سوتِ پایان؛ نمایشگاه در ایستگاه آخر
خرده یادداشتهای «نسیم» از نمایشگاه/ شاید در نگاه اول، مصلی تهران گزینه مناسبی برای نمایشگاه باشد اما نباید فراموش کرد که طراحی و ساخت هر ساله سازهها با هزینههای کلانی روبروست
گروه فرهنگی «نسیم»؛ محمد صادق علیزاده- بیستوهشتمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران امروز به ایستگاه پایانی خودش میرسد. نمایشگاهی که بیست و هفت سال قبل به نیت تامین کتب مورد نیاز دانشگاهیان و اندیشمندان کشور راهاندازی شده بود حالا بعد از این سالها تبدیل به بخشی از تقویم فرهنگی جمهوری اسلامی شده است که عدم برگزاری آن میتواند برای مدیریت فرهنگی کشور، سوال و چالش جدی ایجاد کند. نمایشگاه در این سالها تبدیل به یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی کشور شده است که بدنه عامی و عادی جامعه بیشترین نسبت را با آن برقرار میکند. مزیتی که تقریبا قابل مقایسه با هیچ از دیگر رویدادهای فرهنگی نیست.
با همه این مزیتها اما با گذشت انتقاداتی به نحوه اجرا و طراحی نمایشگاه وارد شده است. مهمترین مسالهای که در این سالها محل بحث جدی بوده است، مکان نمایشگاه است. در اوایل دولت نهم به دلیل مشکلات متعددی که برگزاری نمایشگاه کتاب در محل برگزاری نمایشگاههای بینالمللی تهران داشت به مصلای امام خمینی(ره) منتقل شد. انتخابی که به عنوان یک راه حل موقتی درست به نظر میرسید اما حالا بعد از حدود 10 سال از آن اقدام، همچنان این انتخاب مورد استفاده قرار میگیرد و هنوز مکان مناسبی برای بزرگترین رویداد فرهنگی سال، طراحی و ساخته نشده است.
مصلای امام خمینی(ره) شاید در نگاه اول، گزینه مناسبی برای این کار باشد اما نباید از نظر دور داشت که طراحی و ساخت هر ساله سازهها و مکان بزرگی چون شبستان و مصلی را مهیای چنین رویدادی ساخت با هزینههای کلانی روبروست. در حقیقت متولیان برگزاری نمایشگاه هر ساله یک شهر را در مصلای امام خمینی(ره) میسازند و بعد از 10 روز آن را ویران میکنند. بنا بر برخی شنیدهها این کار هر ساله چیزی حدود 15 میلیارد تومان هزینه بر میدارد. هزینهای که طبعا باید بخش مهمی از آن را وزارت ارشاد به عنوان متولی حاکمیتی نمایشگاه پرداخت کند.
نکته مهم دیگر آنکه هر چند شبستان مصلی شاید محیط مناسبی برای بخش ناشران عمومی باشد - که نیست - اما سایر بخشهای نمایشگاه از قبیل کودک و نوجوان، آموزشی و دانشگاهی و ناشران خارجی به دلیل کمبود فضای محیطی، در چادرهایی بیرون از شبستان و درون محوطه مصلا جاگذاری میشوند. سوای از وضعیت نامناسب آب و هوایی و تهویه هوا که در عصرهای بهاریِ مصلای تهران موجب دم کردن هوا میشوند، از نظر اقتضائات برگزاری نمایشگاه نیز فاقد شاخصههای لازم بوده و وجهه مناسبی ندارند. تصور کنید که هر ساله تعدادی از ناشران خارجی با نمایندگان و موزعان آنها را به نام شرکت در یک نمایشگاه بینالمللی کتاب به زیر چادرهای مصلی میکشانیم.
بحث دیگری که این سالها همیشه دستمایه انتقاد و حتی طنز قرار گرفته است، عدم رعایت اقتضائات نمایشگاهی در غرفههای بیرونیِ شبستان است. هر ساله با برگزاری نمایشگاه کتاب، غرفههای متعدد تجاری و بازرگانی و خوراکی و آب معدنی و ساندویچی و امثالهم در محوطه بیرونیِ شبستان مستقر میشوند که بعضا هیچ ارتباطی با مختصات یک نمایشگاه کتاب ندارند. عدم تجانس بسیاری از این غرفهها هر ساله مایه طنز و مضحکه را فراهم میآورد. نکته آنکه متولیان برگزاری نمایشگاه که در راس آنها وزارت ارشاد قرار دارد، تنها شبستان اصلی و فضای استقرار چادرها را در اختیار دارند.
این بیان بدان معناست که صرفا فضای مزبور تحت مدیریت و کنترل آنهاست و هر آنچه خارج از این فضا قرار گیرد، تحتِ مدیریتِ مجموعه مصلاست. از همین حیث این غرفهها و فضای بعضا مضحکهآورِ آنها نیز ارتباطی با ارشاد و متولیان برگزاری نمایشگاه نداشته و به طور مشخص توسط مدیریت مصلا ساماندهی میشوند. مدیریتِ مصلی نیز به دلیل اجارهبهاءهای قابل توجهی که از این طریق عایدش میشود، تمایلی برای کاهش یا مدیریتِ اصولی آنها ندارد تا شنبهبازارِ فعلی که رطب و یابسی از عسل خوانسار تا تبلیغات همراه اول و کتابهای کنکور در آن یافت میشود، با مختصات برگزاری یک نمایشگاه کتاب سازگارتر شود.
بخشهای ناشران دانشگاهی و آموزشی نیز در طی این سالها مایه انتقاد قرار گرفتهاند. آمارها حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از ادحام و ختی تراکنشهای مالی انجام شده نمایشگاه مربوط به این دو بخش است. هر چند نفس و نیت راهاندازی دوره اول نمایشگاه نیز به جهت تامین کتب مورد نیاز مخاطبان این دو بخش بوده است اما حالا که نمایشگاه تبدیل به یک رویداد فرهنگیِ ملی شده است احساس میشود باید اصلاحاتی در جهت رفع این قبیل ایرادها انجام گیرد. این مورد از انجایی اهمیت مضاعف مییابد که حتی بخش قابل توجهی(بیش از 60 درصد) یارانههای اعطایی دولت که به نامِ افزایش سرانه مطالعه اختصاص داده میشود، در این دو بخش و در جهت تامین نیاز کتب درسی و دانشگاهی هزینه میشود که هیچ ارتباطی با فرهنگ مطالعه و کتابخوانی ندارند.
در کنار همه این موارد اما در طی سالهای اخیر، تلاش زیادی برای افزایش وجوه نمایشگاهی و فرهنگیِ نمایشگاه شده است. برگزاری نشستهای متعدد فرهنگی با محوریت کتاب و دعوت از نویسندگان و ناشران و چهرههای مختلف فرهنگی و ادبی، میرود که این رویداد را تبدیل به گعدهای فرهنگی و ادبی کند. به هر روی، بعد از بیستوهشت دوره برگزاری نمایشگاه کتاب، به نظر میرسد آرام آرام باید این الگو تغییر کند. متولیان برگزاری نمایشگاه اکنون بعد از دو دهه تجربه گرانبهایی در برگزاری آن دارند و به یقین، خود نخستین افرادی هستند که میتوانند برای اصلاح وضعیت فعلی نمایشگاه قدم بردارند. کاری که بیش از هر چیز نیاز به ارادهای محکم و ملی دارد.