اخبار آرشیوی

کدخبر: 210117

محمدرضا سرشار: مسئولین عرصه فرهنگی احتیاط کنند تا مبادا به دست خودشان مخملباف‌های جدیدی در دامن ادبیات داستانی انقلاب ما بیندازند

سرشار ضمن مصاحبه مفصل خود با شماره سوم ماهنامه "فرهنگ عمومی" افزود: «مسئولین در مورد نویسندگان توجه کنند به صرف اینکه کسی نماز می‌خواند یا ظاهر مذهبی دارد اکتفا نکنند. عده‌ای از اینها به دلیل فقر اطلاعات و عدم بینش درست مذهبی آثاری پدید می‌آورند که برای نسل جوان بدآموزی دارد.»
سرشار هم‌چنین در بخش‌های دیگری از مصاحبه خود ضمن نقد کتاب "طوفان دیگری در راه است" اثر سید مهدی شجاعی با اشاره تلویحی به رمان "بی‌وتن" نوشته رضا امیرخانی افزود: «نویسنده جوان دیگری اثری نوشته و به نوع دیگری روسپی شریف را مطرح می‌کند. این داستان در آمریکا رخ می‌دهد. قهرمان اصلی آن رزمنده‌ای است ایرانی که به آنجا می‌رود تا با دختر غیرمذهبی و غیرانقلابی ایرانی‌ ساکن آنجا که پیش‌تر در ایران او را دیده و به وی دلباخته است ازدواج کند. آنجا با یک دختر ایرانی رقاصه که د کافه‌ها استریپ‌تیز می‌کند آْشنا می‌شود و کمر به کمک او می‌بندد. این نویسنده هم به گونه‌ای چهره این زن فاسد را تصویر می‌کند که انسان فکر می‌کند با یک قدیسه مواجه است. در داستان به گونه‌ای ترجیع‌بند مدام تکرار می‌شود که "بنده‌شناس دیگری‌است". یعنی عملا حق نداریم امر به معروف و نهی از منکر کنیم. چون نمی‌دانیم به رغم فسق و فجورهای آشکار افرادی چون این زن بدکاره، چه کسی به بهشت یا جهنم می‌رود.» سرشار هم‌چنین در رابطه با سیدمهدی شجاعی اظهار داشت: «من به‌طور کلی او را داستان‌نویس نمی‌دانم. او نویسنده‌ای است که داستان‌های مذهبی‌اش - به تعبیر کسی- روضه‌های دینی است. یعنی شما اگر بخواهید از نظر ساختار این آثار را نقد فنی کنید تاب نقد نمی‌آورند. به نظر من قسمت‌های بزرگی از آثار داستانی‌اش بیشتر انشاءهای خوبی هستند که از قضا دختر دبیرستانی‌ها و در کل نوجوانان اهل ادبیات یا آنهایی که داستان را در معنی فنی آن نمی‌شناسند آن را دوست دارند. منتها شجاعی ذائقه قشر جوان مذهبی کمتر آشنا با ادبیات اصیل داستانی را می‌شناسد. سرشار در بخش‌های دیگری از مصاحبه خود در رابطه با صادق هدایت افزود: هدایت در ارتباط با زمانه خودش اصلا این شأن و جایگاهی را که امروزه برایش تبلیغ می‌شود را ندارد. فارسی‌اش فوق‌العاده ضعیف و غلط و ابتدایی است. یعنی اگر این متون را یک دانش‌آموز دبیرستان بدون تادعای نویسندگی می‌نوشت، بهتر از هدایت می‌نوشت. با وجود این در مورد هدایت، تب و موجی درست کرده‌اند که متاسفانه از طرف بعضی اساتید بی‌سواد یا مغرض مدام طوری به دانشجویان القاء می‌شود که تصور می‌کنند اگر کارهای هدایت را نخوانده باشند چیزی کم دارند. وی هم‌چنین هوشنگ گلشیری را فردی کم‌تجربه دانست که یکنواختی، بی‌روحی، سردی، روده‌درازی، توصیفات درونی بی‌مایه و به هم بافته و فساد اخلاقی در آثارش وجود دارد. سرشار هم‌چنین مخملباف را فردی کم‌اطلاع از مباحث فلسفی و متون داستانی و کلاسیک دانست که ورود چندانی به این حوزه‌ها نداشته است.
ارسال نظر: