اخبار آرشیوی
همایش ملی 'پژوهشهای ادبی'/۶-رضا داوریاردکانی: متاسفانه اغلب فعالیتهای صورت گرفته در حوزه پژوهش ادبیات با شکل و شمایلی صوری همراه بوده است/ در شعر نباید محتوا و قالب به یکدیگر غلبه کنند بلکه این دو باید با یکدیگر برابری کنند
به گزارش خبرنگار «نسیم»،رئیس فرهنگستان علوم در ادامه افزود: - نکته مهم این است که ادبیات ما در تصحیح متون تمام نمی شود اما ما راضی شده ایم به ادبیات سوری. - شعرنو تنها برداشتن قافیه و حذف ردیف نبود، کار اصلی شعر نو دگرگون کردن مضمون بود و فقط تغییر در قالب حساب نمیشد اما بحث های آن موقع اغلب پیرامون قالب در شعر بود و ما هنوز به این نوع شعر نگاه سوری داریم. البته این نگاه لازم هم هست چون زبان شعر نو با زبان شعر کهن متفاوت است اما نباید محدود به این شد. چون تلقیها از زبان شعر متفاوت است. - در این روزگار گاهی میبینیم که صحبت میشود شاعران به تاریخ و زمین و زمان پرداختهاند اگر این جدی تلقی بشود خیلی خوب است و این پرداخت به مضمون بحث مهمی به حساب میآید. - گلستان است که سعدی را سعدی کرده و این شاهنامه است که فردوسی را فردوسی کرده، نه بالعکس. رسیدن به این مفهوم دشوار است. اقبال لاهوری شعر را ایدئولوژیک کرده است چون واقعا شاعر بوده . بهترین دلیل این است که نثر او با شعرش متفاوت است و مضامینی که در شعرش هست را درنثر او نمیتوان یافت. - آنچه در نثر میآید قصد و نظر شاعر است و آنچه در شعر میآید همان شعر است چون
شعر ساختنی نیست، آمدنی است. - این رسم بدی است که در معتقدات شاعر بحث شود. بد نیست که این را وقتی وارد حیطه پژوهش شدیم بدانیم اما یادمان نرود اینها را برای این میپرسیم چون این فرد یک شاعر است. پس شاعر بودن او در اولویت قرار دارد. - ممکن است شاعری را از جهت سیاسی ؛ اخلاقی و اعتقادی قبول نداشته باشید. زندگی خصوصی شاعر به ما ربطی ندارد. ماندگاری شاعر در سخن اوست و آنچه از شعر او میماند. باید به اینها پرداخت. هرقدر هم ما شاعر را از جهات دیگر قبول نداشته باشیم شعر او را نمیشود منکر شد.