اخبار آرشیوی

کدخبر: 350011

سیدعلی موسوی گرمارودی، شاعر: متاسفانه در کشورمان زنده خوب و مرده بد نداریم، همه وقتی زنده‌اند، بد هستند و باید محکوم شوند. اما وقتی که مردند، خوب می‌شوند

خبرگزاری مهر نوشت: سید علی موسوی گرمارودی روز گذشته در قالب یکی از نشست‌های "دیداری با اهل قلم" در شهر کتاب مرکزی با بیان این مطلب اظهار داشت: - باید بگویم که شعر سوگ در ادبیات عرب، خیلی بیشتر و پیشتر از شعر ماست. به عنوان مثال اگر بخواهیم شعر سوگ را درباره حضرت زهرا(س) بررسی کنیم، باید از اشعاری که از همان روزهای شهادتش باقی مانده، شروع کنیم چون خود حضرت هم سوگواره‌هایی برای خودش دارد. مجموعه اشعار و سخنان حضرت فاطمه(س) مختلف است و حرف‌های موزونش از منابع مختلف جمع‌آوری شده و به صورت شبه دیوانی به چاپ رسیده است. اما در فارسی متاسفانه به دلیل حوادثی نظیر یورش و غارت اقوام دیگر، خیلی شعر قدیم نداریم. یعنی از سال اول هجرت به این سو نداریم. - قدیمی‌ترین اشعار ما از 8 شاعر و مجموعا 61 بیت هستند که تا به حال کشف شده‌اند. این شعرها به صورت پراکنده و همه از قرن سوم به بعد به جا مانده‌اند. از بعضی از شاعران تنها دو یا سه بیت و از برخی دیگر هفت یا هشت بیت و از برخی هم فقط یک بیت به جا مانده است. این ابیات با از بین رفتن دیوان‌ها، به صورت پراکنده جمع‌آوری شده‌اند. - دیوان کسایی مروزی در قرون پنجم و ششم موجود بوده اما امروز مجموع ابیاتی که از او به جا مانده شاید به 2 هزار بیت هم نرسد. یکی از شاعران بعد از او که دیوانش را دیده، گفته است من شعر او را 13 بار شمردم و ابیاتش 100 هزار بیت است. البته برخی معتقدند منظور این شاعر یک میلیون و 300 بیت بوده ولی نظر محققان بر این است که منظور او همان 13 بار شمردن و رسیدن به عدد 100 هزار بیت است. جالب است از کسی که شاعر بعدش نقل می‌کند که در دیوانش 100 هزار بیت دارد، امروز به زحمت هزار و 100 بیت مانده است. این‌ها نتیجه همان غارت‌گری‌ها و نابودی‌های ناشی از حمله اقوامی مانند مغول است. - نخستین شاعر آیینی ما، کسایی مروزی است. او اشعاری در رثای شهدای کربلا دارد که نخستین سوگواره فارسی را تشکیل می‌دهد. شاعر بعدی، شاعر کتاب «علی‌نامه» است که کتابش 10 سال پیش کشف شد و تخلصش ربیع است. مرحوم مینوی در زمانی که رایزن فرهنگی ایران در ترکیه بود، از ترکیه کتاب‌هایی با خود آورد که یکی‌ از آن‌ها علی‌نامه بود. شاعر علی‌نامه 50 سال پس از فردوسی این کتاب را با 12 هزار و 600 بیت به پایان برده است و شعرش را در همان بحر حماسی فعول فعول فعول شاهنامه فردوسی گفته است. این کتاب شامل شرح جنگ جمل و صفین حضرت علی‌(ع) است که مقاله مفصلی درباره‌اش نوشتم و در مجله آیینه میراث منتشر شد. - شعر ربیع به اهمیت شعر فردوسی نیست چون شاهنامه نه تنها در ایران که در جهان یک کتاب استثنایی است. اما از بین این 12 هزار و 600 بیت، ابیاتی وجود دارند خیلی برجسته‌اند. - نشر میراث مکتوب از من خواست تا این ابیات گزیده را انتخاب و گرداوری کنم. من هم چنین کاری کردم که حاصلش در کتابی به نام «به گزین علی‌نامه» در نمایشگاه کتاب امسال عرضه خواهد شد. - در ایران قبل از اسلام، سوگ‌سرایی در میان مردم خراسان و ماوراالنهر سابقه دیرینه داشته است. یکی از این رسومات، مراسم سیاوش خوانان بوده که سر زبان مردم بوده است و در سوگواری‌هایشان سوگ سو و شون را می‌خواندند. در دوره بعد از اسلام هم در سوگ غیر آیینی ظاهرا قدیمی‌ترین شعر موجود از آن ابوالینبغی بوده است و پس از آن سوگ سروده رودکی در مرگ شهید بلخی است. در همین قرن فردوسی در شاهنامه، سوگ سیاوس، سوگ رستم بر سهراب، سوگ مادر سهراب و حتی سوگ خودش بر فرزندش را دارد. - سروده‌های نظامی در خسرو و شیرین یا سوگش بر خاقانی هم از نمونه سوگواره‌های همین قرن هستند. نظامی در شعرش می‌گوید که فکر می‌کردم من زودتر می‌میرم و خاقانی برایم سوگواره می‌سراید اما اوضاع این‌گونه شد. بعد به سوگواره‌های سعدی می‌رسیم که بسیار نافذ هستند. سوگواره او درباره معتصم بسیار گیراست و مرثیه‌ای بر مسائل قومی و ملی هم هست اما در یکی از نوشته‌هایم نوشته‌ام که ای شیخ اجل، معتصم هم انسان بود که تو برایش سوگنامه سرودی؟ در قرن هشتم سوگواره‌های حافظ در سوگ امیر محبوبش شیخ ابواسحاق و فرزند خودش را داریم اما اجازه بدهید در ادامه به سوگ سروده‌های آیینی بپردازیم چون شمار سوگنامه‌های غیرآیینی بسیار زیاد است. - اشاره به دیوان کسایی مروزی کردیم. همه دیوان او مدایح و مناقب آل مصطفی(ص) است. شعرای شیعه فارسی حتی وقتی حکومت دست غیرشیعه‌ها بود، از سرودن سوگنامه‌های اهل بیت و ذکر مصیب فروگذار نکردند. اگر بخواهیم به کاربرد تلمیحی داستان کربلا و امام حسین(ع) در شعر شاعران فارسی‌زبان اشاره کنیم، مثنوی 70 من می‌شود چون مثلا شاعری درباره لاله شعر می‌سروده و بعد تلمیحی از ماجرای کربلا را در شعرش می‌آورده است که از این نمونه‌ها در ادبیات فارسی بسیار است و شاعران شیعه و سنی با تلمیحات زیادی در شعرشان از امام حسین(ع) و کربلا یاد کرده‌اند. - در قرن پنج و اوایل قرن ششم، سنایی است که برای امام حسین و اهل بیت شعر می‌سراید. آقای رسول جعفریان محقق برجسته به شعر ابوالمفاخر رازی در آن قرون اشاره داشته است تا قرن هفتم که جلال‌الدین محمد، مولوی کربلایی می‌شود و شعر کجایید ای شهیدان خدایی را می‌سراید. مولانا در مثنوی هم به کربلا با همین چشم ژرف‌نگر پرداخته و شوق طربناک قهرمان کربلا به شهادت، را در شعرش نشان داده است. مثلا درباره شب عاشورا گفته است: «چون که ایشان خوسروان دین بُدند/ وقت شادی شد چو بشکستند بَند» چون در تاریخ آمده است که شهدای کربلا، شب عاشورا با هم شوخی و خنده داشتند. این همان نگاهی است که در شعر طوطی بازرگان مولانا هم وجود دارد و می‌گوید کسی که می‌خواهد من را ببیند، باید بمیرد. - در قرن 8 و 9 ابن حسام خوسفی را داریم و در این دوران بود که توجه به اشعار آیینی گسترش یافت. محتشم در این دوره بود که علاوه بر توجه به صنایع ادبی، درک عناصر معنوی کربلا را در سوگواره‌اش آورد که عبارت‌اند از عشق، حماسه و عرفان. از روزگار صفویه به بعد، به دلیل آزادی و فضای باز برای شاعران آیینی، این گونه شعر بسیار گسترش پیدا کرد. در روزگار قاجار هم شاعران برجسته‌ای در این زمینه وجود دارند. مثلا میرزا کوچک وصال شیرازی متعلق به این دوره است که همه افراد خانواده‌اش شاعر بوده‌اند. دکتر وصال همسر مرحوم طاهره صفارزاده هم از همین خانواده بود که شاعر قدری بود. وصال شیرازی ترکیب‌بندهای شیوایی دارد که بالاترین‌شان در سوگ امام حسن(ع) سروده شده است. اما از شاعران این قاجار، عمان سامانی در صدر ایستاده است. او از اهالی سامان چهارمحال و بختیاری بود و بیشتر شهرتش را مدیون گنجینه اسرار است که به اشتباه «گنجینه‌الاسرار» نامیده می‌شود. چون اگر بخواهیم این نام را عربی به کار ببریم باید بگوییم «مخزن‌الاسرار». مهم‌ترین ویژگی اشعار عمان این است که عرفانی‌اند و در خور شان سوگ اهل بیت گفته شده‌اند. - زندانی شدنم پیش از انقلاب، تنها به اشعارم ربط نداشت، من 4 سال در زندان بودم. البته شعر قسمتی از محکومیتم بود. مخصوصا شعر «بهار خون» چون طرف صحبتم در آن مشخصا شاه بود و به تعداد کلماتش هم شلاق خوردم. فقط کسانی که آن روزگار را درک کرده‌اند، می‌دانند چه خفقانی حاکم بود. یک بار شهید رجایی به من گفت بیا در مراسمی که برای یکی از شهدا گرفته‌ایم شعر بخوان. این شهید فرزند دوساله داشت. مجلس هم مخفی بود. چون کسی اجازه نداشت برای کسی که به دست ساواک کشته شده، مجلس فاتحه بگیرد. من هم از راه پشت بام به خانه‌ای که برنامه در آن برگزار می‌شد، رفتم. حاضران این مجلس حدود 80 نفر از دست‌چین شده‌ها بودند ولی خدا گواه است که وقتی به ابیاتی رسیدم که مستقیما به شاه تشر می‌زدم و گفتم «رسد روز خون تو را ریختن»، عده‌ای از حاضران از مجلس بیرون رفتند که اگر برنامه لو رفت، بگویند ما در این محفل نبودیم. - متاسفانه در کشورمان زنده خوب و مرده بد نداریم. همه وقتی زنده‌اند، بد هستند و باید محکوم شوند. اما وقتی که مردند، خوب می‌شوند. دوستانی در موسسه فرانکلین بودند که قبل از انقلاب موافق وضع موجود بودند و بعد از انقلاب به رنگ موافقان انقلاب درآمده بودند. تعدادشان هم کم بود ولی علیه اخوان تبلیغ می‌کردند که این مرد با گیس بلند تا سرشانه چه معنی دارد به موسسه بیاید؟
ارسال نظر: