اخبار آرشیوی
محمدحسین جعفریان: تقسیمبندیهای فعلی در "شعر" تنها برای عدهای دکان دو نبش ایجاد کرده است/ شعر در روزگار ما نه باب طبع مطبوعات است و نه سایر رسانهها/ اینکه سیاست از ادبیات استفاده ابزاری کند و بعد جسدش را بیندازد زمین و از رویش رد شود، ناراحتکننده است
این شاعر، روزنامهنگار و مستندساز همچنین افزود: - امروز برای تاثیرگذاری کوتاه و میان مدت در مخاطب یا باید مستند ساخت و یا روزنامهنگاری کرد؛ راه دیگری نداریم. شعر در روزگار ما نه باب طبع مطبوعات است و نه سایر رسانهها. کتابهای شعر هم به زحمت بیشتر از شمارگان دو هزار نسخه منتشر میشود و این خود بهترین دلیل برای صحت این ادعاست. - امروز هیچ عرصهای برای ظهور و بروز شعر نیست. خب طبیعی است که اگر در این فضا کسی شعر را عرصهای برای بیان باورهای خود انتخاب میکند، بدون شک سراغ بدترین گزینه رفته است. - مخاطب شعر هم این روزها بسیار مهجور است. شما یک کتاب شعر نام ببرید که در این سالها باعث رخ دادن یک اتفاق ادبی شده باشد. این حرف البته به معنی آن نیست که چنین نبوده است. منظورم این است که نگاه مردم، رسانه و خبر به سوی شعر و شاعری نیست و این بحث به فراموشی سپرده شده است. - فکر میکنم جای شعر را به مراسم معمولی درباره آن دادهایم و این به وجودیت شعر لطمه زده است. به نظرم تقسیمبندیهای عالم سیاست این روزها به دنیای شعر وارد شده و به آن لطمه زده است. عادت کردهایم که دائم شعر و شاعر را تقسیم کنیم به انقلابی و
ضدانقلابی و... اما کسی نمیگوید این وسط خود شعر چه میشود؟ - یادم هست در نشستی ادبی، یکی از شاعران در مجلسی شروع کرد به بد و بیراه گفتن به جمهوری اسلامی. یوسفعلی میرشکاک هم که در آن نشست حاضر بود، بلند شد و بعد از اعتراض به این ادبیات به آن شاعر گفت: این حرفها را ول کن. شعر چه داری؟ آن را عرضه کن ما هم شعر انقلابی را عرضه میکنیم تا ببینیم در کنار هم چه داریم و کدام برتر است. شعرعلی باباچاهی و امثال او را بیاورید، ما هم شعر سیدحسن حسینی و قیصر امینپور و امثالشان را میآوریم تا ببینیم هرکه چه دارد و که شاعرتر است. - تقسیمبندیهای فعلی در شعر تنها برای عدهای دکان دو نبش ایجاد کرده است و در این میان تنها شعر قربانی شده است. همین آقای میرشکاک مگر شاعر کوچکی است؟ اما چه کسی شاعری او را بر میتابد و باور دارد؟ آیا اصلا این اشعار تجدید چاپ میشود؟ - شعر و ادبیات این روزها به قدری با سیاست آمیخته شده که تا حد زیادی به بودن خودش لطمه زده است. این به معنی آن نیست که ادبیات نباید تعهد داشته باشد و بوی سیاست ندهد، اما اینکه ببینیم سیاست از ادبیات استفاده ابزاری کند و بعد هم جسدش را بیندازد زمین و از رویش رد شود،
ناراحت کننده است.