اخبار آرشیوی

کدخبر: 309923

محمدرضا سرشار: دلم می‌سوزد که چرا باید شخصی مثل احمدی‌نژاد، این گونه خود را صرف آدم‌هایی کم‌ارزش کند/ برخی نویسندگان در جریان فتنه ۸۸، از ترس از دست دادن مخاطب، سکوت کردند

خبرگزاری فارس نوشت: "انجمن ادبی امین" مراسم تجلیل از محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) را عصر امروز برگزار کرد. در این مراسم محمدرضا سرشار، نویسنده و منتقد ادبی، بیان داشت: مشکل هنرمندان ارزشی ما در انقلاب این است که همیشه بیست می‌گیرند، یعنی مسئولین و مردم به این نتیجه رسیده‌اند که این نویسنده همیشه بیست می‌گیرد و جزو وظایف آن فرد دانسته و چیزی معمولی شده است. - بنده از روز اولی که شروع به فعالیت کردم اگر خدا قبول کند برای هیچ شخصی نبوده است حتی برای شخصی به نام حضرت امام(ره) نبوده است بلکه بنده برای اسلام کاری کردیم و امام را برای این امر دوست می‌داریم که حرف اسلام را می‌زد و در مسیر اسلام حرکت می‌کرد و دیگر مسئولان را به دلیل اینکه در این مسیر قرار دارند به آنها علاقه داریم. - معتقدم مردم هیچ‌گاه در قدردانی از خدمتگزاران خودشان کوتاهی نمی‌کنند. مردم قدردانی خود را از طریق لبخند محبت‌آمیزی که وقتی آن شخص را می‌بینند نثارشان می‌کنند. مردم از آثار نویسندگان استقبال می‌کنند و این امر به دلیل تشویق آنها از نویسندگان است و صحبت‌هایی که بنده می‌کنم متوجه مردم نیست بلکه متوجه مسئولان فرهنگی کشور است. - یکی از نویسندگانی که نمی‌خواهم اسم آن را بیان کنم بسیار اصولگرا و حزب‌اللهی و متدین و با استعداد بود و امروز در اروپا و امریکا علیه نظام توطئه می‌کنند و این فرد از همین جا شروع کرد. زاویه‌ای که این شخص پیدا کرده بود این بود که می‌گفت اگر در این نظام بخواهیم مستقیم در همین جا باشیم، تحویلتان نمی‌گیرند؛ شما باید رفته و یک دوری بزنید بعد موقع برگشت شما را تحویل خواهند گرفت. - ما نزدیک به حماسه‌ای هستیم که دو سال پیش کشور را تا مرز خطر پیش برد و به این مناسبت خوب است که یاد کنیم، چرا که یکی از مشکلات جوامعی همانند جوامع ما فراموشی است. - عرصه سیاسی کشور مدام در حال تغییرات است و هر لحظه اتفاق تازه‌ای رخ می‌دهد و اتفاقات گذشته فراموش می‌شود و افرادی در برهه‌هایی سر بزرگ با دشمنی و عناد بودند و رنگ عوض می‌کنند و آرام آرام چهره دیگری به خود می‌گیرند و دوباره وارد عرصه می‌شوند و مردم هم آن را فراموش کرده و یا بزرگواری می‌کنند که به نوعی آنها سپس در رأس کارهایی قرار می‌گیرند که برای مجموعه ایجاد خطر می‌کند. - معتقدم در این فرازهای مهمی که این کشور تا مرز خطر رفت، نویسندگان و شاعران کجا بودند و چه می‌کردند؟نویسندگان ما متأسفانه در جریان فتنه سال 88 کارنامه درخشانی از خودشان ندارند؛ یعنی روزگار این تاریخ را بنویسند اغلب شرمسار خواهند بود. کاش ما مرکزی می‌داشتیم که تک‌تک افراد ادبی و هنری را برای عبرت تاریخ رصد می‌کرد تا معلوم شود کی چه کاره است، چرا که در این صورت بسیاری از نکته‌ها روشن می‌شد. در اینجا این سؤال مطرح است چرا بسیاری از ما دو کلمه‌ای که حتی خطری هم نداشت وارد معرکه نشدیم و کاری نکرده و سخنی نگفتیم. وی افزود: نخستین نکته به نظر بنده ترس است، بسیاری از اهالی قلم هستند که حقیقت را می‌دانند و به نوعی در دل و محافل خصوصی به آن نیز اقرار می‌کنند اما برخی حاضر نیستند حرف‌های خود را در یک تریبون عمومی بیان کنند، چرا که آنها می‌ترسند و ترس نیز جنبه‌های مختلفی دارند یعنی آنها می‌ترسند خطری برای خود و خانواده‌شان ایجاد شود. - بنده جزو کسانی بودم که برای رئیس‌جمهور فعلی کشور تبلیغ کردم قبل از اینکه جریانات انحرافی کشور درست شود و ما هم که از غیب باخبر نبودیم که اینگونه می‌شود اما با کلیت این شخصیت که مشکل نداریم، چرا که دلمان می‌سوزد که چرا باید شخصی با این کارنامه درخشان اینگونه خود را صرف آدم‌هایی کم‌ارزش کند. - برای تأیید برخی از نویسندگان و رای به احمدی‌نژاد از برخی از نویسندگان امضاهایی را دریافت کرده و بر روی سایت قرار دادیم، یکی از این خانم‌ها روزی با بنده تماس گرفت که می‌شود اسم و امضای من را از سایت خودتان پاک کنید؟ و وقتی جویا شدم گفتند که بنده ویلایی در شمال دارم که هرگاه به آنجا می‌روم به بنده می‌گویند کسی که از رئیس‌جمهور حمایت کند به او ویلا هدیه می‌دهد. هنرمند در یک برهه طولانی تاریخ مشتریان آنها درباریان و اشراف بودند و انتشاراتی وجود نداشت که آثار آنها را منتشر کند. اما هم‌اکنون ولی‌نعمت هنرمندان مردم هستند. - سینماگر از این امر می‌ترسد که اگر فیلم او موضع سیاسی بگیرد، طیف بسیاری از مردم با او مخالفت کرده و فیلم او را نبینند و نویسنده نگران از این امر می‌شود که کسی اثر او را مورد مطالعه قرار ندهد. - نویسنده کتاب «کافه پیانو» اصلاً خود را حزب‌اللهی نمی‌داند ولی کتابش بسیار پرفروش بود و در جایی از احمدی‌نژاد حمایت کرده بود. سایت‌های مختلف علیه او جوسازی و دشنام دادند و گفتند تمام کتاب‌هایی که از او خریداری کردیم را به او پس می‌دهیم. این چه کاری است؟ اگر ما نظام پارلمانی و انتخاباتی را پذیرفتیم دلیلی ندارد که هر کسی انتخاب نشد مردم را به خیابان‌ها بکشاند و آتش‌سوزی به راه بیندازد. در این صورت مملکت آشوب خواهد شد. تمدن یعنی اینکه ما پذیریم اکثریت را و ما آن را نیز پذیرفته‌ایم. - هم‌اکنون در بین نویسندگان ترس از دست دادن مخاطب و مشتری وجود دارد؛ - یک بحث دیگر که بنده به آن اعتقاد دارم دانش است یعنی ما نسبت به آن مسائلی که در جامعه اتفاق می‌افتد اشراف کافی نداریم و آن را نمی‌توانیم تشخیص دهیم که چه کسی راست و چه کسی دروغ می‌گوید. بر توده مردم حرجی نیست که در وسط این جریان‌های تضاد حیران بمانند، ولی نخبگان حقی ندارند که بگویند ما حیران شدیم، چرا که نخبگان در جوامعی همانند جامعه ما خود را معلمان مردم می‌دانند و به نوعی آنها خود را پیشروان و رهبران مردم تلقی می‌کنند. -در فتنه 88 برخی از بزرگان روحانی کشور در این قضیه ماندند که یک وجه آن به نداشتن قدرت تجزیه و تحلیل مربوط می‌شود چرا که برخی اوقات دانش‌هایی وجود دارد و انسان برای اینکه معیار ندارد نمی‌تواند به نتیجه برسد. - گاهی برای مردم بهترین معیار رهبری روحانی جامعه است و برخی اوقات دیگر نیز روحانی مسجد، یعنی انسان در مسائل سیاسی یا باید مستقل باشد و یا باید تقلید کند و نمی‌تواند بی‌طرف باشد؛ همچنین داشتن نقاط ضعف شخصی یکی دیگر از دلایل مهم وارد نشدن در این عرصه‌ها است. بسیاری از افراد می‌ترسند که وارد جریانی بشوند که برخی از مخالفان به آشکار ساختن ضعف آنها در جامعه بپردازند و چاره‌ای جز سکوت ندارند.
ارسال نظر: