اخبار آرشیوی
علیرضا قزوه: هنوز هم تبعیض هست و جنگ ادامه دارد/ در میان جریان عمومی شعر چهرههایی را داریم که در حد و اندازه شاعران مطرح جهانی شعر میگویند و شعرشان بسیاری از فاکتورهای یک شعر جهانی را دارا است
به گزارش «نسیم» به نقل از پایگاه اطلاعرسانی ساجد، علیرضا قزوه در مصاحبه با پایگاه اطلاعرسانی ساجد به بیان دیدگاههای خود در خصوص وضعیت شعر انقلاب پرداخت. بخشهایی از مصاحبه قزوه به این شرح است: - در میان همین جریان عمومی شعر نیز ما چهره هایی را داشته و داریم که در حد و اندازه شاعران مطرح جهانی شعر گفتند و می گویند و شعرشان بسیاری از فاکتورهای یک شعر جهانی را داراست. - متاسفانه در این سالها کسانی که اهل هیاهو و نان قرض دادن به یکدیگر بوده اند، فضا را بدجوری مسموم کرده اند حتی برخی از شعرهای سپید روزگار ما به جایی رسیده است که اگر ترجمه شان کنیم شاعرانش متهم به عقب ماندگی ذهنی می شوند و خاک بازی های بچه گانه و آثاری بازی های خنده داری را تداعی می کند خب، نقد آنها بماند برای وقت خودش. - نسل من، جنگ را با چشم دید و با گوشت و پوست و خون و روح خود درک کرد. در منطقه حضور داشت، خمپاره از کنار گوشش رد شد، ترکشش در جانش نشست. - شلمچه، فاو، مجنون و بیشتر از همه جا همان شلمچه و بیشتر از همه روز 4 خرداد و صحنه هایی که حتی در فیلم روز واقعه، نیز آن غربت را ندیدم و بچه هایی که زخمی و خون آلود ناگهان برمی خاستند تا به
جانب دشمن بروند، و دوستانشان را بیاورند، اینها دیگر شعار نیستند، می دانید؟ - صورت طنز که در حقیقت پوسته ای است که ساختار شناسان ادبی آن را بخشی از چهارچوب یا قالب اثر می دانند. اتفاقاً آن شعرها که من هم چنان دوستشان دارم اصلی ترین دغدغه های من در تجربه های شعری ام هستند و اگر هم چنان قبولشان دارم به خاطر این است که هنوز آن مسایل برای ما وجود دارند. - آدم های از خودراضی هنوز هم وجود دارند، هنوز هم عدالت نیست، تبعیض هست و جنگ ادامه دارد. متنها مدت هاست که ما خلع سلاح شده ایم و مهمات نداریم و خمپاره است که بر سر و رویمان می بارد، مصاحبه شما هم فرجی برای ما نمی شود، به هر حال حکایت ما حکایت آن بچه های شیمیایی است که بی صدا می سوزند و حکایت تنهایی کمیل است در میان همه انواع و اقسام دعاهای کمیل که از تلویزیون پخش می شوند که ترجیح می دهد تنها در گوشه ای بنشیند و دعای کمیل یک نفره و دو نفره را بخواند. - در مورد ادبیات اعتراض باید بگویم که به شخصه ادبیات اعتراض جهانی را خوب خوانده ام و سعی کرده ام همیشه مستقل باشم. در جنگ با صدام، جنگ با آمریکا، جنگ بوسنی و هر جا مظلومیتی بوده و به خصوص در فلسطین، شعر من حضور داشته،
با خیلی از شاعران بزرگ جهان غرب که در شعر اعتراض نام های بزرگی هستند حشر و نشر داشته ام، شعرهایم را شاعرانی چون سمیع القاسم، محمدالماغوط، مظفرالنواب، محمدعلی شمس الدین و ... خوانده اند و من هم از نزدیک با فضای شعر این بزرگان آشنا شده ام من علاوه بر تاثیر پذیری مثبت از این شاعران باید ممنون و متشکر شاعرانی باشم که پیش از من در شعر مقاومت و اعتراض تجربیاتی آفریده اند زنده یاد سلمان هراتی، دکتر طاهره صفار زاده، محمدرضا عبدالملکیان و رضا براهنی (با مجموعه اسماعیلش) از مشوقان من در سروردن این شعرها بودند شعرهایی که به تیراژ میلیونی هم رسیده و تیر خلاصی بود در شقیقه شعر بی خیالی ها. گرچه بسیاری از منتقدان و دوستان شاعرم مرا با غزل هایم می شناسند اما من تجربه دو این فضاها را پیش از غزل هایم دوست دارم.