیپلماسی فرهنگی، یکی از کشورها را به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه در نظر گرفته و غرفه ویژه‌ای در اختیار آنها قرار می‌‎دهند. این امر کمک شایانی می‌کند تا بازدیدکنندگان ضمن آشنایی با توانیی‌ها و قابلیت‌ها متنوع بومی و فرهنگی آن کشور، از دریچه‌ای غیر از سیاست و رسانه‌های رسمی با جوامع دیگر آشنا شوند. مهمان سال گذشته نمایشگاه کشور افغانستان بود. رایزنی‌ها و ارتباطات خوبی نیز شکل گرفت و غرفه‌های ویژه‌ای به ناشران این کشور اختصاص پیدا کرد. با این حال شرکت کنندگان افغانستانیِ هر سال نمایشگاه کتاب به دلیل برخی ناهماهنگی‌ها، با مشکلات متعددی در این دوره از نمایشگاه روبرو شدند و در نهایت هم اجمل عازم، دبیر اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان این کشور عطای حضور در نمایشگاه را به لقایش بخشید و با محموله کتاب‌هایش راهی کشور خود شد! عازم، دلِ پر دردی از وضعیت این دوره داشت. گویی هر قدر این هیات در سال گذشته در صدر بود، امسال عکس آن اتفاق افتاد! بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه هم که از روزهای ابتدایی بر اصل حادثه سایه انداخته بود و می‌رفت که به محل ابهام و سوال جدی تبدیل شود، انجام شد و به حرف و حدیث‌ها پایان داد. آیت‌الله خامنه‌ای در بازدید چند ساعته خود از نمایشگاه ضمن بازدید از ناشران جریان‌های مختلف فکری و فرهنگی، با آنها به بحث و گفتگو درباره مسائل مختلف حوزه کتاب و نشر پرداختند. برنامه امسال معظم له البته با استقبال رسانه‌های مختلف داخلی روبرو شد. بازدید از غرفه بعضی ناشران خاص که حاشیه‌های مخصوص خود را دارند در این زمینه بی تاثیر نبوده است. مصلای تهران هر چند محل مناسبی برای برگزاری نمایشگاه کتاب نیست و هر ساله، گرمای اردیبهشتی نیز بر آن خیمه می‌زند و بر کنار ازدحام و همهمه جمعیت زیر آن سالن بزرگ سقف‌دار، بعضا لحظات ناخوشایندی را رقم می‌زند با این حال امسال در مجموع روزهای خنک‌تری را نسبت به سال‌های گذشته تجربه می‌کرد. به خصوص در روزهای اول، هوا و فضا چنان دل‌چسب و بهاری بود که لذت قدم زدن میان غرفه‌ها و عناوین مختلف کتاب‌ها را دو چندان می‌کرد. هر چند خلوت بودن روزهای نخست را در این لذت مضاعف نباید نادیده گرفت. این روزها که نمایشگاه دارد نفس‌های آخر خود را می‌کشد، شلوغی و ازدحام دوباره به مصلا باز گشته است. مسئولان برگزار کننده مدام در رفت و آمد و تکاپو هستند. ساعات بازدید را تمدید کرده‌اند. خروجی‌های ایستگاه‌های مترو شهید بهشتی و مصلی که ساعات شلوغی را تجربه می‌کنند. هنوز آماری از میزان بازدیدهای امسال ارائه نشده است. تنها فعلا همین قدر مشخص است که مصلا، روزهای نخست را تا میانه برگزاری، با استقبال کم روبرو بود. شیب تعداد بازدیدکنندگان از میانه‌های هفته آرام آرام با رشدی تدریجی شروع به اوج گرفتن کرد و حالا در روزهای آخر هفته، به بیشینه خویش رسیده است. غرفه‌های متعدد خوراکی و ساندویچی و امثالهم هم طبعا روزهای شلوغ‌تری را تجربه می‌کنند. در برهوت امکانات رفاهی مصلا که حتی برای تجدید قوا و خوردن یا نوشیدن چیزی باید به چند خیابان این طرف‌تر یا آن طرف‌‍تر مراجعه کرد، بازارِ اینها خوب داغ است و دخل‌شان هم لحظه به لحظه سنگین‌تر می‌شود. بازاری که آن قدر جذاب و وسوسه کننده هست که آن خانواده قنادِ شیرازی را با پرایدِ پلاکِ شیرازشان برای 10 روز به تهران بکشاند تا در عصرهای دم‎‌کرده مصلی، فالوده شیرازی به بازدیدکنندگان بفروشند و برای لحظاتی، خاطره خوشی برای آنها رقم بزنند.

ارسال نظر: