نواز شریف: اقبال امت مسلمان را به فراگیری ماهیت جهان هستی تشویق میکرد
نخست وزیر پاکستان در پیامی به همایش علامه اقبال لاهوری گفت: علامه اقبال، طی روزهای سخت و دشوار استعمار غرب، سردمدار تجدید حیات تفکر اسلامی بود
به گزارش خبرنگار «نسیم»، مشروح پیام نواز شریف، نخست وزیر پاکستان به بزرگداشت اقبال لاهوری شرح زیر است:
من جلسات همایش علامه اقبال را که تحت نظارت اکو در ایران برگزار میشود گرامی میدارم. اطمینان دارم که اقدامات این همایش و مجموعه مقالاتی که در این همایش ارزشمند درباره این شاعر محترم مشرقزمین ـ که در راه اسلام و امت مسلمان گامهای بزرگی برداشته است ـ ارائه میشود، همکاری غیر قابل انکاری را خواهد طلبید.
علامه اقبال، طیّ روزهای سخت و دشوار استعمار غرب، سردمدار تجدید حیات تفکّر اسلامی و ارزشهای دینی بود.
بیانات ژرفاندیشانه ایشان درخصوص حقیقت نهایی موجود در آموزههای اسلامی، در درجه اول، ابزاری بود برای زنده نگه داشتن پیام اصلی جهان اسلام.
او امت مسلمان را به فراگیری ماهیت جهان هستی و جهانشمول نمودن آیین جاودانی اسلام ـ که به مرزهای جغرافیایی ساختهشده به دست بشر محدود نمیشود ـ تشویق میکرد. او در موعظههای خویش اعلام نمود: «اسلام آن نوع از بندگی است که از محدوده نژاد، عقیده، طریقت یا رنگ پوست عبور کرده و محدود به قوم و قبیله و نژاد و فرهنگ خاصی نیست. اسلام، یک آیین جهانی و همگانی است.»
خطابههای سیاسی علامه اقبال، ماهیتاً مبتنی بر پیشگوییهایش بودند؛ او میتوانست حذف تدریجی قید «اطاعت و فرمانبُرداری» را برای ملّتهایی که در انقیاد دولتهای استعماری به سر میبردند، پیشبینی کند. بنابراین، وی نوعی از ایدئولوژی انقلابی را ارائه نمود که مبتنی بر چگونگی اثباتِ وجودِ کشورهای اسلامیِ در حال ظهوری بود که تحت سلطه کشورهای استعمارگر قرار داشتند.
او طبیعت گرم و مهربانی داشت و سرشتش به گونهای بود که همیشه در جستوجوی حقیقت بود و جهانبینی قویاش بر خط مشیهای آتیاش تأکید داشت که مبتنی بر اخوّت و برادری عمیق میان مسلمانان بود.
علامه اقبال، نوعی از فنّ شاعری که در آن اعتدال و میانهروی رعایت شده بود را برگزید و با انتخاب شعرِ ناب و خالص و تأثیرگذار، کوشید تا پیامِ خویش را برای خوانندگانش به تفصیل شرح دهد.
اشعار پرمحتوای علامه اقبال منعکسکننده شکوه و عظمت تمدّن بزرگ اسلامی بود.
او همچنین در اشعارش به آن دسته از نقاط ضعف جوامع اسلامی اشاره میکرد که منجر به افول موقّتشان شده بود.
این شاعر برجسته پیامهایش را بر اساس مجموعه آرزوهایش ـ چون آگاهی و هوشیاریِ مسلمانان ـ در زمینههای مختلف تنظیم مینمود، و بر تفسیر بازتاباننده اصول پیشبینیشده توسط اسلام، به عنوان یک مذهب جهانی تأکید داشت.
حکمت و دانش منحصر به فرد علامه اقبال، نه تنها در گذشته، بلکه در عصر حاضر نیز، تفکر اجتماعی ما را نسبت به موجودیت جامعه اسلامی روشن میسازد.
پیام اقبال، بیشتر در مورد توجیهات منطقی در خصوص بحرانهای فرهنگی پی در پی در جوامع مختلف است.
آموزههای وی، به راه و روشی اشاره دارند که از طریق آن بتوان به سمت و سوی همزیستی مسالمتآمیز، توازن و هماهنگی جهانی و روابط حسنه بینالمللی گام برداشت.
او قاطعانه اعلام کرد که: «جامعهای که از عداوت و دشمنی الهام میگیرد و بدخواهی و غرضورزی به آن القا میشود، جامعهای پست است که قطعاً در مقایسه با جوامع دیگر نادیده گرفته خواهد شد».
من برای عُرفها، سنّتها، قوانین، و نهادهای مذهبی و اجتماعی هر جامعهای ارزش زیادی قائلم. این وظیفه من است که در صورت لزوم، بر اساس آموزههای قرآن، از عبادتگاههای جوامع مختلف دفاع و حمایت نمایم.
بلای تروریسم و افراطگرایی که ساختار و بدنه سیاست ما را تحتالشعاع قرار داده و به آن خدشه وارد میکند، میتواند توسط پیام اقبال که بر ایجاد وحدت در تمام ردههای مختلف جامعه تأکید دارد، زدوده شود. بدیهی است که مأموریت بلندمدّتی که اقبال در طول تمام زندگیاش داشت، این بود که امّت اسلامی را به سوی تلاش در جهت تشریک مساعی با سایر جوامع و صرف انرژی برای به دست آوردن رفاه عمومی بشر سوق دهد.