حدادعادل: سینما در قبل از انقلاب برای خانواده‌های متدین  یک کابوس بود

کدخبر: 1011591

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: سینما در آن زمان ننگ محسوب می‌شد و فضای عمومی سینما در آن زمان هم اینگونه بود/ کارهایی چون یوسف پیامبر(ص) در وجدان عمومی جامعه تاثیرات مثبت می‌گذارد

به گزارش خبرنگار «نسیم»، حداد عادل در آئین اختتامیه سیزدهمین جشنواره قلم زرین گفت: حضور من در این جلسه صرفا برای ادای احترام خدمت آقای فرج الله سلحشور بوده است. در کنار این موضوع باید عرض کنم علت دیگر حضور من در این جلسه اظهار وفاداری و احترام نسبت به انجمن قلم بوده است.
سینما برای خانواده های متدین قبل از انقلاب یک کابوس بود
وی افزود: من به علت مشغله های فراوان خیلی کم به سینما می روم و راجع به این هنر معمولا اظهارنظر نمی کنم. به همین دلیل خود را صاحب اهلیت درباره هنرمندی همچون آقای سلحشور که در عرصه سینمای اسلامی نام اور هستند نمی دانم. امثال بنده خوب است گاهی حس و حال خود را درباره سینما قبل از انقلاب به نسل جوان منتقل کنند. سینما برای خانواده های متدین قبل از انقلاب یک کابوس بود.
حدادعادل ادامه داد: سینما در آن زمان ننگ محسوب میشد و فضای عمومی سینما در آن زمان هم اینگونه بود. البته فضای سینما در 10 سال قبل از انقلاب با ساخت برخی از فیلم های متفاوت کمی فرق کرد. ولی کلا برداشت ها اینگونه بود که سینما برای برداشت های غیراخلاقی است. در این میان هم وقتی فیلم هایی متفاوت ساخته میشد برای دیدن آن اقدام می کردیم. در نتیجه این وضع سینمای قبل انقلاب به طور کلی بود و همان چیزی که در اصطلاح به آن "فیلم فارسی" می گویند.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی خاطرنشان کرد: تلقی این بود که اگر دستگاهی در غرب به عنوان یک ظرف اختراع شد مظروف آن هم حتما باید از سمت غرب تامین شود. در جامعه هم اینگونه تلقی شده بود که در سینما غیر کارهایی که در سینمای غرب می کنند کار دیگری نمی توان کرد. بنابراین اگر قرار شد هنر سینما در ایران پا بگیرد ستاره های سینمای ما باید همان کارهایی را انجام دهند که ستاره ای سینمای غرب انجام می دهند.
وی اضافه کرد: با انقلاب امام (ره) به ما این جرات را داد که به خود برگردیم و در سینمای ایران مسائل اساسی را مطرح و به دنبال رفع آن اقدام کنیم. در آذر سال 58 شورای انقلاب تصمیم گرفت تا قطب زاده را از صدا و سیما کنار بگذارد زیرا به هیچ شکل نمی توانستیم با او کار کنیم. بر این اساس یک شورای 5 نفره قرار شد تا صدا و سیما را اداره کند. چهار نفر دیگر بودند و و بنده و رفتیم و صدا و سیما را تحویل گرفتیم.
حدادعادل تصریح کرد: افرادی چون من رئیس رادیو تلویزیون شده بودند که که تا 7 الی 8 ماه قبل حتی تلویزیون در خانه خود نداشتند. نکته جالب اینکه ما حتی تجربه تماشا گردن تلویزیون را هم نداشتیم. ما در عین حال اینکه مجبور بودیم با آن جماعتی که آنجا بودند مدارا کنیم تا پخش صدا و تصویر ادامه داشته باشد باید فکر می کردیم که در این سازمان چه کار باید می کردیم.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی افزود: انقلاب فرهنگی در تابستان 59 شد و عده ای از دانشجویان فرصتی پیدا کردند و تعدادی از آنها به صدا و سیما آمدند و گفتند که ما می خواهیم به شما کمک کنیم. محیط صدا و سیما هم اصلا آنگونه نبود که بشود در آن کاری کرد. اما صدا و سیما باغی در الهیه و خیابان فرشته داشت که ما 60 الی 70 دانشجویان و علاقمدان را در آنجا گرد هم اوردیم و به آنها درس فیلم سازی و هنر سینما دادیم. من هم درسی را به آنها می دادم.
وی یادآور شد: چرا ما حقیایق و وقایع دین و کشور خود را در عالم سینما نیاوریم. به طور مثال داستان حضرت یوسف، حضرت موسی و قهرمانان ملی که در تاریخ کشور نقش ایفا کردند را چرا نباید فیلم کنیم. آن روز ما به این اتفاقات به چشم یک آرزو نگاه می کردیم. البته این را هم بگویم بسیاری از افرادی که در آن زمان در آن کلاسها شرکت می کردند بعده ها فیلم سازان و هنرمندان بسیار خوبی شدند.
کارهایی چون یوسف پیامبر در وجدان عمومی و خدآگاه و ناخداگاه جامعه تاثیرات مثبت می گذارند
حدادعادل ادامه داد: خوشحال هستم که سریال "یوسف پیامبر" یک کاری فاخر در مقیاس فیلم های درجه اول دنیا بر اساس یک حقیقت قرآنی عرضه شده که همه را جذب می کند. حتی برخی ها هم از اینکه این مجموعه اینقدر مرد توجه است عصبانی بودند. تاثیرات این قبیل فیلم های فاخر را نباید در کوتاه مدت جستجو کرد. این فیلم ها در وجدان عمومی و خدآگاه و ناخداگاه جامعه تاثیراتی می گذارند که در دراز مدت اثر آن ظاهر می شود.
ارسال نظر: