از تعیین کارگروه برای نمایشگاه کتاب مسکو تا عشق ورزیدن به تشیع ایرانی
سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد در حاشیه نمایشگاه کتاب مسکو در گفتگوی تفصیلی با «نسیم» به بررسی این نمایشگاه و چشمانداز آینده حضور ایران در نمایشگاههای بینالمللی پرداخت
به گزارش خبرنگار «نسیم»، بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو که میزبان ایران به عنوان مهمان ویژه بود، روز گذشته به ایستگاه آخر رسید، ایستگاهی که شاید بتواند بابی شود برای گسترش روابط فرهنگی ایران و روسیه.
از این رو خبرنگار «نسیم» و «تسنیم» به صورت مشترک در کافه پیکولو دیابولو هتل کاسموس به سراغ سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد رفتند تا درباره تاثیر حضور ایران در نمایشگاه کتاب مسکو، پیگیری ارتباط ناشران ایرانی با دنیا و سایر مسائل حوزه فرهنگ و ادب با وی گپ و گفت کنند.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
«نسیم»: ارزیابی تان را از حضور در نمایشگاه کتاب مسکو بگویید و اینکه این حضور تا چه اندازه مثمر ثمر بوده است؟
سیدعباس صالحی: وقتی بحث نمایشگاه کتاب مسکو و پیشنهاد مهمان ویژه شدن ایران مطرح شد، طبعاً به این مقوله میشد به عنوان یک اتفاق و یا یک جریان نگاه کرد، نگاه ما این بود که با این مسئله به عنوان یک جریان برخورد کنیم، نه یک اتفاق.
ن گاهمان به نمایشگاه مسکو این بود که مجموعههای مختلف داخل ایران را درگیر این مسئله کنیم
ما فرصت محدودی برای تدارکات و برنامهریزی داشتیم. قرار بود رئیس نمایشگاه کتاب مسکو دعوت نامه رسمی را در ایام نمایشگاه کتاب تهران به ایران آورد، اما به دلیل مسائل ساختاری این اتفاق رخ نداد، حتی در مقطعی ما به تردید افتادیم که اصلاً در نمایشگاه مسکو حضور پیدا کنیم یا خیر؟ اما به دلیل اینکه اصل مسئله را از دست ندهیم در فرصت کوتاهی برنامهریزیها اتفاق افتاد. برنامهریزیها با این نگاه انجام شد که ما حضورمان در نمایشگاه را به عنوان نقطه مبدأ قرار دهیم نه اینکه قضاوتی در فضای 6 روزه نمایشگاه انجام دهیم.
با این نگاه به نظر آمد که مجموعههای مختلفی را درگیر کنیم و وزارت ارشاد به جای تصدیگری در این جریان فرصتسازی و زمینه سازی برای حضور مجموعههای دیگر کند، برداشت ما این بود که باید در فضای ایران مجموعههایی که فرصت ارتباط با روسیه داشته و دارندرا شناسایی کنیم، مجموعه اول مجموعه دانشگاهی بود، دانشگاههای تهران و علامه طباطبایی به عنوان دو دانشگاه عمده مطرح بودند چرا که در حوزه زبان روسی و مطالعات روس فعال بوده و ارتباطات خوبی داشتند.
گروه دوم، مراکزی بود که با فضای بین المللی ارتباط داشتند، بنیاد ایران شناسی، بنیاد سعدی، جامعة المصطفی و ... با این نگاه انتخاب شدند تا از فرصت نمایشگاه برای ارتباطهای بعدی بهره مند شوند. گروه سوم مجموعه شهرداری تهران بود، شهرداری به اعتبار اینکه کلان شهری است که ظرفیتهای فرهنگی و منابع مالی خوبی دارد، می تواند در ارتباط با فضای روسیه فعالتر شود.حتی صلاحی رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران پیش از آن سفری به مسکو داشت و بحث خواهرخواندگی تهران و مسکو مطرح بود، ما احساس کردیم، شهرداری آمادگی ارتباطات وسیعتر با روسیه را دارد و ما میتوانیم با بستر ارتباطی ویژهای برقرار کنیم.پ
پلهای ارتباطی خوبی با حوزه نشر و حوزه اجتماعی کشور روسیه برداشته شده است
گروه چهارم مجموعه تشکلهای خصوصی علاقهمند برای ورود به این حوزه همچون مجمع ناشران دفاع مقدس بودند، گروه پنجم هم ناشرانی بودند که در این حوزه کارهایی انجام داده یا علاقهمند به ورود به این حوزه هستند، اگر ما زمینهسازی میکردیم تا این 5 گروه در نمایشگاه کتاب مسکو حضور داشته باشند، هم یک فرصت حضور اجتماعی را ایجاد کرده بودیم و هم فرصت حضور کتاب و نشر، همچنین این 5 گروه میتوانستند، پلهای ارتباطی با حوزه نشر روسیه و حوزه اجتماعی این کشور برقرار کنند.
اما برداشت ما اکنون در ششمین روز از نمایشگاه کتاب مسکو این است که این کاشت بذر اولیه انجام شده است، هر یک از این مجموعهها طرفهای ارتباطی خود را تا حدی شناسایی کردهاند، دریچههایی برای نگاه و برای ارتباطاتشان پدید آمده و یا بیشتر شده است، با هر مجموعهای که حرف میزنیم میبینم در این فاصله 6 روزه حضور، تصورشان از ارتباطات بعدی روشنتر و شفافتر شده است.
بنابراین باید گفت، هدفگذاری که ما در مرحله نخست انجام دادیم تا از حضور در نمایشگاه به عنوان یک مبدأ فعال ارتباطی ـ نه با تصدیگری ارشاد بلکه با حضور فعال خود مجموعههایی که باید بعداً این ارتباطات را ادامه دهند، تا بشود به تدام امید داشت، استفاده کنیم، تا میزان قابل توجهی به انجام رسیده است و حس میکنم راههای خوبی برای اتفاقات خوب پدید آمده است.
«تسنیم»: ایدهها و پیشنهادهای خوبی در طول برگزاری نمایشگاه کتاب مسکو مطرح شده است؛ کمی درباره جزئیات این ایده ها و پیشنهادها بگویید؛ علاوه بر آن بگویید که بعد از بازگشت به ایران قرار است کدام مباحث پیگیری شود؟
سیدعباس صالحی: ما اکنون نمیخواهیم وقتهای افراد را با جلساتی که برگزار میکنیم، از بین ببریم، بعد از برگشت ما به ایران، از مجموعه این گروهها و افرادی که حضور داشتند(بالغ بر 100 نفر که تنها 10 نفر از آنها با سرمایه گذاری ارشاد حضور دارند) دعوت خواهیم کرد تا در نشستهای داخلی برداشتشان را از این فرصت حضور تدوین وجمع بندی کنند، همچنین ایدههای ارتباطات بعدی را منتقل کنند تا پس از آن در کارگروه نهاییتری که از مجموعههای مختلف افراد را در آن درگیر خواهیم کرد، به جمعبندی رسیده و این جمعبندی را در اختیار افرادی که در فضای روسیه مشغول هستند و به این منطقه شناخت دارند، بگذاریم، تا آنها هم این ایدهها را تکمیل کنند، از ترکیب این دو با هم به یکسری از اصول راهبردی بر مبنای کتاب و نشر بین ایران و روس خواهیم رسید. باید به این نکته دست یابیم که اگر دیپلماسی فرهنگی کتاب و نشر را بین ایران و روسی برقرار کنیم، اقدامات اصلی عملیاتی چه چیزهایی باید باشد؟
ایده ایجاد روز ملی تهران در ذهن مسئولان شکل گرفته است
این می تواند فرصتی را فراهم کند، تا کارهای بعدی که میخواهد رخ دهد، در یک فضای روشنتر و شفافتر ادامه پیدا کند. تاکنون ایدههای خیلی خوبی در همین فضا به شکل انفرادی منتقل شده است، تک تک این ایدهها میتواند قابل توجه باشد، برخی مربرط به حوزههای خاص و برخی فراگیرتر است. ما این برنامه را داریم که این ایده ها را به عنوان یک مجموعه کامل جمعآوری کنیم. البته برخی از این ایدهها در حد یک جرقه بوده و باید دید میتوان روی آن کار کرد یا نه.
برای نمونه روز گذشته به مناسبت روز ملی مسکو، مسئولان شهرداری نیز این ایده به ذهنشان رسید که ما نیز در تهران روز ملی تهران را راهاندازی کنیم، حتی در برخی از شهرستانهای تاریخی نیز میتوان این ایده را اجرایی کرد.همچنین موضوع دیگری که مطرح بود این بود که چگونه میتوان حوزههای شادی فرهنگی بر مبنای کتاب پدید آورد، از اینگونه ایدهها بسیار مطرح شد که نشان میداد، ذهنها فعال شده است. باید ایدههای خوب را کاربردی کرد تا ایران را به دنیا شناساند، دوستی میگفت، دو فرد آمریکایی با حضور در غرفه ایران مطرح کردند که برداشتشان این بوده که در ایران انتخابات برگزار نمیشود.
«تسنیم»: ما در نمایشگاه کتاب مسکو فعالیت هایی را دیدیم که می توان از آن به عنوان دیپلماسی هنر و ادبیات یاد کرد، با این حال ین روزها در دنیا با توجه به اینکه موضوع رسانههای دیجیتال، شبکههای اجتماعی نوین و رسانههای جدیدبرای افراد دنیای جدیدی را ایجاد می کنند، ولی گویی جمهوری اسلامی ایران در عرصه دیپلماسی دیجیتال خلاء هایی دارد؛ به نظر شما برنامههایی که در این حوزه انجام شود، میتواند اثرگذار باشد یا خیر؟. البته انتظاری از معاونت فرهنگی وزارت ارشاد نیست؛ چرا که این مسئله در حیطه این معاونت قرار ندارد؛ تنها به عنوان فرد آگاه از شما این سوال را پرسیدم.
دنیای ما در حوزه مجازی به سمت کوچک شدن حرکت میکند
سیدعباس صالحی: دنیای ما به سمت کوچک شدن از طرف حوزه مجازی در حال حرکت است، تمام امکانات دنیای حقیقی در فضای مجازی پدیدآمده است، این فرصت خاص یک دنیای تازهای را میسازد که هر کس در آن فعالتر باشد، دنیای آینده در دست او خواهد بود، ما باید به این فکر کنیم که متناسب با دنیای جدیدی که ساخته میشود، محصولات فرهنگی را بازپروری کنیم و در این دنیا سهم خود را تعریف کنیم.
به طبع چیزی که حتی در همین حوزه کتاب و نشر هم میشود انجام داد این است که ما ظرفیت حوزه نشر و کتاب را با نگاه دنیای دوم تعریف کنیم، این اتفاق علیالقاعده باید رخ دهد و اگر نبافتد سهم ما در دنیای جدید کمتر از دنیای قدیم خواهد بود، اگر در دنیای قدیم حس میکنیم سهم اندکی داریم، در دنیای جدید بسیار عقبتر خواهیم بود و لذا یکی از دغدغههای شخصی من به شکل فردی این است که دنیای سریع حوزه مجازی را ما آنطور که باید و شاید جدی نگرفتهایم، در پرتو این اتفاقی که افتاده( تعیین اعضای شورای عالی فضای مجازی از سوی رهبر معظم انقلاب) در دوره جدید شورای عالی مجازی امیدوارم اتفاقات بهتری رخ دهد، اما اینکه نسل جوانی که در حوزه کتاب و نشر هستند متناسب با این دنیای جدید ایده سازی کرده و فضای کتاب و نشر را وارد این قسمت کنند، موضوعی ضروری است.
پیشنهاد ایجاد فضاهای گفتگوی آنلاین را در تهران مطرح کردم
برخی از ایدههایی که در این چند روز مطرح شد، در همین زمینه بود، حتی من پیشنهاد کردم، فضاهایی در تهران ایجاد کنیم که به عنوان فضاهای گفتوگوی فرهنگی آن لاین، تا لازم نباشد، ما با سفرهای فیزیکی، بخواهیم برخی از اتفاقات را رقم بزنیم، حتی میتوان در مسکو و تهران پایگاههایی داشته باشیم که چند کارشناس و متفکر فرهنگی بتوانند در حوزههای فکری و فرهنگی با یکدیگر صحبت کنند، بدون اینکه سفر فیزیکی داشته باشند، من از اینگونه ایدههای مجاری به شدت استقبال میکنم و احساس میکنم این فضا، فضایی است که ما اگر در آن حضور نداشته باشیم، بیش از گذشته تحقیر خواهیم شد.
«نسیم»: هیچ کدام از اقدامات وبحث های مربوط به فروش رایت که در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مطرح بود با گذشت یکسال اجرایی نشده است،با این وجود قرار نیست کارگروهی برای پیگیری این مسائل تشکیل شود؟
از وزارت ارشاد انتظار ورود تصدیگرایانه در بحث فروش رایت نمیرود
سیدعباس صالحی: من پاسخ سوال شما را در دو بخش خواهم داد، در پاسخ به بخش اول که به فروش رایت اختصاص دارد، باید گفت، فروش رایت پیگیری پیوستهای را میخواهد، یک کار اقتصادی و نیازمند پیگیری برای رسیدن به توافق است. اشکالی که ما داریم این است که ناشران ما در حضور بینالمللی هنوز این به اینکه این فضای حرفهای ارتباطات بینالمللی با پیگیریهای پیوسته به نقطه توافق میرسد، نرسیدهاند، از وزارت ارشاد نیز انتظار ورود تصدی گری این چنینی نمیرود، ناشران ما همانطور که بازار داخلی برایشان اهمیت دارد، باید بازار خارجی هم اهمیت داشته باشد، ناشر باید بیاندشد، اگر کتابش در خارج فروش رود، هم بازار خارجی پیدا کرده است، هم بازار داخلیاش وسیعتر شده است.
فروش رایت یک جریان سه مرحلهای است که قبل، حین و پس از مذاکره را در بر میگیرد، ناشر باید از قبل فرصت مذاکره و گفتوگو را فراهمکند، بعد در مذاکره به توافق اولیه برسد، پیگیریهای مختلفی از دور و نزدیک انجام شود تا به توافق نهایی برسد، ما باید کاری کنیم که اهمیت حضور ایران در بازار نشر بینالمللی برای ناشران ما جدی شود، کتابهایی که ترجمه میشود، اعتبار ایران است، ما به عنوان ارشاد تلاش خود را در بسترسازی کردهایم، باید فرهنگسازی رخ دهد که ناشر اهتمام داشته باشد.
روسیه حضورش در نمایشگاه کتاب تهران را به عنوان مهمان ویژه به طور جدی پیگیری میکند
اما در پاسخ به بخش دوم پرسش ما باید بگویم، اقدام اولیه ما همانطور که گفتم،جمعبندی ایدهها و نظرات است، تا به نتیجهای دست یابیم، اکنون طرف روس به طور جد پیگیر حضورش در ایران به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران است، این برای ما فرصتی است از فاصله نمایشگاه کتاب مسکو تا نمایشگاه کتاب تهران که دو طرف را به هم ربط میدهد، اگر ما هم دنبال این نباشیم، این اتفاق میافتد که این بحثها ادامه پیدا کند.
«تسنیم»: در خصوص فرهنگ در ایران همیشه دو نگاه وجود داشته است یک نگاه اینکه ایران نگاه ناسیونالیستی به حوزه فرهنگ دارد و نگاه دیگر هم اینکه ایران به شدت بر مولفههای گفتمانی انقلاب اسلامی تاکید دارد. در برخی موارد این دو نگاه با هم قرابت و در برخی موارد نیز فاصله دارند. ما در نمایشگاه کتاب مسکو شاهد بودیم که افرادی هم از دو جریان هم در روسیه و هم در ایران حضور داشتند، برنامه ارشاد در این زمینه چیست؟ به عبارت دیگر آیا این وزارتخانه می خواهد هر دو نگاه را با هم به پیش ببرد؟ در حالی که در رسانه ها هم مشاهده کردیم که گلایه هایی مطرح می شد در این زمینه که ویترین جمهوری اسلامی نبوده است، ارزیابی تان از این مسائل چیست؟ اولویت بندی شما در این مسئله جبهه انقلاب اسلامی است یا جبههای که شاید فعالیت انقلابی زیادی نداشته باشد.
ما ایران را در حوزه فرهنگ یک امتداد تاریخی میبینیم نه یک دوره تاریخی
سید عباس صالحی: سه نگاه وجود دارد، یک نگاه به ایران قبل از اسلام و نادیده گرفتن همه حوزههای فرهنگ، تمدن و ظرفیتهای عظیمی که در این 1400 سال پس از ورود اسلام وجود داشته است که اگر اینها را نبینیم انگار ایران را ندیدهایم، اما برخی با نگاههای خاص باستانگرایانه میخواهند چنین تصویری از ایران را ارسال کنند و هر نوع کار فرهنگی ایرانی را اگر قبل از اسلام باشد کار ایرانی میدانند.
گروه دوم هم کسانی هستند که فکر میکنند، اگر از ایران قبل از اسلام صحبت میشود، نوعی ستیز و ضدیت با اسلام شده است.
اما نگاه سوم که نگاه شهید مطهری و حضرت آقا است، این است که ایران یک امتداد تاریخی است، از نقطهای شروع شده تا کنون. اتفاقات ناگواری هم بوده است، اما چیزهای خوب هم زیاد بوده و کم نیست. ما قبل از اسلام هم حکمت خسروانی داشتیم، بزرگانی در حوزه دانش، اندیشه، فرهنگ و هنر داریم، بعد از اسلام هم بسیار چهرههای علمی، ادبی و هنری داشتهایم. بنابراین ایران را ما یک امتداد تاریخی میبینیم نه یک دوره تاریخی. با این مبنا در نگاه به به حوزه فرهنگ ایران اسلامی ما جمهوری اسلامی را نماینده ایران میدانیم، این نظام سیاسی نماینده ایران است و نباید بگذاریم دیگران نماینده ایران شوند.
یکی از اشتباهات تاریخی میتواند این باشد که عدهای بخواهند بنام ایران «فردوسی» را از جمهوری اسلامی بگیرند، کاری که رهبر انقلاب در دهه نخست انقلاب در مشهد جلوی آن را گرفت و گفت، نباید فردوسی را کنار گذاشت. عدهای مطرح میکردند که فردوسی از شاهها تعریف کرده است، اما واقع این بود که فردوسی محصول دوران حکمت اسلامی است که در قالب شاهنامه دوره ماقبل اسلام را روایت کرده است،به همین شیوه فردوسی بعد از یک دهه مسکوت ماندن نوعی بازسازی و نوسازی شد.
جمهوری اسلامی ایران باید نماینده ایران باشد نه هیچ گروه دیگری
بنابراین برداشت ما این است که جمهوری اسلامی باید نماینده ایران باشد نه هیچ گروه دیگری، ما نباید بگذاریم دیگران امتداد تاریخی ایران بعد از اسلام و قبل از اسلام را نمایندگی کنند.
نکته سوم اینکه تصویرهای ورود به این فرهنگ و نظام سیاسی باید مسیرهای روان طبیعی و قابل پذیرش باشد، اگر ما در ادبیات دینی خواندهایم که انبیا آمدند در فضای خرد با مخاطب گفتوگو کردند، این مسیرها باید مسیر روانی باشد، اگر ما قبول داریم ایران امتداد تاریخی است و جمهوری اسلامی نماینده ایران است، این جمهوری اسلامی دهها ضلع تاریخی دارد، باید دید از کدام ضلع و دریچه ورود مخاطب ممکن است، ممکن است هنوز به همه این اضلاع نزدیک نشده باشیم و البته از برخی از یان اضلاع مخاطب بتواند وارد فضای عمیقتر و عمومیتر و جامعتر شود که حوزه هنر و ادبیات ایرانی، بخشهای شکوه و شکوهمندی تاریخ ایران را نشان دهد و افراد را در مقابل یک اقتدار فرهنگی قرار دهد که بتواند مجذوبیت ایجاد کند تا فرد به ایران عشق بورزد، به فلسفه ایرانی، اسلام ایرانی، حکمت ایرانی و تشیع ایرانی نزدیک شود.