اخبار آرشیوی

کدخبر: 633651

چهارمین کنگره "صدای پای آب"/۳- محمدرضا عبدالملکیان: مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری چهار چهره برجسته شعر نیمایی هستند/ سهراب خلوت خاص خود را داشت و کمتر در شب شعر و انجمن ادبی شرکت می‌کرد

به گزارش خبرنگار «نسیم»، عبدالملکیان در این کنگره که عصر روز گذشته در محل حوزه هنری برگزار شد، ضمن اعلام این مطلب افزود: سهراب در روند شکل گیری ،هدایت ،متفاوت و مستقل شعر خویش مقابل خیلی از قراردادهای عرصه ادبیات علامت سئوال می گذارد و موفق می‌شود کشف های متفاوتی کند. این شاعر در ادامه اظهارات خود در خصوص سیره خاص ادبی سهراب گفت:‌ سهراب بجای حرکت در مسیر عادت، بی بدون ترس از دامنه های تصرف نشده تجربه ای تازه ای کرده م کند. وی در ادامه صحبت‌های خود گفت: اگر بخواهیم بعد از نیما از چهار چهره شعر معاصر و رهروان شعر نیمایی را نا م ببریم باید به اخوان ثالث، شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری اشاره کنیم. شاعر می تواند متفاوت و اثرگذار باشد که در کارنامه خود آثاری متفاوت با دیگر شاعران داشته باشد. اینکه سخاوت و برجستگی استواری که در زبان شعری اخوان ثالث می بینیم در دیگر شاعران دیده نمی شود عبدالملکیان، شعرهای سهراب را روان توصیف کرد و افزود: شاید نتوانیم هیچ پیچیدگی و موسیقی متفاوتی را به عنوان ویژگی سهراب از لحاظ زبان شناسی تاکید کنیم. موسیقی حیرت‌انگیز در اشعار شاملو یکی از برجستگی های شعر او محسوب می شود. فروغ هم شناسنامه نسل شهرنشین تهران چند دهه گذشته است. پشت شعرهای فروغ یک جامعه شناس نشسته است و کشف هایش حیرت انگیز است. اشاره آقای بیدج به نگاه شاملو مبنی بر اینکه در کنار جویی زندگی می کنیم که خون جوانان جاری است و سر می برند شاملو که آن نگاه را داشت امروز اگر در قید حیات بود واقف بود در جایگاه و قله شعر معاصر همان جایی که شاملو ایستاده فروغ، سهراب و اخوان نیز ایستاده اند. عبدالملکیان دنیای سهراب را خاص خودش دانست و گفت: سهراب خلوت های خاص خود را داشت و اهل هیچ مصاحبه ای نبود و همه انتقادها و گله هایی که می شد سراغ ندارم که پاسخی داده باشد .سهراب کمترین ارتباط را با محافل ادبی داشت و کمتر در شب شعری شرکت می کرد؛ سهراب ویژگی خاص خودش را داشت. سهراب در کتاب هشت بهشت چند شعر را به افرادی تقدیم کرده است که از چهره های مطرح ادبیات نیستند؛ به عنوان مثال شعر صدای پای آب را به مادرش و مجموعه شعر حجم سبز را به بیوک مصطفوی و خانه دوست را که از زیباترین اشعار سهراب است به ابوالقاسم سعیدی تقدیم کرده و تنها یک شعررا آن هم نه با نام بلکه با اشاره به چهره ای ادبی تقدیم کرده که فروغ است. آنچه که من شنیده ام با فروغ آشنایی نزدیکتری داشت و بازنده یاد طاهره صفارزاده هم اشاراتی به آشنایی با وی داشتند. وی با اشاره به علاقه‌مندی‌های سهراب گفت: یکی از علاقمندی های سهراب ورزش فوتبال بود که آن زمان یک مقاله و نامه ای را در خصوص ناهنجاری های فوتبال به کیهان ورزشی نوشت. یکی از گلفروشی ها روزهای پنج شنبه برگهای ریخته شده گلهارا داخل کیسه می ریخت و سهراب می رفت می گرفت و به استودیو که می رفت می برد بر سر تماشاچیان می ریخت. این روحیات سهراب بود. وی همچنین از طرح برخی مسائل نسبت به روحیات سهراب انتقاد کرد و گفت: ویژه نامه ای حدود سه یا چهار سال پیش منتشر شده بود که به نقل از یکی از اهالی فرهنگ که فوت کرده اند گفته بود در مسیر کاشان که می رفتیم سهراب یک جا ایستاد و یک چوبی از زیر صندلی ماشین برداشت رفت و چند دقیقه بعد برگشت و وقتی علت این حرکت را سئوال کردیم گفت یک ماری کنار چشمه بود که وقتی کسی چوپانی می خواست آب بخورد اذیت می کرد. به نظرم این بی انصافی است ، سهراب به مگس هم مجال حیات می داد . اولا کشتن یک کار حرفه ای است و ثانیا مگر مار همانجا ایستاده بود که سهراب در همان لحظه ببیند و بکشد؟! چنین خیالبافی هایی دور از انصاف است و یا اینکه یکی می گفت 80 نامه از سهراب داشتم یکی آمد و برد که به آن عزیز باید گفت نامه های سهراب منتشر شده و از این نامه ها حدااقل یک یا چند بار باید اسمی از شما در آن می بود! دوستان عنایت بفرمایند به اشاراتی که می شود عنایت فرمایند توجه بیشتری بشود که شخصیت واقعی با سئوالها و تردیدهای دیگر مواجه نشود.
ارسال نظر: