اخبار آرشیوی
حسین فتاحی، نویسنده "آتش در خرمن": تجربه یکی از ارکان اصلی نوشتن است/ آلاحمد و دولتآبادی زیاد سفر کرده و بین مردم زندگی میکردند و حاصل اینها سفرنامه و گزارش سفر میشد، چیزی که الان اتفاق نمیافتد/ امروز تنها امیرخانی اصرار به این کار دارد
به گزارش «نسیم»، حسین فتاحی در نشست "عصرتجربه" که روز گذشته در محل بنیاد ادبیات داستانی برگزار شد، ضمن اعلام این مطلب افزود: - فکر میکنم کاری که داستان نویس می تواند انجام دهد ساختن یک دنیای فانتزی یا تخیلی حتی در شکل رئالش هست، نوعی فانتزی که بعضی وقتها ممکن است شبیه واقعیت باشد ولی شاید بعضی جاها شبیه واقعیت نباشد اما لحظه ها را انتخاب می کند و این انتخاب هنرمندانه است. نویسنده ای که به این وجه داستان برسد 90 درصد کارنوشتن وی حل شده است. معلم که بودم، مسئله حل می کردم، فرمول می نوشتم، برمیگشتم می دیدم بچهها کار دیگری می کردند. کتاب و اعلامیه رد و بدل می کردند. بعد کم کم سعی کردم با بچههای کلاس دوست شوم .دیدم همان اتفاقی را که من می خواهم بصورت داستان به نگارش درآورم در کلاس دارد انجام می شود. درنهایت رمانی را پیرامون فعالیتهای انقلابی دانش آموزان نوشتم و سال 60 بطور اتفاقی به یک نفر دادم که این رمان را بخواند. حدود سه هفته بعد که رفتم تحویل بگیرم دیدم این رمان در حال چاپ است.این باعث شد که احساس کنم می توانم بنویسم. - سالهای 63 و 64 به اهواز و سوسنگرد رفتم که مناطق جنگی را ببینم. شهرجنگ زده شاید تصورش
خیلی سخت باشد. در آن مناطق قهوه خانه ای را پیداکردم که هیچکس در آن نبود. با پسربچه ای هم در این میان صحبت کردم و همین هم شد قهرمان کتاب. پنج کیلومتر پیاده روی کردم و از تک تک بوتهها، پرندهها و خانههای آنجا یادداشت برداری کردم و همانها را چاپ کردم. تولستوی می گوید هنر انتقال حس تجربه شده است. خیلی چیزها را نمی شود تجربه کرد، تجربه را جور دیگری هم می شود بدست آورد. مرحوم جلال آل احمد و دولت آبادی زیاد سفر می کردند و بین مردم زندگی می کردند و حاصلش می شد سفرنامه و یا گزارش یک سفر، چیزی که الان اتفاق نمی افتد. تنها کسی که من می شناسم اصرار به سفر و تجربه زندگی بین مردم دارد آقای امیرخانی است. - تجربه شاید یکی از ارکان اصلی نوشتن است. نوشتن سه عامل دارد استعداد، فوت و فن نویسندگی و تجربه. «آتش درخرمن» را من بدون حضور در جنگ نوشته ام فقط چند روز به سوسنگرد و یک سفر یک هفته ای هم به کردستان از طرف کیهان بچه ها برای گزارش داشتم. حاصل سفر به کردستان کتاب «عشق سالهای جنگ» شد. سه سال از چاپ کتاب «عشق سالهای جنگ» گذشته بود که خانمی از شهرستان بعد از چهار ماه پرس و جو آدرس ما را پیدا کرده بود و آمده بود کیهان بچه
ها. می گفت شخصیت داستان شما همسر من است و گم شده و من دنبالش می گردم. نه می توانستم بگویم دروغ است و نه بگویم درست است، اگر می گفتم راست است می گفت شوهر من کجاست اگر می گفتم دروغ است و من خودم براساس یافته های خودم نوشتم برایش عجیب بود. علتش این بود که صحنه ها و حوادثی را که در کتاب ذکر کرده بودم را از آدمهای محلی پرس و جو کرده بودم. - بعضی ها راجع به فلسطین داستان می نویسند معلوم است که از روی نقشه نگاه کرده و نوشته است و نمی داند روابط آدمها و رفت و آمدها در آنجا چگونه است. داستان انتقال حس تجربه شده است. کسانی تجربه های خوبی پیدا می کنند که خیلی خوب است اما بعضی وقت ها آدم این شانس را نمی آورد خب چکار کند در این صورت می تواند این تجربه را جور دیگری بدست آورد. کتاب جنگ و صلح 50 سال بعد از آن حادثه نوشته شده که یک واقع نمایی شاهکار است. تجربه را از راههای مختلف مثل خاطرات،زندگینامه و حتی خواندن رمانهای دیگر بدست آورد.